بازدید از صفحه - 2100322

به مناسبت دولیونی شدن بازدید پست ویجه گذاشتم براتون - این پست واسه کسایی هستشن که اعتراض دارن به مطالب وبلاگ و قصد نقد سازنده دارن، اگه به هر دلیلی با مطالب وبلاگ حال نمی کنید و قصد دارید یه جوری حال منُ بگیرید و برینید بهم  من بهتون حق میدم حتی برای این کار بهتون مشورت هم میدم، چند روش معرفی می کنم که بتونید از اونا استفاده کنید و حال منُ بگیرید

- شما می توانید وکیل گرفته یک شکایت نامه تنظیم کرده و آن را به دادگاه ببرید و از من شکایت کنید (البته فکر کنم اگه مورد شکایت بررسی بشه نه تنها پیگیری نمی کنن کارتونُ بلکه شاید بهتون تجاوز کنن فرار کنن سمت مرز. چون بچه های دادگستری همه تو این وبلاگ بزرگ شدن)

- خودتان را طوری بزنید که دماغتان بشکند و بعد پیش پلیس بروید و بگویید صاحب این وبلاگ منُ زده (بعد پلیس میاد اینجا کامنت میذاره میپرسه: آیا زدن این آقا کار شما بوده؟ منم یه پست میزنم و توش می نویسم : نه . بعد همه چیز حل میشه من بی گناه شناخته میشم چون بلدم بیگناه شناخته بشم) 

- از اونجایی اکثرتون سن پایین هستید می تونید برید به خونوادتون بگید صاحب این وبلاگ منُ اذیت می کنه. که مثلن باباتون بیاد منُ بزنه که متاسفانه باباتون زورش به من نمی رسه من خیلی قوی ام هر روز یه لیوان شیر می خورم 

- می توانید به صورت خودجوش تظاهرات کرده به خیابان ها بریزید ماشین ها را آتش بزنید و مغازه ها را با خاک یکسان کنید که نمیدونم واقعن با این کار می خواید به چی برسید ولی اگه خایه این کارم داشته باشید و این کارو انجام بدین میگیرن کونتون میذارن

- می تونید بیاید در خونمون به مادرم بگید: پسرتون تو وبلاگش همش کیر و کُس میکنه (اعتراف می کنم این روش بسیار جواب میدهد ولی چون شما آدرس منزل ما را ندارید پس گه نخورید) 

- کاری کنید که کسی به این وبلاگ سر نزند، مثلن برید لینک وبلاگُ بزارید تو فیسبوک و پلاس و هر جنده خونه ای که عضوید بعد بالاش بنویسید: مادر هرکی رو بره تو این وبلاگ گاییدم (از اونجایی که ایرانی جماعت کرم کون داره به حرفت گوش نمی کنه پس میان اینجا شلوغ می شه و ماهم گسترش میدیم وبلاگُ یه جنده خونه سمت چپ می زنیم یه قحبه خونه سمت راست میزنیم درآمد زایی می کنیم در حد پسر رفسنجانی پولدار میشیم بیا و ببین - حالا به کسی نگید ولی من شنیدم این وبلاگم مثل کوه البرز واسه پسر رفسنجانیه *_*)

- مراسم اعتکاف راه بی اندازید، سه روز در این وبلاگ بنشینید و روزه بگیرید تا ما از دست شما خسته شویم و مجبور شویم وبلاگ را تخته کنیم (البته چون خودم بخاطر اینکه زندگی داره میگادم هرسه روز سه روز میام پس بنابراین تا من بیام شما سه روزتون تموم شده رفتید، پیشاپیش طاعاتُ عباداتتون قبول) 

- تبلیغات تلوزیونی و بنری به صورت گسترده انجام دهید (خب چرا؟ چرا باید در این حد از این وبلاگ بدتون بیاد که برید پول بدین به تلوزیون که برینید به ما، کسکشید؟ جاکشید؟ مگه به زور آوردمت اینجا جاکش خاتون؟ بدو برو دم وبلاگ خودت بازی کن بدو) 

- نامه ای از طرف خودتان به مسئولین بنویسید و از حرف های زشتی که در این وبلاگ زده می شود شکایت کنید که متاسفانه نامه شما هیچوقت خانده نمی شود چون من خودم سه ماه پیش یه نامه واسه قالیباف فرستادم توش نوشتم: بسمه تعالی . کُس ننت . من الله توفیق . هنوز کسکش نامه رو نخونده چون بخونه حتمن می افته دنبالم

- به خانواده و اقوام درجه یک خود تجاوز کنید (این راه نمیدونم چه کمکی بهتون میکنه ولی حداقلش اینه که بنیان خانواده رو میگاد بعدن می تونید منُ مقصر بدونید) 

- به استرالیا بروید و تمام کانگروهای به تربیت فرزندان خویش اهمیت دهنده را بکنید و بعد بُکشید و بعد روی جسدشان جق بزنید و آبتان را روی کانگروئه بریزید و برگردید، این کار بسیار سخت و حتی نشدنی است و اگر بشه خیلی کاره کثیفیه ولی خب باعث می شه کلی از عقده هاتون درمان بشه

- اعتراض را بی خیال شوید بیاید با هم مثل دوتا دوست باشیم حتی بیشتر از دوتا دوست مثل سه تا دوست یا اصن چهارتا، و تا آخر عمر به خوبی خوشی که نه ولی همینجوری بگایی زندگی رو ادامه بدیم دیگه 

- می توانید از جمع خوانندگان وبلاگ خارج شوید که در این صورت ما شما را خوارج می نامیم و خوارج هم که دشمن پیامبر بودن پس دشمن ما هم هستن. میدم برادران فعال در عرصه اسید بگانتون 

راستی اونایی که فکر می کنن من بیماری جنسی دارم و همش از کیر و کُس حرف میزنم یه سر یونان برن، اونجا همه آخر اسماشون کُس دارن یا اول اسماشون کیر دارن. استپانوکُس ، کیرانوس ، آمانداکُسولوس، کیراکلس

پس کُس نگو مومن، کیری بازی در نیار برادر، خواهرم بگامت، دخترم کیرمونی، خجالت بکشید. شرم کنید کسکشا، این وبلاگ حقشه تو تلوزیون پستاش فیلم بشه انقدر آموزنده است حالا شما می خواید اعتراض کنید؟ کیرم تو اون کلیه سمت چپ همه تون، آبم تو لیوان چایی همه تون، کیرم مثل آبنبات زیر زبونتون بمونه ایشالله تا پوست پوست بشه، کپک بزنه کساتون انقدر بی کیر بمونید، کیراتون رنگ کُسُ فراموش کنه به حق علی اصخر، آبتون تو کمرتون تبدیل به لجن بشه انقدر بمونه، واژناتونُ جای کمد استفاده کنید انقدر پسر گیرتون نیاد، ممه هاتونُ به قصابی ها کیلویی 5 هزار بفروشید انقدر که کسی دنبالش نباشه، ما مهد فرهنگ و هنر هستیم، اینجا همه چیز شوخیه اگه نباشه هم آموزنده است و هر برداشت بدی از این مطالب از ذهن بیمار خواننده بوده و نویسنده کاملن سالم است و تازه رفته پیش رواشناس و گفتن حالش خوبه - حالا آخر بحثه اعتراضه یه خدارو شکرم بگم آخه همین الان دیدم پمپاژه قلبم انقدر خوبه تا اراده می کنم کیرم راست میشه، سریع انگار همه خون بدنم سرازیر میشه تو کیرم 

نقد حق اساسی شماست ولی به کیرم گفتن هم حق اساسی منم هست که خوشبختانه همیشه میگم. من از نقد خیلی خوشم میاد به شرطی که هم به حق باشه هم درست باشه هم سازنده باشه هم از من نباشه، نقد خوبه ولی تعریف تاثیرش بیشتره، مثلن شما می خوای از کیر من نقد کنی بگی سایزش اگه بزرگتر بود بهتر بود، ولی اگه بجاش بگی چه کیری داری جووووووووون بخورمش چقدر کلفته اندازه کیر کوروش کبیره جووون کله کیرت بره توم جر می خورم (شاید با این کار مثلن کیر من یا کسی که بهش میگید بزرگتر نشه ولی حداقل شما این قضیه رو به خودتون و طرفتون تلقین کردید و 40 درصد از لذت تلقینه دیگه، خدارو چه دیدین یه دفعه شاید خدا خواستُ مثلن با کیر 10 سانتی شوهرتون واقعن جر خوردین البته پیشنهاد ما اینه که انقدرام تلقین نکنید در حد درد کفایت می کنه) اعتراضم همینجوریه، اعتراض خوبه و اینکه خایه اعتراض داشته باشید عالیه ولی شما مثلن می خواید به دولت اعتراض کنید یه باتوم می خورید و بگا می رید پس پیشنهاد من اینه که برید نماز جمعه نماز بخونید هم ثواب کردین هم کتک نمی خورید - البته یکی از دوستام رفته بود نماز جمعه بعدش با یکی دعواش شده بود زده بودن خارشو گاییده بودن. اینا دیگه خواست خداست ما هیچ کاره ایم . 

ممنون که وقت گذاشتید و خواستید اعتراض کنید ولی دیگه از این گها نخورید ^_^

تاریخچه ملاک

امروز می خوایم به تاریخچه ملاک انسانها برای ازدواج بپردازیم، من سالها و یا حتی قرن ها بر روی این مطلب تحقیق کردم، کل تاریخُ مطالعه کردم تا تونستم اینارو در بیارم براتون بگم، ولی از اونجا که پیامبران جزئی از تاریخ رو در بر میگیرند پس بدیهی است که اسم اونام توی این پست هست که خواستم بدونید قصد توهین ندارم اگرم چیزی به نظرتون توهین آمیز میاد این از فکر بیمار خوده کسکشتون سر چشمه میگیره و من بی گناهم همین الانم نمازمُ خوندم جاکشا ...

ملاک دختر ها و پسر ها در طول تاریخ بسیار عوض شده ولی در یه سری چیزهام ثابت مونده که الان بهش اشاره می کنم: 

مثلن سایز کیر چیزیه که در دخترا و سایز ممه و کون برای پسرا هنوز ثابت مونده 

- درزمان آدم و حوا ملاک کلمه مسخره ای بوده چون اگه حوا می خواسته سخت گیری کنه باید میرفته با داییناسورا می خوابیده آدمم اگه می خواسته سخت گیری کنه باید کیرشو تو زمین فرو می کرده - پس می شه ازدواج آدم و حوا رو بی ملاک ترین یا حتی مسخره ترین یا حتی مجبوری ترین ازدواج تاریخ نام گذاری کرد، تقریبن کاری که خدا با این دوتا کرد از خفت گیری چیزی کم نداشت چون بدبختا انتخاب دیگه ای نداشتن (حتی روایت داریم دو سه بار می خواستن از هم جدا بشن ولی چون دادگاه نبوده موفق به جدایی نشدن) 

- بعد از اون تو عصر حجر ملاک زن ها برای انتخاب شوهر این بوده که پسره بتونه مثل تارزان از این درخت بپره بره رو اون درخت، البته با این طنابا که تو همه فیلما هست ولی این طناب مادر جنده رو ما هیجا تو طبیعیت ندیدیم، حالا بگذریم . خلاصه ملاک قدرت بدنی بود و ملاک مردان هم چاق بودن زن و کاری بودنش، این نشون میده شاغل بودن در زنان خیلی در تاریخ مهم بوده زیرا اگه زن بلد نبود تو مزرعه کار کنه مرد تکی بگا میرفته (کسکش دارم چشمتُ به تاریخ باز می کنم. با دقت بخون کون پاره) 

- بعد از عصر حجر عصر قجر به وجود اومد که در هیچ کتاب تاریخی در موردشون ننوشتن ولی من با تحقیقاتی که کردم و با 30 سالی که زیر زمین زندگی کردم این بخش از تاریخُ تکمیل کردم. قوم قجر ملاک پلاک نداشتن، هرکی هرکیو میدیده میکرده واسه همینم نسلشون بگا رفته چون بکن بکن زیاد شده همه از خستگی مُردن.(کسشر گفتم قوم قجر به نفرین پیامبری به نام بیژن القجر نابود شد، بیژن اونارو نفرین کرد خدام باد و بارون و طوفانِ کیر فرستاد همه شون کیر خوردن بگا رفتن)

- بعد از تولد مسیح با شروع تاریخ میلادی ملاک دخترا زنده کردن مُرده بود، یعنی همون کاری که عیسی کرده بود، هر کی می تونست مُرده زنده بکنه دخترا عاشقش می شدن و برای همین چون این جمله مُرده زنده کردن یه ذره سوتفاهم توش داره توی اون دوره از تاریخ همه مُرده زنده ی همو کردن، شنیدی میگن مُرده زندتُ گاییدم؟ این فحش تو این بخش از تاریخ شکل گرفت، ولی ملاک پسرا باکرگی بود، نه اینکه حضرت مریم رو بورس بود واسه همین ملاک پسرا یه دفعه شد باکرگی دختر تا قبل از این اصن بشر نمیدونست باکرگی چیه و مثلن اگه یکی میگفت من دخترم باکره است یه آدم با مزه پیدا می شد میگفت: خب نون بیار با خامه بخورش یا چه جالب دختر منم با پنیره. (خاره اطلاعات تاریخی رو گاییدما - احتمالن بعد از این پست یا منُ برای تدریس تو بهترین دانشگا های ایران استخدام می کنن یا میبرنم کونم میذارن)  

