سوالات شرعی - فصل پنجم یا هر چندوم

اعتقاد چیست؟ 

اعتقاد در زمان گذشته به آب دهن بز می گفتند 
که بعد ها به صورت چیزی مقدس در آمد 
کلمه اعتقاد از حروف : الف،عین، تا، قاف ،الف  و دال ساخته شده 
که نشان دهنده هیچ کسشری نمی باشد و کاملن بی معنی است 
در زمان صفویان مردم از اعتقاداته هم برای شستشوی سولاخ کون خویش استفاده می کردند ، که این کار بعد ها بخاطر مشخص شدن بیماری زا بودن اعتقاد از طرف ابوریحان بیرونی ممنوع شد 
در زمان زکریای رازی اعتقاد برای عرق خوری های زکریا استفاده می شد 
ایشان از اعتقاد به صورت لفظ استفاده می کردند 
مثال: 
 بره اونجا که اعتقاد نباشه 
در زمان حضرت عباس اعتقاد وجود نداشت زیرا ایشان وقتی برای این کار ها نداشتند ، چون دائم باید می رفتند از لب چشمه آب بیاورند 

حضرت سلیمان که قدرت حرف زدن با حیوانات را داشتند روایت می کنند که روزی از دهن سگی شنیده اند : هر سگی به اعتقاد دست بزند باید غسل کند ، زیرا سگ ها اعتقاد را نجس میدانند 

مولانا ابولجاسم فردوسی ( برادر مولانا ابولقاسم فردوسی ) می گوید : 
میازار موری که دانه کش است ، فکر کردی مثل تو کسکش است؟ 
این شعر اعتقاد توش نداشت ولی واقعیت که داشت 

امروزه اعتقاد دیگر مثل قبل با ارزش نیست و آدم های لوس به اعتقاد هم احترام می گذارند ، که این کار باعث شده اعتقاد جنده شود  
به امید روزی که یاد بگیریم به اعتقاد یکدیگر برینیم 

۲ نظر:

  1. کس نگو بی اعتقاد بدبخت به اعتقاد دیگران برین خوبه یکی بیاد به همین اعتقاد خودت برینه؟

    پاسخحذف

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O