روایت های تاریخی : فصل قربونی

روزی ابراهیم مشغول راز و نیاز با خدای خویش بود ، که ناگهان از آسمان ندا آمد ...
ابی: چی می خوای ندا ؟ 
ندا: من از آسمان آمده ام 
ابی: اومدی بدی ؟ 
ندا: نه جاکش اومدم پیغام خدارو بهت بگم 
ابی: مگه جبرئیل فلج شده که تو اومدی؟ 
ندا: امشب عقد کنون جبرئیله واسه همین من اومدم
ابی: کارتُ زود بگو تا نکردمت 
ندا: خدا گفت فردا روز قربان است و برای خدا باید قربانی دهی 
ابی: یعنی چی باید قربانی دهم ؟ 
ندا : یعنی باید سره یه چیزی رو ببری 
( ابی دستش را روی کیر خود گرفت و بغض کرد )
ندا: منظورم کیرت نیست سگ توله ، منظورم یه آدمه ، سره یه آدمُ باید ببری و او را برای خدا قربانی کنی 
ابی: الان که دیگه کسی آدم نیست همه لاشی شدن 
ندا: زبون نریز دیوث ، برو اسماعیل رو بگیر قربونی کن ، خدا شوخی نداره اگه فردا اسماعیل قربونی نشه کونت پاره است 
ابی: اسمال پسرمه 
ندا: خدا مهم تره یا پسرت ؟ ( هر دو کمی به هم نگاه می کنند و میزنند زیر خنده ناگهان ساعقه میزند و در نزدیکی آنها خاره یک درخت کاج را میگاید ) 
ابی: عوه عوه معلومه شوخی نداره ، اگه اینجوریه حله من فردا اسمالو قربونی می کنم 
ندا: باشه پس من میرم 
ابی: امشبُ بمون 
ندا: شبی 200 تومن ، اگه بیشتر از یک نفر باشید نفری 50 تومن اضافه می شه ، مکان از خودم باشه 250 ، شهرستانم میام ولی پولشُ میگیرم اگه خوب ارضام کنی بهت تخفیف میدم ، اگه پایه ای یه شارژ بفرست تا بفهمم سر کاری نیست 
ابی: شارژ چیه ؟ 
ندا: شارژ ایرانسل دیگه 
ابی: کیرمم بهت نمیدم 
ندا: این کاره نیستی ، ما رفتیم 
ابراهیم که بعد از دیدن ندا راست کرده بود و از طرفی به کُشتن پسرش فکر می کرد راهی خانه شد و در راه زیر لب به همه انبیاء فحش خار مادر داد ، وقتی به خانه رسید دید اسماعیل مثل گوسفندان در حال خوردن غذاست و هر از چند گاهی از اینور خانه به آنور خانه می پرد و بع بع میکند ، آنگاه رو به آسمان کرد و گفت: این بچه است یا گوسفنده به ما دادی؟ و در همان لحظه بود که دلیل قربانی کردن این پسرش را فهمید ، رو بروی پسر نشست ...
ابی: می خوام یه چیزی بهت بگم پسرم 
اسی: بابا بزار برم برینم بیام بعد بگو 
ابی: بیا بشین کسکش می خوام حرف احساسی بزنم 
اسی: درمورد مامانه ؟ 
ابی: نه در مورد توئه 
اسی: چی شده ؟ من پسر شما نیستم ؟ تو بیمارستان با یکی دیگه عوض شدم ؟ 
ابی: چرا کُس میگی ؟ گوش بده ببین چی میگم 
اسی: چشم نبی خدا 
ابی: از طرف خدا ندا آمد ... 
اسی : ندا اومد ؟ چرا نیاوردی بکنیمش پس؟ 
ابی: گرون کرده جنده ، دارم گه می خورما ...
اسی: ادامه دهید نبی خدا 
ابی: گفت که خدا خواسته من تورا قربانی کنم 
اسی: منُ چه جوری بکنی ؟ قربانی ؟ از داگ استایلم سخت تره ؟ 
ابی: پوزیشن سکس نیست ، قربانی یعنی من تورو برای خدا ذبح کنم 
اسی: ذبح ؟ ذبح دیگه چه کوفتیه ؟ مثل آدم حرف بزن ببینم چی بلغور می کنی؟ 
ابی: یعنی سرتو با چاقو ببرم 
اسی: اگر خواست خدا این است من حرفی ندارم ، حالا می توانم بروم برینم ؟ 
ابی: آری پسرم ، ممنون که کول برخورد کردی 
اسی: خدا دانا و تواناست ، او بهتر میداند که من چه موقعی بگا برم بهتره 
ابی: قربون شعورت برم الهی :* 
اسی: چش و چالی 3>
اسماعیل خانه را به قصد رفتن به توالت ترک کرد ، ساعت ها گذشت و از اسماعیل خبری نشد ، ابراهیم به توالت رفت و وقتی در توالت را باز کرد دید جا تر است و بچه نیست، ابراهیم به پلیس زنگ زد و از چند آشنایی که در نیروهای زحمت کش دولت داشت کمک گرفت تا او را بیابد ، نیمه شب ایمیلی برای ابراهیم آمد که در آن نوشته شده بود اسماعیل را لب مرز گرفته اند و دارند به منزل می آورند، ظهر فردا ماشین برادران زحمت کش مرزبان در خانه ابراهیم رسید و اسماعیل را تحویل دادند ، ابراهیم همانجا با چاقو دو ضربه به اسماعیل زد که او را قربانی کند ناگهان جبرئیل با سرعت نور پایین آمد ...
جبی: خارتو گاییدم چرا با چاقو زدیش؟ 
ابی: ندا گفت باید قربونیش کنم 
جبی: قربونی کنی یعنی سرشُ ببری 
ابی: خب الان سرشم می برم ، بزار دوتا دیگه بهش بزنم قشنگ بی حال بشه الان مقاومت می کنه 
جبی: نمی خواد... گاییدی بچه رو ، این قراره بعد از تو نبی خدا بشه
ابی: یعنی قراره جای منُ بگیره ؟ 
جبی: آری این خواست خداست 
ابراهیم به سمت اسماعیل حمله کرد و چند ضربه چاقو به اسماعیل زد ، ماموران مرزبان به کمک جبرئیل ابراهیم را گرفتند ولی ابراهیم کوتاه نمی آمد و فحش خار مادر میداد به اسماعیل...
جبی: چرا بچه بازی در میاری ابراهیم ؟ 
ابی: اگه قراره جای منُ بگیره میکشمش
جبی: بعد از مرگت جانشینت میشه 
ابی: چرا زودتر نگفتی ؟ ( ابراهیم زیر گریه زد و سر پسرش را در بالین گرفت ، اسماعیل که خارش گاییده شده بود در بالین پدر گریه می کرد و جان میداد ) 
جبی: نگران نباشید الان خدا اسماعیلُ شفا میده ( گوشی  جبرئیل زنگ میزند او گوشی را برمیدارد و جواب میدهد بعد از چند لحظه قطع میکند) خدا میگه یه جوری زدی گاییدیش که حتی منم نمی تونم براش کاری کنم 
اسی: پدر مرا دعا کن ...
جبی: ابراهیم در آخر برایمان یک جمله آموزنده بگو جمع با صفاست 
ابی: خداوند رحمان و رحیم است و در هر کاری حکمتی نهفته است ، اگر اسمال چاقو خورد و محتویات روده بزرگش بجای اینکه از کونش در بیاد از شکمش بیرون ریخت حتمن خواست خدا بوده ، او می خواست به ما ثابت کند که عن فقط از کون در نمیاد و این بزرگترین درسی است که می توانیم از این داستان بگیریم  (بعد از شنیدن این جمله حتی خودِ خدا هم ایمان آورد و تا آخر عمر خدا پرست ماند )

جبی:  من میرم بچه ها ، دیشب عروسیم بود کمرم خالیه، الانم پاتختی داریم ، برم که مهمونا اومدن ضایه است نباشم . فلن :* 

اسماعیل را برای درمان به خارج از کشور بردند و نجات دادند و او بعد از پدر به پیامبری برگزیده شد ولی چیزی که همیشه در ذهن او باقی ماند مهر پدری و لطف خدا بود که تا آخر عمر نه تنها در ذهن او باقی ماند بلکه جای بخیه هاش روی بدنش نقش بسته بود