- همینجوری تاریخ با ملاک های کسشر تکمیل شده تا زمان زکریای رازی که ملاک دخترا شد هر کی عرق خور تر باشه مرد زندگی تره و چون خوده زکریا مخترع عرق سگی بود و از همه بیشتر می تونست بخوره همه رو کرد، بُکنِ دوران خودش بوده، ولی ملاک پسرا اون موقع چیزی نبوده، یعنی هر کیو گیر می آوردن میگرفتن. این بخش از تاریخ ننگ آمیز ترین بخش زندگی مشترک بشری رو در بر میگیره که ما هم زود ازش می گذریم 

- میرسیم به اون قسمت از تاریخ که ازدواج های سنتی مُد شد و دختر پسر بدون اینکه همدیگرو ببینن پدر مادراشون براشون کُس و کیر انتخاب می کردن، اینجا بشر حتی اختیار کردن زنش دست خودش نبود و خودش نمی تونست انتخاب کنه که کیو بکنه بلکه پدر مادرش براش کُس انتخاب می کردن و اونم مجبور بود یه عمر اون کُس بو گندو رو بکنه، این بخش از تاریخ علاوه بر کسشر بودنش مستحکم ترین ازدواج های تاریخ رو داشته چون هر کی اینطوری ازدواج می کرد شُکه می شد و حداقل تا 30 سال نمیدونست باید چی کار کنه، یا اگرم یه دفعه می فهمید که از زنه یا از شوهرش خوشش نمیاد و می خواست جدا بشه دیگه پدر مادرش فوت کرده بودن اونم که بلد نبود واسه خودش کسی رو انتخاب کنه مجبور می شد تو همون زندگی بمونه، این نسل بسیار ادعای خوشبختی می کنند با اینکه بد بخت ترین نسل تاریخ هستند 

- می رسیم به حال حاضر. الان چون ازدواجی صورت نمی گیره ملاک دختر پسرهام زیاد مشخص نیست این بخش از تاریخ کم ازدواج ترین بخش تاریخه، همه میدن همه می کنن، اونایی هم که ازدواج می کنن بعدن می فهمن اشتباه کردن از هم جدا می شن، الان ملاکا عوض شده قدیم مثلن یکی عاشق نجابت یه دختر می شد می گرفتش الان میریزه توش حاملش می کنه مجبوره بگیرش می فهمی مجبوره، الان بیشتر طلاق مُد شده، چند وقت پیش تلوزیون می گفت سالانه 10 هزار ازدواج داریم در عوض 45 هزار تا طلاق که البته واضح و مبرهن است که آماره کسشریه اگه اینجوری بود الان ننه بابای منم که مُردن از هم جدا شده بودن. ولی خب آمار طلاق بالاست چون مثلن دختره هزار بار داده میره تو زندگی میبینه کیر شوهرش کوچیکه طلاق می خواد پسره زن میگیره به دختره میگه بخور دختره یه ذره لیس می زنه میگه اه پسره شاکی می شه طلاق، دختره ازدواج می کنه با یه پسره که ماشین شاستی بلند داره بعدن می فهمه ماشین واسه باباشه طلاق مگیرن، پسره زن میگیره به امید ممه های 85 میره تو زندگی می بینه دختره سوتین اسفنجی گذاشته بوده در واقع ممه هاش 65 بوده، دختره ازدواج می کنه با یه پسر خوش هیکل میرن سر زندگیشون یه دفعه پسره می شه 200 کیلو طلاق میگرن، پسره ازدواج می کنه با دختره بعدن می فهمه زنش تو توییتر و فیسبوک و پلاس با 123413 نفر سکس داشته طلاق میگیرن، دختره از بی شوهری ازدواج می کنه با هر خری که بیاد و بعدن اصلنم پشیمون نمی شه و طلاق نمیگیره چون زشته و شوهر گیرش نمیاد، پسره از شق درد ازدواج می کنه بعدن پشیمون می شه ولی عمرن طلاق نمیگیره چون انقدر بی عرضه است که اگه از زنش جدا بشه دیگه کسی بهش نمیده .

ملاک چیست ؟ 
ملاک همینطور که از اسمش مشخصه از ملک میاد و ملک به معنای داشته ها یا همون املاک یا خونه یا زمین و این کسشراست، که البته ملاک در زبان انگلیسی می شه آنفورچینگ که به معنای سوزن سر بسته است ولی در زبان روسی می شه خیار سبز، پس نتیجه میگیریم من خودمم نمیدونم ملاک چیه دقیقن ولی همینقدرم که میدونم از سرتون زیاده، وبلاگ خودمه هر کونی بخوام توش میدم . اووووفتاد؟ ( اسمایلی سریال ستایش) 

ملاکه ما که ساکه ملاکه شمام که لاکه   ^_^

انتقاد از پدر مادر

از آنجا که احترام به پدر مادر از اوجب واجبات است و از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر از فرایض دینی خوب است و از انتقاد بسیار سازنده است ولی چون ما در ایران هستیم و هر انتقادی با فحش مادر پاسخ داه می شود وظیفه خودم دیدم شما را راهنمایی کنم تا بتوانید از پدر مادر خود انتقاد کنید تا بتونید اونارو آدم کنید، ببخشید یعنی بتونید اون هارو راهنمایی کنید که مثل آدم رفتار کنن، ببخشید یعنی یه کاری کنیم که پدر مادرهای خوبی باشن و سگ نباشن، ببخشید که اینجوری حرف میزنم هول شدم ولی خلاصه اینکه می خوام یه کاری کنیم بگایم دیگه. نه اینکه پدر مادرا رو بگاییما، نه . بلکه می خوام یه کاری کنیم همه چیز بین شما و خونوادتون خوب باشه و مشکلی به وجود نیاد که ریده بشه به زندگیتون . 

احترام به والدین یعنی چه؟ 
احترام به والدین قدیما خیلی متفاوت بوده و هر چی گذشته آپدیت شده و باگ هاش گرفته شده حتی الان میشه گفت تقریبن احترام به والدین انقدر آپدیت شده که رسمن به بی احترامی رسیده ولی معنی جمله احترام به والدین یعنی احترام به والدین. عجب جمله تخمیی گفتم :| 
حالا اینکه احترام به والدین چیه خودش سال ها حتی قرن ها وقت میبره توضیحش ولی مثلا قدیمیا دراز نکردن پای خود را جلوی پدر مادر احترام می پنداشتند ولی الان همین که بچه ها کون پدر مادرشون نمیذارن خودش احترامه 

چند نمونه بی احترامی به پدر مادر را با رسم شکل نام ببرید: 

خب کسکشا مگه کلاس نقاشیه که با رسم شکل نام ببرم؟ اصن ذات این کار اشتباهه فکر کن من بخوام شکل بزارم مثلا این % میشه بابات این & میشه ننت، خب این هم توهین به جایگاه پدر مادره هم توهین مستقیم به ننه بابات، پس از رسم شکل میگذریم و فقط چند نمونه بی احترامی نام می بریم : 

زل زدن به چشم پدر و گفتن جمله تو پدر واقعی من نیستی بی احترامی است، وقتی پدر مادرتان در اتاق مشغول بُکن بُکن هستند دید زدن آنها از سوراخ کلید بی احترامی است ( چیه؟ خب زشته دیگه . بچه ای که کُس و کون ننه باباشو ببینه دیگه معلومه حساب نمی بره از ننه باباش) وقتی مادرتان میگه ذلیل مُرده برو نون بگیر ولی شما دایورت کنید به کیرتان و نروید بی احترامی است، اگر سر سفره شلوار خود را پایین بکشید و جلوی فامیل برینید رو سرو صورت پدرتان بی احترامی است (البته این حرکت بی احترامی به کل بشریت هم محسوب میشه) اگر مادرتان را انگشت کنید هم بی احترامیه هم فوله و کارت قرمز داره آخه کسکش کی مادر خودشُ انگشت میکنه؟ گفتن جملاتی مثل: مادرتُ گاییدم ، کُس پاره ، جاکش ننه ، کیرم دهنت ، خارتوگاییدم، کیرم لای پستون های پیر ننت، خار مادرتُ ضربدری گاییدم، مادرتُ گاییدم به توان 2، کیرم تو کون تنگ بابات، شورت ننت رو کیرم پرچمه ، کیرم چوب پرده خواهره باکره ات شد، مُرده زندتُ داگ استایل گاییدم، مادرتُ تو امام زاده داوود رو خر گاییدم و گفتن جملاتی از این قبیل به پدر و مادر بی احترامی محسوب میشود متاسفانه :( 


و حالا انتقاد کردن که البته من پیشنهادم اینه که اسمشو انتقاد نذاریم که جبهه بگیرن همه ، پس میگیم خبر دادن از نارضایتی . 


چگونه مراتب نارضايتي خود را به پدر و مادر خود اعلام کنيم: 

- این کار را نکنید (این همیشه بهترین راهه، شما می تونید این کار را نکنید چون به احتمال 99 درصد آنها قبول نمی کنند و از این به بعد کونتون میذارن. پس جون مادرتون این روش رو انتخاب کنید و خودتونُ راحت کنید عوضش می تونید وقتی بچه دار شدید خار مادر اونُ بگایید تا دق و دلیتان خالی شود) 

- دندان بر جگر گذاشته و مثل بقیه انسانها این وضعیت را تحمل کنید (اگرم نمیتونید دندان برجگر بذارید برید دوتا از دنده هاتونُ بردارید دندان بر کیر خود بگذارید، دخترام که کیر ندارن بیان دندان رو کیر من بذارن، من واسه بچه های این وبلاگ کیر که چیزی نیست حتی اسپرم هامم میدم)

- شما می توانید اگر مشکلی دارید مثل یک آدم متمدن با پدر مادر خود در میان بگذارید تا آنها حلش کنند، زیرا آنها پدر مادرتان هستند و آدم های بالغی هستند و شما را درک می کنند 

- جمله بالا کسشر محض بود آن گزینه را فراموش کنید و سریع پدر مادر خود را با بمب منفجر کنید تا راحت شوید 

- آنها را ترک کنید (میتوانید پول جور کنید و قید آنها را زده و منزل را ترک کنید ولی از اونجایی که شما نه خایه این کارارو دارید نه پولشو پس این روش کلن منتفی میشه)

- آنها را بکشید (می توانید پدر مادر خود را به ستون بسته و با ضربات چاقو آنها را به قتل برسانید و از دستشان راحت شوید، این راه همیشه جواب میده، ولی قبلنم گفتم  آدم بدون خونوادش بی ارزشه، قیمت خیار به کیلویی بودنشه یه دونه خیارو کسی نمی خره) 

- خود را بکشید (این راه تایید شده در دانشگاه ماساچوست می باشد و بار ها جواب خود را پس داده شما با این کار هم ضربه روحی عمیقی به دل خونواده خود میگذارید و هم خود را خلاص می کنید که البته خایه این کارم ندارید)

- به آنها تجاوز نکنید (وظیفه خودم دونستم این نکته رو حتمن متذکر بشم چون تجاوز به پدر مادر درست نیست و خیلی از دوستانی که این وبلاگُ می خونن همش دنبال تجاوزن، خب کسکش آدم به مادر خودش تجاوز نمی کنه که - ترو خدا تجاوز نکنید به پدر مادر خود، آقا ما خونواده دوستیمُ با مزه ، پس خونواده دستمه با مزه - خب دیگه خیلی خندیدم کیرم دهن سروش هیچکس)

- مثل من برخورد کنید (در این روش شما مقابله مثل می کنید، مثلن من در طول روز نخود، سیب زمینی و تخم مرغ می خورم و ذخیره سازی می کنم تا پدر و مادرم حرف نامربوطی زدند در اتاق می چوسم و اتاق را ترک می کنم و در را هم پشت سر خود می بندم تا قشنگ دهن مهنشون آسفالت بشه اینجوری هم احترامشون حفظ می شه هم من دق و دلیم خالی میشه، البته مشکلاتی مثل زخم معده بخاطر زیاد خوردن نخود، تخم مرغ و سیب زمینی و سوزش سوراخ کون بخاطر چوس های اسیدی مرا اذیت می کند که خوشبختانه هر چند وقت یه بار میرم سفر و وضعیت غذاییمُ تنظیم می کنم و بهتر میشم)


نقد خوبه ولی به شرطی که بعد از انتقاد ایران را به سمت مرز ترکیه ترک نمایید ^_^ 

چگونه یک طرفدار مرتضی پاشایی باشیم

بخواب آروم گلِ بی تای بی تاب 
بگو جز تو توقلبم جای کی هست؟
دارم میسوزم از داغ نبودت 
بیا بازم بخون واسم "یکی هست" 
#مهدی یغمایی

یکی هست،  توقلبم ، که هرشب با صداش یاد تو می افتم #طلیسچی


مورد داشتیم خیلی خدارو قبول داشته و فکر می کرده مرتضی پاشایی با دعای مردم شفا پیدا می کنه برداشته واسه شفا گرفتن مرتضی پاشایی آهنگ خونده الان آهنگ مونده رو دستش کیر شده، کلی هم خرج کرده که در واقع رفته تو کونش و جا داره بگم حالا که رفته تو کونش می تونه بره پولشو از خدا بگیره، کسخل حالا رو خدا زیاد حساب می کنی رو دعای این مردم حساب نکن، اینا اگه کاری از دستشون بر می اومد الان اینجای دنیا نبودن کسخل، دفعه بعد خواستی یه آهنگ بخونی که مشهور بشی واسه کیر من آهنگ بخون هم معروف میشی هم مردم ازت راضی میشن هم روح مرتضی پاشایی شاد میشه، نمیدونم چرا باید با آهنگ کیر من روح مرتضی پاشایی شاد بشه ولی روحه دیگه شعور که نداره شاد میشه، حالا بپردازیم به موضوع مورد بحث، حالا که طرفدار مرتضی پاشایی بودن رو بورسه خیلیا دوس دارن از دوستان کم نیارن و خودشون رو نشون بدن، الان نون تو عزاداری واسه پاشاییه، البته بگم من از اونجا که خودم خوره موزیکم و اون موقع که هیچکس مرتضی رو نمیشناخت من میشناختم و از اونجا که خودم به خیلیا معرفیش کردم یکی از طرفداراش محسوب میشم ولی خب ناراحتم نیستم چون فکر می کنم همه میمیرن حتی شاید باورتون نشه ولی صاحب این وبلاگم یه روزی بگا میره و این وبلاگ خاک می خوره، انقدر خاک می خوره تا سیر بشه دیگه خاک نخوره،ولی امیدوارم هیچکدومتون اون روز زنده نباشید و همه تون به یه طریقی پیش مرگ من بشید به حق علی اکبرِ حسین، خب حالا که بازار عزاداری گرمه و خیلی از پسرا با چوسناله در مورد پاشایی دارن مخ دخترارو میزنن و خیلی از دخترا گویا توی مراسم خاکسپاری پاشایی شوهر پیدا کردن، ما هم وظیفه خودمون دونستیم راه هایی بهتون یاد بدیم که بتونید از مرگ مرتضی سواستفاده کنید و مخ بزنید یا حتی شوهر کنید، روایت داریم توی خاکسپاری دخترا با گریه همش می خوندن: یکی بود که دیگه نیست، واسه همین پسرا همه دلشون سوخته گفتن من هستم و رفتن خیلیاشونُ گرفتن .

