آلزایمر

والا من زیاد تو عمرم جق نزدم، ولی نمیدونم چرا انقدر حافظه ام ضعیفه، مثلن یه وقتایی شب میرم مسواک بزنم، میرم تو دستشویی رو مسواک خمیر میزنم می کنم تو دهنم، می شینم میرینم همینجوری مسواک می زنم از دستشویی میام بیرون (الان با مزه ها می خوان بگن دستتُ نشستی که، آره کسکش نشستم چون بعدش می خوام بکنم تو کونت) میام پای سیستم میشینم یه ساعت توییت می کنم همینطوری به مسواک زدنم ادامه میدم، میرم یه عکس از خودم در همون حالت مسواک در دهن و کف دوره دهن میگیرم میذارم اینستا گرام ولی همچنان متوجه نمی شم که دارم مسواک میزنم چون اصن یادم میره به کل دارم مسواک میزنم، یه بار یادم رفت شب مسواک تو دهنم جا مونده بود صب بیدار شدم دیدم مسواک تو گلوم گیر کرده، کلن زندگیمُ گاییده، تو زندگی جنسیم تاثیر تخماتیکی گذاشته، یه بار داشتم با یکی سکس می کردم وسطش پا شدم رفتم خونمون، تو راه بودم زنگ زد گفت کجایی؟ گفتم تو خیابونم عزیزم رسیدم خونه اس میدم هیچی دیگه رسیدم خونه اس دادم دیگه جواب نداد، بارها شده چیزای مختلف یادم بره مثلن هزار بار کارت ملی و شناسنامه و مدارک دیگه رو گم کردم اینا به جهنم ولی یه سری سوتیا هست خیلی برام گرون تموم می شه، مثلن یه بار یه دوس دختر داشتم یادم رفت بکنمش، در این حد حافظه ام ضعیفه ها . فکر کن دوس دختر داشتم یادم رفته بکنمش، اونم دید بخاری از من بلند نمی شه گذاشت رفت، مادرم خیلی سعی کرد کمکم کنه مثلن واسه جورابام یه سطل خرید که بریزمشون اون تو که هر وقت خواستم سریع پیداشون کنم، ولی اون سطله رو گذاشتم یه جا که یادم رفت دیگه نتونستم پیداش کنم، به فکرم زده بود رو جورابام گوشی نصب کنم که هر دفعه گمشون کردم به گوشیه زنگ بزنم پیداش کنم، مثلن شماره جوراب سفیدمُ تو گوشیم سیو کنم به اسم: جوراب سفیدم، بعد بهش زنگ بزنم پیداش کنم، ولی متاسفانه فردای اون روزی که این فکر بکرو کردم این فکر بکر یادم رفت و نمیدونم چرا الان یه دفعه یادم اومد - از خاطرات فراموشیم بخوام بگم می تونم یه وبلاگ جدید بزنم ولی همیشه یادم میره واسش یه وبلاگ بزنم، الانم یه دفعه یه چیز یادم رفت گفتم یه پُست در موردش بنویسم، بعضی وقتا که یادم میاد چه چیزایی یادم رفته خیلی بگا میرم، مثلن یه بار دوس دخترمُ اومدم بکنم... کردم توش وقتی آبم اومد یادم رفت بکشم بیرون، دوساعت بعد دختره پرسید خوبی؟ گفتم فدات :* گفت کسکش کُسم تاول زد چرا نمی کشی بیرون؟ نمیدونم می خواست باهام بهم بزنه یا نه ولی خودم باهاش بهم زدم نه بخاطر اینکه بهم گفت کسکش بخاطر اینکه کونش مو داشت کثافت، همین امروز میدونید چی شد که اومدم اینو بنویسم، الان ساعت یازده شبه یه روز از روزای آخره مرداده من خسته ساعت سه اومدم خونه رفتم دوش گرفتم بعدش نشستم پشت سیستم یادم رفت سیستمُ روشن کنم ساعت هشتُ سی و یک دقیقه فهمیدم که یادم رفته سیستمُ روشن کنم، الان تو دلتون میگید کُسشر میگه ولی گه می خورید از این حرفا بزنید تو این وبلاگ لاشیا، نشسته بودم جلوی مانیتور خیره شده بودم بهش، جدن حافظه ام خیلی بگاس نه بخاطر جق بخاطر دقدقه فکری، بعد اینُ به هرکی میگم باور نمی کنه، مثلن یه بار انقدر فکرم مشغول بود که وقتی داشتم با دوس دخترم سکس می کردم یادم رفت آبم بیاد، فکر کن سه ساعت تلمبه میزدم دختره داشت فوت میکرد من داشتم به آیندم فکر می کردم، بعد صدام کرد گفت کسکش جر خوردم قرص خوردی که آبت نمیاد؟ یه دفعه یادم اومد دارم سکس می کنم سریع آبم اومد. البته یه جاهایی هم به دادم رسیده این حافظه مثلن یه بار با یه دختره قرار ازدواج گذاشتم چون خوب منُ میشناخت میدونست حافظه ام ضعیفه مشکلم حل شد، چون دو هفته مونده بود به اینکه ما بریم خاستگاری یه دفعه یادم اومد دارم ازدواج می کنم و نباید همچین خریتی بکنم به دختره گفتم من تورو یادم رفته دیگه به من زنگ نزن ، برعکسشم بوده ها یه دختره رو دوس داشتم ولی یادم رفت باهاش ازدواج کنم - آخ بقیه پست یادم رفت ... کیرتوش بزار یه چیز دیگه بگم: چیزی یادم نمیاد :| 

انقدر سرم درد می کنه که گه نخور ^_^ 


روش درمان بیماری ها - فصل یبوست

برنامه این هفته رو با یک حدیث از خودم شروع می کنم که مطمئنم خیلی تو زندگی بدردتون می خوره : مهم این نیست که تمیز نیستید ، تمیز اینه که مهم نیستید. سعی کنید این جمله رو سرلوحه زندگیتون قرار بدید تا بیمار نشوید 

همیشه گفتم پیشگیری بهتر از درمانه پس از سفت شدن عن خود جدن جلوگیری فرمایید زیرا مورد های بسیاری را دیده ام که بجای اینکه با کیر جر بخورند و یا با مشکلات زندگی کونشان پاره شود با کلفت شدن و سفت شدن عن خودشان جر خورده اند 

کارهایی که برای پیشگیری از یبوست می توانید انجام دهید : 

- شما می توانید با کون دادن و گشاد کردن کون خود از پس هر یبوستی بر بیایید (زیرا وقتی شما گشاد باشید جارو برقی هم برینید کونتان پاره نمی شود)

- خوردن غذاهایی که عن را شُل می کند همیشه کار ساز است 

- نخوردن غذا همیشه کار ساز است ( این راه تضمینی است ولی متاسفانه بعد از چند وقت بگا میرید و میمیرید ) 

- گوش دادن آهنگ های امیرتتلو همیشه باعث اسهال شده و از  یبوست جلوگیری میکند (پزشکان و محققان دانشگاه رئال زاراگوزا دارند روی این دارو کار می کنند که اگر جواب میده واسه دردای دیگه ام استفاده کنن)

چگونه بر یبوست خود غلبه کنیم : 

- ابتدا خونسردی خود را حفظ کرده و از زور زدن زیاد موقع ریدن جدن خود داری کنیم - زیرا این کار باعث جر خوردن کون از هفت جا می شود 

- سوراخ کون خود را مدام چرب کنید ، فقط مواظب باشید زیاد چرب نکنید چون مورد داشتیم انقدر موقع یبوست کون خودشُ چرب کرده که خوشش اومده بعدش رفته کونی شده 

- موقع یبوست از کون دادن خود داری فرمایید ، زیرا کیر میره میخوره به عنای سفت ، یا کیر طرف زخم می شه بگا میره یا اگه طرف کیرش خیلی قوی باشه عنا بر میگرده تو معدتون شما بگا میرید 

- به خدا ایمان بیاورید و به طاعات و عبادات بپردازید که شاید خدا شما را شفا دهد و از شر یبوست خلاص شوید ( اتفاقن خدا در جایی میفرمایند اگر یُبس هستید به سمت ما بیاید که همانا من درمان یبوست می باشم )

- این مورد را به دوس دختر خود نگویید زیرا کسشرترین ایده های درمانی مخصوص دختران می باشد و شما را به گه خوری می اندازد ( درضمن دخترا یه اخلاق بدی دارن هر کُسی بدن میرن واسه دوستاشون تعریف می کنن، خلاصه از ما گفتن عن شما میشه سوژه یه مشت جنده پولی. نگو آقا نگو ) 

کارهایی که اطرافیان بیمار باید انجام دهند: 

- با او همدردی کنید و سعی کنید به او امید زندگی دهید و از چیزهای شُل با او سخن بگویید 

- از انگشت کردن آدمی که یبوست دارد بپرهیزید ( زیرا انگشت که میکنید تو کونش عنای سفت اونجا قلمبه میشن حالا بیا و درستش کن ) 

- برای کمک کردن به او انگشت خود را چرب کرده درون کون او فرو کنید و تا درون کونش چرب شود و راحت تر بریند ( سریعن بعد از این عمل انگشت مورد نظر را قطع کنید و از شر این ننگ خلاص شوید)

- از گوزیدن جلوی آدم یوبس پرهیز کنید ، زیرا این کار باعث تحریک فرد مذکور می شود و او هم می خواهد بگوزد که ناگهان کون مبارک جر می خورد و عاشورایی برپا میشود که بیا و ببین 

- سعی کنید فرد مریض را تحریک نکنید زیرا در دوران یبوست همه حس کونی بودن دارند زیرا کونشان می خارد ، اگر شما او را تحریک کنید شاهد اوبی بازی از سمت او خواهید بود و دیگر با او رابطه را قطع می کنید ( میگن هر کی تحریک می شه سوراخ کونش تنگ می شه - شعر گفتم ^_^ ولی درکل حشریت واسه یبوست بشریت خوب نیست)

نادر شاه افشار در مورد یبوست می فرمایند: 
یبوست بر هر درد بی درمان دواست 
( البته واضحه که کسخل داشته کسشر محض میگفته ولی خلاصه ایشون از بزرگان ما هستند و حرفشون واسه ما قابل قبوله) 

اگه از بین تو و یبوست بخوام یکی رو انتخاب کنم شک نکن انتخابم یبوسته عشقم ^_^

سوالات غیر شرهی - فصل علف و وید

با عرض سلام و كص عمه هركي جواب نده سوال خودمو مطرح ميكنم ، چگونه اين دخترايي كه هنوز در تحصيلات در دبيرستان به سر ميبرن كه تو فيسبوك پسوندشونو ماري و ويد علف باز ميزارن و همه پستاشون راجع به گُل رو جوري بكنيم كه ديگه كس نگن؟ ( یوسف )

اهم اهم به نام خالق کُس 

با سلام به دوست خوبم که دنبال کردن دختران جوان هستید و این کار خیلی ستایش بر انگیز است زیرا کردن همیشه خوب است ، اما برای کردن دخترانی که گه خوری می کنند و یا بهتر بگوییم علف می زنند یا وید یا هر کیرخر دیگه ای باید چند نکته را رعایت کنید ، برای این کار ابتدا باید نمازهایتان را سر وقت بخوانید ( این توصیه فقط جهت این بود که نشون بدم من آدم با ایمانی هستم و هنوز در اعماق وجودم مومن میباشم)  بعد باید چندباری خودتان علف و وید بزنید که با فاز آن ها آشنا شوید و بتوانید علف وار آن ها را بکنید - یکی از مزیت های علف و وید و کسشرای دیگه اینه که شما وقتی طرف اینارو زده بکنیدش کیرتون کوچیک ترین کیر تاریخم باشه اونا تو اون حالت فکر می کنن کیرخر دارید می کنید توشون، پس اگر کیر کوچکی دارید بگذارید آنها به مواد زدنشان ادامه دهند ، آما راه هایی که می توانید آنها را جوری بگایید که دیگر گه خوری نکنند به شرح ذیل می باشد : 

1 - شما این کاره نیستی داداش اگه بودی تا الان یه گهی خورده بودی پس پیشنهاد ما به شما این است که بی خیال شوید و به جق خود بپردازید 

2 - از آنجا که آنها علف می زنند پس به سبزیجات علاقه خاصی دارند سعی کنید آنها  را با کاندوم های گیاهی بکنید ( کاندوم گیاهی هنوز ساخته نشده اگه ساخته شد من سهم خودمُ از فروشش می خوام چون ایده اش از منه ) 