جهان مودبانه حوصله آدمُ سر می بره

 مردی از هم خوابگی با زن خود ناراضی بود زیرا زنش واژنِ به غایت گشادی داشت و مرد هم نیاز به هم خوابگی داشت ، روزی مرد طاقتش به سر رسید به آلت راست شده خود نگاهی نمود و با خود گفت امروز بانویی را برای هم خوابگی بر میگزینم و با او از اون کارا می کنم ، به اینترنت رفت در صفحه فیسبوک خود دختری به نام سارا فاحشه را پیدا نمود به او پیام داد که من می خواهم با شما از اون کارا بکنم ، سارا فاحشه پیام داد: شارژ بفرستید. مرد گفت: من از کجا بفهمم که شما زن هستید ؟ سارا گفت: شارژ بفرست من به شما وب میدهم و دستگاه تناسلی من را می بینید ، مرد قبول کرد و یک شارژ 2 هزاری فرستاد و پای وب نشست، وب روشن شد جلوی دوربین پستانی را دید ، اما پستان به غایت کوچک بود ، گفت اگر می شود دریچه واژن خود را نشان دهید ، ناگهان در آن طرف دوربین آلت تناسلی مردی نمایان شد ، مرد وب را قطع کرد و فهمید سرش کلاه رفته است، در دل گفت واقعن چه مردمان بی انصافی ، سوار ماشین مدل بالایش شد به خیابان ستارخان تهران مراجعت نمود زیر پل کاج دخترانی که این کاره هستند ایستاده بودند ، مرد با ماشین جلو رفت و گفت: در خدمت باشیم ؟ روسپی گفت: خدمت از ماست ، چند میدی تا من را زیر خود ببینی ؟ مرد گفت: قیمت دست شماست ، جنسش تُپل است یا لاغر؟ روسپی با کمی لوندی گفت: تُپل دوس داری یا لاغر ؟ مرد با کمی بانمک بازی گفت: چاغر . روسپی سوار ماشین شد و گفت: مکان داری؟ مرد گفت: مکان چیست ؟ روسپی گفت: همانجایی که می خواهی مرا ببری و چیزت را درون چیزم بکنی ، مرد گفت: آهان چیزت! زن فهمید که مکان ندارد و خودش به مرد آدرسی داد تا به آنجا بروند ، به خانه رفتند زن لخت شد مرد در جا ارضا شد ، زن 30 هزار بخاطر کثیف شدن فرش منزلش از مرد گرفت ، زن پرسید اسمتان چیست ؟ مرد گفت: استاد ادب زاده اسم شما چیست بانو ؟ زن گفت: مهرانه مهین تُرُبی با نزاکت زاده اصل فرهنگ نژاد ( زن همین طور داشت ادامه میداد که مرد دوباره ارضا شد ) زن دوباره 30 هزار تومن بخاطر کثیف شدن کابینت های آشپز خانه از مرد دریافت کرد ، زن نشست آلت تناسلی مرد را در دست گرفت ، مرد گفت : سایزش مناسب می باشد ؟ زن گفت: دول است دیگر ، مردان ایرانی همه دارای دول های متوسطی می باشند ، مرد بسیار دپرس شد و دوباره ارضا شد ، زن 65 هزار تومن بخاطرریختن اسپرم مرد در چشمانش از او گرفت ، زن گفت : برویم در عن درونی ، مرد گفت نه من با سکس از پشت مخالفم ، زن گفت به دلت صابون گلنار نزن منظورم این بود که برویم در اتاق خواب ، مرد گفت: آری موافقم عن درونی بهتر از عن بیرونی است ، روی تخت مرد به زن گفت : اونجامو بخور ، زن با دهان خود به جان آلت تناسلی مرد افتاد و تمام بزاغ خود را روی آلت مرد خالی نمود بعد از چند ثانیه سرش را بالا آورد و دید مرد با نگاهی عاشقانه به زن نگاه می کند زن هم که تا بحال طعم عشق را از طرف مردی نچشیده بود و تمام زندگی مشغول بشین پاشو رفتن بود به احساسات مرد با نگاهش پاسخ داد ، ناگهان مرد دوباره ارضا شد... زن 175 هزار تومن از مرد گرفت زیرا اسپرم مرد درون دماغ زن رفته بود و به دستگاه تنفسی زن آسیب زده بود ، زن به مرد گفت: حالا تو اونجای منُ بخور، مرد گفت من فکر بهتری دارم ، زن گفت چه؟ مرد گفت: بگذار اونجامو بکنم تو اونجات ، زن گفت قبول ولی به شرطی که تو هم بعدن طعم دهانه واژن مرا بچشی ، مرد گفت چشم حتمن و آلت تناسلی خود را کم کم درون واژن دختر فرو نمود دختر فریاد زد وای اونجام درد گرفت مرد فریاد زد خواهرش را مورد هم خوابگی قرار دادم چقدر حال میدهد ، زن گفت: اونجاتُ دوس دارم اونجا می خوام اونجا می خوام با من بخواب مرا ارضا کن ، مرد همینطور که هی آلت تناسلی را داخل می برد و هی خارج می کرد گفت: یا اما زاده صالح عجب چیزی است ، زن گفت : آخ تند تر ادامه دهید ، اونجات چقدر خوبه ، مرد چند لقوه ای زد کمی خم شد چهره اش در هم شد کمی لرزید و بلند گفت: آه آه و خود را روی زن انداخت و دیگر چیزی نگفت، دختر وحشت زده مرد را با لگد آن طرف انداخت و گفت : چرا مایعی را که در بیضه های خود جمع نموده بودی را درون واژن من ریختی ؟ مرد گفت: میریختم زمین که ازم خسارت میگرفتی ، زن گفت: کاندوم را برای همین کار ساخته اند ، مرد گفت: من به کاندوم عادت ندارم ، زن با لگد به بیضه مرد زد ، مرد گفت: مادر روسپی دهنم را به لقاح با پرودگار دادی ، زن گفت: باسنت را جر میدهم اگر باردار شوم، مرد که از درد به خود می پیچید همان جور زیر لب زمزمه می کرد: پدر حیوان، مادر فاحشه ، بوستان گلستان سعدی درون باسن خواهر و مادر گرامیت، اگر بیضه هایم آسیب ببینند با مادرت لقاح می کنم ، زن چند قرص اچ دی بالا انداخت و مرد را همان طور باسن لخت از خانه بیرون انداخت ، مرد سوار ماشین شد و به منزل بازگشت و تا آخر عمر با همسرِ به غایت گشاد خود زندگی کرد و از زندگی مثل بقیه انسانها لذت نبُرد ....

داستان هفته - هفته ششم

فارمر فلمینگ کشاورزی فقیر از اهالی اسکاتلند بود . یک روز ، در حالی که در جنگل مشغول جق زدن بود ، از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید ، وسایلش را بر روی زمین انداخت و با کیری راست شده و دستانی تُف زده به سمت باتلاق دوید. 


پسری خوشگل با کون قلنبه و سفید وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود ، فریاد میزد و تلاش می‌ کرد تا خودش را آزاد کند . فارمر فلمینگ او را از مرگی تدریجی و وحشتناک نجات داد. و بعد هم کمی با پسرک حال کرد ولی چون پسر نجات یافته بود اصلن برایش مهم نبود و با اینکه کرده شده بود باز از نجات یافتن خوشحال بود

روز بعد ، کالسکه‌ ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید . مرد اشراف ‌زاده خود را به عنوان پدر پسر کون تپل معرفی کرد که فارمر فلمینگ نجاتش داده بود. فارمر با خود گفت خارم گاییده است حتمن فهمیده من بچشُ کردم اومده کونم بزاره 

اشراف زاده گفت : می ‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی . 


فارمر فهمید پسر از کون دادنش چیزی نگفته و از نجات یافتنش حرف زده ، دستی به تخمش کشید و گفت : خواهش می کنم این حرفا چیه اشرف زاده :* 

اشراف زاده گفت: اشراف درسته اشرف کیه ؟ 

فارمر گفت: حالا هر چی بیا جلو :* 

اشراف زاده که دید اینجوریه دایورت کرد و او هم چند دو نقطه ستاره به فارمر تقدیم کرد و گفت پولش چند می شه بگید حساب کنیم؟  


کشاورز اسکاتلندی جواب داد : من نمی ‌توانم برای کاری که انجام داده ‌ام پولی بگیرم . در همین لحظه اصخر وارد کلبه شد . 

اشراف‌ زاده پرسید : پسر شماست ؟ 


کشاورز با افتخار جواب داد : بله اصخر پسر من است 

اشراف زاده گفت: اصخر؟ چرا اسمشُ گذاشتد اصخر؟ 

کشاورز گفت: به خودمون مربوطه و رید به هیکل مرد اشراف زاده


اشراف زاده: با هم معامله می ‌کنیم . اجازه بدهید او را همراه خودم ببرم تا تحصیل کند . اگر شبیه پدرش باشد ، به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد. 

فامر فلمینگِ کشاورز فهمید می خواهند به جبران کردن آن پسر اصخر را بکنند ، نفس راحتی کشید و خیالش راحت شد که بجای خودش می خواهند فرزندش را بکنند و قبول کرد 


اصخر فلمینگ با هزینه آن اشراف زاده بزرگ شد و تحصیل کرد تا اینکه روزی پسر فارمر فلمینگ از دانشکده پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر اصخر فلمینگ کاشف پنی سیلین مشهور شد ... 

سال ‌ها بعد ، پسر همان اشراف ‌زاده به ذات الریه مبتلا شد . 

فکر می کنید چه چیزی نجاتش داد ؟ 

بله درست حدس زدید اون نجات پیدا نکرد بلکه مُرد .

مرد اشراف زاده توقع داشت اصخر بتواند او را نجات دهد ولی پسرک بخاطر کون دادن در بچگی ایدز گرفته بود و درمان نشدنی بود ولی دکتران فکر می کردند ذات الریه گرفته است 

سِر الکساندر اصخر فلمینگ در مورد کشف پنی سیلین می گوید : من می خواستم اسم پنی سیلین را کیری سیرین بزارم ولی دوستان و آشنایان مخالفت کردند ، روحش شاد یادش گرامی ... 


سوالات شرهی - فصل بچه دار شدن

پدر مادرا چگونه بچه دار میشن؟ ( امین حیایی )

راه های مختلفی برای بچه دار شدن وجود دارد که با هم چند مورد را مرور می کنیم 

- دعا کردن ( اکثر مادران و پدران کسمغزمان به ما گفته اند که با دعا ما به دنیا آمدیم و کیرو کُس در آن نقشی نداشته اند ولی آدم وقتی بزرگ می شه می فهمه پدر مادرش دروغگویی بیش نیستن و از آنها متنفر می شود ) 

- از بیمارستان آوردیمت ( این کیری ترین شیوه دروغیست که پدر مادران و پدران استفاده می کنند ، چون من خودم 13 سالم بود رفتم بیمارستان بچه بگیرم دربون بیمارستان بهم پس گردنی زد مادر جنده ) 

در مورد شما نمیدونم ولی راه های بسیاری برای بچه دار شدن هست، اما اگه شما می خواید بدونید چه طوری به دنیا اومدید از پدر مادر خود بپرسید 

اما چند روش برای بچه دار شدن بیشتر نداریم که اونم توی سکس خلاصه می شه ، اگه تا الان نمیدونستید که پدر مادراتون با هم سکس دارن من واقعن شرمنده شدم که بهتون گفتم و این کیر عظیمُ بهتون زدم - اما راه بچه دار شدن ایناست : 

- استفاده نکردن از کاندوم ( این کار همیشه جواب میدهد )

- سکس با کاندوم با دختران زشت همیشه باعث حاملگی دختر می شود ولی سکس با بی کاندوم با دختران زیبا باعث کیر خرم نمی شه ( مثلن خودم یه دختره بود خوشگل بود انقدر دوسش داشتم همش میریختم توش این لعنتی حامله نمی شد برم بگیرمش، ولی یه مورد بود خیلی زشت بود من کاندوم دولایه استفاده کردم به خوده دختره هم سه تا قرص زد بارداری دادم ولی باز حامله شد مادر جنده )

- دختران ترشیده زودتر حامله می شوند پس برای بچه دار شدن با آنها سکس کنید 

- راه دیگر بچه دار شدن داگ استایل است : با این روش حتمن بچه داری می شوید حتمن امتحان کنید 

- خوابیده رو طرف : اینم یه راه خوب برای بچه دار شدنه 

- از کون : این روش خیلی سخته ولی موردم داشتیم که کون داده بچه دار شده 

- لایک کردن : الان مورد داریم تو فیسبوک لایکش می کنی حامله می شه باید بری بگیریش کُس ننه رو . 