راه های یک طرفدار دو آتشه شدن : 

- شما که تا قبل از مرگ به او فحش خار مادر میدادید و میگفتید صدایش با برنامه کامپیوتری اینگونه شده و دارد ادای محسن یگانه را در می آورد فقط کافی است عکس پروفایل خود را به عکس مرتضی تغییر دهید و یک پست حاوی این جمله روی فیسبوکتان بگذارید: مــیـــمـــ  مـــثـــل مــرتــضـــی ، باقی مسائل را به دختران واگذار کنید آنها انقدر جو گیر شده اند که می آیند با شما چت می کنند و به شما میدهند 

- اگر دختر هستید در تمام مراسم های مرتضی شرکت کرده و خوشتیپ کنید، زیرا اکثر خواننده ها آنجا هستند و شاید قسمت شد کسی مخ شما را بزند اگرم نزد این نخاله هایی که مثل خودتون واسه عزاداری اومدن با شما ازدواج می کنن، چون الان همه جوگیر شدن، یه جوری ملت این جوری دارن با هم ازدواج می کنن انگار قراره بزنن توش یه بچه مثل مرتضی تولید کنن کسکشا، پس سعی کنید لباس تنگاتونُ بپوشید  کونُ قلمبه بندازید بیرون 

- در مراسم ها علاوه بر شرکت فعال و از آنجا که شما یک ایرانی ندید بدید هستید باید یک گوشی با خود ببرید تا بتوانید از تمام مراسم فیلم بگیرید، سعی کنید اگر آیفون دارید آن دسته بیلش را هم ببرید تا بتوانید از خود و عزاداران کنار خود سلفی بگیرید و در ایسنتا گذاشته و بنویسید: یه روز خوب بالای سر جسد مرتضی پاشایی، این کار باعث محبوبت شما در جامعه مجازی میشود و همه بهتون میدن حتی خود من الان تحریک شدم بیام بهتون بدم 

- سعی کنید اگر پریود میشوید از نوار بهداشتی مشکی استفاده کنید، بالاخره ما عزاداریم درست نیست از رنگ سفید استفاده کنید، تا سه ماه از مرتضی پست بگذارید و جوامع مجازی را جوری بگایید که خانواده بدبختش دائم به فکر او باشند تا دق کنند، وقتی کردین تو این موضوع دیگه ولش نکنید تا بتونید یه مخ باهاش بزنید چون خیلی جای کار داره لامصب، به دختران چت بدهید و با آنها در مورد آهنگ های او حرف بزنید و اسمایلی گریه بزنید تا دخترا بخواهد شما را آرام کند، به پسر ها از علاقه شدید به مرتضی بگویید و متذکر شوید که دنبال کسی هستید که جای او را در زندگی شما پر کند، پسرا تیزن خودشون داستانُ میگیرن میان می کننتون، جاشو پر می کنن، البته اگه جاش خالی باشه ... مرگ او را فتنه اسرائیل قلمداد کنید و خبرساز شوید جوری که حتی تلوزیون ایرانم هنگ کنه و بگا بره از این حجم کسشر، همش بگویید من از قبلش میدونستم مرتضی میمره تا همه فکر کنن شما پیامبری چیزی هستید و به شما ایمان بیارن، روی کیر خود اسم او را خالکوبی کنید، این کار رسمن توهینه ولی چون الان همه داغن کسی به این چیزا فکر نمی کنه، سر قبر او بروید و خود را روی سنگ قبرش بی اندازید و زار بزنید تا جایی که یک جنس مخالف بیاید شما را آرام کند، قبل از بلند شدن به قد، هیکل و سن و سال طرف نگاه کنید بعد بلند بشید چون اگه بلند بشید طرفو دوس نداشته باشید دیگه راه برگشتی نیست، انقدر روی قبر بیوفتید و انقدر دست رد به سمت آنهایی که می خواند شما را بلند کنند بزنید تا کیس مورد نظرتان را پیدا کنید - در شبکه های مجازی بنویید به احترام او می خواهم اسم بچه هامُ بزارم مرتضی حتی اگه دختر باشه، شاید این کارو نکنید شایدم این کارو بکنید و اسم دخترتونُ بزارید مرتضی و زندگیشُ تباه کنید ولی در هرصورت این کار باعث میشود شما محبوبیت دو چندانی پیدا کرده و همه کیر و کُسا بریزن دورتون - در حرکتی انقلابی و با اعتماد بنفس زیادی که از شما سراغ دارم می توانید بروید و خواننده شوید به امید اینکه روزی جای او را بگیرید، در این که شما هیچ گهی نمیشوید شک ندارم ولی به این که هر عنی تو این کشور میتونه خواننده بشه هم شکی ندارم

مواد لازم برای یک طرفدار بودن: 

- عکس های پاشایی ( برای اشتراک گذاری در شبکه های مجازی)

- چسناله های مخصوص بعد از مرگ (میتوانید از روی قبر اقوام و آشنایان دزدی کنید و بزارید تو فیسبوک یا هر جای کسشر دیگه)

- لباس مشکی (این موردو همه دارید ولی من ندارم فکر کن الان همه خاندانم بیوفتن بمیرن زبونم لال البته همه بمیرن به حق پنش تن آل عبا غیر از خونوادم، آره فک و فامیل بمیرن من لباس ندارم برم سر قبرشون تن لششونُ ببینم، مجبورم با تیشرت قرمز و گرمکن سفید برم بالای جسدشون وایستم فاتحه بخونم برای کسمغزیشون - پس توصیه می کنم پکیج لباس مشکی رو کامل کنید)

- گوشی مجهز به دوربین (برای اینکه در مراسم ها فیلم گرفته و بعد شیر کنید که بگید من یک طرفدار خوبم حالا کی میاد بده؟ یا کی میاد بکنه؟)

- پیشنهاد ما اینه که به کیرتون یه روبان مشکی ببندید، به صورت پاپیونی یه روبان دور کیرتون بزنید(شاید تمام مردم از این کار با خبر نشوند ولی شما وقتی کسی را بکنید طرف تا چشمش به آن روبان بی افتد می فهمد شما طرفدار مرتضی بودید و با عشق به شما میدهد)

- شورت سوتین مشکی بپوشید و برای چند روز شورت سوتین رنگی و راه راه و صورتی و بنفش و عکس دارو بی خیال بشید (البته پسرا بخوان بکننتون دقت نمی کنن چی تنتونه اونا کسکشن فقط می خوان بکنن)

- مهم اینه که دلتون سیاه باشه که هست بقیه چیزا کسشر 

- مهم اینه که ذات سیاهی داشه باشید ، بخت و اقبال سیاهی داشته باشید بقیه چیزا حل میشه

 آقا شما ادا در بیارید ولی من واقعا طرفدارش بودم و هستم ، پس کیرم دهن همه تون 


طرفدار بودنتونُ گاییدم ^_^ 

عضویت فعالم داشتم

فکر کنم 12 سالم بود با دوستام مسجد میرفتیم و با خلوص نیت خاصی نماز جماعت می خوندیم ، یادمه وسط نماز بارها بخاطر گناهایی که کرده بودم گریه می کردم حالا فکر کن تا اون موقع بزرگ ترین گناهی که کرده بودم این بود که یه بار در خونه اصخر اینا باز بود مادرش تو حیاط داشت رخت میشُست من کونشُ دید زده بودم، بعد سال ها نماز می خوندم وسط نماز بخاطر اون گناهم گریه می کردم شما عمق کسمغزی رو درک کنی راحت 200 بارو جق میزنی، بعد با دوستای هم محلیمون که میرفتیم مسجد یه بار توی راه همدیگرو انگشت کردیم... آخ ببخشید این یه داستان دیگه است اینُ بعدن تعریف می کنم، یه بار توی مسجد یه کسشری زده بودن به دیوار که مسابقات فوتبال گل کوچیک جام فیلان. اسم جام یادم نیست یه اسم کسشر داشت بعد ما رفتیم با سه تا از دوستام توی این جام ثبت نام کردیم و نفری 500 پیاده شدیم به امید قهرمانی، آقا ما 12 سالمون بود بعدن فهمیدیم همه کیرخرن، توی مسابقه اول 11 تا گل خوردیم ولی هنوز حذف نشده بودیم، مسابقه بعدی رو با اقتدار پیروز شدیم و 3-0 بردیم چون تیم قویی بودیم و رو دست خودمون حریف نمیدیدم، من خودم واسه خودم مارادونا بودم بقیه بچه هام خیلی بازیشون خوب بود ولی این دلیل برد ما نبود بلکه این دلیل برد ما بود: حالا که کسی نیست میگم اون بازی رو ما 3-0 بردیم چون تیم حریف نیومده بود بازی رو زدن به نفع ما، واسه همین ما سه امتیازه شدیم و اگه بازی آخرو می بردیم از گروه خودمون میرفتیم بالا بعدم میرفتیم احتمالن فینالُ بعدم قهرمان میشدیم بعدشم مسابقات کشوری و بعدم مسابقات جهانی و بعدم مسابقات بین کهکشانی و بعدم مسابقه آخر با خدا و حضرت عیسی بود که احتمالن اونم می بردیم، خلاصه اینکه خاره فوتبالو میگاییدیم دیگه، ولی همونجور که حدس زدین ما نتونستیم بازی آخرو ببریم و کاملن کیر خوردیم و به مراحل بعدی نرسیدیم، ما قبل از مسابقات دو روز وقت داشتیم و تمرین کردیم حتی نماز خوندیم و کلی به درگاه خدا دعا کردیم ولی همونجور که درجریانید خدا مثل همیشه رید تو صورتمون و آدم حسابمون نکرد، حالا چرا حذف شدیم: ما توی مسابقه شرکت کردیم دیدیم سه تا غول تو زمینن یه غول آخرم واستاده ذخیره، با شجاعت مثال زدنی بازی رو شروع کردیم 15 تا گل خورده بودیم ولی هنوز امیدوار بودم یه جا تو یه حرکت من توپو انداختم مثل مادرادونا حرکت کنم گل بزنم یه دفعه یکیشون یه تنه بهم زد من از زمین بازی کلن افتادم بیرون و دستم شکست و همه بدنم رو زمین کشیده شده بود پوست پوست شده بود تا سه ماه می خواستم بخوابم همه جام می سوخت، میرفتم حموم پوست بدنم مثل سیرابی بود می خواستم خودمو بخورم، خلاصه اون بازی رو ما 31- 0 باختیم ولی چیزی از ارزش هامون کم نشد، چون ما اصن ارزش نداشتیم رسمن بی ارزش ترین آدمای دنیا بودیم، بعد از اون مسابقات من روزها و شب ها نماز می خوندم و با گریه از خدا می خواستم کون اون مرده بذاره که زد منُ گایید ولی طبق معمول خدا کیرشم نبود، پس تصمیم گرفتم خودم دست بکار بشم، رفتم تحقیق کردم دیدم یارو فرمانده بسیج اون ناحیه است، فهمیدم تو کدوم پایگاهه، رفتم تو اون پایگاه ثبت نام کردم، روز اول ازم پرسیدن انگیزه ات چیه برای پیوستن به بسیج گفتم: شنیدم استخر نیم بها میبرن و کلی هم خوردنی میدن، یارو گفت یعنی نمی خوای به خدا خدمت کنی؟ گفتم: چرا یادم نبود من اصن اومدم به خدا خدمت کنم، اونام قبولم کردن و سر این کلاساشون و عملیاتاشون شرکتم دادن، ولی اون یارو رو ندیده بودم بعد از دوسال رفتم مرحله فعال تا جایی که با اون یارو که زده بود منُ گاییده بود کلاس عقیدتی داشتیم، من که دوسال زحمت کشیده بودم حالا خودمُ آماده حضور در کلاس های اون کسکش میدونستم، آقا چشمتون روز بد نبینه خاری من از این گاییدم که آمریکا از صدام نگایید، سر کلاساش میرفتم جلو همه شاگرداش بلند میشدم میگفتم: مادرتو گاییدم، میگفت چی؟ میگفتم: شوخی کردم هنوز نگاییدم، بعدم میشستم و سر خودمو گرم می کردم سه ماه تمام من سر کلاسا به این فحش میدادم یه بار تو یه رزم شبانه توی تاریکی داد زدم بچه ها فرار کنید مادر فرمانده اومده همه از خنده جر خوردن ولی نمیدونم چی شد یه دفعه تیر اندازی شد، نمیدونم میخواستن منُ بزنن یا فکر کرده بودن مادر فرمانده واقعن اومده می خواستن اونو بزنن، خلاصه تو تاریکی تیر اندازی شد همه رو زمین خوابیدیم تا صبح بشه، دوساعت انگار جنگ شده بود از همه جا صدای تیر می اومد حتی یکی رو دیدم نارنجک انداخت، بعد اونوریا محماتشون تموم شده بود فحش میدادن، وضع کسشری بود وایستادیم تا صبح بشه، هوا که روشن شد دیدیم دو نفر تیر خوردن اون وسط افتادن مُردن - نمیدونم چی شد اون وسط کسی گناهکار شناخته نشد ولی من اخراج شدم، منم از لج هر روز میرفتم رو دیوار پایگاه می نوشتن فرمانده کُس ننت تا اینکه با ماشین اومدن دم خونه به پدرم تذکر دادن که اگه پسرتون از این کارا بکنه میگیریم کونش میذاریم، بابای منم با میلگرد سعی کرد منُ قانع کنه که دیگه این کارو نکنم منم قانع شدم ولی کینه اون یارو از دلم نرفت، یه بار با یه دختره تو خیابون بودم همون یارو فرماندهه جلوی منُ گرفت گفت خانوم کی باشن، منم دیدم اوضاع تخمیه ازش معذرت خواهی کردم بخاطر مسائل پیش اومده و گفتم بچگی کردم و گفتم که با دختره قصدم خیره، اونم تبریک گفت و رفت، منم شب رفتم خونه بهش اس ام اس دادم: کسخل امروز رفتم دختره رو کردم کلی هم بهت خندیدم، این مسئله گذشت چند ماه بعد دوباره منُ باز با یه دختر دید، اومدم معذرت خواهی کنم گاز فلفل در آورد زد تو چشمم، بردنم کلانتری شبم بابام اومد منُ در آورد و تا خونه کتکم زد - درسته من بطور کلی تو این حادثه از بین رفتم ولی ثابت کردم فوتبالم خوبه - حالا اینکه چه جوری با این همه کسشر ثابت کردم فوتبالم خوبه به خودم مربوطه اگرم لازم باشه مثل عموتتل فیلم از فوتبال بازی کردنم میذارم تا بفهمید - می خوام وبلاگُ ببندم برم فوتبالیست بشم، من هنوز اون یارو رو فراموش نکردم هنوزم شمارشُ دارم بعضی وقتا بهش زنگ میزنم چندتا فحش خارمادر بهش میدم ولی صداشُ عوض می کنه میگه این خط واگذار شده کسکش، فکر می کنن ما گاگولیم 

