دورویی از تو ، پرویی از نو

وقتی دوس دخترم می خواد کارای روزانشُ برام توضیح بده : 
صبح از خواب بیدار شدم، رفتم صورتمُ شُستم، مسواک زدم، یه نوار بهداشتی گذاشتم چون احتمال میدادم امروز پریود بشم،چای سبزمُ خوردم، یه دونه کیوی خوردم چون چربی سوزه، 20 دقیقه رو تردمیل دوییدم، یه موز خوردم که انرژی بگیرم رفتم لاک سبز زدم به ناخونام، مانتو مشکیه رو پوشیدم با شال صورتیه، کتونی صورتیمُ پوشیدم مامانمُ بوسیدم سفت بغلش کردم، به بابام زنگ زدم گفتم : بابایی عاچقتم من دالم میلم سله کال، بوچ بوچ، بابایی هم گفت قربونت برم دخترم امروز 5 ملیون میریزم به حسابت واسه خودت هر چی خواستی بخری، منم دوباره بوسش کردم دکمه قرمزه رو گوشی رو زدم پس اینجوری که از شواهد معلومه گوشی قطع شده، به سمت در حرکت کردم، درو باز کردم از پله ها اومدم پایین یه ذره خسته شدم ولی چون به تو فکر می کردم بر خستگی غلبه کردم و با موفقیت از پله ها اومدم پایین سوار ماشین شاستی بلندم شدم، خیلی تمیز شده بود آخه دیروز بغض کردم داداشمم واسه اینکه طاقت بغضمُ نداشت ماشینمُ برد کارواش به حساب خودش، به بابایی گفتم واسه این کارش 3 ملیون بریزه به حسابش، بعد سوار ماشین شدم راه افتادم دره پارکینگ یه ذره طول کشید باز بشه ولی من چون تورو دارم طاقت آوردم رفتم بیرون دکمه کنترلشُ زدم که در بسته بشه ولی منتظر نموندم تا کامل در پارکینگ بسته بشه چون از وقتی با توام خیلی کم طاقت شدم، توی راه چندتا چراغ قرمز بود مجبور شدم پشت چراغا به چندتا از دوستام زنگ بزنم که بگذره، تو ماشینم همش آهنگای خدای احساس محسن چاوشی پلی می شد منم همش به یاد تو بودم، آدمای بی کلاس همش پشت چراغ بوق میزدن ، ایران پر از آدم بی کلاسه، باید طرز رانندگیشونُ ببینی اعصاب آدمُ خورد می کنن ولی چون من این چند وقته تو زندگیم تورو دارم و اعصابم راحت تره با 24 نفر بیشتر دعوام نشد تا بالاخره رسیدم شرکت ، از همه همکارام متنفرم همه شون بی کلاسن همه شون تو مخن ولی با فکر کردن به تو کارام همه راحت تر شده ، دیگه با هیچکدومشون حرف نمی زنم تا ظهر سر پا داشتم کارامُ انجام میدادم ظهررفتیم واسه ناهار ، زن عموم برام باقالی پلو درست کرده بود با آژانس فرستاده بود شرکت، مامانمم که از دیشب برام فسنجونُ قرمه سبزی و مرغ گذاشته بود ولی نمیدونم چرا اشتها نداشتم واسه همین زنگ زدم از بیرون دوتا پیتزا و سه تا لازانیا آوردن یه تیکه لازانیا خوردم سیر شدم بقیشُ انداختم دور پیتزاهارم دادم همکارای توله سگم خوردن ، تا غروبم کلی کار کردم مادرم اومد دنبالم گفتم من ماشین آوردم گفت مشکلی نیست دخترم کارگرمونُ می فرستم بیارش، من سوار ماشین مامانی شدم رفتیم سمت خونه تو ماشین همش سر آهنگ گذاشتن دعوام شد باهاش چون همش آهنگای بی کلاس گوش میداد خلاصه رسیدیم خونه دیدم مهمون داریم همه فامیلامون دور هم جمع شدن من اصلن حالشونُ نداشتم اومدم تو اتاق هر چی ام التماسم کردن نرفتم بیرون گفتم خسته ام ، گرفتم یه ذره خوابیدم شامم رفتم یه ذره شام خوردم به چندتا از فامیلامونم ریدم الانم که پیش تو ام نازنینم ^_^ تو چی کال کلدی عجغم؟ بلام تعلیف کن عجیجم، من همه چیجو بلات تعلیف کلدم دیجه، بوچ بوچ 