- بهترین راه بچه دار شدن تو ایران بچه دار نشدنه ، خب چه کاریه تو این وضعیت اقتصادی؟ 

- البته بهترین راه بچه دار شدن تو ایران اینه که برید خارج بچه دارشید ، شاید بگید فیلان بیسال ولی گه نخورید همینی که هست

- و اما مثل همیشه آخرین راه و بهترین راه تجاوز می باشد ، پدران با تجاوز به مادران و ریختن توشون می تونن بچه دار بشن که این راه الان جا افتاده ترین راه برای بچه دار شدن می باشد . خلاصه بچه نعمته نریزی توش میریزن توش . 

ما همه حاصل تجاوز پدران به مادرانیم ^_^ 


#IceBucketChallenge

الان طوری شده که بگن مثلن انجمن بیماران سرما خورده قرص چرک خشک کن کم دارن و با راه انداختن چالشِ کردن کیر تو کُس ننتون بهشون کمک کنید ، ایرانیا به صورت پیشتاز در این امر شرکت می کنن و گوی سبقت رو در کردن مادراشون از همه کشور ها می ربایند 


حالا این کسشرارو ول کن ، به عنوان یک وبلاگ آموزنده که تمام هم و غم خود را گذاشته تا به مردم این سرزمین مشاوره دهد و کمک های مالی این وبلاگ به تمام شیرخارگاه های آمنه ی تمام جهان رسیده ، وظیفه خود دانستم در این چالش شرکت کنم، از آنجا که من نمی توانم از خود فیلمی منتشر کنم زیرا کپی کاران عزیز همچون محسن کورتکس کس ننه و حتی سهیل میقاتی سریع فیلم مرا بر می دارن میذارن  می گن این منم و خودشونُ معروف می کنن جاکشا، برای همین تصمیم گرفتم نوع چالش خود را بصورت شفاهی برای شما توضیح دهم

#کانگروئه به چالشِ آیس اهمیت دهنده

اولش یه ذره انگلیسی بلغور می کنم : آی ام پرشین ، نو کت پرشین ، ایت ایز انسان پرشیا، نو پرشیا کار، ایرانین، آی ام چلنج آیس کیریم ، اوه مای گاد ساری ، آیس باکت (بعدم الکی رو یه کاغذ یه چیزی می نویسم یه برگه می کنم میذارم رو میز که مثلن من کمک مالی کردم و این حرفا، ولی در واقع کیرمم اهدا نکردم به این چالش) بعد یک سطل آب کیر را جلوی خود میگذارم ، یه چیزی حدوده 20 کیلو آب کیر که حاصل ساعت ها تلاشم بوده ( به این شکل که 300 کیلو موز خریدم و هی موز خوردم هی جق زدم تا تونستم این سطل رو پر کنم پس اون کودکای کسکشی که مریض شدن  اگه بفهمن من چه زحمتی کشیدم زودتر خوب می شن - البته فکر کنم اگه آمریکاییا بفهمن من این کارو کردم نسلشون منقرض بشه) 30 کیلو یخ که از قبل آماده کردم را کنار سطل آب کیر میگذارم ، یخ ها را کم کم به سطل آب کیر اضافه می کنم ، مقداری شکر میزنم ( چون میگن آب کیر شوره - یه ذره شکر میزنیم که یه ذره متعادل بشه) توجه داشته باشید که یخ ها حتمن باید با فاصله زمانی وارد آب کیر بشه و نمی شه همه رو یه جا ریخت چون اسپرم غلیظه و باعث می شه غلظت بالا بره و نشه هم زد ، ولی کم کم که اضافه کنید راحت با یک کفگیر می توانید هم بزنید ، خیلی مراقب باشید که وسوسه نشوید که کمی از آن سطل بخورید زیرا قیافه اش شبیه بستنی وانیلی می شود ، سطل را که خوب هم زدم از جای خود بلند می شوم ، دختری که از قبل آماده کرده ام وارد صحنه می کنم ، دست ها و پاهای دختر را با سیم خاردار محکم بسته ام و طبق آرمان های وبلاگ قبلن به او تجاوز کرده ام ، کیس مورد نظر آماده است که چلنج شود ، سطل آب کیر را که یه چیزی حدود 50 کیلو می باشد را به راحتی از زمین بلند می کنم ( زیرا من برای این چلنج ماه ها باشگاه پروش اندام رفته ام و از قدرت خاصی برخوردار میباشم ) سطل را بلند می کنم و می کوبم توی سره دختر ولی از پشت صحنه می گویند که حرکت را دارم اشتباه انجام میدهم و باید محتویات سطل را خالی کنم روی او ، من هم قانع می شم و محتویات سطل را می پاشم روی سرو صورت آن دختر و کمی از آب کیری که دور صورتش چسبیده است را با دست درون دهان او می کنم تا بخورد و حال کند ، بعد سطل که خالی شد با همان سطل می کوبم توی سرش و سطل را خورد می کنم ، در اینجا رو به دوربین می کنم و میگویم: من از آقای ابوموسی عشعری ، احمد خاتمی و اصخر رو دعوت می کنم در این چالش شرکت کنند ، سراغ دختر می آیم در همان حال یک دور او را می کنم بعد تسبیح خود را که به سوتینش گیر کرده بر میدارم و ذکر گویان صحنه را ترک می کنم 

درضمن همه پول هایی که از گذاشتن این پست عاید وبلاگ می شود را به این انجمن اهدا می کنم که می شه تقریبن حدوده کیر تومن . امیدوارم با این کمک نه تنها بچه های اون انجمن بلکه همه بچه هایی که هنوز تو کُس ننشون هستن درمان بشن 


تاثیرات مثبت فحش بر جامعه

اگه گفتن کلمه کیر تو خونواده قانونی بود و میذاشتن از فحش استفاده کنیم شاید من هیچوقت نمی اومدم اینترنت ، تازه همه ژانرای فضای مجازی رو توی خونه اجرا می کردم

- بابا کیرتو گاییدم اون ظرف ماستُ بده

- خارتُ گاییدمِ واقعی همت بودُ باکری

- دوس دخترم حامله است وای الان چی بپوشم ؟

- دیشب تو عربستان بابا مامانُ کرد

- دیشب بابا منُ گایید آیدا

- اگه بابام تو پاکستان بود هر شب که از سر کار می اومد منفجر می شد

- مادرم امشب ماکارونی رو سوزند واقعن مچکریم روحانی

- سر کیرم می سوزه ( این ربطی به ژانر نداشت این واقعی بود )

بعد شبا تو خونه دوره هم جمع می شدیم مثلن در مورد کردن دخترا حرف می زدیم ، بابام از مشکلات تخماش میگفت ، من از پشمای کیرم حرف میزدم ، مادرم از پریودش میگفت ، خلاصه خوشبخت میشدیم دیگه ولی الان چی؟ همه مون نشستیم پای فضای مجازی ، من میدونم بابام تو توییتر یه اکانت فیک داره که توش به مادرم فحش میده ، من میدونم مادرم یه اکانت فیک داره که توش از کوچیک بودن کیر بابام گلایه می کنه ، منم که یه اکانت دارم که ریدم به جفتشون ... این مشکلاتُ می شه درون خانواده حل کرد فقط یه کم با فحش بهتر برخورد کنید ، فحش سرچشمه همه خوبی هاست ، روایت داریم بعضی از فحش ها 70 تا ثواب داره ، البته 69 تا ثوابش واسه کسیه که اول فحشُ بده ، مثلن میرسی به دشمن قدیمیت هر کی اول بگه خارتو گاییدم 69 تا ثواب میبره اونی که جواب میده 1 ثواب، واسه همینه می گن در فحاشی از هم پیشی بگیرید (این که می گم پیشی بگیرید منظورمون این نیست که گربه بگیریدا ، پیشی به معنای جلو زدن) اگه به فحش احترام میذاشتیم الان فحشِ جماعت داشتیم ، مثلن توی مصلی تهران فحش جمعه برگذار می شد یکی امام فحش جماعت می شد وایمیستاد جلو به همه فحش میداد بقیه ام پشتش تکرار می کردن ....

خلاصه فحاشی در خانواده نهادینه بشه اعتیاد به جامعه مجازی کمتر می شه، و نصف مشکلات جامعه حل می شه و مردم عشقشون به نظام بیشتر می شه / مسئولین رسیدگی رو بُـکنـید 


سوالات شرهی - فصل آشپزی

زن آدم غذا بلد نباشه بپزه به نظرت بايد چي کار کرد مثلا نبايد با يه لگد در کونش بفرستيمش خونه باباش؟ بابا من خودم حاضرم زنم يه دست نداشته باشه ولي غذا بلد باشه بپزه  ( حميد )

با سلام دوست کسمغز خودم 

آیا زنتان آشپزی بلد نیست ؟ آیا از گشنگی رنج می برید ؟ زن خود را به ما بسپارید ، ما بهش آشپزی یاد نمیدیم ولی جوری می کنیمش که قدر شمارا بداند و برود بخاطر شما آشپزی یاد بگیرد 

و اما جواب ، در مورد اینکه چی کار بکنید چند نکته بیشتر نیست که اگه رعایت کنید حله ...