کارت فعال بگیرید لازم میشه ^_^ 

سوالات غیر شرهی -

صلام بنده مشکلم اینه ک خیلی بی شانصم بی شانص که چ عرض شود کصشانسم یعنی دصت به طلا هم بزنم صنگ میشه حتی دصت به تجاوزم بزنم (ک خایه شو ندارم چون اصن پول رفتن ب مرز ترکیه رو ندارم) تجاوز شونده هم بی کون میشه در هر صورت خیلی کص شانصم راه تجاوزم امتحان کردم که متاصفانه ریدم چون بلد نبودم اصتاد میشه این مشکل منو بگایی. شاهین پیشرو هصتم از دوصتای فیصبوکت از کردصتان ^_^ <3

این صاد چیه تو همه کلمه هات استفاده می کنی جاکش؟ به کیرم که کس شانسی ، کیرم تو شانست آدم سوالتو میخونه اعصابش خورد می شه انقدر صاد استفاده کردی، خب کیرم تو فرق سرت خب دیوث مگه من خدام؟ مگه حضرت عیسام؟ مگه حضرت ابوبکرم؟ ابوکر حضرت نبود؟ پس چی بود؟ خب مهم نیست مهم اینه که تو بدشانسی اینُ دیگه نمی شه با مشاوره کاری کرد کیری صفت، آخه کیری ماهیت من چه کاری می تونم برات بکنم، خب هر کسی توی زندگیش یه دوره ای کیری شانسه یه دوره ای کس شانسه یه دوره ای هم ممه شانسه یه دوره ای ام تخمی شانسه

تا حالا دقت نکرده بودم شانسا همشون سکسی ان به کیرو کُس مربوطن، کسکش کاری نمی شه کرد به زندگی ننگین بارت ادامه بده تا دوره شانست بیوفته 

چندتا پیشنهاد برات دارم : 

- برو بمیر : در این روش شما به جای خلوتی رفته رگ های دست خود را میزنید و بگا میروید هم خودتان هم دیگران و هم این وبلاگ را از شر خود راحت می کنید 

- برو بمیر 2 : شاید فکر کنی این همون گزینه اوله ولی ریدی این مثل عملیات غیر ممکن بود چندتا اپیزود بود - اینم مثل اونه، موضع یکیه ولی روش فرق داره - در این روش برو خودتو بنداز زیر ماشین، فقط مراقب باش جوری خودتُ بندازی جلو ماشین که بگا بری و فلج نشی بمونی رو دست خونواده 

- نرو بمیر: در این روش شما می تونید مثل کسخلا به زندگی ننگین بار خود ادامه بدید تا بالاخره بگا برید و بمیرید که بازم می رسیم به دو گزینه اول که بنظرم هر چه سریع تر خودتونُ بکشید هم به نفع خودتونه هم جامعه 

- برو تخم مرغ شانسی بخر تا خوش شانس بشی (انقدر بی نمک بود این گزینه تو خونمون قطب شد از سرما)

- برو خوش شانس شو ( این روش یکی از بهترین روش هاییه که می تونی امتحان کنی که در تمام جهانم تایید شده)

- و اما بهترین راه و آخرین راه همیشه تجاوز است که اتفاقن بازم در این مورد جواب میده، ولی میگی بلد نیستم و پول ندارم و این حرفارو بزار کنار، به این چیزا نیست. هر کسی اندازه خلوص نیتش، اندازه بودجه اش تجاوز می کنه، شما چون بودجه ای نداری و از کسی هم جز خودت شکایتی نداری پس بنابراین باید به خودت تجاوز کنی و بعدم اصلن لازم نیست فرار کنی به مرز و بگا بری 

تجاوز به خود چگونه است؟ 
تجاوز به خود بدین صورت میباشد که شما از قبل یک عدد خیار یا یک عدد هویج پوست کنده آماده می کنید (لطفن هویج ها و خیارها را قشنگ با آب و نمک بشویید چون میگن وبا اومده) خود را به زور به گوشه ای خلوت می برید (اینکه میگم به زور خودتونُ ببرید یه گوشه باید اینجوری باشه که بدترین جایی که دوست دارید برید  مثلن اگه تو توالت بدتون میاد به زور برید اونجا همونجا به خودتون تجاوز کنید، با دست چپ دست راستتونُ بگیرید بکشید که معنی تجاوز بده) همونجا خیار و یا هویجی که از قبل آماده کردید و به خودتون فرو کنید و بعد با گریه و سرخوردگی به خدا شکایت کنید یا اینکه از دوستان و آشنایان تقاضا کنید شما را گوشه ای خفت کنند و مثل سگ بکنند - الان به هر کی بسپارید این کارو براتون می کنن چون از نوع نوشتنتون و یا از شانس تخمیتون معلومه همه ازتون متنفرن 


تجاوز به خود بهترین راه تجاوزه هم به آرمان های وبلاگ پایبند موندین هم لذت تجاوز رو چشیدین هم لازم نیست بعدش فرار کنید برید سمت مرز با اینکه فرار سمت مرز مثل سربازی آدمُ مرد می کنه ، آخ که چه خاطراتی داشتیم ما لب مرز :)

کیر ^_^ 


همسرداری - فصل 1 ( مخصوص بانوان )

از آنجا که مردان بر اثر کار در خارج از خانه و سکس در داخل خانه بسیار خسته می باشند و از آنجا که کار کردن خارج از خانه و سکس داخل خانه بخاطر راضی کردن همسرشان می باشد زنان وظایفی دارند که باید در قبال شوهرانشان انجام دهند، امشب می خوایم به مبحث ریدن، شاشیدن و یا گوزیدن در مردان بپردازیم، همینطور که همه میدونید ریدن، شاشیدن یا گوزیدن در انسانها عادی است پس با توجه به خستگی مردان باید کارهایی را همسرانشان انجام دهند که امروز به این قضیه می پردازیم: 

برای راحتی همسرتان به او اجازه دهید راحت در منزل بگوزد، زیرا هر مرد ایرانی به صورت متوسط با حساب غذاهای کسشری که شما درست می کنید و می خورد 20 بار باید بگوزد و اگر قرار باشد بخاطر هر گوز بره تا دستشویی و برگرده که خارش گاییده میشه، حتی می توانید در گوزیدن به او کمک کنید، مردان عادت دارند برای گوزیدن 30 درجه کونشونُ از زمین بلند می کنن که راحت تر بگوزند و جر نخورند، شما هر وقت دیدین شوهرتون گوز داره با دستتون زاویه مورد نظر رو براش ترتیب بدین، پاشو 30 درجه از زمین جدا کنید که یه وقت خدایی نکرده شوهرتون جر نخوره بالاخره شوهرتونه سگ که نیست، پس بگذارید او آزادانه در خانه بگوزید این کار باعث می شود او به زندگی با شما علاقمندتر شود (حالا اینکه می خواید بزارید جلوی مهمون بگوزه یا نه دیگه بستگی به خودتون و خونوادتون داره و ذهن آزاد اندیش شما)

ریدن در مردان بسیار مهم است ولی خب میدانید که مردان برای ریدن همیشه مشکل دارند برای همین اگر می خواهید زندگی رمانتیکی داشته باشید هر وقت دیدین همسرتان عن دارد با او به توالت بروید و او را تشویق کنید تا بریند، مثلن جملاتی مثل: قربون عنت برم برین. عنتُ بخورم برین عزیزم، یا حرکاتی مثل مالیدن شکم، تشویق کردن، سرگرم کردن همسرتان در توالت مثل رقصیدن یا وعده وعید دادن باعث این میشود که مردان بهتر برینند، جملاتی مثل: عزیزم اگه خوب برینی نیم ساعت برات ساک میزنم، قربونت برم اگه خوب برینی خوب بهت میدم امشب، فدات شم خوب برین که می خوایم تا صبح سکس کنیم یه وقت وسطش عنت نگیره - این کار باعث میشود شوهرانتان به زندگی دو چندان علاقمند شوند و سمت زنان دیگر کمتر بروند (چون همه چیز ریدن که نیست بالاخره چیزای دیگه ام مهمه - اونام حق زندگی دارن و خیانت یکی از چیزای شیرین زندگیه که پیش میاد حتمن) 

از همه مهمتر در مورد مردان شاشیدن است که باید مداوم مواظب این حرکت زیبا از مردان باشید، مردان بخاطر خستگی از سکس و کار در خارج از منزل بسیار بگا رفته اند پس حال اینکه بروند بشاشند ندارند، شما با سرپا گرفتن آنها می توانید کمک بسیار زیادی به آنها بکنید، اگر دیدین مقاومت میکنند بگویی: جییییییییییییییش جیــــــــــــــــش و این کلمه رو تکرار کنید تا بشاشند، اگر راه های خلاقانه دیگری به ذهنتان میرسد هم امتحان کنید، مثلن مورد داشتیم میذاشته شوهرش تو کُسش بشاشه بعد میرفته خودشُ تو دستشویی خالی میکرده، یا واسه شوهرشون پارچ آوردن شوهرشون توی پارچ شاشیدن و اینام پارچُ گذاشتن بالا سرشون، نصفه شب بلند شدن فکر کردن آبه یه قلب خوردن تازه فهمیدن کیر خوردن - خلاصه دقت کنید خودتونُ بگا ندید سر عشق و عاشقی. ولی این کار شما باعث میشود همسرتان به زندگی خیلی علاقمند شوند و خیانت در این مردان سه درصد کاهش می یابد چون بالاخره همه چیز شاش که نیست چیزای دیگه ای هم مهمه تو زندگی 

شاید همسرتان احساساتی باشد و بخواهد با زن دیگیری رابطه برقرار کند، زیرا مردان احساسی هستند و با احساسشان تصمیم میگیرند، شاید با یکی از اقوام شما رو هم ریخته باشند، شاید علاوه بر اینکه شما را می کند به دیدن فیلم سوپر هم میرود و چند راندی هم با فیلم سوپر جق میزند، شاید ایشان معتاد دختر بازی است و دست خودش نیست وقتی از خانه بیرون میرود یک مخ می زند و می کند، مردان بی گناهند و فقط احساساتی هستند، تمام این مشکلات با محبت حل میشود اگه نشد حتمن با دوتا لگد تو تخمشون حل میشه 