وقتی نوبت من میشه تعریف کنم 
درحالی که سر درد گرفتم و حداقل نصف داستانشُ نخوندم ، و از فشار حشریت کیرم طوری راست شده که داره شلوارمُ پاره می کنه ، طوری که حتی یادم نمیاد یه دقیقه پیش چی کار می کردم طوری که کیرم همه وجودمُ گرفته و غیر از کیرم چیزی یادم نمیاد زور میزنم کارای روزانمُ به خاطر بیارم و اینجوری شروع می کنم ...اونم سعی می کنه خوب گوش بده وسطاشم چندتا بی ادبُ چندتا بوسم بهم میده ....

از خواب بیدار شدم دیدم کیرم راسته ، خواستم برم بشاشم ولی مجبور بودم وایستم کسی تو حال نباشه ، واسه همین تو جام خوابیدم به تو فکر کردم کیرم راست تر شد تقریبن دیگه تخم درد گرفته بودم که متوجه شدم مادرم رفته بیرون رفتم دستشویی مثل هر روز به سختی سعی کردم بشاشم ، چون من یه ذره کیرم سمت بالاست وقتی راست می شه سوراخش به سمت صورتمه اگه دستمُ جلوش نگیرم میشاشم رو صورتم اگه یادمم باشه کلی مکافات داره ، خلاصه ده دقیقه وقتم تو دستشویی تلف می شه از دستشویی اومدم بیرون تلفن زنگ زد مزاحم بود گفت منزل احمدی گفتم بله درسته گفت چرا خالی می بندی دیروز زنگ زدم گفتم منزل اسمایلی گفتی آره امروز حالا شد خونه احمدی؟ گفتم خونه خودمونه هر چی بخوایم فامیلمونُ میذاریم کیرمم نیستی کسکش ، یه سری فحش خار مادر به هم دادیمُ بعد قطع کردم رفتم چایی بخورم دیدم مادرم چایی رو ریخته آب گذاشتم جوش بیاد، رفتم از تو یخچال کیوی بخورم که چربیام بسوزه دیدم نه تنها کیوی نداریم بلکه کیر خرم نداریم، یه تیکه نون برداشتم مثل سگ کشیدم به دندون، رفتم آماده شدم تا آب جوش بیاد، زود آماده شدم دیدم آب هنوز جوش نیومده چون دیرم شده بود رفتم کتری رو خاموش کردم رفتم بیرون، سوار مترو شدم تازه یادم اومده ای بابا من اصن واسه چی اومدم بیرون من که امروز کاری نداشتم خلاصه برگشتم، تو گرما کلی فحش به حضرت عیسی و حضرت موسی دادم ، دقیق یادم نیست چرا امروز این دوتا پیامبرُ انتخاب کردم واسه فحاشی ولی میدونم هر روز به صورت رندوم دوتا از پیامبران رو برای این کار انتخاب میکنم ، برگشتم خونه دیدم هنوز آب جوش نیومده چون اصن زیرش خاموشه، گرفتم یه ذره خوابیدم مادرم اومد با لگد بیدارم کرد گفت تا لنگ ظهر نخواب سگ پدر، گفتم مادرای مردم بچه هاشونُ بوس می کنن به حساب بچشون پول میریزن تو به من میگی سگ پدر؟ گفت بچه های مردم گه خوردن بعدم رفت بیرون بلند شدم برم ناهار بخورم دیدم مادرم غذا درست نکرده پرسیدم چرا؟ جواب نداد، وقتی ناهار درست نمی کنه معمولن باهامون قهر می کنه که نتونیم چیزی بگیم خواستم زنگ بزنم پیتزا بیارن دیدم پول ندارم همچنان منتظر بودم آب جوش بیاد چایی بخورم ولی دیدم هنوز جوش نیومده چون کسی زیرشُ روشن نکرده، این کتری هام یه اخلاقی دارن تا کسی زیرشونُ روشن نکنه جوش نمیان کسکشا، بی خیال غذا شدم رفتم یه ذره تو اینترنت به اینُ اون فحش مادر دادم آماده شدم رفتم باشگاه، توی راه باشگاهم به هر کی که از من خوشتیپ تر بود یا ماشین مدل بالا سوار بود یا با دختر بود فحش مادری دادم، رسیدم باشگاه چون چیزی نخورده بودم حال نداشتم تمرین کنم یه ذره وزنه هارو برداشتم به سوراخاشون نگاه کردم، بعضیاشون سوراخاشون خیلی گنده بود به این فکر کردم که زنم اگه زایمان طبیعی کنه از این وزنه گشاد تر می شه کیرم حسابی خوابید، نمیدونم از باشگاه بر گشتم یا هنوز تو باشگاهم ولی خلاصه از اونجا به بعدشُ یادم نیست، البته شاید برگشته باشم چون الان مادرم صدام زد گفت بیا برو گمشو ماست بگیر، الانم میرم ماست میگیرم وقتی برگشتم میرم یه چایی می خورم البته اگه جوش اومده باشه، بعدم که باید مثل سگ تا صبح با تو چت کنم خلاصه اینکه عاچقتم عجیجم، جولی که من تولو دوچ دالم سگ زنچو دوچ نداله :* 