- به او آشپزی یاد دهید (این بهترین راهه که البته اگه این کاره باشه خودش یاد میگیره) 

- او را طلاق دهید و با یک زن آشپز ازدواج کنید ( پیشنهاد می کنم این راهو امتحان کنید) 

- اصن شما گه خوردی ازدواج کردین ( این راه تضمینیه ) 

- هر روز زن خود را با شلنگ بزنید ( این کار شاید او را آشپز نکند ولی او را حتمن از کون می کند ) 

- عوض غذا او را بکنید ، به تعداد وعده هایی که غذا درست نمی کند او را بکنید که حداقل حقش را کف دستش گذاشته باشید 

- رژیم بگیرید - وقتی زنتان غذا بلد نیست بهترین راه برای ادامه زندگی گرفتن رژیم است ( این نوع رژیم جواب میدهد من به شما قول میدم اگه سه ماه با این زن زندگی کنید 20 کیلو کم کنید ) 

- اگر هنوز ازدواج نکرده اید به شما توصیه می کنم با سر آشپز یکی از رستوران ها ازدواج کنید زیرا آنها بسیار آشپز می باشند و مشکل شما را حل می کنند 

- اگر زن گرفته اید مورد بالا را بی خیال شوید و برید کونتونُ بدید 

- تیریپ مادر زن دوستی بردارید ، جوری بر خورد کنید که مثلن عاشق مادر زنتان هستید و هر روز خود را در خانه آنها پلاس کنید و از غذا های آنها میل کنید 

- مثل همیشه بهترین راه و آخرین راه برای هر انسانی تجاوز ( ع ) است ، تجاوز منشع همه خوبی هاست - شما با تجاوز به زنتان شاید به او آشپزی یاد نداده باشید ولی حداقل به آرمان های خود پایبند مانده اید که این خودش از صدتا کیر ارزشش بیشتره 

درضمن نمی خواد دست و بال خودتُ واسه غذا بدی کسخل ، الان می تونی راحت از بیرون غذا تهیه کنی از کُس و کون خودتم مایه نذار 

آشپزی شغل انبیاست ^_^ 

من وطن پرستم تعصب دارم اونم از نوع کیراتیش

يه بارم عرق مليم ( منظورم حتمن اِرق ملی هستش و عرق ملی که کسشره ، اصن نداریم همچین کلمه ای - ولی نمیدونستم عِرق درسته یا اِرق واسه همین نوشتم عرق که کیرتون کرده باشم  - وگرنه منظورم عِرق ملیه یا همون تعصبِ کیری ) خلاصه دیگه - یه بار همون موقه ها که زلزله اومده بود اِرق ملیم انقدر زده بود بالا که رفتم دو بار تو يه روز اهداي خون، خون دادم ، بعد همونجا حالم بد شد افتادم بُردنم بيمارستان سه تا بسته خون بهم زدن تا حالم خوب بشه ، دفعه بعدش که یه جا دیگه زلزله اومد بیلاخم نرفتم بدم 

یه همچین آدمِ به اِرق ملی اهمیت دهنده ای هستم 

سوالات غیر شرهی - فصل دهن لق

مشکلم اینه که دهنم خیلی لقه :( حتا جلو فامیل و خانواده یهو یچیزه ناجوری از دهنم میپره، مثلا یبار بابام پرید وسط حرف یهو از دهنم پرید گفتم دهنتو گاییدم حرفمو قطع نکن :| یا عمه م یبار نظم اتاقمو ریخت بهم بش گفتم خارکسه، خواهر نداشت نمیدونم چرا نارحت شد  ( محمد از کابل ) 

با سلام به برادر افغان

یه چیز عجیب اینه که افغانیا به خودشون می گن افغان ولی ما ایرانیا به خودمون نمیتونیم بگیم ایران . اصن بگیم کسشر می شه ( چقدر عجیبه کُس شدم O_o) 

دهن لقی یکی از مشکلات جوانان این مرز و بوم می باشد ، خودم چند وقت پیش خاله ام فوت شده بود سر قبر بچه هاش نمیذاشتن خاک کنن بدبختُ، ما هم مثل کیر اسب وایستاده بودیم اینا هِی جسدو میگرفتن بغل می کردن که خاکش نکنن، دوساعت تو گرما بودیم منم اعصابم خورد شد گفتم: خارتونُ گاییده این جنده رو خاک کنید از گرما خالمون گاییده شد . متاسفانه پسر خاله هام و دختر خاله هام شرایط بد منُ توی اون لحظه درک نکردن و با ما بطور کلی قطع رابطه کردن ، واسه همین این چیزی که گفتی راه کاری  نداره دوست کسمغز خودم :( 

من میگم ما که نمی تونیم با ادب بشیم باید جامعه رو بی ادب کنیم و با این تلاش خودمون رو برای دیگران معمولی کنیم ، مثلن هر کس باید از خونواده خودش شروع کنه و فحش رو در خونواده خود نهادینه کنه به شکلی که چند سال بعد مثلن در هر خونه ای بشنویم پدران به فرزندان خود بگویند: مادرتوگاییدم بگیر بخواب فردا واسه مدرسه خواب میمونی اون موقع خودم می کنمتا ، این نوع حرف زدن با فرزندان نه تنها شور و علاقه و صمیمت را در خانواده بیشتر می کند بلکه نمیدونم دیگه چی کار می کنه ، خلاصه اینکه خوبه دیگه 

البته یه کاره دیگه ی تونی بکنی دوست افغان، می تونید با چیز های بدتر فحاشی رو توی خونه طبیعی کنی ، مثلن وقتی دوس دختر خود را در خانه جلوی مهمان ها بُکنی و یا سر سفره برینی یا درون دهن برادر خود بشاشی یا کار هایی از این قبیل کنی می توانی به راحتی در خانه فحش بدهی و کسی هم چیزی نگوید زیرا آخره لجن بودنتُ دیدن دیگه فحاشی چیزی نیست 

مثل همیشه بهترین و آخرین راه که برای همه نجات بخش بوده و هست تجاوز ( ص) می باشد ، شما می توانید با تجاوز به فامیل - پدر و اقوام دور و نزدیک کاری کنید که همه از شما حراس داشته باشند و وقتی فحاشی می کنید کسی تخم نکند به شما چیزی بگوید ، اینگونه شما در فحش قوطه ور می شوید و کسی هم چیزی به شما نمی گوید ، با اجرای این کار شما هم به فحاشی ادامه میدهید هم سکس دارید و جق را ترک می نمایید 

یه ضرب المثل هست که میگه : 
فحش که از سر گذشت چه کیر چه کُس نت ! 

فحش محدودیت نیست ، مصونیت است  ^_^

اصخر - بیوگرافی 2 (به درخواست امیرحسین)

اصخر پس از کلاهبرداری از خانوم گوگوش بسیار پولدار شده بود، او که تازه از زندانِ کون آنتانامو آزاد شده بود تصمیم گرفت تمام سرمایه زندگی خویش را در کاری سرمایه گذاری کند ، برای همین دنبال کار پول در آوری گشت و از آنجا که اصخر از کیر کوچکی برخوردار بود شرکت تولید لارجر باکس اصخر را راه اندازی کرد - استقبال از دستگاه های کیر کلفت کن او به حدی شدت گرفت که شرکت گوگل ورشکست شد ( شاید بگید چه ربطی داشت ؟ ولی ربط داشت شما نمی فهمید من می فهمم ) اصخر که بسیار مایه دار بود و هنوز از زندگی ننگین بار خود با الهام چرخ دنده ناراضی بود ، به دنبال عشق خود میگشت تا با پولی که دارد او را خوشبخت کند ، روزی اصخر در خیابان آنجلیکا جوکی را دید ، آنجلیکا جوکی که بازیگر معروفی بود به اصخر محل سگ نداد برای همین اصخر یک دل نه صد دل عاشق او شد و شب  که به خانه رفت ساعت ها با عکس های آنجلیکا جق نمود ، بعد ها در روزنامه خواند که انجلیکا جوکی با پسری به نام دره پیت ازدواج کرده و بچه دار هم شده اند ، اصخر که کُس سیاه پوست دوست داشت با دختری به نام نیکی مینانج دوست شد و تمام ثروت خویشتن را به پای ممه های بلورین او ریخت ، اصخر انقدر با سیاه پوستان آمریکا رفیق شده بود که به آنها کاکا سیاه می گفت و آنها هم ناراحت نمی شدند زیرا اصخر فکر می کرد بامزه است ولی آنها اصخر را یک کسخل به تمام معنا می پنداشتند برای همین کاری با او نداشتند ، نیکی مینانج مادرجنده تمام ثروت اصخر را در صنعت موزیک سرمایه گذاری کرد و شکست تجاری خورد و اصخر را ترک کرد ، اصخر که کیری ترین ضربه روحی تاریخ را خورده بود دست از پا کیری تر به وطن عزیزمان ایران بازگشت ، بعد از بازگشت به ایران به خانه مادری خود رفت و با اخلاق تخماتیکی که داشت لقب حرومزاده ترین آدم محل را از آن خود کرد ، او هم اکنون در خانه پدری زندگی می کند و بادیگارد خواهران ترشیده خود است ، اصخر در هیئت های مذهبی شرکت می کند و شایعه شده است که توبه کرده است ، او محرم ها در هیئت محل تبل میزند، در شورای ارازل و اوباش محل سر دسته است ، او نماد کیری بودن محل است ، بد نام ترین آدم تاریخ می باشد ، در قحبه خانه های کشور اسم او را اصخر دو سیب آلبالو گذاشته اند ، او به تازگی مداح اهل بیت شده و برای حضرت اصخر نوحه سرایی می کند جوری که دل سنگ خارش گاییده می شه چه برسه به دل ما که عاشق انبیاء هستیم ، او در کلاس های گیتار شرکت می کند و اساتید را خفت می کند ، ایشان به تازگی به فیسبوک آمده اند و پروفایلی ساخته و از آن صفحه سعی در مخ زنی دارد که تا به حال در این کار ناموفق بوده با اینکه عکس تام کروز را برای پروفایل خود انتخاب نموده ... اصخر و خانواده اش ایده آلیست هستن و دنیا را کیری تر از بیش می خواهند و تا به ایده آل خود نرسند دست از تلاش بر نمیدارد ، آنها به تازگی جنبشی به نام اصخریزم راه اندازی نموده اند که هنوز مشخص نیست قراره چه گهی بخورن توش ولی مطعنن قراره بگا بریم ... 

