روایت های آموزنده - فصل رزق و روزی


اصخر با هیجان و اضطراب به حضور امام صادق ( ع ) آمد و گفت : « درباره من دعایی بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقی و آلت بلند دهد، که خیلی فقیر و خواجه ام» 

امام : هرگز دعا نمی کنم !
اصخر: چرا دعا نمی کنی؟ مگه کرم کون داری؟
امام:  برای اینکه خداوند راهی برای این کار معین کرده است . خداوند امر کرده که روزی را پی جویی کنید و طلب نمایید . اما تو می خواهی در خانه خود بنشینی و با دعا روزی را به خانه خود بکشانی 

اصخر : پس من از فردا به شغل مقدس کسکشی مشغول میشوم - بای :* 

۲ نظر:

  1. فصل هایی که از خودت میزاری خیلی بهترن :))

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خودمم بیشتر دوسشون دارم . ولی سوالات شرهی رو باز کردم مجبورم ادامه بدم :)

      حذف

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O