از امروز چی کشیده عاغامون مموت قربون مظلومیتت برم

با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد
در خود سفرهای استانی را مرور كرد

ذهنش ز وزارت کشورعبور كرد
حسن بساط سينه زدن را كه جور كرد
احساس كرد از همه عالم جدا شده ست
در بيت رهبری مجلس ماتم به پا شده ست
در اوج عن شدن خوب دلش را كه غم گرفت
 وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت

وقتش رسيده بود به دستش چایی گرفت
 مثل هميشه رخصتي از مشایی گرفت

سپس بگفتا 
 باز اين چه شورش است كه در جان رهبر است
شاعر شكست خورده ي طوفان ایران مموت است 
بي اختيار شد چایی را رها گذاشت
 دستي ز غيب قافيه را بگا گذاشت

خابید و سر را رو به خدا گذاشت
برای کیرش یک بالشه جدا گذاشت
با اين حال دوباره دستی به کیر كشيد
کرد روی بالشو یک بار هم زیر كشيد

رهبری را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد
 حتي براش جاي كفن، مُسترا كشيد
اما در اوج شق درد كم آورد و رنگ باخت
 بالا گرفت كار و سپس آتشفشان گداخت

به لجن کشید بالشو رخت خواب را 
حتی کثیف کرده روی دیوار قاب را

در این حال,ارضای او طلوعي دوباره بود
مموتی دوباره كهكشان روشن هفده ستاره بود

در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس
مموتی كنار دفترش افتاد از نفس

با خود برنامه ریزی کرد هر روز این چنین 
با یاد سپاه و آقا مجتبی برنامه اش باشد همین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O