کارهای دیگه مثل چسیدن یا آروق زدن یا خاروندن خایه و بعد بو کردن انگشتان، فحش دادن، دست بزن، پای بزن، انگشت کردن توی کونتان، باز کردن در دستشویی وقتی دارید میرینید، عکس گرفتن ازتون وقتی تو توالت درحال زور زدن هستید، میل به فیلم گرفتن از سکس و پخش در شبکه های مجازی، مسخره کردن شما درهنگام پریود، عکس از نوار بهداشتی خونی شما و به اشتراک گذاشتن آن در توییتر، خوردن تمام سیب زمینی سرخ کرده هایی که برای مهمان درست کرده اید، نزدن عطر و مام به مدت یک ماه، نشستن دست بعد از توالت به مدت سه سال، نگرفتن ناخن ها تا جایی که جلبک زیر ناخن ها پیدا شود، دست کردن توی دماغ و مالیدن زیر میز چیزهایی است که باید تحمل کنید و عکس العمل خوب نشان دهید وگرنه خیانت در مردان 100 درصد افزایش میابد 

چند نکته: 
به طور مثال همسرتان دوست دارد وقتی شما برایش ساک می زنید نگوید که دارد آبش می آید تا آبش را بریزد توی حلق شما، یا وقتی در رختخواب خوابیده به شما می گوید: عزیزم شاش دارم حال ندارم برم دستشویی دهنتُ باز کن، یا وقتی سر حال است آروق بزند توی صورت شما تا شاد شود زندگیتان، یا وسط احساسی ترین و غم انگیز ترین لحظه های زندگی بگوزد، مثلن شما مادرتون مُرده دارید مثل سگ گریه میکنید بغلش می کنید گریه می کنید میگید: عزیزم دیدی بی مادر شدم؟ شوهر شمام میگه آره بی مادر و زارت میگوزه، پس آنها را درک کنید دست خودشان نیست آنها بی گناهند بلکه خلقت آنان اینگونه است

پس نتیجه میگیریم همه چی تقصیره زناست. همینی که هست. نتیجه ی خودمونه دلمون می خواد اینجوریا نتیجه بگیریم . پسرا دست و جیغ و هورااااااااا 

:| 

:|

خجالت بکشید مگه برنامه عمو پورنگه؟ سنگین باش :| 

دست علی نگهداریتون ^_^ 

علی یکی از دوستامونه خیلی دستاش قویه واسه همین گفتم فکر نکنید توهین کردم

روایات تاریخی - فصل اولین سکس فامیلی

این از قبل پست توبه مونده بود، هی نگاهش می کردم هی ازش میگذشتم، هی با خودم کلنجار میرفتم، هر کاری کردم دلم نیومد پاکش کنم، 9 تا پستُ پاک کردم ولی چون این اولین روایت تاریخیی بود که پیش نویس کردم نتونستم پاکش کنم. البته اولی بود ولی شما دارید آخر می خونیدیش... گفتم هر چه باداباد ... اینم آخرین روایت تاریخی در این سبک . 


با حضور : آقای صدا جبی ، ملکه صحنه ها حوا، صدای بی همتای روایات تاریخی آدم، مرد بی تکرار صحنه ها هابیل و خدای احساس قابیل  



روزی حضرت آدم برای تهیه غذا به جنگل رفت و در جنگل توسط یک داییناسوره کس ننه کشته شد و بگا رفت ، داییناسور پای خود را روی جسده حضرت آدم نهاد و رفت، این خبر به گوش حوا و هابیل و قابیل رسید، آنها تعجب کردند که یعنی چی مُرده؟ آنها تا به حال تجربه مُردن کسی را نداشتند و این اولین تجربه آنها بود، وقتی جبرئیل گفت پدرتان آدم مُرده است هابیل یک نگاه به قابیل کرد و گفت به کیرم (اولین به کیرمه تاریخ)، حوا هم بعد از چند دقیقه سکوت به درست کردن لازانیا برای شام بچه ها ادامه داد ولی قابیل به فکر فرو رفت، جبرئیل به او نگاهی کرد و گفت به چی فکر می کنی؟ قابیل گفت دیروز داییناسوری را دیدم که فکر می کنم به او حس عاشقی دارم، جرئیل گفت: کُس نگید بابا، آدم مُرده دیگه برنمیگرده یکی از شما دوتا باید مادرتونُ بکنید تا نسل بشر ادامه پیدا کنه، هابیل شیرجه زد و با آمادگی جسمانیه مثال زدنی خود را به جبرئیل رساند و با پشت دست توی دهن ایشان زد جوری که دهان جبرئیل پر از خون شد 
جبی: مگه کرم کون داری سگ ننه؟ 
حوا: چرا به من فحش میدی؟ 
جبی: چون تو تربیتش کردی 
حوا: تربیت فرقونی چنده؟ صب تا شب رفتن با داییناسورا بازی کردن بزرگ شدن 
جبی: توصیه می کنم کتاب های دکتر الکساندر ترانچ رو تهیه و مطالعه کنید 
هابی: همینمون مونده فقط مادرمونُ بکنیم 
جبی: نه پس بیا منُ بکن 
قابی: خب اگه مادرمونُ نکنیم کسی رو نداریم بکنیم که مجبوریم تا آخر عمر جق بزنیم 
حوا: مگه جقم میزنی کسکش؟
قابی: نه من گه بخورم جق بزنم 
جبی: خلاصه من اومدم بهتون بگم که نسخ نمونید، درضمن حوا خدا گفت بهت بگم خیار یه میوه است و استفاده خوراکی داره پس جور دیگه ازش استفاده نکن برکت خدارو . بای :*
همه سر میز شام نشستند و غذای خود را خوردند و به این مساله فکر کردند، شب که به بستر رفتند شق درد عجیبی سراغ هابیل و قابیل آمد و طبق معمول هم حوا با خیار خود مشغول بود، نصفه شب هابیل وارد اتاق قابیل شد، قابیل از جا برخواست و نانچیکو خود را برداشت و دو ضربه به هابیل زد، هابیل از درد روی زمین افتاد 
قابی: اومده بودی منُ بکشی؟ 
هابی: کسخل اومده بودم باهات حرف بزنم برق و روشن کن 
(قابیل برق را روشن می کند ، جبرئیل نازل میشود) 
جبی: بچه ها مقامات بالا گفتن هنوز برق اختراع نشده پس اون چراغو خاموش کن 
هابی: داریم حرف میزنیما تو تاریکی نمیشه حرف زد 
جبی: رو حرف خدا حرف نزنید 
(قابیل برق را خاموش می کند و میرود به سمت هابیل دستش را روی شانه او میگذارد)
قابی: من نمی خام مامانُ، مامان باشه واسه تو 
جبی: من مامانتُ می خوام چی کار؟ تو بهشت پره کُسه 
قابی: جبی تو چرا جواب میدی ؟ 
جبی: آخه دستت روی شونه منه 
هابیل : برقُ روشن کنید مثل آدم حرف بزنیم 
جبی: میگم هنوز اختراع نشده چرا نمی فهمی؟
(هابیل بلند شد قابیل را در آغوش گرفت و بوسید)
جبی: هر چقدرم منُ ببوسی فایده نداره میگم برق اختراع نشده 
هابی: تورو بوسیدم؟ خب گمشو از این وسط برو کنار 
قابی: تو که نمیذاری برقُ روشن کنیم حداقل وسطمون واینستا 
جبی: اوکی 
قابی: هابیل برو بخواب فردا حرف میزنیم 
هابی: این کیه از پشت چسبیده به من؟ 
جبی: منم 
هابی: چرا؟
جبی: گفتی وسط واینستم، نگفتید پشتتونم نمی تونم وایستم که 
هابی: از پشت چسبیدی به کونم کسکش دارم کیرتُ حس می کنم 
جبی: خب کیر دارم که داری حسش می کنی 
هابی: یه ذره دورتر وایستا بزار حرف بزنیم 
جبی: اوکی 
قابی: من با تو مشکلی ندارم هابیل، اگه می خوای مامانُ بکنی بکن 
هابی: خدا به دور مگه آدم مادرشُ می کنه ؟
جبی: پس آدم کیو می کنه ؟
قابی: زنشو
جبی: شما زن دارید ؟
قابی: به خدا بگو برامون تولید کنه 
جبی: فکر می کنیم ما اون بالا بیکاریم بشینیم واسه شما زن تولید کنیم ؟
هابی: پس چی کار می کنید؟ 
جبی: علف میزنیم 
هابی: علف چیه ؟
جبی: چیز خوبیه ، جوابه ، خوده شما حاصل دوتا رول علف مشتی هستید 
هابی: باشه ، قابیل اگه تو مشکلی نداشته باشی من مامانُ می کنم 
قابی: باشه داداش 3>
هابی: چشی :* 
قابی: فداتم ^_^
هابی: داداشمی *_*
جبی: بسه دیگه o_O
(هابیل به اتاق خود رفت و آسوده خوابید صبح که برای صبحانه بیدار شد دید مادرش توی شومینه خوابیده، او را بیدار کرد و گفت چرا آنجا خوابیدی، او برای هابیل توضیح داد که دم صبح با قابیل یه سکس وحشی خفن داشته و متذکر شد که کیر قابیل اندازه داییناسور است و حوا بسیار از این مطلب راضی بوده و این مطلب باعث شده خیاری که مدتها استفاده می کرده را برای ناهار سالاد کند تا بچه ها بخورند، هابیل از شنیدن این مطلب کُس و کونش جر خورد و به دنبال قابیل رفت و او را در میان صحرا پیدا کرد)
هابی: هکتووووووووووووررررر
جبی: عزیزم هکتور خره کیه ؟ قابیله این 
هابی: پس هکتور کیه ؟
جبی: چه میدونم از خودت اسم در میاری 
هابی: قابیل 
قابی: جون داداش؟ 
هابی: مامانُ کردی؟ 
قابی: آره دیشب رفتم دیدم داره خیار می کنه تو خودش گفتم چرا خیار بیا اصل جنسُ بگیر 
جبی: آخه آدم مادرشُ می کنه بی ناموس 
قابی: تو گه نخور همه چیز زیر سر توئه 
هابی: حالا که اینجوری شد باید یکی از ما بمیره 
قابی: خب برو بمیر 
جبی: بدم نمی گه 
هابی: تو باید بمیری چون به من خیانت کردی 
جبی: کسخل طرف مادرشُ کرده بعد تو از خیانتش ناراحتی؟ 
قابی: من به ندای خدا گوش فرا دادم 
جبی: عوه :)))
هابی: میگامت ، مادر حق من بود سهم من بود عشق من بود 
جبی: این دیالوگِ یه فیلمه حدودن 100 هزار سال بعد 
قابی: اگه می خوای بجنگی من آماده ام 
هابی: اوکی بیا جلو 
قابی: تو بیا جلو 
جبی: ترو خدا سریع کارو تموم کنید ما بریم یه علف تازه گرفتم بوش عرشُ برداشته 
(هابیل و قابیل با هم درگیر میشوند این وسط چند مشت و لگد هم جبرئیل می خورد، بعد از مدتها کم کم خسته میشوند قابیل از روی زمین بلند میشود میرود یک بیل برمیدارد و می خواهد با آن به سر هابیل بزند) 
جبی: چی کار می کنی جاکش؟ 
قابی: بزنم بکشمش دیگه 
جبی: نرین به تاریخ دیگه 
قابی: تاریخ چیه ؟ 
جبی: یه چیزیه که بعدن مردم میخونن، داستان شمارو مینویسن بعدن می خونن 
قابی: خب خوبه که 
جبی: خوبه ولی تو تاریخ اومده هابیل با بیل قابیلُ کشت 
قابی: خب این اشتباهه اینجاش باید عوض بشه 
جبی: حالا بخاطر توئه حشری باید کل تاریخُ بگا بدیم ؟ 
قابی: نمی شه ؟ 
جبی: راه نداره خدایی 
هابی: پس من باید بکشمش ؟ 
جبی: آره تو دسته بیل و بگیر جوری بزن تو سرش مادرش گاییده بشه 
هابی: مادرش همون مادره منه 
جبی: خب نمی شه یه جوری بزنی فقط مادر اون گاییده بشه ولی مادر خودت سالم بمونه؟ نه ؟ 
قابیل: خفه شو جبرئیل
جبی: اوکی پس یه جوری بزن فقط بمیره 
(هابیل بی معطلی ضربه ای محکم به فرق سر قابیل زد و قابیل نقش زمین شد) 
جبی: شاش داری مگه؟ 
هابی: چرا ؟
جبی: وایستا ، باید قبلش میگفتیم یه حرف آموزنده بزنه 
هابی: نمی شه من بزنم؟ 
جبی: تو بخاطر کردن مادرت داداشتُ کشتی حالا واسه ما حرف آموزنده ام می خوای بزنی؟ کسکش تو خودت سرچشمه بد آموزیی هستی 
هابی: خب الان چی کار کنیم ؟ 
جبی: هنوز نمرده داره جون میده، بلند کن تن لششو بزار یه چیزی بگه 
(هابیل قابیل را با بیل از زمین بلند می کند و هابیل بیل را پشت قابیل گذاشت تا بیل نگذارد قابیل به زمین بیفتند - چه بیل تو بیلی شد)
جبی: داداش قابیل جمع با صفاست یه چیز بگو بگرخیم 
قابی: یعنی چی؟ 
جبی: یعنی یه حرف آموزنده بزن ملت که این داستان رو در تاریخ می خونن درس عبرت بگیرن 
قابی: ترو خدا مادرتونُ نکنید 
جبی: نه این نمی شه، خانواده شما  به عنوان پایه گذار همچین سنت کسشری نمی تونن همچین نصیحتی بکنن، چون کسی گوش نمیده ، تو خودت جرسومه فسادی 
هابی: من بگم؟ 
جبی: تو گه نخور 
قابی: چی بگم پس؟ 
جبی: یه چیزی بگو، تو اشرف مخلوقاتی من که کیرتم داداش 
قابی: هر عددی ضرب در ادعا مساوی است با همان عدد 
جبی: کُس نگو مومن این جمله واسه کنفسویوسه، یه جمله از خودت بگو 
قابی: خارشُ گاییدم 
جبی: این خوبه، آموزنده نیست ولی خوب بود، حالا بمیر 
قابی: اگه به موقع به بیمارستان برسم شاید زنده بمونم 
(هابیل با بیل یک ضربه دیگر به قابیل میزند و قابیل را کامل می کشد) 
جبی: کرم کون داری؟ 
هابی: آخه گفت زنده میمونم 
جبی: نه بابا بیمارستان کجا بود که زنده بمونه کسخل؟ 
هابی: می شه منم یه جمله آموزنده بگم؟ 
جبی: نه داداش برو مادرت منتظره ، به مادرت بگو قابیلو تمساح خورد 
هابی: اوکی 
(هابیل به خانه رفت و سالها با مادر زندگی کرد و بسیار توله تولید کردند تا جایی که دنیا پر از انسان شد، هابیل 19 سال بعد به دست پسرش کشته شد و پسرش با مادرش خوابید، نسل ها و نسل ها گذشت و همینجور حوا بین فرزندان و نوه هایش دست به دست شد تا به این جلمه رسید که هر چی جنگه سر کون تنگه، از آنجا بود که همه فهمیدند همه جنگ های دنیا بر سر یک زن است و لعنت خدای بر زنانی که جنگ راه  میندازند و غر میزنند و نمیدهند و یا ساک نمی زنند ، حوا هنوز هم زنده است و در فیسبوک پروفایلی با نام مهسا جون دارد و از طریق دادن خرج زندگی را در می آورد)