3 - آنها را نکنید : چون این افراد بسیار می خارند و کلن کارشون و عشقشون دادنه پس از کرده شدن لذت می برن ، شما برای اینکه برینید بهشون می تونید نکنیدشون که درس عبرتی باشه واسشون که گه نخورن ، البته از اونجایی که در ایران زندگی می کنید شما نکنید یکی دیگه می کنه پس این گزینه کنسله ، از طرفی شما اگه نکنیشون خودت از شق درد می میری 

4 - از آنجا که این دوستانی که علف میزنند یه جورایی ژن گوسفندی دارن می توانید گوسفندی بکنیدشون 

سکس گوسفندی چگونه است؟ 
به سکسی که پشت وانت با داد و بیداد زیاد و پرش به روی موجود مونث انجام میشود سکس گوسفندی گویند 

5 - کسکش بازی در بیاورید، بروید در خانه این دختران و وقتی کردیدشون بعد از خونشون یه چیزی بدزدید - مورد داشتیم یخچال ساید بای ساید دزدیده بود تو راه پله خودش مونده بود زیر ساید بای ساید مُرده بود - خلاصه دقت کنید 

- کسکش بازی 2 : بگذارید علف بکشند آنها را برگردانید و در کونشان دسته جارو برقی فرو کنید ( از آنجا که کیر کوچک و داغونی دارید پیشنهاد ما به شما دسته جارو برقی و میله بارفیکس است )

- کسکش بازی 3 : وقتی از دستشان خسته شدید و نتوانستید از آنها جدا شوید کاری کنید که حسابی علف بزنند بعد آنها را به لبه پشت بام برده حسابی از کُس و کون بکنید بعد هم با آنها کل کل خودکشی بی اندازید و مطمئن باشید که آنها زودتر می پرند و دلیل مرگ هم استفاده از مواد تشخیص داده می شود و به شما آسیبی نمی رسد ( این کار عنده خارکسته بازی می باشد ولی همیشه جوابه ) 

کسکش بازی چیست ؟ 
یک نوع بازی است - چیه ؟ خب یه نوع بازیه دیگه 

6 - به مادراشون بگید: مثل این بچه ها برید به پدر مادراشون بگید بچتون علف می زنه - یا مادرتونُ بفرستید دم خونشون به مادر دختره بگه: دختر شما سیگار میکشه داره پسر مارو خراب می کنه و کم مونده بهش بده ( البته الان پدر مادرا خودشون همه لاشی شدن و دختری که اونجوری میشه حتمن پدر مادرش خیلی کول برخورد می کنن پس این راه زیاد جواب نمیده) 

7 - چند راه دیگر برای گاییدن این دختران هست مثل انداختن آنها زیر ماشین ، فروختن آنها به پلیس ، یا به آنها علف بدهید تا حسابی فاز بگیرند بعد آنها را به دوستان خود اجاره دهید که بکنند و ساعتی 20 هزار تومن بگیرید و کمک خرج خانواده شوید 

8 - مثل همیشه بهترین و آخرین راه تجاور است که در این مورد بسیار عالی می باشد ، شما با تجاوز به آنها می توانید جوری بهشون درس عبرت بدید که کیرخر، مثلن ببریدشون یه جا یه رول علف بپیچید بعد بهشون تجاوز کنید جلوشون علفُ بکشید بهشم ندید بکشه بعدم بزارید برید سمت مرز 

چطوری علف میزنید مگه گوسفندید؟ من از ترس اینکه مخم بگا نره قرمه سبزی نمی خورم شما علف میکشید؟ اگه علف چیز خوبی بود گوسفندا بعد از این همه سال که دارن زندگی می کنن حرف میزدن یا حداقل بجای بع بع میگفتن به به. پس نتیجه میگیریم علف چیز خوبی نیست و جق از همه چیز سازنده تر و بهتر است 

با آرزوی اینکه هیچ انسانی حق هیچ گوسفندی رو دود نکنه ^_^


دوس دختری که سگ داره

یه دوس دختر داشتم سگ داشت ، بعد ما هر سری سکس می کردیم اون می اومد بالا سرمون وایمیستاد بهمون نگاه می کرد من معذب می شدم همش حواسم پرت می شد به سگه سکسمون یه ساعت طول می کشید تو اون دوران شده بودم دیر انزال ترین آدم تاریخ ، دوس دخترم همش بهم افتخار می کرد کسکش، بعد من همیشه حرکات این سگه رو نگاه می کردم این کسکش خاره اعتماد بنفس منُ گاییده بود ، می اومد میرفت بالای تخت وایمیستاد من تا می کردم تو نگاه می کرد ، بعد یه وقتایی روشُ بر می گردوند من فکر می کردم از کیرم حالش بهم خورده برگشته، یه وقتایی سرشُ تکون میداد من با خودم میگفتم الان داره با خودش میگه چه کیره کوچیکی داره ، یه بار داشتم صاحبشُ می کردم کسکش گذاشت رفت، این حرکتش باعث شد من یه هفته کیرم راست نشد ، همش با خودم فکر می کردم حوصلش از سکسم سر رفته ، یه بارم اومد کیرمُ بو کرد یه نگاه به چشمام کرد سرشُ تکون داد رفت ، خلاصه ضربه روحیی که من تو اون رابطه خوردم جهان تو جنگ جهانی دوم نخورد ، حالا سگ خوبه گربه همش میو میو می کنه دهن آدمُ میگاد آدم فکر می کنه هی داره میگه نکن نکن صاحبمُ نکن ، یه سری دخترا تو خونشون میمون نگه میدارن اونارو دیگه نمی شه تحمل کرد ، آقا اگه قرار به کیری بازیه پسرا می تونن کیری تر از دخترا باشنا، مثلن من به شخصه بخوام دهن دخترارو بگام میرم گاو می خرم تو خونه نگه میدارم ، بعد موقع سکس میارمش تو اتاق میذارم نشخار کنه برینه به حس دختر،حالا واقعن گاوخوبه اون دخترایی که سگ و گربه دارن با همون دهنی که کیر آدمُ می خورن با همون دهن سگشونُ بوس می کنن ،حالم بهم خورد . بخدا دو سه بار کیرم سرشُ کرد رو به من گفت: کسکش نذار اینا دهن نجسشونُ بزنه به من ، یه همچین کیر حساسی دارم ، خلاصه خواستم بگم اگه قراره همتون سگ و گربه بخرید ما هم گاو و شتر می خریم تو خونه نگه میداریم تا ریده بشه بهتون ، با ما کل نندازید ^_^ 

پا داش یا پای داعاش؟

امروز سوار تاکشی شدم ، تا سوار تاکسی شدم راننده تاکسی گفت دانشجویی؟ منم تو دلم گفتم کیر ، باز خوردیم به پُسته یه آدمِ مهربون که می خواد بگه بچه منم دانشجوئه و از این کسشرا ، خلاصه کلمه کیرو چند بار با خودم تکرار کردم  
گفتم: خیر قربان 
گفت: کار می کنی ؟ 
+ نه بی کارم 
- چرا نمی ری سر کار ؟ می خوای انگل جامعه بشی؟ 
( یه لحظه حس کردم بابام داره باهام حرف میزنه )
گفتم: به شما ربطی داره آقا ؟ 
گفت: بی ادبم که هستی !
+ شما تو زندگی مردم دخالت می کنی بی ادبی نیست ؟ 
- سنی از من گذشته بالاخره 
+ خرم سنش زیاده باید تو زندگی مردم دخالت کنه ؟ 
- اتفاقن خر سنش کمه ، خرا 12 سال بیشتر عمر نمی کنن 
(چون در مورد خرها اطلاعاتی نداشتم سعی کردم نظری ندم و موضوعُ عوض کنم)
گفتم: می شه مارو پیاده کنی ؟ من حال این حرفارو ندارم 
گفت: واسه من از حالُ حوصله حرف نزن که خودم بی حوصله ام 
+ خب پس منُ پیاده کن جفتمونُ خلاص کن 
- کرایه ات 3 هزار تومن می شه 
+ چرا چرند میگی کرایه ولیعصر تا ستار خان 1200 تومنه 
- مثل اینکه خیلی بی ادبی 
+ مثل اینکه خیلی گیری 
- بچه های من تُخس تر از تو بودن اونارو آدم کردم تورم آدم می کنم 
+ کیرمم نمی تونی بخوری
- احترام موی سفیدمُ نگه دار 
+ احترام پشم سفیدتم نگه نمیدارم
- تو دهنی می خوریا عنتر
+ فحش مادر می خوریا کسکش 
- کرایتو بده پیادت کنم 
+ کیرمم بهت نمیدم 
- منم پیادت نمی کنم می برم خونه پسرام بُکننت 
+ دخترم داری؟ 
- با قفل فرمون میزنمتا بی پدر 
+ چیه؟ غیرتی بازی در میاری دخترات می ترشنا 
- واقعن که بی شعوری خر از تو بیشتر می فهمه 
+ نه خر 12 سال بیشتر عمر نمی کنه ، فوقش تو اون سن بتونه دیپلم بگیره تازه اگه جهشی بخونه ، من فوق لیسانس دارم جاکش 
( ماشینُ زد کنار دست انداخت از جلوی من دره سمت منُ باز کرد) 
گفت: شعور به درس خوندن نیست گمشو از ماشینم بیرون 
گفتم: امشب خونتون برنامه است کجا برم ؟ 
- از ماشین من برو بیرون 
+ حالا یه ماشین داریا ندید بَدید 
 - کرایتو بده گمشو 
+ حرف کرایه رو بزنی میام خونتونا
( دست کرد از زیر صندلی قفل فرمونُ در بیاره کمرش گرفت ، گفتم حاجی طوری شده ؟ گفت: نه ، داشتم پیاده می شدم برم صدام کرد گفت گوشی منُ بردار به پسرم زنگ بزن اسمش احمد سیو شده ، گفتم اسم دخترت چیه؟ تو همون حالت که خم شده بودُ درد داشت سرشُ آورد بالا یه نگاه بهم کرد گفت شعور میدونی چیه؟ شماره پسرشُ گرفتم یه پسره مودب گوشی رو برداشت گفتم: آقا پدرت گاییده شد . پسره گفت چی شده؟ پیرمرده گفت بی شرف گوشی رو بده به من، گوشی رو دادم بهش دلم براش سوخته بود یه 1000 تومنی گذاشتم رو صندلی وایستادم بالا سرش تا مطمئن بشم که حتمن کمرش گرفته و خدایی نکرده منُ اسکل نکرده باشه، دیدم بعله کمرش گرفته و رسمن بگا رفته، خیالم که حسابی راحت شد خدافظی کردم اومدم اینور خیابون، تو راه همش فکر می کردم نکنه ریدم به این پیرسگ خدا برینه بهم بعد فکر کردم خدا واقعیه یا آدم فضاییا، اصن کدومشون وجود داره، همینجوری که داشتم فکر می کردم دیدم جلوی پام یه ده هزارتومنی افتاده، ازش رد شدم و در اوج کسکشی برگشتم و طوری برخورد کردم که انگار واسه خودم بود و از دستم افتاده، 10 هزاری رو برداشتم و همونجا زانو زدم و سجده شکر به جای آوردم، تازه فهمیدم همه چیز عوض شده، قبلن اگه کار خیری می کردی خدا یه حالی بهت میداد، الان اینجوری شده اگه کسی رو بگایی خدا بهت پاداش دنیوی میده، کیرم تو پاداش اُخروی از فردا همه رو میگام) 

 پس تا اینجا این شد که اگه کسی رو جوری بگایید که کمرش بگیره 10 هزار تومن پاداش از خداوند متعال دریافت می کنید

پاداش خدا صدا نداره ^_^ 

آموزش های زندگی - فصل خواستگاری ( مخصوص آقایان )

گیریم که شما خر شده اید و می خواهید به خواستگاری بروید ، گیریم دختری خر شده و می خواهد با شما ازدواج کند . برای خواستگاری رفتن باید چیزهایی را رعایت کنید که در این مبحث به آن میپردازیم 

1- لباس نوهاتونُ نپوشید ( چون هم ضایه است هم خزه، مگه اول مهره کسکشا که لباس نو می پوشید ؟ مگه عیده ؟ )

2 - از بردن بچه های کوچک فامیل جدن خود داری کنید ( زیرا بچه ها خرن شعور که ندارن یه دفعه جلو خونواده عروس فحش مادر میدن بهتون یا مثلن یه روزی که خواب بودید شلوارتون اومده پایین کیرتونُ دیده جلوی خونواده عروس میگه آبروتون میره) 

