مرگ تدریجی یک کسخل

بقالی محلمون یه فروشنده داره من هر سری مثلا می خوام چیزی ازش بخرم ازم دوباره سوال می کنه 
مثلا بهش می گم: یه سطل ماست بدید 
می گه: می خوای ؟ بیارم ؟ 
می گم: بله 
بعد میره میاره 
یه دفعه می خوام برم مغازش بگم یه سطل ماست بدید 
بگه: می خوای ؟ بیارم ؟ 
بگم: نه بکن تو کُس نتت 
بعدم از مغازه بیام بیرون فرار کنم ، انقدر بدوام که از خستگی بیوفتم بمیرم که یه وقت گیرم نیاره بگیره بزنه منو 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O