رژیم لاغری

از اونجا که همه تون با اضافه وزن دست و پنجه نرم می کنید و همش پای سیستم هستید، وظیفه انسانی خودم دیدم برای بقای طرفداران وبلاگ و برای اینکه نشون بدم نه تنها آموزش زندگی بلکه سلامت جامعه هم برام مهمه یه رژیم می نویسم واسه آقایون یه رژیم می نویسم واسه آقایون . انگار دوبارشم نوشتم آقایون و خانومارو آدم حساب نکردم حال ندارم پاک کنم خودتون حدس بزنید چی می خواستم بگم دیگه ... بعد دیدین میری دکتر رژیم لاغری بگیری هر روز باید یه ملیون خرج کنی؟ بعد بهتم میگن دوماهه جواب میده، توام به امید اینکه جواب میده ننه باباتو می فروشی خرج رژیم می کنی... ولی سبک رژیم لاغری ما اینجوری نیست با چیزهایی که حتمن توی خونه پیدا می شه و دم دست هست رژیم میگیریم و در ماه حداقل 50 کیلو یا در پاره ای از مواقع 100 کیلو کم می کنید، یه مورد داشتیم پارسال 57 کیلو بود یه ماه این رژیمُ گرفت محو شد... امیدواریم شما انقدر ادامه ندین، تا یه وزنی رسیدین دیگه بس کنید... ممنان 

رژیم آفریقایی 
در این نوع رژیم شما انقدر هیچی نمی خوری تا استوخونای کُس و کونت بزنه بیرون تا همه حالشون ازت بهم بخوره (برای این نوع رژیم شما حتمن باید به آفریقا سفر کنید) 

و اما رژیم خودم، این رژیم روی 2 میلیار آدم امتحان شده و جواب داده و بعد از اینکه دیدیم جواب میده برای موش های چاق تجویزش کردیم. چون ما به موش ها و سگ ها و کیرخرها بیشتر از انسانها اهمیت میدیم 

رژیم کانگرو مخصوص آقایان: 

 این رژیم باید حتمن از شنبه شروع بشه از یکشنبه شروع بشه جواب نمیده اصن باطله 

شنبه صبح از خواب بیدار میشید (اگه بیدار نشدین که به حق پنش تن آل عبا بلند نشین دیگه نیازی به این رژیم ندارید) اگه به سلامتی از خواب بیدار شدید یک وعده غذایی باید بخورید که شامل: 

- یک کف دست آب کیر مرد بالق (یا بالغ) یک قوطی کبریت عن (میتونید از عن خودتون یا خوانواده استفاده کنید) یک چایی و 2 عدد خرما اگه نبود کشمش اگه نبود با قند خودتون بخورید اگه اینم نبود یه دفعه بیاید اینُ بخورید دیگه، اینم نبود چایی خالی بخورید ولی برای اینکه چای بتونه تاثیر لاغری خودشُ بزاره یه قطره شاش توش بچکونید 

- میان وعده: برای میان وعده پیشنهاد ما کُس لیسی در جامعه مجازی هست یا اگه دوس دختر دارید کُسلیسی به صورت زنده و لایو. هویج ، کاهو، خیار و گوجه هم به هر میزان که می خواید می تونید بخورید 

- ناهار: یک کف دست عن دماغ (اگه خیلی حساس و دل چرکین هستید توصیه می کنم از عن دماغ خودتون استفاده کنید برای این مورد باید سرما بخورید تا در طول رژیم همیشه عن دماغ داشته باشید) اگر می خواهید عن دماغ خود را بخورید پیشنهاد ما اینه که دیگه از دماغ درش نیارید همینجوری بکشید بالا قورتش بدید، البته نه شاید میزان از دستتون در بره زیاد بخورید و چاق بشید، پس بریزید بیرون به اندازه یه کف دست جمع کنید روش روغن زیتون یا آب لیمو بریزید با لذت بخورید 

- میان وعده: میان وعده ام می خوای بخوری؟ بعد میگه چرا چاقم :| 
برای میان وعده می توانید با انگشت سبابه سوراخ کون خود را بخارونید، همان انگشت را بو کنید و همان انگشت را 20 دقیقه میک بزنید، کاهو ، هویج ، لیمو ترش ، پوست خیار و تخمه های لای طالبی به هر میزان که می خواید بخورید 

- وعده شام: شام نخورید از قدیم گفتن شام کیریه، ولی اگه خواستید شام بخورید، توی سوراخ حمام از این کسشرا که جلوی رفتن مو و کثافاتُ به داخل لوله میره بزارید، دیدین یه سری مو با یه ماده ای دورش جمع می شه ؟ از اون به عنوان شام استفاده کنید، اگه خیلی بد غذا هستید و حساسید می تونید بشنید موهای خودتونُ جدا کنید از بقیه واسه خودتونُ بخورید 

- بعد از شام یه چایی سبز بزنید به بدن با سه تا خرما، مسواکم بزنید بخوابید (مسواک میگن لاغر می کنه) 

فعالیت های بدنی: روزی نیم ساعت تلمبه بزنید . دو بار جق . تخم ها را نیم ساعت تا 40 دقیقه بمالید، اگه تند میمالید 30 دقیقه اگه آروم میمالید 40 دقیقه. بعد از هر وعده برینید، قبل از هر وعده استفراغ کنید 

(با این روش شما کاملن حس چشایی خود را از دست میدهید و غذا برایتان حکم کیر خر اسب آبی 70 ساله رو پیدا می کنه واسه همین دیگه میلی به غذا پیدا نمی کنید- حس چشایی میدونید چیه؟ یا توضیح بدم؟ چون تو اسمش چش داره مربوط به چشم نمی شه ها مربوط به خوردن و طعم و این چیزا میشه. خاک تو سره نفهمتون - اگر بد غذا هستید بعد از اتمام این رژیم هر گهی بهتون بدن می خورید. موفق باشید و خوش اندام)

رژیم لاغری کانگرو برای بانوان کشورم : 

صبح ناشتا یک کف دست کیر، البته اگه دوس پسرتون یا شوهرتون کیرش کوچیکه می تونید همون کیرو مثلن دوبار بخورید تا اندازه یه کف دست بشه، اما اگه ارضا شد آبشُ نخورید بریزید تو مشماع فریزر و نگه دارید برای ناهار. یک عدد چای به عنوان صبحانه دو عدد خرما. توجه داشته باشید اگر ساکر حرفه ای هستید وقتی کیر را تا ته توی حلقتان می کنید بزاغتان شدیدن فعال می شود و همینجوری آب دهنتون میریزه، سعی کنید اون آبم نگه دارید یه جایی استفاده می کنیم آخه آبی که به کیر مالیده شده باشه تبرکه 

- میان وعده: دوس پسر خود را بیاورید و جوش های چرکی او را بترکانید و عصاره خارج شده از جوش را هووورت بکشید (اونجوری نکن قیافتو کسکش همه دخترا عاشق ترکوندن جوشن، مریضا . بیمارا ، مالیخولیاها ، عقب مونده های جنسی) پیاز، سیر، روغن زیتونِ با بو، سیب زمینی خام و خرمالو نارس به هر میزان که می خواید می تونید بخورید 

- وعده ناهار: برای ناهار همون آب کیر دوس پسرتون که برداشته بودین بریزید لای یه کف دست نون (نون ترجیحن سنگک اگه نبود تافتون اگه نبود هر گهی خودتون خواستید- همچین رژیم کولی داریم ما، همه چیزو می سپاریم دست خودتون) یه ذره آب لیمو بچکونید روش با سالادِ بدون سُس بخورید، مراقب باشید روی آب کیر نمک نریزید چون خودش شوره (البته من نخوردما ولی هرکی خورده گفته شوره - درسته نخوردیم آب کیر دیدیم که تو دهن مردم) یک لیوان آب داغ برای پایین رفتن اسپرم از گلو و یک قرص زد بارداری برای احتیاط (ما که نمیدونیم شما چه موجوداتی هستید شاید با خوردن آب کیرم حامله بشید - والا چند وقت پیش به یکی از دوستام کاندوم دادم رفت یکیو کرد بعد دختره نمیدونم چه جوری حامله شد پسره مادر به سیکتیر به من زنگ زده بود میگفت تقصیره توئه بیا دختره رو بگیر- خلاصه  از قدیم گفتن پیشگیری بهتر از کورتاژه) 

- میان وعده : خوردن تخم دوس پسرتان یا شوهرتان، و لیسیدن سوراخ کون ایشان . یک ربع حسابی تخم ایشان را می خورید تا سیر شوید این کار هم برای رژیم بسیار مفید است هم برای تحکیم رابطه شما - اگر دوس پسرتان کثیف است، تخم و سوراخ کونش بو میدهد او را راضی کنید و به حمام ببرید و بشورید به این صورت که لیف را به صابون آغشته کرده به سوراخ کونش و تخمش بمالید تا حسابی تمیز گردد (میبینم که همه تون تحریک شدید کسکشا مگه فیلم سوپره؟ تحمل کنید تموم می شه) سیرابی نپخته ، ساقه گل آفتابگردان ، پیاز و ظروف یه بار مصرف به هر میزانی که می خواید می تونید بخورید ، موردی نداره از نظر من 

- وعده شام: به عنوان شام خود را سوپرایز کنید و یک بشقاب که ما اسمشُ گذاشتیم بشقاب سوپرایز آماده کنید ، توی آن کمی عن سرخ کرده خود ( ترجیحن با روغن گندم یا کم روغن سرخ شود) یک اسکوپ عن دماغ به همراه برش های پوست نارگیل را در ظرف قرار دهید و بخورید 

- بعد از شام کمی در فیسبوک و اینستاگرام از عکس های قبل چاقی خود را بگذارید تا معروف شوید، یا اگر هم از چاقی خود عکس میگذارید از صورتتان بگذارید که مردم حالشون بهم نخوره، یه پیاز خام بخورید مسواک بزنید بعد از مسواک دوتا خیار و یک گوجه بخورید بعدش یه دفعه یادتون بیوفته مسواک زده بودین، حالا یه ذره دپرس بشید و به خود بگویید خنگ و حالا دوباره مسواک بزنید و بخوابید (این رژیم مثل رژیم آقایان میگاد و خیلی تاثیر داره، اگه این رژیم رو ادامه بدین دیگه چُسان فسانتون کم می شه و محبوب همه پسران میشید و از اندام خوبی حتمن بر خوردار میشوید - تاریخ ثابت کرده به اسم رژیم هر گهی بدی دخترا بخورن بدون مخالفت می خورن پس کوتاهی نکنید تا جواب بگیرید) 

ورزش و فعالیت ها در طول روز : 
لاک زدن دو وعده در روز - زدن ریمیل بلافاصله بعد از کمرنگ شدن ریمل قبلی - گه خوری با دوستان پشت تلفن یا وایبر و واتس آپ در مورد بقیه دوستانتان و دو به همزنی کردن بین دوست صمیمی خود و دوست پسرش جوری که در عرض یک هفته او از دوس پسرش جدا شود و بگا رود - کشیدن سشوار بعد از حمام به مدت ده دقیقه، حرارت سشوار باعث می شود شما در جا وزن کم کنید - اپلاسیون روزی یک بار، از اونجا که همه تون پشمالوئید این کار هم باعث زیبایی شما هم زیبایی جامعه می شه و حال دوس پسراتون از شما بهم نمی خوره - حتمن روزی دوبار بدهید زیرا دادن بسیار فعالیت خوبی برای کم کردن وزن است هر بار دادن نیم ساعت، اگر دوس پسرتان زود انزال است و در نیم ساعت 25 بار ارضا می شود اصلن برایتان مهم نباشد تا جایی که جان دارد مجبورش کنید شما را بکند تا بمیرد - زدن ساک و دادن کون هم بسیار خوبه مثل آب کرفس می مونه کسکش زرتی لاغر می کنه - داگی استایل بدهید و به دوس پسرتان بگویید با کف دست محکم بزنه در کونتون این کار خاره چربیارو میگاد 


نکته مهم: 
این رژیمُ واسه هفت نفر از کسایی که دوستش داری بفرست حتمن تا یه هفته خبر خوبی بهت میرسه یکی شک کرد نفرستاد هیچ بلایی سرش نیومد ولی الان مثل سگ پشیمونه 


صلابت و شادابی شما آرزوی ماست ، لاغر  سکسی باشید ^_^ 

همسر داری - فصل تنبیه کردن

بشر یا همون گاو یا همون انسان در طول تاریخ ثابت کرده با تنبیه می تواند همه نوع مشکل شخصیتی رو حل کنه، اما در زندگی مشترک چیزی که بسیار جواب میدهد تنبیه است که امروز به این بحث می پردازیم، برای مثال خدا حضرت آدم و حوا رو تنبیه کرد و انداخت روی زمین اون اولین تنبیه عالم نبود بلکه اخراج شیطان کسکش اولین تنبیه بود، با این مثال های تاریخی شگفت انگیزی که زدم فکر کنم همه به تاثیر تنبیه ایمان آوردید و فکر کنم دیگه نیازی نباشه بقیه پستُ بنویسم ولی می نویسم من کیرمم نیست این حرفا، خب به راه های تنبیه در زندگی مشترک می پردازیم تنبیه کودکان و همسایگان و حتی پدران و مادران بمونه واسه یه روز دیگه ....

