کتاب سلیمان

یه بارم حضرت سلیمان میرسه به یه گوره خر بهش میگه بیا یه کم گپ بزنیم 
گور خره می گه : عجب خری هستیا , من حیونم نمی تونم حرف بزنم 
هیچی دیگه تو این حادثه سلیمان به طور کلی نابود شد 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O