به عنوان همسایه ایشان می گویم که حُبِ اصخر در دل من رخنه کرده و خاره دلمو گاییده . اصخر :* 

اصخری باشید ^_^ 

سوالات شرهی - فصل زدن مخ دختران مایه

سلام با عرض تجاوز به درزت ، میگما چطوری وقتی وضع خودت خوب نیست مخ یه کس پولدارو بزنی؟ مثلا دیدی پسره از مدفوع خودش تغذیه میکرده از فقر بعدش با یه سلبریتیه دوس شده؟ حالا من سلبریتی نمیخوام ولی پولداار میخوام، ماشین - قیافه - بدنم ندارم؟ ( اسمت یادم رفته جون من بیا تو کامنتا خودتو معرفی کن اضافه کنم به پست) 

با سلام و عرض سپاس یا حتی بیشتر، چهارپاس

مهم نیست چندپاس مهم اون پای وسطه که باید مثل همیشه سرزنده باشه که هست به لطف ایزد یکتا 

راه کار های متفاوتی برای این راه وجود دارد که عمرن بتونی انجام بدی ، اولن که تو نه قیافه داری نه پول داری نه بدن گه می خوری دختر بازی کنی برو جقتُ بزن جاکش :| 

برای زدن مخ دختران پولدار چند قانون هست که باید رعایت کنید 
آنها پول دارند پس به پول شما نیاز ندارند الان البته جنده سراغ دارم خونه الهیه دارن 6 میلیارد پولشه ولی بازم میده پول میگیره ، بد کوفتی شده این پول 

پس با پول نمی توانید آنها را گول بزنید و دست به دولشان بزنید ، بنابر این باید روی چیز های دیگه کار کنید ، خدارو شکر قیافه هم که ندارید پس این هم کنسل ، ولی تا می توانید روی قیافه خود کار کنید ، آپشن بعدی اسستیل سکسی می باشد که خدارو صد هزار مرتبه شکر اونم ندارید ( رسمن همه راه هارو بستی ) 

با توجه به خصوصیات خوبی که نداری یه سری راهکار هست بهت میگم رعایت کن ببین می شه یا نه 

- با یک دختر پولدار ازدواج کنید ( شاید بگویید وقتی باهات دوس نمی شن چطوری باهات ازدواج می کنن، تو گه نخور همینی که من میگم درسته، الان تو سر سگ بزنی ازدواج می کنه ، تو بگو می خوام ازدواج کنم حتی قیافت شبیه جبارسینک باشه بازم به چشم دخترا آمیتاچاخانی ) 

- از حقه های سینمایی استفاده کنید : یک دختر خرمایه گیر بیاورید با دوستان خود هماهنگ کنید که روزی در خیابان با ماشین به سمت او بروند و شما با رشادت تمام او را نجات دهید و در همان هنگام که نجاتش دادید نگاه عاشقانه در چشمانتان موج بزند تا او خر شود ( مورد داشتیم دوستاش شوخی خرکی کردن زدن دختره رو واقعن کشتن همه شون به جرم قتل عمد افتادن زندان بگا رفتن )  

- دختر بازی را فراموش کنید: با توجه به قیافه ، استیل  و وضع مالی شما ، توصیه من این است که ادامه تحصیل دهید و قصد هیچ کاری را نداشته باشید ولی اگه راست کردی دیگه ازدواج کن 

- در شرکت های حرمی سرمایه گذاری کنید و پولدار شوید ، وقتی شما پولدار باشید قیافتون شبیه احمد خاتمی هم باشه باز دخترا باهاتون می خوابن 

- خود را جلوی ماشین یک دختر پولدار بی اندازید ، وقتی ماشین به شما خورد سعی کنید زنده بمانید چون اگر بمیرید نقشه کنسل می شود - بعد از زنده ماندن مرحله بعدی این است که به دختر بگویید من عاشق شما بودم و می خواستم با ماشین شما بمیرم ، بعد دختر با خود بگویید چقدر کسخله منه ، بیاد باهاتون مزدوج بشه ( البته دختر مایه دارا خیلی گوسفندن ، مورد داشتیم خودشو انداخته جلو ماشین دختر پولداره ، دختره زده بهش از روش رد شده بعد دنده عقب گرفته دوباره از رو پسره رد شده ، چون پشت ماشین داشته ناخوناشُ لاک میزده اصن متوجه نشده بنده خدا ) 

- با زن پولدارها ازدواج کنید ، زنانی که مطلقه هستن و پولدار هستن تمایل زیادی به ازدواج با پسران کم سن و سال دارند ، شما می توانید با این ازدواج هم کُس کپکی بکنید هم از پول خوبی برخوردار باشید ، اگر شانس بیاورید و زن زود بمیرد شما پول ها را به جیب میزنید و می توانید تمام دختران این مرز و بومُ را بگایید 

- در شرکتی استخدام شوید و عاشق دختر رئیس شرکت شوید و انقدر خود را محمد امین نشان دهید تا پدر دختر شمارا به دامادی برگزیند ( این کار نیاز به سالها کسکش بازی دارد که شما مال این حرفا نیستید - اصن  موردم داشتیم رفته تو یه شرکت کار کرده رئیسه نه تنها دختر نداشته بلکه از خواهر پسره خوشش اومده گرفته خاهره پسره رو گاییده ) 

- می توانید با قرض گرفتن پول از دوستان و آشنایان چند وقتی به پولدار بازی بپردزید و مخ پولدار بزنید که بعد از پول دختر بدهکاری های خود را بدهید ولی اگر نتوانستید مخ پولدار بزنید باید خود را به زندان اوین قسمت کلاهبرداران اقتصادی معرفی کرده و در آن بند روزگاری خوبی را سپری کنید 

- زدن مخ دختران نه پول می خواهد نه قیافه نه پول نه حرومزاده بازی ، فقط کافیه با اونا صادق باشید و به آنها صادقانه بگویید عاشقتونم . اونام انسانن بالاخره می فهمن 

- مورد بالا کسشر محض بود و فقط برای کیر کردن شما نوشته شده بود ، برای زدن مخ دختران باید هر چی لاشی بازی بلدی رو کنی 

- اما مثل همیشه بهترین راه و سریع ترین راه رسیدن به موفقیت در ایران همانا تجاوز می باشد - شما با تجاوز به دختران پولدار هم به قصد خود می رسید هم کُس کرده اید هم دختر پولدار کرده اید و امکان این هست که وسط تجاوز دختر پولدار کسخلی عاشق شما شود --- خدارو چه دیدی . شاید وسط این تجاوزا قسمت تو خوابیده باشه . خودتُ بسپار دست خدا و تجاوز کن . خدا ارحم و راحمینه . التماس دعا هموطن :(

دختر پولدار نعمته ، برکته - تمام دختران پولدار کشورم را دوست میدارم ^_^

روایت های آموزنده - فصل فقر

روزی اصخر که بسیار ثروتمند شده بود، پسر بچه کوچکش را به ده برد ( منظور از ده - روستا می باشد نه 10 ، اصخر با بچش به دَه رفت ؟ اصن با عقل جور در میاد ؟ پس رفت به دِه ) تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. زیرا اصخر از کتک زدن فرزندان بیزار بود و همه چیز را عملی به فرزندان خویشتن نیشان میداد

آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، اصخر از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ اصخر جونیور پاسخ داد:عالی بود پدر! 

اصخر پرسید:  آیا به زندگی آنها توجه کردی؟ 
اصخر جونیور پاسخ داد: بله پدر! 
اصخر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟ 

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! 

با شنیدن حرفهای پسر، زبان اصخر بند آمده بود و کُس کونش چسبید. 

بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم. 

اصخر گفت: پسرم همینجا بنشین می خواهم چیز دیگری به تو نشان دهم ( ناگهان اصخر زیپ شلوارش را باز کرد و کیر خود را به سرو صورت پسرش فرو کرد - اصخر کمربند خود را در آورد همانطور که زیر لب می گفت مادرتو میگام بچه را ساعت ها با سگک کمربند زد و به فرزند خود یاد داد که گه خوری هم حدی دارد ) 

اصخر با این کار در تربیت فرزند خود تاثیر بسزایی داشت و الان بچه اش پورش سوار می شه ولی اونایی که از پدرشون کتک نخوردن کیرم سوار نمیشن


