دستاوردهای گودر و مدعیان پلاس و توییتر

راحله دختری 19 ساله در اردبیل بود که با اینترنت کم سرعت خود مدام عکس پورن میدید و جق می نمود بعد از چندی او در شبکه مجازی گودر اکانتی به اسم آقا گرگه ساخت ، راحله در این شبکه مجازی افرادی را دید که برای خود کسشر میگفتند و در مورد مملکت و اتفاقات روز نظر میدهند اول در دل خود گفت چه کیری ولی بعد از چند روز خود هم به جمع کیری ها پیوست و به تلاوت کسشر پرداخت، او دید که این افراد به زبان فارسی کسشر تلاوت می کنند ولی کیبوردش فارسی نداشت به خدمات کامپیوتری اردبیل به نام "گوچَلَرَ سوسک جَم میشع" رفت و به فروشنده ای که قاعدتن تُرک بود گفت : به من برچسب فارسی کیبورد بدید ، فروشنده گفت: نه مَنَ برچسب؟ راحله که خود تُرک بود به ترکی چیزی بلغور کرد و فروشنده را متوجه منظور خود کرد ، برچسب را گرفت به خانه آمد و روی کیبورد خود نصب کرد، هنوز وبلاگ نویسان ایرانی که مدعی هستند اولین وبلاگ فارسی را داشتنه اند در وبلاگ خود فینگلیش می نوشتند و به خاری و خفت ایران در عرصه های جهانی دامن میزدند، آنان حتی بلد نبودند چیزی بنویسند و با کوبیدن کیر خود به کیبورد باعث میشدند جملاتی سر هم شود و بعضی کسخلان که معانی آن جمله ها را نمی فهمیدیند به به و چه چه میکردند، راحله این شیر زن کشورمان این غزال تیز پای ایرانی این یوزپلنگ ماده از آن شب به فارسی نوشتن در فضای مجازی روی آورد، اینگونه بود که فارسی نوشتن در فضای مجازی رواج پیدا کرد و وبلاگ نویسان احمق ایرانی از فینگلیشی نوشتن به فارسی نوشتن روی آوردند. اما همچنان راحله از اینترنت برای دیدن عکس های پورن استفاده میکرد زیرا او در سن جق بود و جق زدن سرلوحه زندگی او بود، روزی راحله مطلب طنزی در گودر خواند و خوشش آمد، او سعی کرد چیزی بنویسد و دوستانش را بخنداند، اینجا بود که طنز وارد جامعه مجازی شد و مردم فهمیدند می شود در اینترنت هم خندید و اینترنت فقط برای دیدن عکس پورن نیست. ولی همچنان راحله از اینترنت برای ارضاع خود استفاده می کرد و هر روز با دیدن عکس کُس و کون و دستمالی کردن خود یه حالی به خودش میداد. هرشب با دوستانش در گورد مشغول کسشر پراکنی بود. گاهی با دوستان دعوا میکردند گاهی می خندیدند، گاهی کیر خویش را حواله دوستان می کرد گاهی به هم اعتراض می کردند و گاهی هم هیچ کاری نمی کردند چون دوست داشتن هیچ کاری نکنن به کسی هم مربوط نیست و همونطور که حدس میزنید گاهی هم به سراغ جق میرفت و دیدن عکس پورن و فیلم پورن، تا اینکه اوضاع مملکت بهم ریخت مردم در خیابان معترض شدند، راحله و دوستانش هم در اینترنت اعتراض کردند، آنها یاد گرفتند که نقد کنند یاد گرفتند که نترسند یاد گرفتند که اینترنت فقط برای خندیدن و دیدن عکس پورن نیست، اما با اینکه این را یاد گرفته بودند همچنان هر روز عکس و فیلم پورن میدیدند و خود را انگولک می کردند زیرا آنها در سن حشر بودند، آنها با هم گریه کردند و با هم خندیدند ولی متاسفانه با هم نخوابیدند، شاید اگر راحله و دوستانش نبودند هنوز هم وبلاگ های فینگلیش داشتیم و فینگلیش می نوشتیم، شاید جرات اعتراض نداشتیم، شاید اینترنت هنوز جایی برای دیدن عکس پورن بود و دانلود آهنگ های تتلو، غیر از اینها شب جمعه راحله و دوستانش در گودر به اشتراک گذاشتن عکس پورن دست میزدند که همانا ثابت کنند اینترنت جایی برای دیدن عکس پورن است و با این کار ریدند به تمام دستاوردهای خودشان، آری آنها درست میگفتند شاید فقط اینترنت جایی برای دیدن فیلم و عکس پورن باشد، شاید اینجوری بهتره ، شاید ما شعور استفاده از اینترنت را نداریم ، راحله یا همان آقا گرگه هنوز هم به اینترنت می آید، او دیگر بزرگ شده است دیگر فارسی می نویسد، اعتراض می کند ، نقد می کند ، می خندد و می خنداند ولی همچنان جق میزند و در اینترنت به تماشای فیلم پورن می نشیند زیرا فهمیده که کسخلی نزد ایرانیان است و بس ... 

روحش شاد یادش گرامی ^_^

۲ نظر:

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O