عاشقانه ترین داستان قرن

زنه از شوهرش می پرسه : 
چرا انقدر با زنای مردم می خوابی ؟ 
مرد میگه: 
آخه عزیزم من زن دوستم 
زن می گه: 
پس چرا منو دوس نداری؟ 
مرد می گه : 
آخه من زن دوستم 

زن معنی حرف مرد را اینطور قلمداد می کند که مرد او را به عنوان زن قبول ندارد و او را مرد می داند ، سپس به حمام رفته آهنگ تیغ اولو بزن از مجید خراط ها را می گذارد، مرد بیرون از حمام با خون خود روی دیوار اتاق خواب می نویسد : شوخی کردم عزیزم ، بدون تو زندگی من معنا ندارد ، اما هر چه منتظر میماند زن نمی آید ، میرود در حمام را باز می کند و در عین ناباوری می بیند که زنش با اصخر پسر همسایه در حال بُکن بُکن هستند ، مرد دست زن را می گیرد و به اتاق می برد و جمله ای که روی دیوار با خون خود نوشته است را نشان زن می دهد ، زن از کرده خود پشیمان می شود و از شوهر معذرت خواهی می کند ، فردای آن روز پلیس آمریکا جسد زن و شوهر را به همراه جسده اصخر در کوه های آلپ پیدا می کند . هنوز علت این واقعه کسشر مشخص نشده ، این واقعن می تونه کسشرترین اتفاق عشقیه تاریخ باشه :( 

حالا اینکه پلیس آمریکا تو کوهای آلپ چه گهی می خورده بماند 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O