کشیش و درس خدا شناسی - فصل یک

روزی کشیشی سوار اتوبوس شد 
دختری کنارش نشست که از غذا ( یا حالا قضا یا غضا یا قزا  یا هر کوفته دیگه ای) 
سینه های بزرگ و زیبایی داشت 
همه اتوبوس به سینه های دختر خیر شده بودند 
ولی کشیش که ایمان بسیار قویی داشت به جای اینکه به سینه های دختر نگاه کند به تخم های خود خیره شده بود 
چند ایستگاه گذشت
دختر یکی از سینه های خود را بیرون انداخت که مردم استفاده بیشتری از دیدن این سینه های بلوری ( Bluray 720p) بکنن
اما کشیش همچنان به تخم خویش می نگریست 
دختر سینه دوم را هم بیرون انداخت 
همه اتوبوس به دختر نگاه می کردند
 ولی بخاطر کشیش زیاد تابلو بازی در نمی آوردند 
زیرا از او خجالت می کشیدند 
ناگهان کشیش سر خود را بالا آورد سینه های دختر را دید 
کیر خود را در آورد لای سینه ها گذاشت
و تلمبه زد و خود را ارضا کرد و دوباره نشست 
مردی ژنده پوش جلو آمد و از کشیش پرسید : 
دلیل این اقدام شما چه بود کشیش؟ 
کشیش فرمود : گه نخور بابا 
سپس یک بار دیگر کیر خود را در آورد لای سینه های دختر گذاشت و تلمبه زد
 و بعد در ایستگاه پیاده شد و به کلیسا رفت 

بهشت

اگه واقعا بهشت زیر پای مادران است جا داره بگم امروز خواب بودم مادرم اومد از روم رد شه یه لحظه رفتم بهشت ، دهنم گاییده شد ، عجب جایه کیریه  این بهشت 

سوالات شرعی - فصل پنجم یا هر چندوم

اعتقاد چیست؟ 

اعتقاد در زمان گذشته به آب دهن بز می گفتند 
که بعد ها به صورت چیزی مقدس در آمد 
کلمه اعتقاد از حروف : الف،عین، تا، قاف ،الف  و دال ساخته شده 
که نشان دهنده هیچ کسشری نمی باشد و کاملن بی معنی است 
در زمان صفویان مردم از اعتقاداته هم برای شستشوی سولاخ کون خویش استفاده می کردند ، که این کار بعد ها بخاطر مشخص شدن بیماری زا بودن اعتقاد از طرف ابوریحان بیرونی ممنوع شد 
در زمان زکریای رازی اعتقاد برای عرق خوری های زکریا استفاده می شد 
ایشان از اعتقاد به صورت لفظ استفاده می کردند 
مثال: 
 بره اونجا که اعتقاد نباشه 
در زمان حضرت عباس اعتقاد وجود نداشت زیرا ایشان وقتی برای این کار ها نداشتند ، چون دائم باید می رفتند از لب چشمه آب بیاورند 

حضرت سلیمان که قدرت حرف زدن با حیوانات را داشتند روایت می کنند که روزی از دهن سگی شنیده اند : هر سگی به اعتقاد دست بزند باید غسل کند ، زیرا سگ ها اعتقاد را نجس میدانند 

مولانا ابولجاسم فردوسی ( برادر مولانا ابولقاسم فردوسی ) می گوید : 
میازار موری که دانه کش است ، فکر کردی مثل تو کسکش است؟ 
این شعر اعتقاد توش نداشت ولی واقعیت که داشت 

امروزه اعتقاد دیگر مثل قبل با ارزش نیست و آدم های لوس به اعتقاد هم احترام می گذارند ، که این کار باعث شده اعتقاد جنده شود  
به امید روزی که یاد بگیریم به اعتقاد یکدیگر برینیم 

معتقدم دیگه

من عمه ندارم ولی اگه داشتم 
تا میدیدمش اولین سوالی که ازش می کردم این بود که : 
عمه بابایم کجاست ؟ 

بی مزه بازی های شادمهر تو خونش

درگیره رویای تو ام 
اینو دوباره راست کن 
دنیا اگه تنهات گذاشت 
 تو اینو انتخاب کن  

زمستان آمدو فکر عمت کن

دیگه زمستون شد و با فرهنگ بالایی که نزد ایرانیان سراغ داریم ، از این به بعد در تمام پیاده رو ها و خیابان ها شاهد خلت سبز خواهیم بود 

