دخدر باید عن بخوره

ما یه دختر خاله داشتیم که سنش به ما می خورد  و احتمال اینکه من بکنمش زیاد بود. این که می گم بکنمش یعنی زنم بشه ، وختی هم که زنم باشه می کنمش ، زنه خودمه دلم می خاد بکنمش گه خوریشم به شما نیومده . حالا بگذریم .... یه بار اینا خونمون بودن من رفتم دستشویی یه جوری ریدم که خودم وختی نفس می کشیدم حس می کردن مجراهای تنفسیم می سوزه ... ما کارمونو کردیم اومدیم بیرون دیدیم این پشت دره ، تنها کاری که از دستم بر می اومد این بود که زل بزنم به افق ... هفته ی بعد شنیدم شوهر کرده ... 
دخدرای قدیم میریدی می خوردن 
دخدرای الان بخاطر بوی عن ولت می کنن 

استخدام می کند

آیا جنده هستید؟ 
خوب چرا نمیرید مجری شبکه من و تو بشید ؟ 

به حرف مادران گوش فرا دهید وگرنه بگا میروید

مادرم گفت:  برو زن بگیر 
گفتم : چرا ؟ زن بگیرم چی کارش کنم ؟
گفت: همون کاری که همه می کنن 
گفتم: یعنی بکنمش؟ 
هیچی دیگه الان یه هفته است خونه ی داداشم زندگی می کنم واسه همینه وبلاگ زیاد عاپ نمی شه 

سنت ها یا کسشر ها؟

مسخره اینجاست که دخدره سر سفره عقدش می گه:  با اجازه ی پدر مادرم بــعـــله ، عاخه پاره پوره اون وختی که به 20 نفر دادی و بعدشم رفتی پردتو دوختی مگه از ننه بابات اجازه گرفتی که حالا می خای به شوهرت بدی اجازه می گیری؟ 
چیه دروغ می گم؟
اونجوری به این وبلاگ نگاه نکن می کنمتا 
میدم پلیسه مبارزه با نگاه های کسشر بگیره کونت بزاره ها 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O