زلزله در تهران

شهرستان زلزه اومده همه بدبختا موندن زیر عاوار 
تو تهران یه زلزله اومد، همه از ترس پس لرزه ها رفته بودن تو این پارکا چادر زده بودن،  ما یه هفته تو پارک ملت  چادر زده بودیم با خانواده روزا وسطی بازی می کردیم شبا حکم ، خلاصه بهترین خاطره ی زندگیمون واسه اون روزاست 

توقع دخدرا بالا رفته

به دخدره می گم بیا دوست بشیم 
میگه : بیا چند ماه با هم بگردیم با هم عاشنا بشیم 
میگم : من یه راه بهتر سراغ دارم بیا  سکس کنیم کامل با تمام اجزای بدنم یه ساعته عاشنا شو ... ناراحت شده گذاشته رفته ، خوب دیوث من سه ماه وخت بزارم باهات دوست بشم ، حتمن یه سال طول می کشه فقط  مانتوتو در بیارم ... من تو این فاصله دو تا بچه  بدنیا میارم بابا 

نافم

اگه پشمایی که نافم تولید می کنه رو تا الان نگه داشته بودم الان بزرگترین شرکت نخ دنیارو داشتم 

عاب گازدار

می گن اینکه اسپرم با فشار می ریزه بیرون واسه اینه که گاز داره
 تا دو تا تکون می خوره گازش می پاشه بیرون مث نوشابه

مردم توقع دارن دیگه

مردم زلزله دیده ی شهرستان ها  تمام کمک های مردمی را رد کردند و یک صدا فریاد کردند ، مگه ما توله سگیم که یاس برامون عاهنگ نمی خونه؟ 

زمونه بگا رفته

الان بچه داعاشم یه دست لباس خریده 800 هزار تومن،  من یادمه یه بارم کلاس سوم بودم ، از طرف مدرسه گفتن فردا همه 400 تومن بیارن واسه کمک به مدرسه،  من شب به بابام اینا گفتم،  نزدیک بود سر این قضیه مادرم از بابام جدا بشه

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O