ادبیات جدید در تعاریف واقعیات

روزی اینجانب به مهمانی رفته بوده است 
که در آن مهمانی پر از کُس های زیبا و بده بود اند 
ناگهان در مهمانی خواهر اصخر را دیده ام 

خواهر اصخر کیست ؟ 
دختری است ملقب به خواهر اصخر ، که در حقیقت خواهر اصخر هم هست  (من خودم شاهدم اسم داداشش اصخره ) 

اصخر کیست ؟ 
اصخر برادره خواهره اصخر است ( یعنی خب همون اصخره دیگه)

اصخر چیست ؟ 
پسرکی که در همسایگی ما زندگی می کند و بشدت کیری دماغ و کیری اخلاق بوده است ، بسیار غیرتی و بسیار هم از من بدش می آید است 

خواهر اصخر را دیده در جایی پناه گرفتم که مبادا به من پیشنهاد رقص بدهد ، و کسی به گوش اصخر برساند که من با خواهرش رقصیده ام و بیاید کونم بگذارد در خفا 

شما تصور کن که در یکی مهمانی باکلاس من پشت مبل دراز کشیده بودم و برای طبیعی جلوه دادن این ماجرا یک مجله برداشته بوده ام و می خوانده ام بودند 

مهمانی باکلاس چه می باشد ؟ 
مهمانی با کلاس است ( بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم چون خودمم دقیق نمیدونم ) 

بعد از چند دقیقه بد شانسی به اینجانب رو نموده است و خواهر اصخر من را بدید ، و بعد از دیدن من به سمت من حمله ور شد و تیریپ آشنایی بداد ، من که بسیار شُکه شده بوده است وانمود کردم که او را نمی شناسم ، او که دید من اصلن به یاد نمی آورم او کیست شروع کرد خاطره ای را از من تعریف کردن و آن خاطره هم چیزی نبود جز آن خاطره ای که من کون لخت با چشمانی گریان در کوچه به دنبال مادرم می دویدم ، من که اوضاع را کیری دیدم و احساس خطر شدید نمودم حرف خود را پس گرفتم و آشنایی دادم، او که از این آشنایی بسیار خرسند شده بود از موقعیت سواستفاده کرد و در خواست رقصیدن داد ، من که خایه کرده بودم دوباره گفتم شمارا نمی شناسم ولی خندید ، گویا دیگر راهی برای نرقصیدن با این موجوده حال بهم زن نبوده میباشد ، ولی فکر اصخر لرزه به اندامم می انداخت ، کیرم در کوچک ترین حالت ممکن بود زیرا نگران بودم که کمی بزرگ شود و همین بزرگ شدن کیر ناقابل اینجانب به گوش اصخر برسد و فردا کونم بگذارد در خفا ، با خواهر اصخر علیه السلام به میانه مهمانی تشریف فرما شده اَستیم ، از شانس بیضوی ما آهنگ سپیده ی استاد فرشید امین پخش شد ، از آنجا که اسم خواهر اصخر سپیده بود این بدترین خبر بود زیرا در این حالت ها این اتفاق خوش یُمن به نظر می رسد و یعنی دخترو پسر فیلان و بیسال و این حرفها اَستند، البته ما هیچوقت به ایشان سپیده نمی گفتیم ، ما همیشه به ایشان خواهر اصخر می گفتیم ، با هزار بدبختی شروع به رقصیدن نمودیم ، بنده سعی می نمودم که فاصله قانونی را با خواهر اصخر را حفظ کنم ولی خواهر جنده ی اصخر کونش را قُنبل نموده بودند و به سمت کیر ما نشانه رفته بودند ، اینجانب که چند پیکی از مشروبات الکی خورده بودم بعد از کمی ممانعت تن به این کار دادم و کیر خود را به باسن مبارک ایشان چسبانیدم، به محض اولین تماسِ کیر اینجانب با باسن خواهر اصخربنده در آن طرف مهمانی اصخر را دیدم که داشت با چاقو لای دندان های خود را تمیز می نموده است ، در جا خود را کمی خیس کردم و از رقصیدن با خواهر اصخر کنار کشیدم ، بعد از چند لحظه ولیه مسلمین جهان اصخر را دیدم که به سمت من می آید ، همینطور نزدیک شد و کنارم بنشست ، سلامی کردم و عرض خایمالی خود را تقدیم ایشان نمودم، بعد از وقفه ای چند ایشان گفتند: خوب می رقصی، میای با منم برقصی؟ من که میدانستم می خواهد مرا وسط رقص بگاید تیریپ شکسته نفسی آمدم و گفتم نه، ولی اصخر این چیزها را نمی فهمد، دست من را گرفت و کشید وسط ، از شانس ما آهنگ "ووووییییی چه هلویی" از امیر تتلو در حال پخش بود، شما تصور کنید من در حال رقصیدن با سرور و سالار کیرخران جهان هستم در حالی که آهنگ ووووییی در حال پخش است ، بعد از چندی رقصیدن دیدم اصخر دستش را انداخت دور کمرم ، اینجانب که دیدم اوضاع دارد به کیر می رود و اگر دیر بجنبم چند دقیقه دیگر باید در مهمانی برای ایشان ساک بزنم خود را به سکته مغزی زدم و فازه فلج بودن برداشتم ، از شانس ما آمبولانس آن شب نبود  و اصخر من را به مطب پزشک رسانید در تمام مدت راه خانه تا بیمارستان سر اینجانب روی پاهای اصخر بود طوری که کیر ایشان را دمه گوش خود حس می کردم ، بعد از مرخص شدن تا مدتها خود را به فلجی زده بودم و با ویلچر رفت و آمد می نموده ام تا مبادا اصخر بخواهد از من انتقام بگیرد، می باشد