- اگر شوهر شما مادر جنده بازی در آورد و شما از جندگی مادرش با خبر شدید تنها کاری که باید بکنید این است که شب که سمت شما آمد تا شما را بکند بگویید عزیزم راه نداره - میسوزه - قفل کرده - سرخه - توش شپش داره - یا مثل اکثر زن های ایرانی بگویید: برو مادرتُ بکن - در این حالت او متوجه می شود که شما فهمیده اید او مادر جندگی کرده و برای جبران هر کاری می کند (ولی ما که می دونیم اون دنبال جبران نیست و فقط دنبال اینه که دوباره دستش به کُس شما برسه) ولی اگر زنتان مادرجنده بازی در آورد شما نمی توانید شب که خواست بده بگید نمی شه و برو به بابات بده مثلن ، بلکه باید جوری او را مثل سگ بکنید که سه روز خون ریزی داشته باشد و بعد هم از زنتان جدا شوید چون زنی که مادر جنده شد دیگه درست بشو نیست (حالا شاید بگید چرا زن نباید از مردی که مادر جنده شده جدا بشه؟ خب جواب سوال کاملن واضحه، جواب سوال یه سواله . کو شوهر؟  من دیگه حرفی ندارم) 

توضیحات لازم: 

چگونه زن خود را مثل سگ بگاییم تا درس عبرتی شود برای سایرین؟ 
ابتدا او را از کون خشک خشک بکنید، البته خشک خشک امکان نداره پس یه ذره خیسش کنید، سپس کیر خود را تا ته درون کونش فرو کنید البته چون شما از کیر بزرگی برخوردار نیستید او زیاد دردش نمیگیره واسه همین از دست و پای خود کمک بگیرید، در سکس مدام با کف دست محکم بزنید روی کون همسر دلبندتان، جوری ضربه ها را بزنید که صدای شَتَرَق بدهد که اگر همسایه ها صدا را شنیدند فکر کنند دارید فیلم هندی می بینید، سپس همانجور که تلمبه می زنید دست خود را توی دهن همسرتان کنید و فشار دهید به او چک بزنید همه بدنش را چنگ بندازید و اصلن نگران ناراحتی او نباشید زن ها این چیزها را دوست دارند ولی برای اینکه کامل او را بگایید بعد از سکس که حسابی ارضا شد از رویش بلند شوید (میدونم سخته بلافاصله بلند شدن ولی مرد باش رفیق به خدا توکل کن تو می تونی - انرژی درمانی وبلاگ) از رویش بلند شوید و بگویید چقدر چاق شدی تاپاله و به سمت افق حرکت کنید و سر راهتون یه دستشویی هم برید چون بعد از سکس دستشویی لازمه .

مادر جنده کیست؟ 
کسی که مادرش از راه عفاف خارج شده باشد و به شغل جندگی روی آورده باشد را مادر جنده یا مادر جینده گویند (مادر جنده در زبان های مختلف معانی مختلفی داره مثلن مادر جنده معنی انگلیسیش اسم یه خیابونه، یارو سوار تاکسی می شه میگه منُ برسون خیابون مادر جنده، این خیابون بارها سوتفاهم به وجود آورده و بسیاری سر این قضیه کشته شدن، مثلن یه بار سر دسته مافیای انگلیس به یکی از سر دسته های دیگه مافیا اس ام اس داد: کجا میری؟ یارو جواب داد میرم خیابون مادر جنده ، ولی چون یادش رفته بود از اینا بزاره (  ِ ) داستان به خون ریزی کشید. باید مینوشت خیابونِ مادر جنده، ولی از اینا (  ِ ) نذاشت واسه همین سر دسته مافیا فکر کرده بود میگه : دارم میرم خیابون ...مادر جنده . بعدم چون فکر کرده بود فحش مادر خورده زدن همدیگرو تارو مار کردن که اگه خیلی مشتاقید بقیه داستان رو بدونید می تونید فیلم پدر خوانده 1 و پدر خوانده 3 رو ببینید - پدر خوانده دو در مورد یه چیز دیگه است و به این موضوع مادر جنده مربوط نیست)

مادرجنده بازی چیست؟ 
در جمله شاید مادر جنده بازی یک نوع بازی باشد که مادر های جنده با هم می کنند ولی در واقع این نیست، مادر جنده بازی به حرکات زشتی که مردان و زنان می کنند را میگویند مثلن خیانت یا مثلن یکی که شوهر داره بره عکس ممه هاشو تو فیسبوک بده به یکی تو چت یا لاس بزنه یا از این کارای مادرجنده وارانه 

توجه توجه: 
فردی که مادر جنده بازی در می آورد نباید حتمن مادرش جنده باشد - مورد داشتیم مادرش از بی بی دو عالم پاک تر بوده ولی خودش مادرجنده بازی در می آورده و تو محل مادرجنده روزگار صداش می کردن (بی بی دوعالم یه برگه پاسور نبود مگه؟)


- اگر همسرتان در جمعی که شما روی آن حساس هستید به شما بی احترامی کرد یا بهتر بگوییم رید به شما، شما در جمع خونسردی خود را حفظ کنید به خانه رفته اگر مرد هستید کیرتان را راست کنید محکم بکنید تو دهن همسرتان فشار بدید تا بره تو حلقومش، یک ساعت این کار را تکرار کنید، در حالت معمول زنان 11 دفعه در یک ساعت باید استفراغ کنند در این حالت، بعد با طناب مچ دست راستش را به مچ پای چپش ببندید و مچ دست چپ به مچ پای چپ، جوری محکم ببندید که بدن همسرتان تبدیل به دو خط موازی شود دیگر نیازی نیست کاری کنید در اتاق را قفل کنید بروید یک ساعت دیگر بیایید، او در این یک ساعت کمرش بگا میرود و حسابی تنبیه می شود ولی خب دیگه این زن واسه شما زن بشو نیست چون کمر واسش نمیمونه مادر مُرده، پس شما به خانواده و دوستان بسپارید که دنبال یه زن واستون باشن، ولی اگر زن هستید و می خواهید شوهرتان را تنبیه کنید فقط کافیست به او ندهید بقیه مسائل را به مردان واگذار کنید آنها ساعت ها منت شما را خواهند کشید (اگه شوهرتون بچه با عُرضه ای است به شما توصیه می کنم اگه چند بار منت کشی کرد قبول کنید چون اگه قبول نکنید میره سراغ یکی دیگه چیزی که زیاده کُس) 


خط موازی چیست؟

بی سوادا همه چیزو باید بگم بهتون؟ به دوخط که در کنار هم مثل دو کیر کشیده شده اند و در جایی با هم برخورد ندارند خط موازی می گویند که البته خط موازی عقل و شعور که نداره یه وقت دیدین با هم برخورد کردن، خدا رو چه دیدی همه چیز دست خداست 

تبصره: 

خواهشن مردان عزیز در هنگام تنبیه همسرتان با آنها مهربان باشید که خدایی نکرده بهتون وصله خشونت علیه زنان نچسبونن بهتون، مثلن خاستید بگاییدشونم بهشون بگید: عزیزم بیا می خوام بگامت قربون برم :) 


مادر من بعضی وقتا غذا درست میکنه آدم انگار داره استفراق می خوره، همه خونواده میگن ما گشنمون نیست میذاریم تو یخچال بعدن می خوریم بعد انقدر میذارن تو یخچال بمونه تا خراب بشه بریزن دور ولی من انقدر بی شعورم که میگم من سیرم میریزم دور هر وقت گشنم شد میرم گه می خورم. (نمیدونم چرا الان اینو اینجا نوشتم ولی بالاخره وبلاگ خودمه دیگه درجریانی که) 



اما راه های کلی: 

- پیش دعا نویس بروید برای شوهرتان دعا بنویسید (این کارارو بلدین دیگه خودتون لاشیا اگه خودتونم بلد نباشید مادراتون حتمن بلدن)

- دیگر نذارید شوهرتان بریزه توش، بگید به قرص حساسیت دارم و فیلان بیسال 

- کون وارونه دهید تا همسر کسکشتان بفهمد در زندگی مشکلی بوجود آمده و بخواهد مشکل را حل کند 


کون وارونه چه حرکتی است ؟ 

وقتی که می خواهید کون بدهید در پوزیشن اصلی خود نبودن و وارونه بودن و کیر طرف مقابل را در مسیری اشتباه هدایت کردن را کون وارونه دادن گویند (البته در این مطلب کون وارونه دادن به معنای دیگه استفاده شده یعنی باید با همسرتون مثل قبل برخورد نکنید بلکه برعکس قبل برخورد کنید)

- مدام به زنتان بگویید چقدر چاقی (این روش آنجلیناجولی رو از پا در میاره با اون اعتماد بنفس زن شما که کیر اونم نیست - درست حدس زدین انجلیناجولی کیرنداره، آفرین باهوش، همینجوری هوشتون بره بالا مجبوریم یه وبلاگ نمونه مردمی بزنیم باهوشاتونُ بفرستید وبلاگ نمونه مردمی) 

- به شوهرتان بگویید کیرت کوچک است (این حرکت فیلُ از پا میندازه با اون کیرش شوهر شما که کیر آنجلیناجولی هم نیست. چیه؟ خواستم تساوی بین زن و مردُ به نمایش بزارم واسه همین در هر دو مطلب از کیر آنجلیناجولی مایه گذاشتم، بعد میگن این وبلاگ به حقوق کسشر بانوان احترام نمیذاره، کیرم تو فیش حقوقی همه بانوان - بگذریم، این روش بسیار جواب میدهد ولی حتمن زندگیتونُ از هم می پاشه خیالت راحت. دلیلشُ قبلن توضیح دادم. کیریا برید مطالعه کنید مطالب فوق کسشر و آموزنده مارو) 

- به همسرتان بگویید یا منُ انتخاب کن یا خونوادتُ - نمیدونم این روش چه کمکی می کنه ولی همه ایرانیای کسمغز در طول زندگی مشترک ننگین بارشون حداقل یه بار این جمله کیری ماورایی رو گفتن، آخه کسکش کسی که از خانوادش به این راحتی بگذره از توام یه روز میگذره به همین راحتی (خاره حرف آموزنده رو اینجا گاییدم، جا داره همینجا وبلاگُ جمع کنم برم بجاش لبو و باقالی بفروشم چون دیگه حرفی باقی نمونده بزنم)

- همیشه یک درصد احتمال هم بگذارید که تقصیر شما باشد و باید از طرف مقابل معذرت خواهی کنید چون این شعور شمارا نشان میدهد #جدی

- مطلب بالا به کل کسشر بوده و جاش توی این وبلاگ نیست و حتی خودمم این کارو هیچوقت نمی کنم، چون همیشه حق با ماست و طرف مقابل کسته خارش، حالا به نشانه پیروزی بلند شید تو خونه فریاد بزنید: یــــــــسسسسسسسس ، بعدم جلوی پدر مادراتون برینید رو فرش (بالاخره اینم یه نوع شادیه دیگه همه که نباید مثل علی دایی بپرن هوا بگن یازهرا، بضیام اینجورین)

- آقا اینُ یادم رفت اشاره کنم، یه پارگراف بالاترو نگاه کنید، اون هشتگ جدی رو آخر جمله می بینید؟ اون هشتگ جدی رو من گاییدم، مادره اون هشتگُ من گاییدم، مگه میشه ما اشتباه کنیم؟ مگه میشه اشتباه از ما باشه؟ مهم نیست کی خونتونه یا کجای خونه هستید یا حتی اصن شایدم خونه نباشید تو مترو باشید ولی بازم مهم نیست هر جای این کُره گهی هستید کیرتونُ در بیارید بمالید به اون هشتگ جدی، دو بار از راست به چپ بمالید دوبارم از بالا به پایین، دخترا چوچولشونو بمالن، اونایی که چوچولشون داخل دهانه رحم قراره داره و نمی تونن کاری بکنن مهم نیست پولشُ بریزن به حساب وبلاگ، ما خودمون چند نفرو استخدام می کنیم این کارو بکنن بجاتون