داستان های تاریخی - فصل قحطی

زلیخا روزی در خلوت خود داشت با آمِن هُـتلِ پنجم خداوندگار مصر دردُ دل میکرد که ناگهان یوزارسیفِ خوشگل وارد شد ، زلیخا که تمام تیکه های پسر بازی آن زمان را استفاده کرده بود ولی نتوانسته بود مخ یوزارسیف را بزند عذم خود را جذم کرد و تیکه آخر استاد را به یوزارسیف انداخت: 
زولی : برسونیم 
یوزی : نرینی ؟ 
زلیخا که بسیار از جواب یوزارسیف عصبانی شده بود جلو رفت 
زولی: فکر کردی گلزاری کسکش؟ 
یوزی: گلزار هفت جد و آبادته 
زولی: بیا برو تو کونم 
یوزی: برو دافی من کار دارم شر نشو 
زولی: تو که نه می کنی نه می خوری حداقل بیا بمال 
یوزی: خودتُ جرم بدی نمی کنمت 
زولی: به کیرم 
یوزی: مگه کیرم داری؟ 
زولی: به تو چه ؟
یوزی: تُـربچه 
زولی: همه ی شهر آرزوشونه منُ بکنن ، کُسم چاقه
یوزی: من حتی نگاشم نمی کنم 
زولی: من لخت میشم تو بو بکش 
یوزی: برو کسکش
زولی: پس نمی کنی ؟ 
یوزی: نه 
زولی: منم نفرینت می کنم ، ایشالله به حق پنش تن آل عبا خداوندگار آمن هُـتلِ پنجم بزنه مادرتو بگاد 
یوزی: خداوندگار بیاد سرشو بخوره 
زولی : بزار من بخورم 
یوزی: دیگه به من زنگ نزن . بای :* 
زولیخا که دوباره از یوزارسیف کیر خورده بود با خود عهد کرد که دیگر سمت او نرود و اصلن مرده شور کیره یوزارسیف را ببرد مرتیکه گلزار صفت، او شب به بستر رفت و خوابِ بدی دید ، صبح که بیدار شد به قصر پادشاه رفت و خواب خود را برای ایشان تعریف کرد ، پادشاه سریع دستور داد خر بفرستند دم خانه یوزارسیف تا یوزارسیف خر را کول کند و به قصر بیاید ، یوزارسیف تا خر را دید گفت این چه کاری است مگر من چه فرقی با بقیه مردم دارم ؟ چرا پادشاه برایم خر فرستاده است؟ چرا در شرایطی که مردم کیرخر هم ندارند تا بخورند شاه برای من خر می فرستد؟ همینطور ناراحت و نگران نزد پادشاه رفت و گفت چرا برایم خر فرستادید ؟ پادشاه گفت آخ ببخشید اصلن حواسم نبود که شما تُرک هستید ، به قرآنِ مجید قصد توهین قومیتی نداشتم ، حالا این حرف ها رو ول کن بیا بِسُک ببین زولیخا چی میگه ، یوزارسیف تا زلیخا را دید دستش را در دماغش کرد و قهر کرد ...
زولی: من برای منت کشی و جنده گری به اینجا نیامده ام 
پادشاه: زولیخا برای یوزارسیف امین تعریف کن چه خوابی دیده ای ؟ 
زولی: برای امین نمی گویم ولی برای یوزارسیف میگویم 
پادشاه: خاره بانمک بازی رو گاییدی حالا بگو چه خوابی دیدی
زولی: دیشب خواب دیدم که هفت کیر لاغر هفت کیر چاق را خورده اند 
یوزارسیف تا این را شنید سُجده کرد و ساعت ها گریه کرد ، مردم ساعت ها الاف و بیکار مثل اسب بالا سر آن حضرت ایستادند تا گریه به پایان برسد ، بعد از اتمام گریه پادشاه از یوزارسیف دلیل این گریه را جویا شد 
یوزی: این خواب تعبیر بدی دارد ای پادشاه، یعنی هفت سال فراوانیِ کیر در راه است و هفت سال قحطی ،  ما باید در این هفت سال فراوانی کیر بکاریم و ذخیره کنیم تا در هفت سال قحطی استفاده کنیم 
پادشاه : خارتو گاییدم چه خوابی دیدی زولیخا 
زولی: کسخلا کیرو که نمی شه کاشت 
یوزی: من با کمک پرودگارم کُس ننتم می کارم کیر که دیگه چیزی نیست در برابر قدرت پرودگار 
زولی: پس در هفت سال قحطی من سراغت می آیم و دو کیسه کیر دریافت می کنم 
یوزی: حله حاجی 
پادشاه: ای یوزارسیف مهربان ، حالا که آخر داستان است یک حرف آموزنده بزن که همه ایمان بیاوریم 
یوزی: خداوند بر همه کیر ها نظارت دارد ، او می خواهد با قحطی کیر مارا امتحان کند و ما باید با ذخیره کیرهایمان از این آزمون الهی سربلند بیرون بیاییم 
زولی: حالا چرا انقدر امتحان میگیره خدا ؟ 
یوزی: چون همانا خداوند کیر کفت و زورگوست 

همه ناگهان سجده کرده و ساعت ها گریه نمودند و گله گله مثل گوسفند به ایشان ایمان آوردند 

سوالات شرهی - فصل اشتیاق به سکس

با سلام . دوست دختر من بسیار به سکس مشتاق و پایه می باشد . کلا نه نداره، با این شرایط پیچیده چگونه به وی تجاوز کنم؟ متشکرم، ( اصخر زاده ها از سرولات )

عجب مورده تخماتیکی 

خصوصی از طرف ادمین به صاحب سوال: 
دوست عزیز و صمیمی من ، ای بهترین در دنیا ، به عنوان کسی که به شما علاقه زیادی دارم تقاضا می کنم اگر خدا خواست و با دوس دختر گرامی خود بهم زدید شماره ایشان را به من دهید تا من با ایشان صحبت مختصری داشته باشم ، دوس داره شما کانگروئه به تربیت فرزندان خویش خیلی اهمیت دهنده ( واسه مریض می خوام )

برای این کار چند روش هست که به شرح ذیل می باشد : 

1 - دوس دختر خود را ترک کنید و با یک دختر دیگر دوس شوید ( من پیشنهاد می کنم این کار را نکنید چون بعید میدونم کسی با شما دوس بشه )

2 - وقتی پریود است به او تجاوز کنید ( البته این کار از کون سگ گذاشتن بدتره ) 

3 - تجاوز را بی خیال شده و با او ازدواج کنید ، زیرا دختری که برای سکس چوسی نمی آید بهترین زن در این دوره و زمانه است ، زنان از سکس به عنوان سلاح استفاده می کنند اگر کسی این کار را نمی کند یعنی کارش خیلی درست است ( حرومت بشه ایشالله ) 

4 - بجای تجاوز به او به افراد خانواده او تجاوز کنید و دِقُ دلیه خود را سر آنها خالی کنید 

5 - جلوی او جق بزنید . برای دختری که با دادن مشکلی ندارد جق زدن پسر از صدتا فحش خار مادره بدتره ( مورد داشتیم یه بار جلو دوس دخترش جق زده بهش حال داده دیگه دوس دخترشُ ول کرده فقط جق زده ) 

6 - با او هماهنگ کنید . به این شکل که به او بگویید وقتی شق کردید و پیشنهاد سکس دادید او مخالفت کند تا شما بتوانید با خیال راحت او را مورد تجاوز قرار دهید ( این کار تقلب در تجاوز محسوب می شود ولی چون تجاوز آرمان ماست باید از هر راهی برای رسیدن به این مهم استفاده کرد - موفق و منصور باشید ، منصورم نبودید حداقل شادمهر باشید #هار) 

7 - او را از کون بکنید ، اگر از کون هم میدهد و مشکلی ندارد جدن توصیه می کنم با او ازدواج کنید ولی اگر نمی خواهید ازدواج کنید کیر خود را درون گوش او کنید و فشار دهید - این روش برای دخترانی که همه سوارخ ها را حراج کرده اند تنها راه تجاوز است و برای ما جوانان عاشق تجاوز راهی باقی نمیگذارد 

8 - به روح او تجاوز کنید - تجاوز به روح اینجوریه که دختری که خوشگل است را جوری بکوبید و از قیافه اش ایراد بگیرید که خار مادره اعتماد بنفسش گاییده بشه ، مثلن می توانید در حرکتی انقلابی بعد از سکس روی ایشان تُف کنید و بگویید کسکش دیگه سکست جواب نمیده گشاد شدی دختره زشت 

9 - او را به لجن بکشید - به طور مثال وقتی دارد به شما حرف عاشقانه میزند بکشید پایین و روی صورت او برینید یا در خیابان روی مانتوی او بشاشید ( این کار بسیار دختر را بی شخصیت می کند ولی نشان از بی شخصیت بودن پسر هم دارد که به کیرت داداش ، شخصیت می خوای چی کار؟ تجاوزو عشقه ) 

10- مثل همیشه بهترین راه تجاوز است که در مورد این سوال بدرد نمی خوره - ریدم دهنت با این سوالت یکی از گزینه های همیشگی وبلاگُ حذف کردی - در عوض به شما تو توصیه می کنم به خود تجاوز کنید ، برای این کار لوله جارو برقی را وازلین بزنید و درون کون مبارک فرو کنید تا دهنتان گاییده شود زیرا لیاقت شما همینه - پسری که دوس دخترش راه به راه بهش میده مرفح بی درده . کسکش . کیری . ریدم دهنت . چاقال . کون بچه فلسطینی . اُبی 

اصن دافا قفل شما ، کلیدشون دست ما  ^_^ 

خیلی مغرورم مثل کیرم

انقدر بدم مياد يکي بهم بگه چي کار کنم چی کار نکنم ، چند روز پیش زنگ زدم داداشم ، یکي از اونور گوشی رو برداشت گفت: مشترک گرامی تمام خطوط اشغال مي باشد لطفن بعدن تماس بگيريد. بهش گفتم آخه کسکش تو سگه کي باشي به من بگي کِی تماس بگيرم ؟ خلاصه يه ساعت تماس گرفتم تا داداشم گوشی رو برداشت 


سوالات غیر شرهی - فصل لزبین دوستی

سلام پسری هستم ۱۹ساله، احساس میکنم لز هستم .  راه حل خود را پیشنهاد کنید (عمو فرج از کرج )

با سلام . کیرم تو احساساتت

اولن که پسرا همه از لز خوششون میاد به طور مثال خود بنده به عنوان یک مرد کامل همیشه طرفدار پرو پا قرص لزبین بوده ام و مخالف درجه یکی گِی ، شما حس کن کیر بره تو کونت آخه چه حالی داره ؟ ولی فکر کن دوتا دختر روی هم می خواب از هم لب میگیرم ... آخ آخ فکرشم آبمُ میاره 

چندتا مورد میگم رعایت کن 

- اشتیاق خود را به لزبین تقویت نکنید زیرا موردهای بسیاری داشته ایم که انقدر لزبین دوست شده اند که رفته اند عمل کرده اند کیر خود را بریده اند و کُس جاسازی کرده اند 

پورن های سیاه پوستی ببینید تا به قدرت کیر ایمان بیاورید 

- مورد بالا را رعایت نکنید ، زیرا اگر از کیر کوچکی برخوردار هستید بعد از دیدن کیر سیاه پوستان از زندگی نا امید می شوید ( اما نا امید نشوید ارضا کردن دختران به سایز کیر ربطی ندارد دوست گرامی یه ذره حرفه ای گری می خواد که دیگه ماشالله همه تون کسکشید و بلدید ) 

- سعی کنید دختر با کره ای پیدا کنید و پرده او را بزنید ، وقتی شما کیر خود را درون او فرو می کنید او درد می کشد و شما حس مرد بودن می کنید ( اگر تونستی دختر باکره پیدا کنی ، عمرن بتونی ) 