بعدم یه ذره با هم کُس میگیم من به این فکر می کنم که این چرا اصن با من دوس شده ؟ کسخله ؟ نه این اگه عقل درست حسابی داشت با من دوس نمی شد باید بگردم دنبال یه آدم نرمال ، در تمام این مدتم کیرم جوری داره به شلوارم فشار میاره که انگار شلوارمُ بکشم پایین می پره اینُ اونُ گاز میگیره کسکش ، بعدم چندتا از پیامبرارو برای فحاشی انتخاب می کنم انقدر بهشون فحش میدم تا خوابم ببره 

۱۷ نظر:

  1. تا 7-8 روز آینده باید جقت رو بزنی چون دوز دخترت دیگه فرداش 100% پریود شده :|

    پاسخحذف
  2. یه سوال فنی
    تو پستات رو از اینجا دستس کپی میکنی و سند میکنی تو گودرت؟
    یا اینکه میشه وبلاگو جوری سینک کرد با گودر که وقتی اینجا نوشتی، پستا خود بخود به عنوان یه نوت ازت تو گودر منتشر بشن؟
    اگه دوومی میشه چجوری؟
    موتو شکرم از راهنماییت
    پسرم، پوستم تیرس، کونمم پشمالو، پشتمم پر جوشه، اُب ندارم اما واسه قدر دانی، خاسی بیا بکن.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. **تو پستات رو از اینجا دستی کپی میکنی و سند میکنی تو گودرت؟

      حذف
    2. کیرمم نیستی کسکش :))))
      این وبلاگ گودر نداره ، ولی خاصیت بلاگر اینه که چون گودر واسه خوده گوگل بوده هر کی عضو بشه و فیده این وبلاگو داشته باشه تو گودر براش میره ، منم هیچ کاری نمی کنم خوده گوگل این کارو می کنه . ریدم تو کون پشمالوت

      حذف
  3. چش و چالی داعاش. خوش حال شدم اینجا پیدات کردم <3

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. قربونت داداش . فقط یه سوالی . شما ؟

      حذف
    2. حالا گیرم منم بگم فلانی تو که عمرا قبول کنی :D !!

      حذف
    3. انشالا رودررو امتحانش میکنم

      حذف
    4. اشتب گرفتی داداش ، خیلیا فازه اینو دارن که این وبلاگ واسه اوناس ، گول خوردی بهتره بگم کیرت کردن

      حذف
    5. نه داداش :D رفیق مشترک داریم :D بکس کانگرو

      حذف
    6. کیرمم نیتستی ، کانگرو فقط واسه خودمه . هیچ کسکشی غیر از من ادمین نیست اینجا . برو درتو بزار داداش ^_^

      حذف
    7. کلیپ و میگم ابله!!

      حذف
  4. سلام دکتر مرادوند هستم ؟ الان که خیلی معروفم همه بهم میدن حتی سلبریتیا . چجوری میشه صاحب این وبلاگ رو کرد ؟ واقعا تو کفشم (کفش نه ، کَفِشَم ) . ممنون از شما . جواب ندی کونت پارس :)))

    پاسخحذف

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O