3 - از زدن عروس خانوم اونم تو خواستگاری پرهیز کنید، مورد داریم تو خواستگاری روسری عروس افتاده بلند شده زده زیر گوش دختر گفته حجابتُ رعایت کن فاحشه ( این روش هم باعث می شه برادرای عروس مادرتونُ بگان هم اینکه دختر بهتون نمیدن)

4 - موقع رفتن به خانه دختر شیرینی خشک نخرید یا شیرینی تر بخرید که نشان از دست و دلبازی شماست یا شیرینی زبان بخرید که نشان از کُسلیس بودن شماست که این کار باعث می شود دختر جذب شما شود ( شیرینی زبون محبوبه کسلیساست چون میگن زبونُ قوی می کنه و قدرت بیشتری واسه لیس زدن به زبون میده) 

5 - به شدت ریا کار باشید : مثلن اگر خانواده عروس مذهبی هستند وسط مجلس بگویید : من نمازمُ نخوندم با اجازتون برم بخونم ، بعدم مثل کیر خر برید یه جایی که بیشتر جلوی چشمه وایستید نماز بخونید - پیشنهاد ما جلوی تلوزیون و روی اوپن هستش

6 - فازه صداقت بردارید : مثلن اگه ازتون پرسیدن سیگار می کشید بگید: والا دروغ چرا تا چند وقت پیش میکشیدم ولی دیگه از خودم بدم اومده بود چون همش بوی سیگار میدادم واسه همین ترک کردم ( این جمله عنده خارکسته بازی می باشد و تاثیرش از جمله "نه از سیگار بدم میاد و تا حالا لب به سیگار نزدم" بیشتر است )

7 - وقتی گفتند به اتاق بروید و با دختر خانوم حرف بزنید مودب باشید و کس ننه بازی در نیاورید - مورد داشتیم رفته تو اتاق فکر کرده همین که خاستگاری اومده تمومه گرفته دختره رو تو اتاق کرده ( البته اگه دختر دوس دخترتان بوده و قبلن او را کرده اید این حرکت مستحب است ولی اگه غریبه باشد این حرکت خطا می باشد و نه تنها محرومیت و مصدومیت را به دنبال دارد بلکه احتمال اینکه خارتونُ بگان هم هست)

8 - از دید زدن کُس و کونِ دختر و فامیل دختر در خواستگاری پرهیز کنید ( شما می توانید بعدن حسابی کل فامیل را دید بزنید ولی در خواستگاری این کار را نکنید،اما  از انجا که شما بسیار حشر بالا می باشید چند کار می توانید بکنید - اول اینکه وقتی عروس خانوم چای آوردند و خم شدند شما نگاهتان را از پایین کم کم بالا بیاورید و همه جونه اون مادر مُرده رو دید بزنید وقتی هم که ازتون رد شد زیر چشمی در اوج کسکشی کونشُ دید بزنید ولی خیلی ریز، بقیه فامیل را هم در حدی که در یک نظر ببینید سر سینه هاشون زده بیرون یا نه ، وگرنه بقیه مواردُ باید بزارید واسه بعده ازدواج )

9 - اگر دختر دارای پدر سیبیل کلفت و برادران بسیار است همان جا بلند شوید و فرار کنید و گوسفندی نذر کنید و هر ساله در روز تولد امام جواد بُکشید که آن دختر را نگرفته اید و بقیه عمر را به جق بگذرانید 

10 - از پوشیدن شلواری که کیرتان مشخص باشد پرهیز کنید، درست است که دختران عاشق کیر پسران می باشند و دوست دارند تمام عمر خود را با کیر پسران سر کنند و یا حداقل به تماشای کیر آنان بپردازند ولی مطمئنم پدر و برادر عروس از این حرکت خوششون نمیاد و مثل من از کیر بیزار هستند ( این حرکت یک امتیاز منفی است و باعث کیر خوردن شما از خونواده عروس می شود مخصوصن اگر کیرتان کوچک و ناچیز باشد ) 

- نکته: تو چرا می خوای زن بگیری؟ تو بیا اینُ بگیر ( این جمله فقط به صورت پیشنهاد بوده و هر کس قبول کنه عواقب آن به عهده خودش می باشد)

کُس ننه هر کی این وبلاگُ می خونه ولی وقتی عروسی می کنه منُ دعوت نکنه  ^_^


سوالات شرهی - فصل همسایه داری

طبقه پایینی ما در پاسیوش رو باز می زاره و صدا ظرف شستن زن جندش، دعواهاشون، حتی صدای کردنشون توی خونه ما می پیچه! با روش های انسان های متمدن آدم نشدن! به فکر این افتادم ته سیگار، تفاله چایی، کاندوم ... رو از پنجره پرت کنم تو پاسیوشون! فحش خار و مادر بدم فرار کنم! قبل اینکه با این روش ها بگا برم به صورت اصولی اینجانب را یجوری راهنمایی کنید که نتونم راه برم! (بی تشکر از شما. شهرام)

با سلام به دوست کسکش خودم شهرام کیری 

دست روی نکته ای گذاشتید که از مقدار حشر بسیار بالایی برخوردار است ، شُستن ظرف و آمدن صدای شُستن ظرف توسط زن همسایه از دیدن فیلم پورن هم سکسی تره و من همین الان که دارم حرفشُ میزنم شق کردم و کیرم مانع از این می شه که بتونم درست حسابی تایپ کنم پس اگه جایی اشتباه تایپی داشتم به بزرگی کیرم ببخشید 

اولن بگم که من اگه بیل زن بودم باغچه خودمُ بیل میزدم ولی خب به مادرجندگی همسایه هم مربوطه مثلن همسایه ما زنشُ می کنه نه تنها صداشون میاد بلکه پنجره رو باز میذاره میشه خونشونُ دید ، حالا این هیچی کسکش زنشم می کوبه به دیوار اتاق من ، من حتی حضوری خدمتشون رسیدم بهش گفتم کسکش تو دهن مارو گاییدی زنتُ ببر تو یه اتاق دیگه بکن ، گفت : زنه خودمه هر جا بخوام می کنمش ، گفتم پس حداقل نکوبش به دیوار ، گفت: زنه خودمه به دیوار که هیچی به سقفم بخوام می کوبمش ، گفتم حداقل پنجره رو ببند ، گفت : پنجره خودمونه اصن می خوام بکنمش تو کونم ، منم گفتم کُس ننت ، اونم گفت آیینه. از اون روز کُس ننه زنشُ میذاره دم پنجره می کنه که دهن منُ بگاد 

اما کارهایی که باید انجام دهید تا از شر این پدیده خانمان سوز راحت شوید چیست: 

1 - به صورت مخفی و طوری که متوجه نشوند در پاسیو بچوسید و حتی اگر میتوانید گوشه ای از پاسیو برینید که بوی گه تمام پاسیو را فرا بگیرید ( در این صورت خودتان هم باید قید پاسیو را بزنید ) 

2 - همسایه مورد نظر را در راه پله یا جایی گیر بیاورید و به او بگویید : فیلان روز بیسال همسایه ی مادرجنده را دیدید که داشت از پنجره خانه او را نگاه می کرد و با دید زدن همسرش جق می نمود ( شاید مردک غیرتی شود و در پاسیو را ببندد ، مورد داشتیم اصن رفته بنا آورده جلوی اون پنجره رو آجر کشیدن) 

3 - این وضعیت را تحمل کنید - به چند دلیل: اول اینکه هنگاهی که دوس دختر ندارید و شق درد دارید دید زدن زن همسایه بهترین گزینه برای رفع نیاز جنسی می باشد ، دوم اینکه اگر زن همسایه در دعواهایشان بگوید می خوام برم بدم شما اولین نفر متوجه می شود و فردای آن روز خود را جلوی زن می اندازید و او را می کنید ، سوم اینکه به شخصه هیچوقت صحنه زن همسایه ای که در حال ظرف شُستن است را از دست نمیدهم و بعد از نوشتن این پست کسشر می خوام برم جق بزنم به عشق این صحنه 

4 - مص ع دمنخ چجو دعهاا م ( خارشُ گاییدم اینجا انقدر راست کردم که کیرم رسمن جلوی کیبوردو گرفته نمیذاره تایپ کنم ، من برم یه دوری بزنم بعد بیام ادامه بدم ) 

5 - مقابله به مثل کنید : مثلن شما هم دوس دختر خود را در اتاق بکنید و پنجره را باز بگذارید و به دوس دخترتان بگویید تا جایی که می شود این جملات را فریاد بزن: وای چقدر کُلفته ، خدایا پاره شدم ، دارم واسه باره هیجدهم ارضا میشم تو هنوز ارضا نشدی ، خوش به حال هر کی بهت میده ( این جملات چند مزیت دارند - اول اینکه با شنیدن صدای سکس شما شاید همسایه ننه پتیاره به اشتباه خود پی ببرد و اگر نبرد زنش حتمن به شاخ بودن شما در سکس پی می برد و به شما میدهد - البته هم شما و هم من میدانیم که شما همچین مالی نیستید در سکس و همه اینها فیک می باشد و تنها شخص ایرانی که خوش سکس اورجینال پیج است من هستم . وسلام )

6 - پنجره خود را ببندید - به عنوان یک انسان شما می توانید و حق دارید پنجره خود را ببندید و این صدا ها را نشنوید ولی چون شما کرم کون دارید این کار را نمی کنید پس این گزینه کسشر محض می باشد و من خودم از همین تیریبون واسه نوشتن این گزینه از همه ایرانیان ، خارجیان ، رژیمِ صکونیستی، رژیم غذایی، حرومزاده ها ، مادرجنده ها و کُس ننه ها معذرت می خوام 

7 - و اما مثل همیشه بهترین گزینه و آخرین گزینه تجاوز می باشد که در این مورد بسیار جواب میدهد ، شما با تجاوز به تک تک همسایه ها می توانید فرهنگ همسایه داری را آموزش دهید ، با این حرکت هم به فرهنگ این مملکت کمک کرده اید و هم به آرمان وبلاگ پایبند بوده اید 

همسایه ای که پنجرشُ باز میذاره نعمته و هر کی بدش بیاد کسکشه ، همانا در یکی از کتاب های آسمانی آمده ، کفر نعمت نعمتت کیرخر کند و فیلان بیسال 