- در مورد بالا منظور از باکره پلمپ بود ، به معنای اینکه دختر پرده بکارت داشته باشد ( اینُ توضیح دادم واسه ویرجینای وبلاگ ، میان اینجا فکر می کنن منظورم از با کره اینه که یه دختر پیدا کنید که کره داشته باشه که مثلن کره رو بزارن لای نون بخورن ) 

- الان در تمام شبکه های مجازی از جمله پلاس و توییتر دختران از کیر میگویند بعد پسران این سرزمین همه از لز میگویند ( ما این همه شهید ندادیم که دخترا کیر داشته باشن که ) برای همین شما می توانید به شبکه های مجازی پناه ببرید و دخترانی که از کیر می گویند را فالو کنید تا به کیر واقعی ایمان بیاورید ( اونایی که ندارن کیری ان ، تو که داری لزی؟ ) 

تمام کمکی که می تونستم بهت بکنم همینه 

- و اما در آخر مثل همیشه بهترین راه تجاوز است که شما می توانید با تجاوز به دیگران حس غرور را در خود تقویت کنید و به کیر خود بنازید 

به کیر خود مفتخر باشید . بای ^_^ 

اصخر - مواجه شدن با سکس پدر مادر

اصخر پدر مادر خود را می پرستید و همیشه از آنها می پرسید من چگونه به دنیا آمدم و مادرش به او می گفت ما دعا کردیم و خدا تو را به ما داد ، حتی اصخر انقدر به این قضیه ایمان داشت که در 13 سالگی ناگهان خواست که بچه دار شود ، به همین خاطر ماه ها به قار حراء رفت و دعا کرد تا خدا به او فرزندی عطا کند (حالا قار حراء نمیدونم بود یا قاره علی صدر ولی یه قار بود دیگه) در موردی دیگر اصخر که از روی نگاه کردن به مرغ ها فهمید که آنها چگونه روی تخم می خوابند و بچه دار می شوند، روزهای متمادی روی تخم مرغی که از بقالی سر کوچه خریده بود می خوابید تا آن تخم مرغ جوجه شود ولی متاسفانه بعد از 43 روز مادر ایشان تخم مرغ را در اتاق اصخر پیدا کرد و آن را نیمرو کرد ، اصخر که از بچه دار شدن نا امید شده بود و فکر می کرد اجاقش کور است روزی به صورت اتفاقی در حمام تخم های خود را دید و فکر کرد باید روی تخم های خود بخوابد تا آنها تبدیل به بچه شوند ، ایشان مدتها روی تخم خویش خوابید تا روزی به بیماری تخمی گرفتار شد و دکتر به او گفت که دیگر روی تخمش نخوابد و اینکه آخه آدم عاقل رو تخمش نمی خوابه که ، اصخر این را که شنید بسیار کیر کلفتی خورد و دیگر از زندگی نا امید شد تا اینکه شب وقتی دلش گرفته بود به اتاق پدر مادر خود رفت، او تا در را باز کرد با صحنه عجیبی مواجه شد، پدرش کیر مبارک را تا دسته درون مادره ایشان فرو کرده بود ، پدر اصخر تا او را دید آمد کیر را از واژن مقدس مادرش بیرون بکشد که ناگهان در همان لحظه ارضاء شد و اسپرم های پدر روی صورت اصخرِ بی گناه ریخت ، اسپرم ها باعث افسردگی اصخر شد و آن واقعه تاثیر تخماتیکی در زندگی ایشان داشت ، تا بالاخره روزی با این قضیه کنار آمد و به اتاق مادر خود رفت و کیر خود را در آورد و گفت: منم می خوام بچه دار بشم ، بزار منم بکنم توت، که در این لحظه مادر اصخر بسیار شاکی شد و ایشان را با چوب اسکی زد و تقریبن مادرِ اصخر در آن واقعه گاییده شد ( این اولین بار در طول تاریخ بود که کسی مادرش به دست مادرش گاییده می شد ) اصخر سالها در بستر بیماری بود و بعد که از بستر بیماری خارج شد جق را اختراع نمود ، ایشان را پدر جق ایران هم می گویند ، او چند سال پیش برای ثبت اختراع خود به وزارت علوم و تحقیقات رفتن که با بیلاخِ مقامات مواجه شدند و دست خالی به خانه بازگشت... 


سوالات شرهی - فصل بازیافت آشغال های کون دختران

میخواهیم دوست دختر خود را از کون بکنیم، چه کنیم تا درون کونش تمیز باشد؟ دفه قبل با سر کیرم پوست گوجه اومد بیرون ( نیما از تهران :* ) 

به به چه سوال خوب و به جایی این سوال راست کار خودمه 

اولن که کردن کون بسیار لذت بخش و مفرح است ، ولی برای سلامت دختر از مواد روان گردان استفاده کنید ، روان گردان منظورم اکس و این کسشرا نیستا ، مثلن وازلین و این چیزا که خوب چرب کنه کونو طرف بگا نره 

اما چه کنیم که سکس تمیزی داشته باشیم 

معمولن در کون دختران چیز های زیادی پیدا می شود ، مشما فریزر ، پفک نمکی ، گردو غبار ، رُز لب ، غذاهای رژیمی و غیره ، مورد داشتیم تو کون دوس دخترش یخچال ساید بای ساید پیدا کرده ، تازه درای یخچالم باز بوده 

حالا گیریم که بیرون کون دوس دخترتون تمیزه ( الان همه دخترا کونشون مو داره ) 

روش های تمیز کردن توی سوراخ کون دوس دخترتان : 

- او را به کارواش ببرید و بگویید تو شویی کنند 

- دستمال مرطوبی را که از قبل آماده کرده اید درون کون ایشان کنید و حسابی کون ایشان را تمیز کنید 

- او را از خانه و کاشانه جدا کنید و سه روز به او غذا ندهید - او در طول این سه روز حسابی میریند و کونش را تمیز می کند ولی کمی بی حال می شود که این بسیار به نفع شما می باشد می توانید 12 ساعت او را از کون بکنید و سپس به او غذا دهید 

- با او منطقی بر خورد کنید ، یک بار روی کیرتان استفراق کنید و بگویید بخورش ، بعد که حالش بد شد بهش بگید : دیدی؟ وقتی من از کون می کنمت همین حسو دارم ، پس ترو به ناموس زهرا یه ذره تمیز باش جنده 

- قبل از کردن با جارو برقی حسابی کون ایشان را تمیز کنید ، به این صورت که سر جارو برقی را در سوراخ مبارک ایشان فرو نمایید ، درجه جارو برقی را در بالاترین قدرت بگذارید 

- درون کون دوس دختر دلبندتان چاه باز کن بریزید 

در روابطی که بسیار عاشقانه است پسران بعد از کردنِ دوس دخترشان از کون مواد غذایی که به کیرشان چسبیده را لای دفتری میگذارند ، آنها را خشک می کنند و یادگاری نگه میدارند 

همیشه تعجب می کنم از پسرایی که کیرشونُ می کنن تو سوراخی که ازش عن میاد بیرون ولی بعد ها فهمیدن از کُسم شاش میاد دیگه کامل قانع شدم 

بنظر من کون از ممه مهم تره - کونی باشید ^_^ 

داستان هفته - هفته پنجم

شخصی نزد اصخر رفت و گفت : گوش کن ! می خواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می گفت ... اصخر حرف او را قطع کرد و گفت : قبل از اینکه تعریف کنی ، بگو آیا حرفت را از میان چهار صافی گذرانده ای یا نه ؟

مرد گفت: کدام چهار صافی ؟


اصخر که در حال وضو گرفتن بود گفت : اول از میان صافی واقعیت . آیا مطمئنی چیزی که تعریف می کنی واقعیت دارد و از کیر خود در نیاورده ای ؟


مرد:  نه من فقط آن را شنیده ام . شخصی آن را برایم تعریف کرده است .


اصخر سری تکان داد و با ذکر یک صلوات گفت : پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای . مسلما چیزی که می خواهی تعریف کنی ، حتی اگر واقعیت نداشته باشد ،  باعث خوشحالیم می شود .

مرد:  دوست عزیز فکر نکنم تو را خوشحال کند .

اصخر عکس احمد خاتمی را از روی تاقچه برداشت بوسید و گفت:  پس اگر مرا خوشحال نمی کند حتما از صافی سوم ، یعنی فایده ، رد شده است . آیا چیزی که می خواهی تعریف کنی ، برایم مفید است و به دردم می خورد ؟

مرد: مفید یعنی چه ؟ 


اصخر: مفید مثل بهمن مفید! 

مرد: متوجه نمی شوم سولاخ قضیه را بشکاف ... 

اصخر: یعنی حرفی که می خوای بزنی مفید است ؟ مثل موز که سرشار از ویتامین است و باعث می شود آب کیر تولید شود ! 

مرد: نه حرفی که می خوام بگویم آب کیر تولید نمی کند 

اصخر: پس هیچ فایده ای ندارد؟ 

مرد:  نه ، به هیچ وجه !


اصخر قرآن خود را در آورد و همانطور که سوره بقره را می خواند بصورت همزمان گفت : پس اگر این حرف ، نه واقعیت دارد ، نه خوشحال کننده است و نه مفید ، آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی !!

مرد: صافی چهارم چیست ؟ 

اصخر: آخ ببخشید داداش یادم رفت ... 

