یعنی واقعی تر از مستند

مادره من از این تیریپاست که 
هنوز فکر می کنه همه چی ارزونه
مثلن یه دفعه بلندت می کنه می گه
 پاشو برو 500 تومن گوشت چرخ کرده بگیر بیار 
چند روز پیش بهم گفت برو 1000 تومن 
لوبیا چشم بلبلی یا لوبیا چیتی بگیر 
عاغا ما رفتیم مغازه با هزارتومن فقط 
یه دخدره هم اونجا وایستاده بود میدیدش ارضا می شدی
به یارو گفتم: هزارتومن لوبیا فیلان بده 
گفت: هزارتومن نمی شه , اگه می خای یه پفک نمکی ببر 
گفتم: نه عاغا می خاد شام درست کنه مادرم 
پولم نداشتم عابر بانکم همراهم نبود 
ولی دیدم خیلی ضایع است جلو دخدره 
گفتم: پس دو هزار  تومن بدید 
گفت: نمی شه پسرم پولاتو جمع کن یه هفته دیگه بیا 100 گرم بخر 
گفتم: خوب 3 هزار تومن بده 
گفت: نمی شه , می خای شیر پاکتی بدم؟ 
با خودم گفتم ریده شد به حیثیتم بزار بگم کارت خان دارید؟ 
بعد می گه نه !  منم سرمو تکون میدم می گم: هعی ...ای بابا 
از مغازه میرم بیرون که مثلن من عابر بانک داشتم و این شما بودی که اینجارو ردیدی
گفتم: عابر بانک داری کارت بکشم؟ گفت: آره دارم 
سریع از مغازه دوییدم بیرون تا دره خونه دوییدم 
غروبم با مادرم رفتیم یه سُرُم زدم , الان حالم بهتره 

با خلوص نیت خاهشن


حضرت قالب ثوابی دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر مسجدی نشست در راهی
                               که از آن می گذشت مرادی ( سعدی اینجا تو گور رفت رو ویبره )
ابن ملجم  پرفریب و حیلت ساز
رفت دمه مسجد و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه لباسی چه جا نمازی عجب فرقی
ریش سیبیلت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
                         نبودی بهتر از تو در امامان ( خار قافیه رو اینجا گاییدم ) 
علی می خواست مادر او را صیغه کند
تا که لیست صیغه ی خویش کامل کند
حضرت خم شد صیغه نامه را برداشت 
ابن ملجم شمشیر بر فرقش گذاشت 

برای شادی تازه گذشته فاتحه ام الصلوات 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O