کیرم تو پستای فیسبوکتون

یه روز کنار یه ساختمون شیک و بلند وایستاده بودم داشتم سیگار می کشیدم 
یه نفر اومد گفت : پسر جون می دونی اگه پوله سیگارتو جمع کرده بودی الان چقدر پول داشتی؟ 
گفتم: کُس نگو برادر این ساختمون که پشت سرم می بینی واسه خودمه 
مرد کسمغز با تعجب نگاهی به ساختمون کرد و گفت: این که شهرداریه 
من با تعجب به ساختمون یه نگاهی کردم همونجوری که بغض راه گلومو بسته بود به سمت مرد برگشتم و گفتم : جونه مادرت واسه کسی تعریف نکن
بعدش دوییدم سوار پورشه ام شدم و از اونجا دور شدم 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O