مرد: فداتم حاجی این حرفا چیه ؟ بیا جلو :* 

اصخر:  قربونت برم 3>

مرد : پس بگو صافی چهارم چیست ؟ 

اصخر قرآن را بوسید و از پنجره بیرون پرتاب کرد و گفت: صافی چهارم کسشر است، آیا چیزی که می خواهی تعریف کنی کسشر است؟ 

مرد: صد در صد کسشر محض است 

اصخر : پس تعریف کن ، کسته خاره سه تا صافی اول 

مرد: خیلی مردی خدایی :* 

اصخر:  جیگرتو :* 

مرد: داداش بیا بریم یه جای خلوت تعریف کنم برات، اینجوری که من و تو داریم همدیگرو ماچ می کنیم یکی ببینه فکر می کنه کون هستیم 

اصخر: بریم داداش :* 

مرد  :*  3>

سوالات شرهی - فصل انتقام

سلام حاج آغا، ما یه سوال داشتیم خیلی واجبه، بخواهم عمه خود را بکنم چیکار باید بکنم؟عمه من فاز دینی تخمی دارد و اینکه میخواهم بکنمش از روی نفرت میباشد، میخواهم یه جوری باشه بیاد به قصد دادن در آره بعد من به کیرم چاقو ببندم و همانگونه که برده عمر او را گایید، بگایمش ( کیر شق و پیروز باشید،امیرحسین)

گاییدن عمه اگه به قصد لذت باشه گناه داره و من اصن جواب نمیدم ولی برای شما پروژه انتقامیه و ما در خدمیتم 

چون عمت فازه دینی داره باید از همون راه وارد بشی ولی چه کار هایی باید برای مذهبی نشان دادن خود انجام دهید : 

- همیشه به خانه عمه خود بروید و به او بگویید که روزه هستید 

- تسبح را فراموش نکنید 

- در نماز دعا و صلوات حروف ( ح ) و ( ص ) را غلیط ادا کنید که مذهبی تر به نظر بیایید 

- چهره خود را نورانی کنید (این حرفا کسشره برو حموم صورتتُ با کیسه بشوری حله) 

- هر هفته جمکران بروید و در چاه جمکران نامه های عاشقانه بندازید ( این قضیه نامه واسه مسخره بازیه اصن نیازی نیست انجام بدید)

- هر جمعه به نماز جمعه رفته و کسشرات احمد خاتمی را گوش بدهید و درس بگیرید 

- تا اسم امام حسین را شنیدین بزنید زیر گریه و خود را چنگ بندازید  

- امیر تتلو گوش دهید و ولایت مدار باشید 

- الهام چرخنده را تحسین کنید و او را بانوی دوعالم خطاب کنید 

- در هیئت رزمندگان اسلام با مداحی حاج صادق آهنگران شرکت کرده و ممد نبودی را حفظ کنید ( آهنگران ملقب به کُسخلِ آقا ) 

تبریک می گم شما موفق شده اید دل عمه خود را ببرید ، فقط کافی است شبی که تنهاست پیش او رفته و یکم سکسی بازی در بیاروید 

اما بهترین راه و آسان ترین راه مثل همیشه سنت پسندیده تجاوز است که در مورد شما بسیار جواب میدهد ، شما عمه خود را خفت کرده دستش را بپیچانید و او را مثل سگ بکنید و به خارج فرار کنید و حالشو ببرید 

انتقام جو باشید چون لذتی که در انتقام هست در گذشت نیست  ^_^


اصخر - بیگرافی ( به درخواست امیرحسین )

اصخر متولد 1361 در شهر علی آباد کتول است، ایشان در خوانواده ای فقیر، غیرتی و دعوایی چشم به دنیا گشودند ، او فرزند دوم خوانواده است و برادر بزرگتری به نام اکبر دارد و 5 خواهر کوچک تر از خود که بخاطر اخلاق کیری ایشان و برادر بزرگش اکبر ، خواهرانشان ترشیده اند، یکی دیگر از دلایل ترشیدگی خواهران اصخر این است که آنان بسیار کیری قیافه هستند و پسران محل اگر از اصخر نترسند حتمن از قیافه تخمی آنان می ترسند ، در روایتی آمده پدر اصخر جن بوده ، برای همین صورت های فرزندانش شبیه بقیه پول ماست است ، اصخر از کودکی بسیار بازیگوش بود و از همان کودکی رویای دکتر شدن در سر داشت که خوشبختانه دکتر نشد و همه مریضا نجات پیدا کردن ، او در تربیت کودکان محل بسیار کمک کرده است زیرا پدر مادر ها شب ها به فرزندان خود میگویند: اگر نخوابی میگم اصخر بیاد بخورت، از این رو تمام کودکان محل ما با ادب شده اند ، اصخر که سالها جقی بود کم حافظه شده بود، از این رو در تحصیل به جایی نرسید و در نوجوانی تصمیم گرفت ازدواج کند ، او در 18 سالگی با الهام چرخ دنده هنرمنده عزیز کشورمان ازدواج کرد، متاسفانه بخاطر متفاوت بودن اعتقادات این  ازدواج دوام نیاورد زیرا الهام چرخ دنده بسیار نماز خوان بود و همیشه پای سخنان گه هرباره ( گوهربار) احمد خاتمی در نماز جمعه می نشست و به دشمنان نظام و دشمنان ولایت فحاشی می کرد در صورتی که اصخر آدم کافری بود و همیشه کیر خود را حواله انبیاء می کرد ، او بعد از جدایی از الهام چرخ دنده تصمیم گرفت به خارج برود و به مبارزات سیاسی بپردازد، به این خاطر به لس آنجلس رفت و در تلوزیون حمید صوب خیر استخدام شد و مدتها برنامه آهنگ های درخواستی با اصخر را اجرا کرد ولی چون به مخاطبان احترام نمیگذاشت و حتی یکی از مخاطبان را بخاطر درخواست آهنگ " مغز در رفته " از امیر تتلو مورد فحاشی قرار داد و آبروی تلوزیون را بُرد و حمید صوب خیز هم او را بیرون کرد و آیلین را استخدام کرد ، اصخر که برای مبارزه از هیچ کاری فرو گذار نمی کرد به تلوزیون رقیب یعنی شبکه علیرضا میرزا قاسمی رفت و آنجا مشغول به کار شد، وی آنجا بجای اینکه به فعالیت سیاسی خود بپردازد مشغول کلاهبرداری از خانوم گوگوش شد و سالها زندانی شد و در زندان به سیاه پوستان آمریکایی کون داد ....

ادامه دارد...

سوالات شرهی - فصل جق در کره ماه

اگر روزی به کره ماه رفتم چگونه باید در آن محل جق بزنم ؟ و آیا در آنجا هم غسل واجب می باشد ؟ آهنگ های تتلو رو چطور میشه گیر آورد اونجا ؟ ( من نبیل هستم ، 30 ساله ) 

اسمت زنبیله ؟ یا نبیل؟ نبیل به معنای نه گفتن به بیل؟ 
حالا اصن به ما ربطی نداره ولش کن 

اولن که شما گه می خوری بری کره ماه ، دومن که کسکش تو پولاتو جم کنی به زور می تونی ماهی یه بار بری سفر بعد می خوای بری کره ماه، بیا رو این 

بعد اینکه تو اگه از این آدما هستی که یه روزی می خوای بری کره ماه از الان داری به جق رو کره ماه فکر می کنی؟ 

کسکس رو کره ماه کُس ریخته بعد تو می خوای جق بزنی؟ البته ما هم شنیدیم با چشم خودمون ندیدیم 

غصه های آهنگای تتلو رو هم نخور امیر تتلو اول گفت تو برج میلاد کنسرت می خوام بزارم الان میگه زیادیم می خوام تو آزادی کنسرت بزارم چند وقت دیگه جو گیر می شه میگه می خوام تو ماه کنسرت بزارم ( خلاصه اینکه خودش میاد اونجا زنده برات می خونه ) 

در مورد جق زدن در ماه یه سری نکات هست که باید رعایت کنید : 

- از آنجا که جاذبه در ماه وجود ندارد پس اگر بخواهید کف دست خود تف کنید احتملن تُف شما به سمت سیاره مشتری میرود و کف دستتان نمی افتد و از آنجا که خشک خشک جق زدن کار بسیار طاقت فرسایی است توصیه می کنم یا با خود صابون کلنار ببرید یا وقتی در زمین هستید به مقدار کافی تُف خود را درون کیسه فریزر ریخته و با خود ببرید 

- از هر گونه ایرانی بازی در فضا بپرهیزید و از روش های سنتی ایرانی را برای جق فراموش کنید ، مثل: دید زدن زن همسایه، دید زدن زنان رهگذر، جق ذهنی زیر دوش، آب کردن کیسه فریزو و مالیدن به کیر ( اینا اونجا جواب نمیده ) 

- از کردن کیر خود  در لوله هوا جدن خود داری کنید ( این کار هم باعث بی ابرو شدن ایران و ایرانی در جامعه جهانی شده و باعث خفه شدن خود شما می شود ) 

- از بردن فیلم سوپر در فضا جدن خود داری کنید ( حالا اونجا فیلمه از دستت پرت بشه تو فضا بعد فضاییا ببینن خوششون بیاد بیان بگیرن زنای زمینُ ببرن دیگه ما بی کُس بمونیم ) 

- از پراکندن اسپرم در فضا شدیدن خود داری کنید - زیرا اسپرم در فضا معلق شده و خدایی نکرده نا گهان به دهان خودتان میرود حالا بیا درستش کن :|

- بعد از جق از دستمال کاغذی غزال که گویا در فضا به وفور ریخته است استفاده کنید که اسپرمتان در فضا سرگردان نشود 

- در فضا جق نزنید - این راه شاید سخت باشه ولی عملی تره ، چون اونجا که جاذبه نیست اصلن حدس میزنم نتونید کیرتونُ با دست بگیرید چه برسه بخواید جقم بزنید 

- کُس فضایی نکنید - اگر روزی خیلی به شما فشار آمد و به سرتان زد کُس های فضایی را بُکنید من به شما توصیه می کنم بی خیال شوید، چون کُس های فضایی ها وسط سینشونه ، یعنی وسط ممه هاشون ، مردان همینجوری ممه رو می بینن غیر قابل کنترل می شن چه برسه کُس و ممه رو یه جا ببینن ، واسه حال خودن میگم ، چون تا میای بخوری دلت می خواد بکنی تا میای بکنی دلت می خواد بخوری، بعد فکر کن باید جایی رو بخوری تا یه دقیقه پیش کیرتو کردی توش ، اصلن از لحاظ انسانی هم درست نیست حالا خود دانی 

- مثل همیشه بهترین راه تجاوزه - شما می توانید قبل از رفتن به ماه با ما تماس بگیرید ما به شما جوری تجاوز می کنیم که اصلن نتونید برید ماه چه برسه برید اونجا مشکل جق داشته باشید 

جقول باشید ولی مجقول نه ^_^ 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O