نوعی ادبیات که اختراع کانگروئه و شرکاع می باشد است ^_^ 

سوالات غیر شرهی - فصل 2

 سلام می خوام مخ یکی که دایش یکی از نزدیکای ما در اومده رو بزنم میشه راهنمایی کنید چی کار کنم ؟؟مخش رو بزنم یا نزنم؟؟؟ (سعید)

این سوال رو به عنوان نمونه جواب میدم تا بفهمید چقدر کسمغزید 
شما به سوال توجه کن 
نوشته می خوام مخ یکی رو بزنم ، بعدش از من پرسیده بزنم یا نزنم ؟ 
من مگه باباتم ؟ 
خب می خوای بزنی بزن . من دختره رو ندیدم که !

حالا بگذریم ، میگی دایی دختره آشناتون در اومده ؟ 
خب اگه اینجوری باشه دایی همه دخترا آشنای منن 
اگه من می خواستم نکنمشون که تا حالا باکره مونده بودم 

بعد تو به داییش چی کار داری؟ دختره اگه خوبه بکنش

چقدر دایی طرف آشناست  ؟ 
مثلا دایی دختره اگه عموی تو باشه ، کسخل اون دختره دختر عمته 
نکنش دختر عمتو :| 

مواظب باش وارد ارتباط فامیلی نشی ، ولی اگه فامیل نیست چند روش و راه بهت توصیه می کنم که حتمن باید در اینگونه روابط رعایت کنی 

- جلوی دایی طرف خود را امام زاده نشان بده ، حتی اگر پا داد جلوی ایشان نماز شب بخوان تا به شما ایمان قلبی بیاورند 

- اگر توانستی مخ دختر را بزنی که عمرن نتونی بزنی . مراقب باش دایی دختر از رابطه شما با خبر نشود 

- اگر دایی دختر فهمید که تو او را کرده ای وسائل خود را بردار و از مرز خارج شو 

- جق بزن  ( این شاید به مشکل شما مربوط نشود ولی جق توصیه همیشگی اینجانب می باشد ) 

- اگر دیدی دختر پرده دارد که عمرن داشته باشه . پردشو نزن چون شَر می شه 

- اگر دایی دختر زورش از شما کمتر است چه بهتر ، از هیچ چیز نترس و مخ دختر را بزن و بکن 

- شاید دایی دختر نره غول باشد که در این صورت توصیه می کنم همین الان که مخ دختر را نزدی وسائل را برداری و از ایران فرار کنی و به اسرائیل بروی 

- اگر دختر ممه های خوبی و باسن خوبی دارد از من می شنوی قید جان خود را بزن و مخ دختر را بزن و یک راه بکنش ، که همانا خداوند می فرمایید مرگ بعد از کُس کنی شهادت محسوب می شود 

- اسم خود را عوض کن ( این به موضوع مربوط نمی شه چون من از اسم سعید خوشم نمیاد گفتم عوضش کنی ) اگر عوض نمی کنی حداقل خود را به دختران باربد معرفی کن زیرا باربد خیلی سکسی می باشد 

- معمولن دایی ها در خانواده نقش بسزایی ندارند و کسی دایی را آدم حساب نمی کند

تعریف دایی از نگاه دختران: 
دایی مردی است که برداره مادره دختران است و در واقع مثل بقیه افراد خانواده کیر دختران هم نیست 

تعریف دایی از نگاه پسران: 
کیرمونه ( به همین توضیح مختصر اکتفا می کنم ) 


پس با نگاهی اجمالی به نقش خایه باقر مانندِ دایی در خانواده در می یابیم که شما می توانید بدون هیچ مشکلی دختر مورد نظر را بکنید و پولش را هم ندهید 


بُکن باشید و در رو ^_^



سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O