- شما می توانید روش های دیگر را امتحان کنید مثلن قاشق داغ روی دست همسرتان بگذارید، او را با شلنگ بزنید، لای انگشتش خودکار بگذارید و فشار دهید، در غذایش قرص مسهل بی اندازید، او را در زیر زمین زندانی کنید، با یکی از اعضای فامیلش روابط جنسی برقرار کنید، چند نفر را اجیر کنید تا به او تجاوز کنند، به گنده لات محلتان همسرتان را نشان دهید و بهش بگید اون بهت فحش مادر داد، به پلیس زنگ بزنید و بگویید که همسرتان به نظام توهین کرده است و هزاران راه نریده و ریده که خودتون باید کشف کنید 


تا خون در بدن دارید همدیگر را تنبیه کنید که تنبیه سرچشمه شعور انسانی است - ویلیام شِکسجَوون



تا برنامه بعد شمارو به کیر خالق یکتا می سپارم ^_^ 


سوالات شرهی - فصل اوب در نیجریه

سلام من اوبی هستم (کیرخر کسکش اسمم جان مایکل اوبی - بازیکن نیجریه -هست) همه من رو از وقتی بدنیا اومدم مسخره میکردن، من رو پدرم بعد از انتخاب اسمم گذاشت پرورشگا، اونجا معلمام فکر میکردن کونیم برای همین روز اول مهر اول ابتدایی از مدرسه و بهزیستی فرار و ترک تحصیل کردم و راه ورزش رو در پیش گرفتم، تو ورزش کلی سختی کشیدم که جاش نیست بگم ولی بالاخره فوتبالیست معروفی شدم الان بابام رو بعد از سالها پیدا کردم، حالا میخوام انتقام سختی هام رو از پدرم بگیرم و کونش بزارم ولی اینکار خیلی کسکشانه اس و من نمیتونم حالا به اینجا پناه اوردم تا به من راهی نشون بدید که انتقامم رو بگیرم و کسکش نباشم ، با تچکر از وبلاگ آموزنده تون ^_^ با احترام به جناب تجاوز (جان مایکل اوبی - نی جر یه)

با سلام و درود به خداونده جر واجر 

اولن که جمله بالا قصد توهین نداشت، توضیح میدم چرا، وقتی میگم خداوندجر واجر منظورم این نیست که خدا پاره پوره شده، منظورم اینه که کسی که جر واجر هارو آفریده یا کسانی رو جر واجر کرده 

دومن اینکه که شما خودت اهل نی جر یه هستی و احتمالن تا الان بارها جر خوردی و از اونجایی که من یه نژاد پرست کسکشم کیرم تو نژادت، همه دخترای ایرانی عاشق پسرای نی جریه هستن چون کیراشون سیاه و بزرگه دخترا هم چون کیرای سیاه و بزرگ دوست دارن به پسران نی جریه علاقه بسیاری دارند، اداره آمار ایران گفته پارسال 20 درصد از دختران ایرانی به نیجریه مهاجرت کردن و الان پاره ان

اوبی چیست؟ 
 به فردی که کون میدهد و از کون دادن لذت میبرد اوبی گویند، اوبی با کونی فرق دارد زیرا کونی شاید یک بار یا دوبار کون داده باشد و لذت نبرده باشد ولی اوبی اصن این کاره است کسکش، ولش کنی میره میده . این لقب مخصوص پسران است و به دخترانی که کون میدهند کون پاره گفته میشود 

چندتا نکته : اولن که کیرم تو فرق سر پدرت کسکش. خب وقتی میخواسته بزارت توی پرورشگاه حداقل برات اسم انتخاب نمی کرد میذاشت نیوفولدر بمونی بزرگ بشی خودت انتخاب کنی یا حداقل میذاشت یکی دیگه انتخاب کنه، بعد اینکه الان همه فوتبالیستن پس زیاد پُز نده ، الان امیرتتلو فوتبالیسته بعد تو اومدی اینجا واسه من چُسی میای؟ تو می خوای از بابات انتقام نگیری؟ خیلی پسر خوبی هستی خدایی من بودم میریدم پس کله همچین بابایی ، آخه اوبی هم شد اسم؟ اصن به ما چه ... بگذریم
راه هایی که به ذهنم میرسه اینه: 

- بنظرم بزن خاره باباتُ بگا، کیرم تو احترام به والدین، بزن داداش من پشتتم (بعد از این کار همچون اون پسره که مادرشُ گذاشت تو سبد برد گذاشت تو جنگل تا گرگا مادرجندشُ بخورن و بعدش بچه هاش باهاش همین کارو کردن توام منتظر باش بچه ات بزنه مادرتُ بگاد - میگن دنیا فارِ کفاماته . اشتباه نوشتم؟ - دنیا کارِ متکافاته - جمله اصلی یادم نیست یه همچین کسشری بود - چون جمله ای که استفاده کردم خیلی خفن بود الان شما باید متحول بشید و این جمله رو هر جا رفتید استفاده کنید)

- اگه پسر  خوبی هستی و می خوای به والدینت احترام بزاری آفرین، اصن من این وبلاگُ ساختم که احترام به پدر مادرُ آموزش بدم (تو آموزش های بعدی هست) واسه همین ازت حمایت می کنم اصلن پیامبر می فرمایند : الپدر و المادر لماذا احترام الوجب الواجبی (اون واجبی آخرو با واجبی که میزنن پشماشون میریزه قاطی نکنیا، این واجبی یعنی خیلی واجب است) پس سعی کن به پدر و مادر خود نیکی کنی یا پدر مادرتُ بی خیال شو فقط نیکی بکن. نمیدونم هر جور میل خودته 

- نمیشه هم بتونی انتقام بگیری هم کسکش نباشی، مثلن می تونی چون پولدار شدی بری باباتُ ببری بالای دروازه قرآن شیرازه نیجریه، همونجا بکنیش بعد رو به مردم بگی: حالا کی اوبیه؟ اوبی واقعی منم یا این؟ بعدم که از دروازه قرآن اومدی پایین به بابات یه پول درست حسابی بدی که ازت راضی بشه / ولی از اونجا که شما نیجریه ای هستید و از کیر سیاه، کثیف و بزرگی برخوردار هستید اگه پدرتُ بکنی دیگه فکر کنم همون بالای دروازه قرآن بیوفته بمیره (این روش پیشنهادش از ماست ولی عواقبش با شماست - به همدیگر احترام بگذارید تا همدیگر هم شما را به موقش بزاره)

- از روش دیوار نویسی که در ایران مرسوم شده استفاده کن امروز دیدم رو دیوار همسایه بغلیمون یکی نوشته بود: دختر خانوم من همونم که شلوار مشکی پاش بود ، فردا میام دم مدرستون . یعنی خاره مخترع موبایل گاییده شد با این کار، دیگه لازم نیست به کسی زنگ بزنی یا اس ام اس بدی فقط کافیه بری با گچ رو دیوار خونشون بنویسی. توام میتونی بری رو دیوار خونه بابات اینا به بابات فحش بدی، یا مثلن جملات کسشر بنویسی، بنویس: عالم محضر خداست در محضر خدا عقد نکنید - ای بابا امشب چرا یادم میره همه چی؟ آهان یادم اومد: عالم محضر خداست در محضر خدا مُصیبت نکنید - فکر کنم این بود، حالا کاری نداریم خلاصه هر کسشری می خوای بنویس تا بابات بفهمه اشتباه کرده و بیاد بهت بگه گه خوردم . 

- یه روش خوب و عالی هم سراغ دارم که فکر می کنم به ذهن بیمار خودت نرسیده بود، کشورهای خارجی مثل ایران نیست و به راحتی می تونی بعد از 18 سال اسمتُ عوض کنی کسکش. پس به اداره ثبت احوال نیجریه واقع در فلکه دوم نیجریه در خیابان شهید محمد علی کلی ( محمدعلی کلی منظورم کُلی نیست ، کِ . کِلی . اون یارو بوکسوره . کُلی مطمئنن نیست . محمد علی کُلی که یه معنی کسشر دیگه میده) بعد بپیچ تو خیابون شهید مورگان فریمن، اولین کوچه دست راست ساختمان سیاهه (چون شما سیاه پوستید و نژاد پرستید همه چیزو سیاه میسازید) برو اونجا حتی می تونی نام پدرتو عوض کنی کسخله آفریقایی. شماها نون ندارید بخورید حداقل اسم درست انتخاب کنید واسه بچه هاتون. البته تو ایرانم این موردا هستا، مورد داشتیم باباش رفته اسمشُ بزاره پانته ، بعد دست اونی که داشته اسمُ می نوشته خط خورده نوشته : پانته آ یه دفعه این اسم دختره شده بعدنم شده یه اسم با کلاس ولی من اسم مادرم بلغیضه ، رفتیم گفتیم یه آ اضافه کنید بشه بلغیض آ ، گفتن آ فقط واسه پانته آست اگه می خواید کاف بزارید، که اصن مادرم بهش برخورد با فحش خار مادر از ثبت احوال اومدیم بیرون...

- اگه مسئله الان فقط عقده است و نمی خوای اسمتُ عوض کنی پیشنهادم اینه که باباتُ بی خیال بشی و بری زن بگیری بچه دار بشی اسم بچتُ بزاری: کسکش مادر جنده، با این کار هم نسلت ادامه پیدا می کنه هم بچه ات گاییده میشه توام می بینی عقده ات خالی میشه (میتونی یه دونه از این کتاب کسشرام که انتخاب اسم فرزندان هست پیدا کنی، الان تو ایران تو هر خونه ای این کتاب هست، کسکشا یه کتابُ کامل نگاه می کنن پر از اسم بعد مثلن اسم بچشونُ میذارن الناز، خب کسکش الناز به معنی اینه که ناز دختر شما به صورت ال هستش، حالا چرا نازش این شکلیه خدا میدونه، حالا چرا مربع ناز نمیذارن من نمیدونم یا مثلثناز، بالاخره اینم تقدیر خدا بوده که بابات کسخل باشه پس تن بده به تقدیرش و همین الان ایمان بیارو شروع کن به نماز خوندن نمازای باقی موندتم خودم برات می خونم جاکش)

- اما چون احترام به والدین مهم میباشد برای همین سعی کنید خیلی ریز به پدر خود برینید، مثلن اگه دیدین یه چیزی باباتون خریده برید تو خونه بگید: اینو کدوم کسخلی خریده؟ بعد که گفتن بابات خریده معذرت خواهی کن، حداقل روزی چندبار این حرکت را تکرار کن، چون همه فکر می کنن این حرکت از قصد نیست واسه همین مشکلی بوجود نمیاد. یه بار من شاشیدم رو بابام بعد سرمُ آوردم بالا تو چشماش نگاه کردم گفت: عه؟ بابا تویی؟ من فکر کردم بابای اصخره (بابای اصخر منفور ترین فرد محل) بالاخره هر کس به والدین خود نیکی کند انگار که به پدر مادر خود نیکی کرده و هر کس به به اولیا مربیان خود نیکی کند انگار به والدین و اساتید خود نیکی کرده است و هر کس نیکی رو تنها کند مثل این میماند که انگار گوشت برادر مومن خود را از کون خورده باشد و تک خوری در تاریخ بسیار نکوهش شده کسکشا 

- و اما مثل همیشه بهترین راه و آخرین راه برای حل هر مشکلی تجاوز است، شما با تجاوز تفاوت را احساس می کنید (تبلیغات تجاوز) من از روزی که تجاوز کردم دیگه موقع پیاده روی پام درد نمیگیره (تاثیرات شگفت انگیزش) تجاوز کم چرب و مقوی (تجاوز خوراکی) تجاوز راحت و قابل حمل (این پکیجشه) مزه هر لحظه (این واسه بعد از مشروبه) مزه های بدون مرز (این اشاره به جهانی بودن این حرکت داره) دیشب در یک مهمانی میهمان ها میزبان را کردند (این اشاره به یه نوع از تجاوز داره که بسیارم جا افتاده، میری مهمونی میگیری صاحب خونه رو می کنی) تجاوز مطمئن (این مورد نشون میده این روش خیلی قابل اعتماده، مثلن می تونی پولاتُ بسپاری دستش فرداش بیای ازش بگیری) پس بنابراین شما با تجاوز به پدرتان هم می توانید جلمه احترام به والدین را به جمله کیرتو والدین تغییر داده و کلن جامعه رو از پایه بگایید و نظر من اینه که شما آفریقایی ها چیزی جز کیرتون برای از دست دادن ندارید پس بزنید همو بگایید که بمیرید راحت بشید .

اگه از نژاد پرستی این وبلاگ نویس ناراحت شده اید و می خواید از من به پلیس بین الملل یا پلیس هر قبرستونی شکایت کنی جا داره بگم کیرمم نمی تونی بخوری. کسکش من خودم تا سیزده سالگیم کارت فعال بسیج داشتم . نیام کونت بزارما 

به امید روزی که هیچ پسری اوبی نباشه، هیچ پدری بچشُ اوبی نکنه، هیچکس موقع انتخاب اسم واسه بچه اش علف نزده باشه یا مست نباشه یا پریود نباشه، به امید روزی که بچه ها بتونن خودشونُ رینیم کنن و اسم خودشونُ عوض کنن، به امید روزی که بشه لخت مادر زاد تو خیابون راه بریم وموقع راه رفتن همینجوری کیر خایمون آزادنه بالا پایین بپره (نمیدونم این چه ربطی به پست داشت ولی میگن آرزو بر جوانان معیوب شده - ای بابا امشب همه جمله هارو گاییدم، هیچی یادم نمیاد) 

شما رو به خدا میسپارم بعدن میام میگیریمتون ^_^  


سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O