داستان های معتدل گرایی

آقا گرگه ی دیوث میره دمه خونه ی شنگول و منگول در میزنه 
شنگول می گه کیه؟ 
گرگه می گه: منم منم ماردتون 
شنگول می گه:  بیا تو ننه 
گرگه هنگ می کنه می گه:  یعنی آیفون تصویری ندارید؟ 
شنگول می گه: مامان بیا تو مسخره بازی در نیار تو که می دونی نداریم 
گرگه می گه: یعنی خونتونم عوض نکردید ؟
شنگول می گه : مامان کس کردی مارو ؟ بیا تو دیگه
گرگه می گه: بیام تو بخورمتون یعنی ؟ 
شنگول می گه: تو بیا اینو بخور ... 
از اون طرف منگول داد می زنه: بی شعور با مامان درست صوبت کن 
گرگه دیگه چیزی نمی گه و بر می گرده رو به دور بین 
بغض می کنه و در حالی که با انگشتانش قلب می سازد می گوید:  
روحانی مچکریم 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O