قدر زنای همسایتونُ بدونید وگرنه یکی دیگه قدرشُ میدونه ^_^ 

دستاوردهای گودر و مدعیان پلاس و توییتر

راحله دختری 19 ساله در اردبیل بود که با اینترنت کم سرعت خود مدام عکس پورن میدید و جق می نمود بعد از چندی او در شبکه مجازی گودر اکانتی به اسم آقا گرگه ساخت ، راحله در این شبکه مجازی افرادی را دید که برای خود کسشر میگفتند و در مورد مملکت و اتفاقات روز نظر میدهند اول در دل خود گفت چه کیری ولی بعد از چند روز خود هم به جمع کیری ها پیوست و به تلاوت کسشر پرداخت، او دید که این افراد به زبان فارسی کسشر تلاوت می کنند ولی کیبوردش فارسی نداشت به خدمات کامپیوتری اردبیل به نام "گوچَلَرَ سوسک جَم میشع" رفت و به فروشنده ای که قاعدتن تُرک بود گفت : به من برچسب فارسی کیبورد بدید ، فروشنده گفت: نه مَنَ برچسب؟ راحله که خود تُرک بود به ترکی چیزی بلغور کرد و فروشنده را متوجه منظور خود کرد ، برچسب را گرفت به خانه آمد و روی کیبورد خود نصب کرد، هنوز وبلاگ نویسان ایرانی که مدعی هستند اولین وبلاگ فارسی را داشتنه اند در وبلاگ خود فینگلیش می نوشتند و به خاری و خفت ایران در عرصه های جهانی دامن میزدند، آنان حتی بلد نبودند چیزی بنویسند و با کوبیدن کیر خود به کیبورد باعث میشدند جملاتی سر هم شود و بعضی کسخلان که معانی آن جمله ها را نمی فهمیدیند به به و چه چه میکردند، راحله این شیر زن کشورمان این غزال تیز پای ایرانی این یوزپلنگ ماده از آن شب به فارسی نوشتن در فضای مجازی روی آورد، اینگونه بود که فارسی نوشتن در فضای مجازی رواج پیدا کرد و وبلاگ نویسان احمق ایرانی از فینگلیشی نوشتن به فارسی نوشتن روی آوردند. اما همچنان راحله از اینترنت برای دیدن عکس های پورن استفاده میکرد زیرا او در سن جق بود و جق زدن سرلوحه زندگی او بود، روزی راحله مطلب طنزی در گودر خواند و خوشش آمد، او سعی کرد چیزی بنویسد و دوستانش را بخنداند، اینجا بود که طنز وارد جامعه مجازی شد و مردم فهمیدند می شود در اینترنت هم خندید و اینترنت فقط برای دیدن عکس پورن نیست. ولی همچنان راحله از اینترنت برای ارضاع خود استفاده می کرد و هر روز با دیدن عکس کُس و کون و دستمالی کردن خود یه حالی به خودش میداد. هرشب با دوستانش در گورد مشغول کسشر پراکنی بود. گاهی با دوستان دعوا میکردند گاهی می خندیدند، گاهی کیر خویش را حواله دوستان می کرد گاهی به هم اعتراض می کردند و گاهی هم هیچ کاری نمی کردند چون دوست داشتن هیچ کاری نکنن به کسی هم مربوط نیست و همونطور که حدس میزنید گاهی هم به سراغ جق میرفت و دیدن عکس پورن و فیلم پورن، تا اینکه اوضاع مملکت بهم ریخت مردم در خیابان معترض شدند، راحله و دوستانش هم در اینترنت اعتراض کردند، آنها یاد گرفتند که نقد کنند یاد گرفتند که نترسند یاد گرفتند که اینترنت فقط برای خندیدن و دیدن عکس پورن نیست، اما با اینکه این را یاد گرفته بودند همچنان هر روز عکس و فیلم پورن میدیدند و خود را انگولک می کردند زیرا آنها در سن حشر بودند، آنها با هم گریه کردند و با هم خندیدند ولی متاسفانه با هم نخوابیدند، شاید اگر راحله و دوستانش نبودند هنوز هم وبلاگ های فینگلیش داشتیم و فینگلیش می نوشتیم، شاید جرات اعتراض نداشتیم، شاید اینترنت هنوز جایی برای دیدن عکس پورن بود و دانلود آهنگ های تتلو، غیر از اینها شب جمعه راحله و دوستانش در گودر به اشتراک گذاشتن عکس پورن دست میزدند که همانا ثابت کنند اینترنت جایی برای دیدن عکس پورن است و با این کار ریدند به تمام دستاوردهای خودشان، آری آنها درست میگفتند شاید فقط اینترنت جایی برای دیدن فیلم و عکس پورن باشد، شاید اینجوری بهتره ، شاید ما شعور استفاده از اینترنت را نداریم ، راحله یا همان آقا گرگه هنوز هم به اینترنت می آید، او دیگر بزرگ شده است دیگر فارسی می نویسد، اعتراض می کند ، نقد می کند ، می خندد و می خنداند ولی همچنان جق میزند و در اینترنت به تماشای فیلم پورن می نشیند زیرا فهمیده که کسخلی نزد ایرانیان است و بس ... 

روحش شاد یادش گرامی ^_^

داستان هفته - هفته هفتم

سال ها دو برادر به نام های اکبر و اصخر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. داستان سوء تفاهم از این قرار بود که اکبر میگفت کیر من بزرگتر است و اصخر میگفت کیر من بزرگ تر است و هیچ کدام هم حاضر نبودند کیر خود را نشان دهند تا ماجرا تمام شود ، پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.


یک روز صبح در خانه اکبر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟ 

اکبر جواب داد: بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است و بسیار مادر جنده است، نجار گفت: مادر او مادر شما هم می شود. اکبر بعد از ساعت ها فکر کردن متوجه شد نجار راست میگوید در دل چند فحش مادر به نجار داد و از او معذرت خواهی کرد و ادامه داد که ... برادر کوچکم اصخر هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده. 

نجار که دیگر جوه نصیحت و ایراد گیری گرفته بود گفت: البته اسم درست برادرتان اصغر است و اصخر اشتباه می باشد ، اکبر وسط حرف او پرید و گفت: نه اشتباه میکنید اسم او اصخر است درشناسنامه هم اصخر نوشته شده ، نجار پرسید : اصخر به چه معنا ؟ اکبر در پاسخ گفت اصخر به معنای : اصــ  از کلمه انگلیسی Ass گرفته شده به معنای کون و خر که از کلمه خره فارسی به معنای حیوانی که زبان نفهم و الاغ است گرفته شده که روی هم معنی اصخر می شود کونه خر ، نجار در حالی که از تعجب تخماش داشت از چشماش میزد بیرون پرسید یعنی اسم برادرتون اصخر؟ به معنی کونِ خر؟ اکبر پاسخ بداد بلی ، نجار گفت او مشکلی ندارد؟ اکبر افزود نه او خود این اسم را برای خود انتخاب نمود، خوانواده ما رسم دارد بچه که بدنیا می آیند برای آنها اسم نمیگذارد و میگذارد آنها نیوفولدر( New Folder )  بمانند تا بزرگ شوند و خود را رینیم ( Rename ) کنند بعد سری از غرور تکان داد و گفت همچین آدم های کسته خاره دموکراسی مداری هستیم ، نجار دیگر گه نخورد ...


اکبر بعد از 45 دقیقه سکوت وقتی کاملن مطمئن شد که نجار دیگر گهی برای خوردن ندارد به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم. 

نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم. نجار خود را به آن راه زد و اکبر را کیر خود هم حساب نکرد اکبر کیر شد و یه سمت شهر رفت 

هنگام غروب وقتی اکبر به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود. 


اکبر یک پس گردنی به نجار زد و با عصبانیت به نجار گفت: مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی مادر سه پستون؟ 


در همین لحظه اصخر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست. 


وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. 

کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. 

نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم. اگر می شود پول مرا بدهید ، اکبر گفت با کمال میل چقدر می شود ؟ در این لحظه اصخر هم جلو آمد دست اکبر را گرفت و گفت به جون سکینه ( سکینه همسر اصخر ) اگه بزارم حساب کنی ، اکبر گفت این حرفا چیه داداش گلم من و تو نداریم که ، اصخر گفت مدیون ناموس فاطمه زهرایی اگه دست تو جیبت کنی، اکبر گفت تو جیبم نمی کنم پولم دستمه ، نجار طاقتش تمام شد گفت دونگی حساب کنید ، براردان قبول کردن ، نجار گفت دست مزد من 150 روپیه می شود ، اصخر گفت روپیه دیگه چه کسشریه ؟ نجار گفت واحد پول هند است ، اصخر که زاییده گاییده ی انگلستان بود فقط پوند داشت و گفت بگو ببینم به پوند چقدر می شه نجار گفت به پوند می شود 100 پوند ، اکبر و اصخر نفری یک پس گردنی به نجار زدند و گفتند مگر پول علف خرس است ؟ نجار توضیح داد کاری که من کردم ارزشش از 100 پوند بیشتر است من بنیاد خانواده شمارا استحکام بخشیدم ، اکبر گفت: خارکسته ما بنیان خانواده نخوایم کیو باید ببنیم ؟ اصخر اضافه کرد: مگه تو گه خوری میای تو زندگی مردم دخالت می کنی ؟ ما با هم قهر باشیم بهتره از دست راحتیم  برو مادر جنده  و هر دو برادر شروع کردند به نجار سنگ پرتاب کردن ، همسایگان و روستاییان دیگر که شاهد این ماجرا بودند روایت می کنند اکبر و اصخر تا شب داشتند به سمت نجار سنگ پرت می کردند زیرا آنها داهاتی بودند و شیر تازه گاو خورده بودند و پرتاب دستشان خیلی قوی بود طوری که میگن مثلن از اول اتوبان امام علی تا ته اتوبان بابایی میرفت ( خارشونُ گاییدم ماشین پیر می شه این همه مسافتُ بره ) و اینگونه بود که دیگر در آن دیار کسی در زندگی دیگران گه خوری نکرد و مردم همه با هم قهر کردند و تا آخر عمر به خوبی خوشی زندگی نمودند 

جورج اورال بی (از اینا دوس دارم بنویسم)

در یک طویله در شهرِ "واشنگتن کانکت" چند خر با هم میزیستند ، چندی بود در میان خرها تفرقه افتاده بود. روزی خری که از همه بزرگتر بود قصد کرد که فضا را عوض کند به شهر رفت تا آجیل و شیرینی بگیرد که شب همه را جمع کند و با هم آشتی دهد. وقتی او به شهر رفته بود در طویله دعوای بدی بین دو خر افراطی در گرفت. خر اولی فریاد زد ما دموکراسی می خواهیم، خر دومی گفت کیر خرم از سرتون زیاده، خر سومی با تعجب به پشه هایی که دور لامپ جمع شده بود نگاه کرد و گفت شما خرا مگه میدونید دموکراسی واقعی چیه؟ یکی دیگر سرش را تکان داد عرعری کرد و گفت چرا وقتی اینُ گفتی داشتی به لامپ نگاه می کردی؟ او گفت زیرا من روشن فکر می باشم و وقتی می خواهم حرف های فلسفی بزنم باید به جاهای روشن نگاه کنم. خرهای دیگر کف کردند، یکی دیگر پرسید پس چرا من وقتی دارم حرفای فلسفی می زنم به روشنایی نگاه نمی کنم؟ او جواب داد زیرا تو خاموش فکری و خاموش فکران خیلی بیکلاس و کیری می باشند. سپس یکی از خرهایی که اول داشتند دعوا می کردند گفت: کسکشا ما داریم دعوا می کنیم کون گاو نمیذاریم که. همه معذرت خواهی کردند و به دعوای آن دو گوش فرا دادند، خر اول گفت ما خواهان آزادی عقیده و آزادی پوشش و حتی آزادی کیرخر هستیم. خر دومی جفتکی هوایی پرتاب کرد و با عصبانیتی مثال زدنی گفت: این حرف ها مخصوص گاوهاست و شما گاو زده شده اید. یکی از میان جمع فریاد زد مرگ بر گاو و گاویت ، خر اولی گفت من پدرم الاغ بوده و جد و آبادمان همه خر هستند پس هیچگاه به عقاید گاوها تن نمیدهم و این حرف از خودمان است، خر دوم گفت : شما از گاو ها یونجه و کاه میگیرید که بین خرها تفرقه بی اندازید و اتحاد خرها را از بین ببرید ما برنمیتابیم که گاوهایی که نصف ما کیر ندارند بر ما حکومت کنند. یکی از میان جمع فریاد زد توپ تانک فشفشه ، کیر خر از کیر گاو بهتره، خر اول گفت : اگر قبول نکنید و به ما آزادی هایی را که می خواهیم ندهید مجبور می شویم با زبان کیرخر با شما حرف بزنیم و جنگ داخلی راه بی اندازیم، خر دومی گفت : کیرمونم نمی تونید بخورید. یکی از میان جمع فریاد زد آنها را آزاد کنید ، همه نگاهش کردند خودش به گه خوری افتاد و معذرت خواهی کرد ، خر اولی گفت ما بیشماریم ، خر دومی گفت ما نمیشموریمتون بلکه می کنیمتون. یکی از میان جمع فریاد زد پرسپولیس فردا بازی داره کی میاد بریم استادیوم؟ یکی دیگر از میان جمع  گفت صدای عرعر نمیاد لونگی صداش درنمیاد، خرها شورش کردند با جفتک به جان هم افتادند دو خری که دعوا را شروع کردند برای حفظ امنیت محل حادثه را ترک کردند، خرها تا شب همدیگر را زدند و به هم فحش های گاوی دادند. خر مسن شب از راه رسید در کوچه خر اول که آزادی خواه بود را دید و گفت چرا اینجا وایستادی؟ او جواب داد می خواهم بروم کفن بخرم و از فردا کفن پوش وارد طویله شوم ، پدر بزرگم هم موقع فروریختن دیوار برلین کفن پوش وارد خیابان میشد ولی تنها مشکلش این بود که تا کیرش راست می شد خاره کفن گاییده میشد و چیزی از آن نمی ماند، خر مسن گفت بیخیاله این بچه بازی ها شوید و خریزم را به خطر نندازید ، خر دموکرات گفت : لطفن کُس نگو و برایم گه خوری نکن ، من تصمیم خویش را گرفته ام و تا آخرین قطره کیر در این راه میمانم، خر مسن که دید حرف زدن بی فایده است راه خود را کشید که به طویله برود در راه خره ضد دموکرات را دید که با چند تن از لش و لوش های محل لب جوب نشسته بودند ، یکی از آنها تا خر مسن را دید پرسید پیری چی خریدی؟ خر مسن گفت کمی پسته خندان خریده ام، خر ضد دموکرات گفت : پسته هات به چی دارن می خندن؟ بگو ما هم بخندیم ... بعد هم با بقیه خرها زیر خنده زدند، خر مسن به طویله رفت کمی از پسته ها را دور از چشم بقیه خورد و باقی مانده آنها را از ترس اینکه دیگران بخورند به چاه توالت ریخت و با خیال راحت خوابید، صبح که از خواب بیدار شد دید صاحب طویله خرها را به شرکت سوسیس کالباس فروشی فروخته که آنها را سر ببرند و به جای گوشت گاو در سوسیس ها بزنند و به مردم قالب کنند، ولی چون خر پیر خیلی پیر بود و بدرد آنها نمی خورد فروش نرفته بود ، خر پیر کمی حسرت پسته هایی که به چاه ریخته بود را خورد سپس به پای سومش نگاه کرد کُس خنده ای کرد لپ تاب سونی خود را در آورد به  فیسبوک رفت در چالش کتابخوانی شرکت کرد و 10 کتاب خوبی که خوانده بود را معرفی کرد و یک سری از حیوانات دیگر را هم به این چالش دعوت کرد تا به دیگران ثابت کند که کتاب می خواند تا شاید از این طریق بتواند مخ دختران را بزند و در حالی که به چالش سطل کیر خر فکر می کرد به پیاده رَوی روزانه رفت و تا آخر عمر خر باقی ماند 


