عید خود را چگونه بگا دادید - فصل 2

امروز مردی به خانه ما آماد که ما آن را نمی شناختیم ولی مادرم او را می شناخت ، من اول فکر کردم دوس پسر مادرم است که ما او را تا بحال ندیده ایم برای همین وقتی مرا عموجون صدا کرد در جواب به او گفتم : کیر تو کونه عموجون ، وقتی که آن مرد خانه مارا ترک کرد مادرم به ما گفت ایشان عموی ما هستند که سالهاست به دیدار ما نیامده اند و من در جواب مادرم گفتم : کیر تو کونه عمو جون 
زیرا معتقدم عمویی که 20 سال به آدم سر نزده باشد باید کیر تو کونش رود 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O