دغدها هایم

تا حالا به این فکر کردید توی زمستون 
توی این سرمای طاقت فرسا 
این عنایی که گوشه خیابون بدون سر پناه ریده شدن چی کار می کنن؟ 
تازه بعضیاشون خشک شدن و روشون مگس پره 
بیچاره ها 

دل سوزی های کودکانه

دیروز توی خیابون یک تکه عنه تنها دیدیم ، از دیروز دلم به حاله تمام عن های تنهای دنیا می سوزه 

جک

یه زنه میره پیش دکتر 
می گه: آقای دکتر شوهرم انقدر زده دره کونم که کونم کبود شده 
دکتر می گه : بکش پایین ببینم 
دکتره کونشو می بینه یه ذره زنه رو میماله بعدم می کنتش 
بعد به زنه می گه: چیزی نیست زود خوب می شه، راستی چرا شوهرت زدت؟ 
زنه می گه:  دیروز تو خیابون یه پسره دستش خورده بود به باسنم  شوهرم فهمید این بلارو سرم آورد
دکتر میگه: اوه اوه پس امشب کونت پاره است ، به منشی می گم یه وقت برای فردا برات بزاره

غم و غصه

وقتی یاده حقی که از زنان این مملکت خورده شده می افتم اسپرم تو چشمام حلقه می زنه 

اسامیه مقدسه

مردم اسم بچه هاشونو میذارن  شروین 
بعدم بهشون می گی چرا؟ می گن قشنگه 
خوب شومبول طلا هم قشنگه
ولی این دلیل نمی شه آدم اسم بچشو بزاره شومبول طلا که 

آماده سازی برای حمله احتمالی اسرائیل - فصل 1

برای آمادگی در برابر حملات شیمیایی  چه کنیم؟ 

در طول روز نخود و تخم مرغ به میزان کافی خورده
شب زیر پتوی خود چندبار بچوسید 
سپس سر خود را زیر پتو برده و نفس عمیق بکشید 

اگه درعرض یک ماه مریضی تنگی نفس نگیرید و نمرید 
دیگر دربرابر حملات شیمیایی نمی میرید 

فرار مغز ها

قدیما همه میرفتن خارج واسه ادامه تحصیل 
الان همه میرن خارج که تو مسابقه بفرمایید شام شرکت کنن 

جهنمی های دیوث

می گن تو جهنم هیئتاش هر شب عدس پلو با کیشمیش میدن 

فتنگه گران

عدس پلو فتنه ی آمریکا و اسرائیل است که وارد هیئت های ایرانی شده است 

کربلا منتظر ماست بیا تا نرویم

تو عاشورا تاسوعا انقدر شمال شلوغ می شه که هر کی ندونه فکر می کنه امام حسین تو شمال شهید شده 

دیوار نوشته ها

لعنت بر پدر مادره کسی که هر روز در این محل صدای اگزوز در می آورد

توی کوچه محسن چاوشی اینا اینو نوشته

تبادل اسم

چیزی که از اسم 2afm  معلومه 
اینه که این اسم اول اسمه یه موج رادیو بوده بعدن تبدیل به اسم یه خواننده شده 

بی شعورا فکر کردن چی؟

امروز یارو اومد دره خونه غذا بده 
گفتم دستتون درد نکنه 
گفت: ما وسیله ایم 
منم اومدم با نمک بازی در بیارم گفتم : 
اتفاقن ما وسیله نداریم بیا سوارم کن ببرم تا فلان جا 
یه دفعه نگاه کردم دیدم یارو 60 سالشه 
گفتم: می خواید غذاتونو پس بدم ؟ 
گفت: غذای من نیست غذای امام حسینه 
گفتم: پس چرا غذای امام حسین و آوردید واسه من می بردی واسه خودش 
دیگه تا اومد برگرده نگام کنه درو بستم که نبینمش 
طاقته شرمندگیشو نداشتم دیگه 

اسمشو گذاشتم کاندومه خاهر محسن کورتکس

یه کاندوم اختراع کردم آنلاینه
می تونید ازش استفاده کنید به صورت آنلاین
 ولی اگه وسط کار اینترنتتون قطع بشه
و طرف حامله بشه من هیچ مسئولیتی قبول نمی کنم
در این موارد باید زنگ بزنید پشتیبانی اعتراض کنید

