با خلوص نیت خاهشن


حضرت قالب ثوابی دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر مسجدی نشست در راهی
                               که از آن می گذشت مرادی ( سعدی اینجا تو گور رفت رو ویبره )
ابن ملجم  پرفریب و حیلت ساز
رفت دمه مسجد و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه لباسی چه جا نمازی عجب فرقی
ریش سیبیلت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
                         نبودی بهتر از تو در امامان ( خار قافیه رو اینجا گاییدم ) 
علی می خواست مادر او را صیغه کند
تا که لیست صیغه ی خویش کامل کند
حضرت خم شد صیغه نامه را برداشت 
ابن ملجم شمشیر بر فرقش گذاشت 

برای شادی تازه گذشته فاتحه ام الصلوات 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O