جک سازی یا صادارت کیر؟

شما نمی تونی توی جهان آدمایی رو پیدا کنی که مثل ایرانیا هم خلاق باشن هم کیری ، یعنی همزمان دوتا چیز که واقعن نمی شه یه جا داشتُ دارن کسکشا، مثلن تو جک ساختن اگه خلاق ترین ملت دنیا نباشیم حداقل دومین کشور هستیم ولی قطعا در کپی کردن جک اولین کشور جهانیم اونم با اختلاف خیلی زیاد نسبت به کشوره دوم که اون کشور دومم جاییه که ایرانیا توشون زیادن، حالا گه نخورید بزارید بگم چرا خلاقن و چرا عقده ای، چند نوع خلاقیت دارن ، مثلن جوری که جک خارجیارو ترجمه می کنید و به ایرانی تبدیل می کنید خارق العاده است ( خارق العاده یعنی کسه خاره حرکت ) جک اینه : استنلی که یک انگلیسی بود با دخترش به حمام رفت دید دختر به کیرش خیره شده است از پدرش پرسید این چیست؟ پدر جواب داد از مادرت بپرس ( این جک اینجا تموم شد این جُک و تو انگلیس تعریف کنی میشی بانمک ترین ادم انگلیس ) حالا ایرانیا همین جُکُ تغییر دادن اینجوری: یه روز یه ترک خر با دخترش که از خودش خر تر بود رفت حموم دخترش به باباش گفت: هوش تُرکه این چیه ؟ پدرش که بسیار خر بود گفت: این دوله ، دخترک با خریتی مثال زدنی گفت: عجب اسم کیریی داره ( این جک نه تنها برای تفریح و خنده ساخته می شود بلکه کاربرد دیگیری مثل تخریب اقوام ایرانی، زیر سوال بردن معصومیت دختران ایرانی و بگا دادن روابط پدر فرزندی در ایران دارد ) بعد همین جکُ تو هر قبرستونی بری یه جور می شنوی : من تو سه تا شهر اینُ شنیدم اینجوری: یه روز یه لُر آجر پرت کُن با دختر لُر تر از خودش رفت حموم، دخترش یه آجر پرت کرد سمت آلت پدرش گفت اینه شیع؟ آرپی جی یَع؟ پدرش که سردسته لُرای ایرانی بود گفت: هیشی ، می خواسی شی باشع؟ دو دولَع؟ دختر یه آجر سمت دودول پدرش پرت کرد گفت: عجب اسم کیریی دارَع ، پدر دختر با آجر کُشت ( این جکُ تو اقوامی که از لُرا بدشون میاد بگی در حد حضرت علی محبوب میشی )  همین جوری کیری پیریه ، مثلن همین جکُ ترکا رشتیشُ تعریف می کنن بعضیام تهرانیشُ ، بعضیا اصفهانیشُ ، با هر قومیتی هم داستان عوض می شه ، اصفهانیا خسیس ، ترکا خر ، رشتی بی غیرت ، شیرازی گشاد ، لُر آجر پرت کن ، تهرانی کونی ، آبادانی خالی بند ، ولی مثلن کسی نمیدونه انگلیسیا چه جورین ، همه به قدیس بودن اونا ایمان داریم ، الانم جدیدن جکا به دو دسته تقسیم شده ، اونایی که از من دزدی می شه یا اونایی که مودبانه است و کسی بهشون نمی خنده بعدش مجبورید یکی از توییتای منُ بخونید که طرف بخنده  ^_^ 


سوالات غیر شرهی - فصل ممانعت از چسیدن

استاد من یه محقق امور تربیتیم تو اینکه چجوری افرادُ مجبور کنم نچُسن مشکل دارم میتونین تو این زمینه کمکم کنید؟ (محمد هستم از مشهد ممنونم از پاسختون استاد)

با سلام به دوست خوبم و محقق بزرگ عرصه چُس 

بعد از مدتها یه سوال متفاوت و خوب پرسیده شد که با کمال میل به این سوال پاسخ میدم ولی قبلش چند نکته رو بگم، اول اینکه به شخصه خدا هم ظهور کنه از چسیدن دست بر نمیدادرم ، اصن روایت داریم چُس و گوز در جنگ از طرف ایرانیان استفاده میشده ، یعنی وقتی محمات تموم می شده غیور مردان ایرانی برای انداختن رعب و وحشت به دل عراقی های سگ ننه می گوزیدند و میگن شهید همت صدای گوزاش از صدای شلیک تانکم خفن تر بوده ، حتی یه روایتم هست در یک عملیات وقتی غیور مردان ایرانی محاصره شده بودند شهید باکری غزال تیز پای ایران به سربازان خود دستور داده که بِچُسند و با این ترفند در آن عملیات 200 عراقی به هلاکت رسیدند و هزاران و حتی میلیارد ها عراقی اسیر شدند ، پس گوزیدن و چسیدن همه جا بد نیست ولی خب یه جاهایی هم هست که نباید گوزید نباید چسید ، مثلن وقتی رفتی خواستگاری تو خواستگاری بگوزی در واقع ریدی چون دیگه دختر بهت نمیدن، بزار دختره رو عقد کنی بعد اصن بگوز تو صورتش ، میدونید که میگن کفر نعمت نعمتت کیرخر کند ، پس نتیجه میگیریم که فیلان بیسال ... اما در مورد دخترانی که نمیذارند دوس پسرشان یا همسرشان بچسد و بعد وقتی پسر بیچاره میره خیانت می کنه میگن مادر جنده بوده. اینُ در نظر داشته باشن که آزادی گوز در رابطه از مهمترین عوامل استحکام یک رابطه است ...

اما راه هایی که می توانید از چوسیدن افراد جلوگیری کرد : 

- به آنها انگیزه دهید : یعنی به آنها بگویید چرا چُس ؟ چرا واقعن ؟ بعد طوری وانمود کنید که ریدن از چُسیدن بهتر و با کلاس تر است ( در این مورد اگه جواب بده باید به حل کردن مشکل ریدن افراد فکر کنید که این دیگه به ما ربطی نداره ) 

- به آنها دروغ بگویید : آدم های چُسو خیلی ساده لوح هستند و شما می توانید با دروغی ساده آنها را از چسیدن منصرف کنید ( مثلن بگویید چسیدن برای پوست بد است ، البته این روش برای دختران جواب میدهد - برای پسران می توانید بگویید چسیدن باعث کوچک شدن آلت تناسلی میشود و خواهید دید که چُس از زندگی پسران این مرز و بوم به کلی حذف خواهد شد ) 

- چُس را از پایه نابود کنید : شما با تحقیقاتی که با دوستان و دکتران کسمغز اطرافتان می کنید واکسنی کشف کنید که وقتی کسی آن را بزند دیگر نمی چُسد ( مثل این فیلم خارجیا که مثلن آدم فضایی هام حمله می کنن باز یه سری کسمغز پیدا میشن که یه واکسن کشف می کنن که مثلن آدم فضاییا خارشون گاییده می شه ) 

- آنها را به روان درمانی تشویق کنید زیرا بر اثر تحقیقات دانشمندان دانشگاه ماساچُست و ماساگوزت، چُسیدن یک نوع واکنش عصبی است و معمولن آدم هایی که بسیار مشکلات کیری دارند می چسند ( البته یه آدم عادی وقتی بخواد باد ازش خارج بشه گوز می شه ولی اگه گشاد باشه چُس می شه - خاستم در جریان باشی که چسیدن ناشی از گشادی کون هم می شه ) 

- از آنها به عنوان سلاح نظامی استفاده کنید : چُس همه را بو کنید و هر کدام کیری تر بود را به ارتش معرفی کنید تا در جنگ ها علیه دشمنان از آنها استفاده شود ( مثلن ما یه دوست داریم کسکش می چسه انگار اورانیوم ترکیده کل جمع از هم می پاشه ما توصیه کردیم به ایشون دو کیلو نخود بدن بخوره بعد پرتش کنن تو اسرائیل تا نسل اسرائیلی هارو منقرض کنه ) 

- جلوی چسیدن را نگیرید بلکه فرهنگ چُس را در کشور نهادینه کنید ، اگر چسیدن یک کار عادی مثل دست دادن یا راه رفتن شود دیگر با چُس دهندگان بد برخورد نمی شود و آنها را چُسو خطاب نمی کنند ...

- و اما مثل همیشه بهترین راه و آخرین راه تجاوز می باشد - شاید برات سوال پیش بیاد که چطوری با تجاوز می شه از چسیدن جلوگیری کرد ، بسیار سوال خوبیه - ببین هر فردی که به چُسیدن مکرر مبتلاستُ می بری یه جای خلوت سه چهار بار وحشیانه می کنیش جوری که نوک پستونای ننش موقع شیر خوردن یادش بیاد، بعد از تجاوز باهاش دست بده و خیلی متشخص بهش بگو : دیگه نچُس ، مرسی :*  ( این روش تضمینی جواب میدهد زیرا تجاوز بر هر درد بی درمان دواست ) 

به امید روزی که چسیدن ارزش باشه نه ضد ارزش ^_^ 


روایت های تاریخی - فصل کشتی سازی (هدیه تولد آقا گرگه است)