مگه اننقدر کیراتیه ؟

یه جنده تو فیسبوک عکس یا ابولفضل گذاشته 
بعد بالاش  نوشته : 
خدایا منو به دستای بریده ی عباس ببخش 

منم رفتم یه عکس یا امام حسین گذاشتم تو کامنت دونیش 
بعد بالاش نوشتم: 
خدایا ترو به گلوی بریده ی حسین نبخشش 
این جنده است 

محسن کورتکس بازم دزدی کرد حرومی خارکسته

از امشب سعی می کنم روایاتی از حادثه ی دلخراش کرب و بلا رو براتون بگم 
امیدوارم با این حرکت انقلابی بتونم توهینی درخور نام این واقعه ی کسشر به اعتقادات شما بکنم 

توهین به شما و اعتقادات شما شعار ماست 

نه اینکه ترسو باشما ، خیلی با فرهنگم

یه بار چندتا کُرد تو مترو دعواشون شده بود 
زدن همه ی مترو رو گاییدن 
بعد منم از ترس ریده بودم به خودم 
موقع پیاده شدن اینا اومده بودن کناره در وایستاده بودن 
منم اونجا بودم 
مثلن اومدم بگم ما هم کُردیم که با اینا تیریپ صمیمیت بریزم که نزنن منو بگان 
گفتم: چطوری وولک؟ ما هم مثل خودتونیم کاکو 
موقع رفتن یه دونه مشتم گذاشتن پای چشم ما رفتن بیرون 
بعد ها فهمیدم کردستان با آبادان فرق داره 

سوالات شرعی - فصل دوم

چگونه همسرمان را از کون بکنیم ؟ 

چه سوال خوبی ، در این روزه بارانی خیلی هم مناسبت داره 

برای این کار ابتدا شما باید زن بگیرید 
( توصیه ی ما به شما این است که همچین کاره احمقانه ای نکنید ) 
گیریم که خر شدید و زن گرفتید  
قدم بعدی این است که همسرتان را قانع کنید که به شما کون دهد 
( توصیه ی ما به شما این است که به زور این کار را بکنید چون زن ها زبون خوش حالیشون نمی شه ) 
وضو بگیرید 
( در کتاب های آسمانی وضو در این حرکت بسیار توصیه شده)
برای شروع شما باید زنتان را به پشت بخابانید 
لای کون را باز کنید 
دو طرفه کون همسر دلبندتان را با دو دست نگه دارید 
خیلی عاشقانه تف کنید روی سولاخ کونش 
( توصیه ی انبیا این است که تف حتمن باید حلال باشد و قصبی نباشد ) 
آلت تناسلی خود را خیلی احساسی دمه سولاخ همسره دلبندتان بگذارید
با توصل به پنش تن آل عبا فشار دهید و آلت خود را به همسرتان فرو کنید 
 ( در این حالت همسر عزیزتان بسیار داد و بیداد می کند ، ولی شما به روی خودتان نیاورید و کار خود را بکنید ) 
بعد از اتمام کار اگر همسرتان از شما پرسید : 
مگه نشنیدی داشتم از درد داد و بیداد می کردم؟ 
شما بگویید: 
شنیدم اما اهمیت ندادم 

هدف ما از انتشار این مطالب در وبلاگ 
حفظ بنیان خوانواده و مانع شدن از گناه کردن شما دوستان عزیز است 
با امید رضایت شما دوستان گرامی  ^_^

برو بچه کونی

همیشه دوست داشتم تووبلاگم اون بالاش 
یه پرچم ایران باشه 
بعد وسطش نوشته باشه : 
بـرو بـچـه کـونـی
بعد مثل طرفدارای شاه که پرچم شیر خورشید می برن تظاهرات
طرفدارای این وبلاگ از این پرچم تو تظاهراتاشون استفاده کنن 

هزینه های وبلاگ

این چند روز که پست نذاشتم می خواستم قالب وبلاگو عوض کنم 
یه قالب خفن پیدا کردم 5 هزارتومن خریدمش 
بعد یه سری ایرادا داشت 
یکی از دوستام گفت بده درستش کنم 
دادم بهش رید تو قالب 
 یه جاهاییشو عوض کرده که من دوست نداشتم
حالا رفتم قالبو بدم به یکی درستش کنه
یارو می گه 300 هزارتومن می گیرم مثل اول می کنمش 
حالا دو به شک موندم 300 هزارتومنو بدم بهش درست کنه 
یا یه بار دیگه برم قالب اصلی رو 5 هزارتومن بخرم 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O