می خوام زن بگیرم

می گن پسرایی که مادرشونو دوست دارن مرد زندگی ان 
من به شخصه عاشق مادرمم . حالا خود دانید 

این موبایلم : 091265812940
شماره منزل: 2201234582
شماره منزلمون تو استکهلم : 00236758911600
شماره پیگیری: 645
بارکد: 008882656781154
شماره حساب ( شاید لازم بشه ) : 6048826646749891
شماره مادرم ( که اگه خواستید تحقیق کنید بهش زنگ بزنید ) : 09192336785912
شماره همسایمون ( که اگه ما نبودیم پیغام بزارید ) : 220348080 
سایز کاندوم : متوسط ( از این بابت واقعا متاسفم ) 


مارچوبه

یه بارم بچه بودم وسط صحبته شوهر خالم این کلمه رو شنیدم : مـارچـوبـه  
من حرفشو بد برداشت کردم .
فکر کردم می گه مار،چوبه . 
به این معنا که مار یه حیوون نیست بلکه چوبه 
از اون به بعد من دیگه مارو یه حیوون نمیدونستیم فکر می کردم چوبه 
یه بار با همین شوهر خالم اینا داشتیم میرفتیم شمال
کنار جاده یه مار دیدیم همه خونواده ریدن به خودشون جیغ و داد و این حرفا 
من دوییدم دمه مارو گرفتم شروع کردم خیلی خونسرد چرخوندنش 
به جهت های مختلف می چرخوندمش . ضربدری . دایره ای . مثلثی 
تو همون حال بابامو شوهر خالمو کل خونواده داشتن داد میزدن: 
غلام اون مارو بنداز کنار نیشت می زنه . میمیری  
منم می خندیدم می گفتم: کُس نگید بابا . این چوبه . چوب که نیش نمی زنه . 
بابام گفت: احمق چوب نیست این ماره 
من در همون حالت که داشتم با ماره لانچیکو میزدم گفتم:
خوب منم همینو می گم دیگه مار چوبه 
بابام گفت: مار یه نوع حیوونه نیش میزنه . چوب چیزیه که از درخت میاد . کدوم خری گفته که مار چوبه؟ 
منم شوهر خالمو نشون دادم گفت: آقا مرتضی گفت 
حالا کاری نداریم که چقدر باهام حرف زدن 
آقا اون ماره مارو نیش زد . 
یادمه برده بودنم بیمارستان
تا خوب بشم به شوهر خالم فوش میدادم . 
یادمه تو همون حالت که حالم بد بودو همش فوش میدادم 
تو ذهنم داشتم در مورد شوهر خالم فکر می کردم 
با خودم می گفتم این کسخل فرقه مارو چوب و نمی فهمه چه طوری خالمو می کنه ؟ 
تا مدتها دلم واسه خالم می سوخت که انقدر شوهرش کسخله 

عاشق شدم کاش بدونه

بزارید براتون یه مثال بزنم بفهمید وقتی می گم عاشق شدم کُس نمی گم 
چند وقت پیش تو کافه بودیم با چندتا از دوستام 
بعض شما نباشه اونام خیلی کسشرن
بعد من تو تفکرات خودم بودم و این صوبتا
اونا داشتن در مورد این حرف می زدن که .... 

این پست همینجا تموم شد . 
امیدوارم با این کار تونسته باشم ثابت کنم که عاشق شدم 

واقعا؟ بهشت زیر پای مادران است ؟

من وقتی بچه بودم 
مادرم بخاطر درگیری کاری نتونست به من شیر بده 
البته حالا که فکر می کنم می بینم
من خودمم زیاد میلی ندارم که از سینه های مادرم آویزون بشم . 
بعضیا که مادرشون بهشون شیر ندادن
ازشون شاکی ان که چرا منو از شیر خودت محروم کردیو این کسشرا 
حالا انگار سینه مادرا نوشمکه 
حالا انگار اینا تا 20 سالگی شیر می خوردن ادیسون می شدن 
در کل من با آدمایی که میل به میک زدن سینه های مادرشون دارن زیاد حال نمی کنم 
حالا بگذریم ... اینو می خواستم بگم : 
چند وقت پیش مادرم بهم گفت غلام تو دیگه سن زن گرفتنته 
من گفتم خوب؟ 
گفت: وقتی تو سن زن گرفتن هستی باید زن بگیری وگرنه آسیب می بینی 
این نشون میده مادره من به اینکه من زن نگیرم جقی می شم فکر کرده 
ولی به اینکه من تو بچگیم شیر مادر نخورم پوکی استخون می گیرم فکر نکرده 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O