روزی موسی در حال بازی با عصای خود بود ، هر چند قدمی که میرفت عصای خود را تبدیل به مار می کرد بعد چند قدم دیگر می رفت و عصای خود را تبدیل به اژدها می کرد ، یک بار هم مسخره بازی در می آورد و عصای خود را تبدیل به کیر خر می کرد ولی بخاطر اینکه خدا نفهمد سریع عصایش را بر میداشت و تبدیل به یک چیز دیگر می کرد ، نا گهان جبرئیل بر او نازل شد 
جبی: سلام موس موس 
موسی: سلام جبی به جون خدا دیگه عصامُ تبدیل به کیر خر نمی کنم ترو خدا ازم نگیرش 
جبی: عصاتُ بکن تو کونت ، من تخم ندارم بهش دست بزنم بابا ، تبدیل به مار می شه آدمُ نیش میزنه 
موسی: آره از قدیم گفتن هر کی به عصای موسی دست بزنه آقا ماره نیشش میزنه 
جبی: #هار
موسی : خب بگو چی کار داری من کلی کار دارم باید به امورات قوم لوط برسم 
جبی: چرا کسشر میگی ؟
موسی: بی ادب چی گفتم مگه ؟ 
جبی: قوم لوطُ از کجات درآوردی؟ 
موسی: قوم لوط همون قومیه که من پیامبرشونم 
جبی: قشنگ مخت ریده ها ، تو پیامبر قوم یهودی 
موسی: آخ خاره جقُ گاییدم، حافظه ام خیلی ضعیف شده به خدا بگو دو کیلوگرم آب هویج بفرسته حافظه ام قوی بشه 
جبی:  کسکش کیلو گرم هنوز کشف نشده باید یه چیز دیگه بگی ، تازه آب هویج واسه چشم خوبه نه حافظه 
موسی: چه توقعی داریا... من 250 سالمه عنمُ نمی تونم کنترل کنم 
جبی: خب اونو بیخیل 
موسی: چی ؟ 
جبی: بیخیل . مخفف بی خیاله 
موسی: بی خیال چیه ؟ 
جبی: کیلوگرم میدونی چیه بعد بیخیال نمیدونی چیه ؟ پیرسگ منُ فیلم نکن
موسی: جون جبی نمیدونستم ، حالا چی شده وسط این همه کاری که ریخته سرم اومدی؟ 
جبی: تو که داشتی وسط صحرا کُس چرخ میزدی ؟ 
موسی: به توام باید جواب پس بدم ؟  عصامُ بندازم مار بشه بره تو کونت ؟ 
جبی: نه ، سیرکه مگه ؟ خدا گفت بیام بهت بگم یه کِشتی بساز از همه حیوانات یه دونه بریز توش که قراره سیل بیاد بزنه خاره همه رو بگاد 
موسی: اون بالا علف می زنید ؟ 
جبی: نه داداش 
موسی: پس چرا گه می خوری؟ اون نوح بود که باید کشتی می ساخت 
جبی: خب می خوای تو قایق بساز 
موسی: میگم این قضیه واسه نوحه 
جبی: زیر دریایی بساز خب 
موسی: من پیرم. دهنم گاییده شده. 250 سالمه 
جبی: دکل بساز 
موسی: دکل چیه ؟ 
جبی: دکل همونایی که چندتا چوب میبندن به هم میندازن تو دریا، تو کارتونِ هاکل برفیلد بود ، با جیمی سوار میشدن میرفتن تو دریا 
موسی: متاسفانه ندیدم این انیمیشن زیبارو 
جبی: چه کیری خوردی ، خیلی خوب بود 
موسی: ای بابا ، امشب میرم میذارم دانلود 
جبی: اوکی حله :* 
موسی: فداتم حاجی :) 
جبی: ما رفتیم ، سلام برسون :* 
موسی: دل مایی 3>
جبرئیل میرود و با سرعت نور باز میگرد ...
موسی: دیگه چی کار باید بکنم؟ 
جبی: یه جوری میگی دیگه باید چی کار کنم انگار هر کاری بهت بگم سریع می کنی 
موسی: باشه ، حله :* 
جبی: چرا بوس میدی کسکش ؟ برو کشتی بساز ، از همه نوع حیوانات یه جفت بریز تو کشتی  که نسل حیوانات منقرض نشه 
موسی: آدم چی ؟ آدم چند جفت بریزم ؟ 
جبی: یه جفت کافیه خودتُ زنت 
موسی: زنم 187 سال پیش فوت کرد 
جبی: روحش شاد ، پس یه کُس با خودت ببر که بتونی جوجه کشی کنی نسل انسان منقرض نشه 
موسی: حله ، یه دافی هست تو شهر که خوب چیزیه ، اونو می برم 
جبی: باشه داداش ، کاری باری؟ 
موسی: سلام برسون ، آب هویجم بفرست 
جبرئیل به آسمان رفت ، موسی که مثل اسب توی گل گیر کرده بود زیر لب به خدا فحاشی می کرد و سمت خانه رفت، به پسرش گفت پسرم برو یه کشتی بساز من کار دارم ، پسرش گفت بابام کشتی بلد نیستم قایق می خواید درست کنم ؟ موسی گفت چاره ای نیست قایق درست کن ، پسر موسی با کاغذ یک قایق درست کرد و به پدر داد موسی قایق کاغذی را دو دستی روی سر پسرش کوبید و از خانه خارج شد ، او به سمت جنگل رفت تا از هر حیوان یک جفت بگیرد و سوار کشتی کند ، موسی سالها در جنگل مشغول جمع کردن حیوانات بود بعد از سالها توانست دو جفت آهو یک جفت بوزینه سه جفت کفش و یک جفت پشه با خود بیاورد ، در راه برگشت با خود گفت خوب از پس این کار بر آمدم ، کاری می کنم خدا از من راضی شود و سالهای سال پیامبر بمانم ، او حیوانات را در قفس کرد به خانه رفت کمی آذوقه برداشت و به سمت دریا حرکت کرد تا در ساحل یک کشتی بپیچاند و با آن فرار کند ، هر چه رفت به دریا نرسید، بعد از سه هفته پیاده روی یادش امد مصر دریا ندارد و فقط یک رود دارد که آن هم کشتی در آن به گل می نشیند ، همانجا روی زمین افتاد و فریاد زد کیر کیر کیر ، رو به خدا کرد و گفت کیر کیر کیر ، جبرئیل سریع پایین آمد ....
جبی: چی میگی دیوث ؟ چرا انقدر کیر کیر می کنی ؟ 
موسی: مصر دریا نداره 
جبی: اوکی به خدا میگم 
موسی: به خدا میگم چیه ؟ میگم مصر دریا نداره که کشتی بسازم خودم و نسل حیواناتُ نجات بدم 
جبی: حالا چرا می خوای همچین حماقتی بکنی ؟ 
موسی: خودت گفتی جاکش
جبی: آهان ، با بچه ها بالا بیکار بودیم گفتیم یه ذره کُس گیر بیاریمت 
موسی عصای خود را به سمت جبرئیل پرتاب کرد عصا تبدیل به مار شد و جبرئیل را خورد ، موسی عصای خود را به سمت خدا پرت کرد عصا اژدها شد و خدا را هم خورد ، از آسمان ندا آمد عصا ندا را هم خورد ، عزرائیل آمد عصا او را هم خورد ، موسی رو به عصا کرد و گفت : پیازم بخور! جبرئیل از داخل شکم عصا به موسی گفت: موسی آخره داستانه یه چیزی بگو مردم کُس بشن ایمان بیارن 
موسی: ما فهمیدیم شوخی کیری سزایی جز انتقام ندارد و خداوند آخره انتقام است 
خدا درون شکم عصا گفت : کُس میگه باور نکنید 
موسی: خدایا به همه بگو که انتقام خیلی حال میده 
خدا: نمیگویم ، اگر خورشید را سمت چپ کونم و ماه را در سمت راست کونم قرار دهید نمیگویم
موسی عصا را بلند کرد و محکم به زمین کوبید 
خدا از درون شکم عصا در حالی که درد بسیاری را تحمل می کرد گفت: کُس گفتم میگویم میگویم 

و اینگونه بود که خدا و تمام فرشتگان به موسی ایمان آوردند و موسی تا 900 سالگی زندگی کرد و در آخر توسط عصای خود خورده شد ... روحش شاد یادش گرامی 

روش درمان بیماری ها - فصل اسهال

از آنجا که ما پیشگیری را بهتر از درمان می دانیم توصیه می کنیم قبل از اینکه به اسهال دچار شوید از محلول اصخر استفاده کنید ، این محلول ضد اسهال و ضد خیلی از بیماری ها بوده حتی در مواقعی ضدحال هم هست ، محلول اصخر از هم اکنون در تمام مکان های عرضه محصولات فرهنگی و سوتین فروشی ها 

محلول اصخر چیست؟ 
محلول اصخر دارویی است که با سال ها تلاش محققان بر روی اصخر به دست آمده و برای اکثر بیماری ها جواب میدهد 
مواد تشکیل دهنده محلول اصخر ( جعفری - منظورم امیر جعفری نیست منظور سبزی جعفریه - نعنا دو پیمانه ، نمک  پانزده قاشق غذا خوری - فلفل دلمه ای یک تکه کوچک - عن دماغ بچه سه ساله یک فین- عصاره کیر داییناسور هر چقدر پیدا کردید - آب کُس دختر 14 ساله دو اورگاسم - تُف بعد از جقه پسر 16 ساله هر چقدر بیشتر بهتر - افزودنیاهای مجاز سه پیمانه - اسپرم خشک شده اصخر یک کف دست و پشم کُسِ فیل 29 ساله هندی سه عدد )

و اما راه های درمان بیماری اسهال :

- خوردن قرص ها و دارو های کسشری که در منزل دارید

- ماست و نعنا را قاطی کرده در آب کیر بچوشانید و بخورید ( این دارو از زمان حضرت جرجیس استفاده شده و امتحان خود را پس داده است ) 

- آب جوش و نبات را با کیر هم بزنید که عصاره کیر در آب و نبات حل شود ( خیلی مراقب کیر خود باشید زیرا آب جوش یه اخلاق بدی داره خاره کیرو میگاد ) 

- به دکتر بروید و از شُل بودن عن خود شکوایه کنید 

- چیز های سفت بخورید 

- سولاخ کون خود را تحریک کنید موقع ریدن مقداری از عن سفت خانواده را قرض گرفته و به سولاخ کون خود نشان دهید بگویید اینُ ببین چقدر خوبه ؟ اگه اینجوری بشی برات وازلین می خورم مثلن یا یه شورت جدید ، خلاصه باهاش حرف بزنید راضیش کنید دیگه ، حرف زدن همیشه جواب میده، بالاخره دوتا انسانید حرف همُ بهتر می فهمید - فرقی نمی کنه عنام آدمن آدمام عنن 

- به اسهال خود محل نگذارید - اسهالم مثل این دختر چوس کلاسا می مونه ببینه بهش محل نمیذارید خودشُ اصلاح می کنه 

وظایف اطرافیان بیمار: 

- دستشویی را تا جایی که می شود خالی بگذارید که بیمار خدایی نکرده به خود نریند 

- از فشار دادن بیمار و شوخی های فشاری پرهیز کنید 

- فردی که اسهال دارد را از کون نکنید ( مخصوص پسرانی که در هر حالت دختران را از کون می کنند ) زیرا آنها اختیار عنشان دست خودشان نیست یک دفعه روی کیر شما میرینند حالا بیا درستش کن 

- فرد بیمار را تشویق کنید - روانشناسان جهان ثابت کرده اند تشویق انسانها همیشه جواب میدهد ، شما می توانید با این شعار بیمار را از چنگال بیماری برهانید : حمله حمله سولاخ  اصخر، سفت برین سفت برین یالا قهرمان - ( به تناسب اسم بیمار شما می توانید اسم اصخر را در مصرع اول تغییر دهید ولی این کارو نکنید بهتره چون هم اسم اصخر خاصیت دارویی داره هم این شعر از شاعر بلند آوازه کشورمان خاجه مولانا ابولقاسم حافظه ، واسه همین به اصل شعر دست نزنید بهتره ) 

تندرست و یوبس باشید ^_^ 

سوالات شرهی - فصل دکترا

کار ما یه جوریه منشی ها خودشون میان میدن پرستارا رو هم راحت میشه کرد همراهای مریضا که اصلا اومدن بیمارستان که به ما کس بدن خود مریض هارو هم خوب که شدن میکنیم مشکل با یکی از اساتید دانشگاه است که خانم دکتری بسیار کس و بسیار مغرور است و به هیچ کس نمیدهد چگونه میتوان استاد سابق خود را گایید ؟ راهی بجز تجاوز اگر هست بنمای ( دکتر مرادوند ) 

با سلام خدمت دکتر مرادوند افتخار این مملکت در عرصه پزشکی ( من اصن نمی شناسمت ولی حتمن آدم معروفی هستی که این وبلاگُ می خونی و حتمن افتخار این مملکت هستی چون من معمولن کُس نمی گم ) 

اول عرایضم بگم که : تو دهن منُ گاییدی - کون منُ جر دادی کسکش - مدرک دکترات دستمال کاغذیه جقمه - تو دکتر نیستی کسخلی ، نه من کسخلم که دارم جوابتُ میدم، کسکش، جنده 100 تومنی ، تو عمه منُ حامله کردی - به سگ ارمنی میدادم انقدر حرص نمی خوردم - هزار بار این سوالُ پرسیدی جاکش ، هر پستی رو باز می کردم اسم کیری تورو میدیدم ، شبا از دست تو خواب نداشتم ، همش فکر می کردم جواب ندم دکترا باهام لج می کنن من با یه سرماخوردگی ساده میمیرم - کیری صفت ، کیری ماهیت ، کیری هویت . 


دوم اینکه قسمت آخر سوالت واقعن کسشره ، یعنی چی اگه راهی به غیر از تجاوز هست بنمای؟ تجاوز آرمان ماست ، همیشه تجاوز باید اولین گزینه باشد ، تجاوز بهترین است ، هزاران روایت در مورد تجاوز داریم ، هزاران راه نگاییده هزاران داستان نخونده ، پس با توهین به تجاوز سعی نکنید خود را در دل من جای دهید که نمی توانید ، اگه می خوای عزیز من بشی باید تجاوز کنی حتی به خودت . 

چند راه به نظرم می رسه بهت میگم تا بتونی بکنی دکتره رو : 

- نکنش - کسکش آدم استاد خودشُ نمی کنه 

- بُکنش - کردن هر زنی بر هر مردی واجب است و استادُ شاگرد هم ندارد 

- برخورد صادقانه: صادقانه کیر خود را روی میزش بگذارید و بگویید کیرم می خوادت (شاید جواب نده ولی صداقت یکی از راه های درست برای ما مردان خداست) 

- برخورد غیر صادقانه : او را به عنوان استاد به یک مهمانی در خانه خود دعوت کنید او را مست کنید  از کون بکنیدش 

- با گریه زاری و التماس : با التماس از او خواهش کنید که به شما بدهد وگرنه شما میمیرید ، او را بکنید و نمیرید 

- با او ازدواج کنید: استادتان هر چقدر هم نده باشد وقتی حرف ازدواج در میان باشد بده میشود 

- به کُس هایی که می کنید قانع باشید : کسکش من هزار تا کُس کردم . واسه من کُس کردن فقط طعم کاندوم میده . اگه این کاره باشی میدونی فرقی نمی کنه زیاد ، فقط آستانه تحریک با یه سریا بالا تره ، مطمئن باش اون جنده رو بکنی باز کیرت یکی دیگه رو می خواد ، پس اهل قناعت باشید و کُس های اطراف خود را انبار کرده و برای روز مبادا نگه دارید 

- همیشه بهترین راه و آخرین و اولین راه تجازو است که گفتی فیلان بیسال اصن کیرم دهنت جاکش برو گمشو از وبلاگ من بیرون . گمشو کیرم تو مدرک دکترات 

بخونید واسه پروفسورا ^_^ 

اگه بفهمی چی می گم کون وارونه میدم بهت

 قبل از عصر یخبندان که دایناسور ها هنوز زنده بودند و هنوز آدم سیب را گاز نزده بود که انسانها به زمین منتقل شوند ، درست همان زمانی که داییناسور ها در کمال آرامش زندگی میکردند اصخر به قلب جنگل سفر کرد تا از زندگی در آنجا درس بگیرد و با تجربیاتی که به دست می آورد به ادامه زندگی بپردازد ، او بسیار معصوم و بی گناه بود زیرا هنوز گناه اختراع نشده بود ، در اولین روزی که وارد جنگل شد دید یک نوع اژدهای کمیاب در حال ریدن کنار درخت است با خود گفت من اومدم اینجا زندگی را بیاموزم یا ریدن یک اژدها را بنگرم ؟ او این حرکت اژدها را نادیده گرفت و آن را روی حساب جوانی اژدها گذاشت، روز دوم صبح از خواب بیدار شد برود بشاشد دید دستشویی هنوز اختراع نشده و آنگاه دلیل ریدن آن اژدها برایش روشن شد و صلواتی فرستاد و ثواب آن را به روح پدر آن اژدها تقدیم کرد و آنگاه خود کشید پایین و مثل سگ در جنگل رید ، او که می خواست بیشتر با جنگل آشنا شود بعد از خوردن کنسرو لوبیا و قارچش با نان جو به درون جنگل رفت، او هدفون فیلیپس اصلش را در گوش گذاشت و با آی پدش آهنگ "رنگ چشات عسل " از داوود بهبودی را پلی کرد، آهنگ را زیر لب می خواند و در جنگل قدم میزد که در پشت بوته ای دید همان اژدها به شکل وحشیانه ای بچه آهوی بیگناهی را می خورد و حتی وقتی اصخر را دید به اصخر تعارف هم کرد ، اصخر اول از ادب مثال زدنی اژدها شگفت زده شد اما بعد که فکر کرد دید این کار اصلن درست نیست که موجودات برای اینکه خود را سیر کنند موجودات دیگر را بخورند ، با خود تصمیم گرفت وقتی بازگشت جنبشی با این اسم راه اندازی کند:  "کیر تو کونه هر چی اژدهاست " -- اصخر با ذکر لعنت بر پدر مادر آن اژدها محل وقوع جرم را ترک کرد و به اقامتگاه خود باز گشت ، شب هنگاه شام دست در کوله پشتی آدیداس خود کرد که یک کنسرو دیگر بردارد و بخورد که ناگهان دید کنسروی در کوله نیست ، از قضا اکبر برادر بزرگه اصخر شب قبل از سفر کون وارانه داده بود و کنسرو ها را خورده بود و برای اینکه مش غلام زنبه ی اصخر نشود  و مدیون نماند بجای کنسرو ها کاندوم کودکس با طعم انار گذاشته بود ، اصخر که بسیار با جنبه بود بعد از اینکه کمی به برادر خود فحش های مختلف داد و از عصبانیت چند درخت در جنگل را شِکست و تقریبن نصف جنگل را بهم ریخت آرام شد و تصمیم گرفت برای اینکه از گشنگی نمیرد شکار کند ، او که غیر از کیرش سلاح دیگری نداشت از چوب درختان نیزه ای ساخت و با نیزه به شکار رفت ، او اول می خواست داییناسور شکار کند که در چند درگیری نزدیک بود توسط داییناسورها کرده شود ولی در آخر پس از ساعت ها تلاش یک خرگوش شکار کرد ، او از صید خود خوشحال بود و داشت خرگوش را برای کباب کردن آماده می کرد که از همانجا اژدهای جوان رد شد و نگاهی به اصخر کرد ، اژدها آروقی زد و گفت: کیرتوگاییدم بشر ، من که گفتم بیا با هم غذا بخوریم چرا اصراف می کنی؟ اژدها که بسیار سیر بود گوزید و محل را ترک کرد ، اصخر اول با خود گفت چه اژدهای بی ادبی که آروق میزند ولی بعد که بیشتر فکر کرد دید صبح اژدها را بخاطر گاییدن یک آهو سرزنش کرده و حالا خودش یک خرگوش را گاییده ، اصخر که بسیار متحول شده بود فاتحه ای خواند و آن را به روح پرفتوح پدر اژدها تقدیم کرد و تصمیم گرفت وقتی برگشت کمپینی به این نام راه اندازی کند: "بازم کیرم تو کون هر چی آزدهاست " . او دلیل این اقدام را اینگونه توجیح کرد، اکبر کنسروای منُ برداشته که من شکار می کنم، کنسراوی اژدها رو اکبر که برنداشته. پس اون کسکش نباید شکار کنه. اصخر که دیگر فکر می کرد درس زندگی کافی است و دیگر طاقت دوری مادرش را نداشت وسایل خود را جمع کرد و راه افتاد که برگردد، او هدفونش را در گوش گذاشت و آهنگ "چیه چیزی شده" از آرمین 2afm را پلی کرد، در راه برگشت به اتفاقاتی که در جنگل رخ داده بود فکر کرد ولی چون کسمغز بود هیچ نتیجه ای نتوانست بگیرد و با خوشحالی به خانه بازگشت و بعد از بازگشت کتاب "ننتُ گاییدم در 80 روز" را چاپ کرد که هیچ استقبالی از این کتاب نشد، او در حال حاضر یکی از نویسندگان معروف کشورمان نیست ...

دورویی از تو ، پرویی از نو

وقتی دوس دخترم می خواد کارای روزانشُ برام توضیح بده : 
صبح از خواب بیدار شدم، رفتم صورتمُ شُستم، مسواک زدم، یه نوار بهداشتی گذاشتم چون احتمال میدادم امروز پریود بشم،چای سبزمُ خوردم، یه دونه کیوی خوردم چون چربی سوزه، 20 دقیقه رو تردمیل دوییدم، یه موز خوردم که انرژی بگیرم رفتم لاک سبز زدم به ناخونام، مانتو مشکیه رو پوشیدم با شال صورتیه، کتونی صورتیمُ پوشیدم مامانمُ بوسیدم سفت بغلش کردم، به بابام زنگ زدم گفتم : بابایی عاچقتم من دالم میلم سله کال، بوچ بوچ، بابایی هم گفت قربونت برم دخترم امروز 5 ملیون میریزم به حسابت واسه خودت هر چی خواستی بخری، منم دوباره بوسش کردم دکمه قرمزه رو گوشی رو زدم پس اینجوری که از شواهد معلومه گوشی قطع شده، به سمت در حرکت کردم، درو باز کردم از پله ها اومدم پایین یه ذره خسته شدم ولی چون به تو فکر می کردم بر خستگی غلبه کردم و با موفقیت از پله ها اومدم پایین سوار ماشین شاستی بلندم شدم، خیلی تمیز شده بود آخه دیروز بغض کردم داداشمم واسه اینکه طاقت بغضمُ نداشت ماشینمُ برد کارواش به حساب خودش، به بابایی گفتم واسه این کارش 3 ملیون بریزه به حسابش، بعد سوار ماشین شدم راه افتادم دره پارکینگ یه ذره طول کشید باز بشه ولی من چون تورو دارم طاقت آوردم رفتم بیرون دکمه کنترلشُ زدم که در بسته بشه ولی منتظر نموندم تا کامل در پارکینگ بسته بشه چون از وقتی با توام خیلی کم طاقت شدم، توی راه چندتا چراغ قرمز بود مجبور شدم پشت چراغا به چندتا از دوستام زنگ بزنم که بگذره، تو ماشینم همش آهنگای خدای احساس محسن چاوشی پلی می شد منم همش به یاد تو بودم، آدمای بی کلاس همش پشت چراغ بوق میزدن ، ایران پر از آدم بی کلاسه، باید طرز رانندگیشونُ ببینی اعصاب آدمُ خورد می کنن ولی چون من این چند وقته تو زندگیم تورو دارم و اعصابم راحت تره با 24 نفر بیشتر دعوام نشد تا بالاخره رسیدم شرکت ، از همه همکارام متنفرم همه شون بی کلاسن همه شون تو مخن ولی با فکر کردن به تو کارام همه راحت تر شده ، دیگه با هیچکدومشون حرف نمی زنم تا ظهر سر پا داشتم کارامُ انجام میدادم ظهررفتیم واسه ناهار ، زن عموم برام باقالی پلو درست کرده بود با آژانس فرستاده بود شرکت، مامانمم که از دیشب برام فسنجونُ قرمه سبزی و مرغ گذاشته بود ولی نمیدونم چرا اشتها نداشتم واسه همین زنگ زدم از بیرون دوتا پیتزا و سه تا لازانیا آوردن یه تیکه لازانیا خوردم سیر شدم بقیشُ انداختم دور پیتزاهارم دادم همکارای توله سگم خوردن ، تا غروبم کلی کار کردم مادرم اومد دنبالم گفتم من ماشین آوردم گفت مشکلی نیست دخترم کارگرمونُ می فرستم بیارش، من سوار ماشین مامانی شدم رفتیم سمت خونه تو ماشین همش سر آهنگ گذاشتن دعوام شد باهاش چون همش آهنگای بی کلاس گوش میداد خلاصه رسیدیم خونه دیدم مهمون داریم همه فامیلامون دور هم جمع شدن من اصلن حالشونُ نداشتم اومدم تو اتاق هر چی ام التماسم کردن نرفتم بیرون گفتم خسته ام ، گرفتم یه ذره خوابیدم شامم رفتم یه ذره شام خوردم به چندتا از فامیلامونم ریدم الانم که پیش تو ام نازنینم ^_^ تو چی کال کلدی عجغم؟ بلام تعلیف کن عجیجم، من همه چیجو بلات تعلیف کلدم دیجه، بوچ بوچ 

وقتی نوبت من میشه تعریف کنم 
درحالی که سر درد گرفتم و حداقل نصف داستانشُ نخوندم ، و از فشار حشریت کیرم طوری راست شده که داره شلوارمُ پاره می کنه ، طوری که حتی یادم نمیاد یه دقیقه پیش چی کار می کردم طوری که کیرم همه وجودمُ گرفته و غیر از کیرم چیزی یادم نمیاد زور میزنم کارای روزانمُ به خاطر بیارم و اینجوری شروع می کنم ...اونم سعی می کنه خوب گوش بده وسطاشم چندتا بی ادبُ چندتا بوسم بهم میده ....

از خواب بیدار شدم دیدم کیرم راسته ، خواستم برم بشاشم ولی مجبور بودم وایستم کسی تو حال نباشه ، واسه همین تو جام خوابیدم به تو فکر کردم کیرم راست تر شد تقریبن دیگه تخم درد گرفته بودم که متوجه شدم مادرم رفته بیرون رفتم دستشویی مثل هر روز به سختی سعی کردم بشاشم ، چون من یه ذره کیرم سمت بالاست وقتی راست می شه سوراخش به سمت صورتمه اگه دستمُ جلوش نگیرم میشاشم رو صورتم اگه یادمم باشه کلی مکافات داره ، خلاصه ده دقیقه وقتم تو دستشویی تلف می شه از دستشویی اومدم بیرون تلفن زنگ زد مزاحم بود گفت منزل احمدی گفتم بله درسته گفت چرا خالی می بندی دیروز زنگ زدم گفتم منزل اسمایلی گفتی آره امروز حالا شد خونه احمدی؟ گفتم خونه خودمونه هر چی بخوایم فامیلمونُ میذاریم کیرمم نیستی کسکش ، یه سری فحش خار مادر به هم دادیمُ بعد قطع کردم رفتم چایی بخورم دیدم مادرم چایی رو ریخته آب گذاشتم جوش بیاد، رفتم از تو یخچال کیوی بخورم که چربیام بسوزه دیدم نه تنها کیوی نداریم بلکه کیر خرم نداریم، یه تیکه نون برداشتم مثل سگ کشیدم به دندون، رفتم آماده شدم تا آب جوش بیاد، زود آماده شدم دیدم آب هنوز جوش نیومده چون دیرم شده بود رفتم کتری رو خاموش کردم رفتم بیرون، سوار مترو شدم تازه یادم اومده ای بابا من اصن واسه چی اومدم بیرون من که امروز کاری نداشتم خلاصه برگشتم، تو گرما کلی فحش به حضرت عیسی و حضرت موسی دادم ، دقیق یادم نیست چرا امروز این دوتا پیامبرُ انتخاب کردم واسه فحاشی ولی میدونم هر روز به صورت رندوم دوتا از پیامبران رو برای این کار انتخاب میکنم ، برگشتم خونه دیدم هنوز آب جوش نیومده چون اصن زیرش خاموشه، گرفتم یه ذره خوابیدم مادرم اومد با لگد بیدارم کرد گفت تا لنگ ظهر نخواب سگ پدر، گفتم مادرای مردم بچه هاشونُ بوس می کنن به حساب بچشون پول میریزن تو به من میگی سگ پدر؟ گفت بچه های مردم گه خوردن بعدم رفت بیرون بلند شدم برم ناهار بخورم دیدم مادرم غذا درست نکرده پرسیدم چرا؟ جواب نداد، وقتی ناهار درست نمی کنه معمولن باهامون قهر می کنه که نتونیم چیزی بگیم خواستم زنگ بزنم پیتزا بیارن دیدم پول ندارم همچنان منتظر بودم آب جوش بیاد چایی بخورم ولی دیدم هنوز جوش نیومده چون کسی زیرشُ روشن نکرده، این کتری هام یه اخلاقی دارن تا کسی زیرشونُ روشن نکنه جوش نمیان کسکشا، بی خیال غذا شدم رفتم یه ذره تو اینترنت به اینُ اون فحش مادر دادم آماده شدم رفتم باشگاه، توی راه باشگاهم به هر کی که از من خوشتیپ تر بود یا ماشین مدل بالا سوار بود یا با دختر بود فحش مادری دادم، رسیدم باشگاه چون چیزی نخورده بودم حال نداشتم تمرین کنم یه ذره وزنه هارو برداشتم به سوراخاشون نگاه کردم، بعضیاشون سوراخاشون خیلی گنده بود به این فکر کردم که زنم اگه زایمان طبیعی کنه از این وزنه گشاد تر می شه کیرم حسابی خوابید، نمیدونم از باشگاه بر گشتم یا هنوز تو باشگاهم ولی خلاصه از اونجا به بعدشُ یادم نیست، البته شاید برگشته باشم چون الان مادرم صدام زد گفت بیا برو گمشو ماست بگیر، الانم میرم ماست میگیرم وقتی برگشتم میرم یه چایی می خورم البته اگه جوش اومده باشه، بعدم که باید مثل سگ تا صبح با تو چت کنم خلاصه اینکه عاچقتم عجیجم، جولی که من تولو دوچ دالم سگ زنچو دوچ نداله :* 

بعدم یه ذره با هم کُس میگیم من به این فکر می کنم که این چرا اصن با من دوس شده ؟ کسخله ؟ نه این اگه عقل درست حسابی داشت با من دوس نمی شد باید بگردم دنبال یه آدم نرمال ، در تمام این مدتم کیرم جوری داره به شلوارم فشار میاره که انگار شلوارمُ بکشم پایین می پره اینُ اونُ گاز میگیره کسکش ، بعدم چندتا از پیامبرارو برای فحاشی انتخاب می کنم انقدر بهشون فحش میدم تا خوابم ببره 

روایت های آموزنده - فصل آموزش جسمانی

روزى اصخر به محضر مبارك امام مکابیز شرفياب شد (چیه ؟ اسم همه اماما که نباید بی کلاس باشه ، ایشان یکی از امامای با کلاسمون بودن) و پيرامون تشكيلات و خصوصيّات بدن انسان سؤال هائى را مطرح كرد

امام مکابیز در جواب او اظهار داشت :
خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركيب كرده و آفريده است ، تمام بدن انسان داراى 2246 قطعه استخوان و 3601 رگ مى باشد.

اصخر: مطمئنی؟ من یه چیزای دیگه ای شنیدما 

امام مکابیز: بلی فرزندم ، من بهتر میدونم یا تو ؟ 

اصخر: تو 

مکابیز : منُ ایشان خطاب کن 

اصخر : من به کیرم میگم ایشان 

مکابیز: اسمشُ عوض کن 

اصخر: اسم شناسنامه ایش اینه نمی شه عوض کرد 

مکابیز: می شه من ثبت احوال آشنا دارم 

اصخر: چشم ایشان، ایشان ادامه بده 

مکابیز: رگ ها جسم انسان را سيراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پايدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.

اصخر: گوشت کیر و کُس چی ؟ 

مکابیز: اون فرق داره قضیه اش ، اونا گوشت نیستن 

اصخر: پس چرا وقتی یه دختر می بینی میگیم چه گوشتی ؟ 

مکابیز: اشتباه میکنید ، وقتی یک گوسفند می بینید باید بگید عوف چه گوشتی ، وقتی یک دختر می بینید باید با او با احترام برخورد کنید 

( اصخر نگاهی به مکابیز کرد و با هم زیر خنده زدن )

اصخر: خیلی فیلمی خدایی ، خب ادامه بده 

سپس مکابیزافزود:
خداوند دست هاى انسان را با 82 قطعه استخوان آفريده است ، كه در هر دست 41 قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست 35 قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو يك قطعه ؛ و شانه نيز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.

اصخر: خدایی دستش درد نکنه دست خیلی خوبه ، من که از دستم راضی ام ، واسه جق قشنگ جواب میده

مکابیز: دست برای جق آفریده نشده

اصخر: پس برای چی آفریده شده ؟ واسه اینکه بکنیم تو دماغمون ؟

مکابیز: نه دست کار بردهای مختلفی دارد

اصخر: میدونم ، جق ، دست تو دماغ ، دست تو کون ، خاروندن ، انگشت کردن ، سیلی زدن ، نیشگون، فاک دادن ، بیلاخ

مکابیز: آری درست است ولی دیگر ادامه نده

اصخر: خب دیگه چیا بلدی ؟

مکابیز افزود: همچنين هر يك از دو پا داراى 43 قطعه استخوان است ، كه 35 قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و يك قطعه در ران و نشيمن گاه نيز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.

اصخر: مثلن نشیمن گاه جنیفر لوپز به اندازه نشیمن گاه ما استخون داره ؟

مکابیز: بلی فرزندم

اصخر: آیا این عدالته که یکی مثل جنیفر نشیمن گاهش شبیه توپ چهل تیکه باشه نشیمن گاه بعضیا شبیه سینی؟

مکابیز: بله

اصخر: من کاملن قانع شدم ، ادامه بدید

مکابیز: در كمر انسان 18 قطعه استخوان مهره وجود دارد و در هر يك از دو طرف پهلو، 9 دنده استخوان است ، كه دو طرف 18 عدد مى باشد.

اصخر: اسپرم ها چطور؟ اونا کجان ؟

مکابیز: تو بیضه

اصخر: پس چرا میگن تو کمره

مکابیز: کُس میگن

اصخر: ایول

مکابیز: در دهان 28 عدد تا 32 قطعه استخوان غير از فكّ پائين و بالا، موجود است .

اصخر: نمی شد خدا یه جوری دندونُ بسازه که این دخترا انقدر دندون نزنن؟

مکابیز: حالا انسانا خوبن تو فکر کن دراکولاها چی می کشن

اصخر: آخ آخ فکرشم می کنم کیرم زخم می شه

مکابیز: و اما در مورد کیر ، خدا در کیر چندتا رگ و کمی گوشت بنا نهاده تا مرد ها بتوانند زنان را بگایش دهند 

مکابیز برگشت ببیند اصخر قانع شده یا نه که دید اصخر رفته است ، ایشان با کلی فحش ، خار مادره اصخر را مورد عصابت قرار دادند و گفتند چقدر کسشر گفتم ، اینارو از کجام در آوردم ؟ سپس کمی خندیدن و چون ایشان عادت داشتن بعد از علف کره میکردن و باید چیزی می خوردند به آشپز خانه رفتند و سوسیس تخم مرغ درست کردند و خوردند

سوالات شرهی - فصل حساسیت های واژنی

دوس دخترم میترسه بم کسشو بده بکنم میگه میترسم حامله شم و منم نمیتونم از تاخیری استفاده کنم آخه حال نمیده وبه کاندوم نیز زیدم حساسیت داره حالاهم ازبس کون کردم کیردرد گرفتم... برام راحل بگو لطفا...!؟ ( مجی )

با سلام 

قشنگ دوتا بیمار خوردید بهم ، کم مونده دوس دخترت فلج اطفال بگیره که درداتون کامل بشه ، دوست گرامی دخترا ناز زیاد دارن شما بزن تو ، البته احتمال میدم که الکی گفته باشه به کاندوم حساسه که تو بریزی توش مجبور بشی بگیریشا ، به نظر من ریسک نکن همون جقتُ بزن ، ولی تا جایی که بتونم کمک می کنم ، چندتا روش هست که می تونی برای کردن دوس دخترت انجام بدی .... 

- ببرش دکتر بگو این کسکشه حساسُ خوب کنید بهم پس بدید ، اونام خوب می کننش بهت پسش میدن ( منظورم اینه که درمانش می کنن ، البته اگه اونجوری بگی شایدم بکنشش من زیاد در جریان نیستم ) 

- وقتی دوس دخترت خوابه با کاندوم بکنش تا مطمئن بشی حساسیت داره یا نه ( برای این کار تعدادی قرص خواب در آب پرتقال حل کرده به خورد دختر مادره مُرده میدهید - مورد داشتیم زیاد قرص انداخته دختر مردمُ بگا داده ، خیلی مراقب باش کسمغز گرامی)

- به دوس دخترتان بگویید قرص اچ دی بخورد و با خیال راحت بریزید توش ، بهش بگید کسکشه حساس تو که به کاندوم حساسی حداقل قرص بخور چوسی هم نیا چیزی که زیاده کُس (این جمله آخرو نگو چون بدبخت میشی - حالا اینم بره باز باید جق بزنی)

- او را ترک کنید - کسکش این همه دختر ریخته تو ایران تو رفتی یه بیمارشُ پیدا کردی ؟ خب برو با یکی دیگه دوس شو مگه مازوخیزم داری؟ 

مازوخیزم چیست ؟ 
دقیق نمیدونم ولی گویا یه بیماری خود آزاری باشه - امروز تو یه کتاب خوندم مثل این داهاتیا دلم خواست استفاده کنم ازش ( وبلاگه خودمه عکس کیرمم بخوام توش میذارم به کسی ربطی نداره ) 

- او را تاق بزنید ، ببین الان پسرایی هستن که دوس دختراشونُ تاق می زنن ، تازه اگه خوب چیزی باشه دوس دخترت می تونی یه چیزم سر بگیری یا فوقش یه چیزی سر میدی میندازیش به یکی دیگه دوس دختر اونُ میگیری می کنی و تا آخر عمر خوشبخت و کمر خالی زندگی می کنی 

- او را جوری از کون بکنید که حساسیتش بر طرف شود ( مثلن یه بار که با زانو بری تو کونش دیگه خودش به کُس دادن راضی می شه )

- با او ازدواج کنید ، اگر او را دوس دارید و کسخل هستید با او ازدواج کنید و تا آخر عمر از یک کُس حساس لذت ببرید 

- و اما در آخر بهترین راه و سریع ترین را برای رسیدن به هر هدفی تجاوز است ، شما می توانید با تجاوز به هر کسی یا هر چیزی به هدف خود برسید ، دخترک حساس را در جایی خفت کنید و به او تجاوز کنید تا خاره حساسیتش گاییده بشه و بعد از تجاوز چهار نعل به سمت مرز فرار کنید 

حالا اون خوبه کُسش حساسه ، من کیرم حساسه ^_^ 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O