داستان هفته - هفته اول

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود


با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده.

پدر از فرط تعجب بگا رفت و کمی شاش از سر کیرش سرازیر شد .

یک پاکت به روی بالش گذاشته شده و رویش نوشته بود «پدر».
پدر پاکت را دید و گرخید ، پدر طوری به پاکت نگاه می کرد که انگار در طول زندگی هیچگاه یک پاکت را از نزدیک ندیده بود کسکش

با بدترین پیش داوری ها  پاکت را باز کرد و با دستان لرزان نامه را خواند (حالا این که چرا پدر در این صحنه دستش می لرزد خودش یک ماجراست و این ماجرا از جایی آب می خورد که پدر در زمان نوجوانی به روی پشت بام میرفته و زن های همسایه را دید میزده و تا مرز بی هوشی جق می نمودند) 

متن نامه از این قرار بود : 

پدر عزیزم
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم، من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی رویارویی با مادر و تو رو بگیرم، من احساسات واقعی را با بَـتـول پیدا کردم، او واقعا معرکه است، برایم کاری را می کند که شما و مادر نکردید ، به طور مثال او برایم ساک میزند. من می دانستم که تو او را نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هایش، تحصیلاتش، خوانواده اش، نماز خواندنش، دعای کمیل خواندنش، تسبیح حضرت زهرا زدنش، مانتویی بودنش، ساپورت پوشیدنش، خالکوبی هایش، لباسهای تنگش، سیبیل فابریکش، آنال سکس معرکه اش، آب کیر خوردنش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتر است، این فقط یک احساس نیست... بتول خانوم به من گفت می تونیم شاد و خوشبخت بشیم، اون یک کلبه توی جنگل داره و کلی هیزم برای تمام زمستون، ما یک رویای مشترک داریم برای داشتن تعدادی بچه، بتول چشمان من رو به حقیقت باز کرد که علف واقعا به کسی صدمه نمیزنه. اگر علف به کسی قرار بود ضربه بزند الان تمام گوسفندان بگا رفته بودند ، ما اون رو برای خودمون می کاریم و برای تجارت با کمک آدمای دیگه که تو مزرعه هستن، برای معامله با کوکائین و اکستازی احتیاج داریم، فقط به اندازه مصرف خودمون، برای مصرف مشروب و تریاک خودمان هم فکر بکری کرده ایم و بتول خانوم می گوید ساقی سراغ دارد ، در ضمن دعا می کنیم که علم بتواند درمانی برای ایدز پیدا کند و بتول بهتر بشود تا بتونم بدون کاندوم بکنمش چون اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم یک روز مطمئنم که برای دیدار تون بر می گردم و اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی

با عشق پسرت اصخر ^_^ 

پاورقی:  پدر هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نبود من خونه دوستم سهراب کوتوله هستم، فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به چیزی که دیروز دیدی ، لطفن به کسی نگو منُ موقع جق زدن دیدی 

هر وقت برای اومدن به خونه امن بود بهم زنگ بزن ، به مامان بگو شام لازانیا درست کنه ، بای :* 



کیر تو فرهنگ ایرانی

شما با یه نگاه اجمالی به تاریخ توییتر و فیسبوک و پلاس در میابی همه اونایی که فاز شاعری برداشتن و کسشرای عاشقانه می نویسن مادر جندن . اصلن شوخی ندارم مادر جنده به تمام معنان

مردم ایران اینجوری ان که کسشر ترین چیز های عاشقانه و سطحی ترین جملات بی معنی رو فلسفی و عاشقانه می پندارند و سریع میرن به کسی که جمله رو نوشته میدن 

شما مثلا بنویسید :

زنبوری را می شناختم که با عشق تو پروانه شد


احمقای اطرافتونُ بشناسید ، این جمله هم نقض فلسفه هم نقض فیزیک هم نقض عشقه، ولی ایرانیا نمی فهمن ، شما عین این جمله رو تو پروفایل خودتون بنویسید و به کسانی که از این جمله تعریف کردن لینک این پستُ بده بیاد مادرش گاییده بشه 

شاعری که واسه دل خودش شعر نمی گه ، شاعری که شعرشُ بجای اینکه کتاب کنه یا برای عشقش بخونه یا اصلن بده این خواننده کسکشا بخونن میزنه تو فیسبوکش یا پلاسش یا هر گورستون دیگه ای مادرجنده است و قصد سواستفاده داره 

من منکر این نمی شم که ادب و فرهنگ و اینا مهمه ولی اینکه از ادب و فرهنگ استفاده کنی که کُس بکنی اسمش فرهنگ نیست اسمش مادرجنده بازیه ، قبول دارم دخترانی هستند که پسران با ادب را به پسران بی ادب ترجیح میدهند ولی این از ظاهر بینی دختران بی عقل و بی شعور و کُس پاره است ، اگر پسرانی در جامعه مجازی بی ادب هستند این دلیل بر بی ادب بودن آنها در دنیای واقعی و کیری نمی باشد که اگر هم بی ادب باشند مزیت این دوستان کیری ما این است که فیلم بازی نمی کنند و از ادب تخمی خود برای فریب انسانهای کسمغزی چون شما استفاده نمی نمایند 

 در آخر خواستم به دخترایی که میان این وبلاگُ می خونن بگم: 

شبکه چشمانت از شبکه من و تو هم بیشتر کُس داره 

اگر بعد از خواندن این جمله خواستی به من بدی من با کیری راست در انتظارت نشسته ام گلم ، زود بیا که من کم تحملم 


با درود بر عشق و کیر ^_^


سوالات شرهی - فصل فریب وبلاگ نویس

روش جدید مخفی کردن پاره بودن خود را توضیح دهید، طوری که مو لا درزش نرود

و حت صاحب این وبلاگ هم نتواند آن را برملا کند ( سمیرا )


ممنون از سوال خوبتان ، قبلن در پست پاکدامنی به این سوال پرداخته بودم ، ولی چند نکته ریز برای شما می گویم که از آن استفاده کنید 

در مورد اینکه طوری پارگی خود را مخفی کنیم که حتی صاحب این وبلاگ متوجه نشود باید بگویم : از مادر زاییده نشده بتونه پاره بودنشُ از من مخفی کنه ، من خودم پاره ام ، من وقتی به دنیا اومدم یه پاره بودم ، از اول پاره بودم بعدن دستُ پا در آوردم، پس مخفی کردن پارگی خود را از من فراموش کنید 

اما در مورد سوالتان و اینکه چگونه پاره بودن خود را مخفی کنید : 

- به نظرم پاره بودن چیزی نیست که بتوان به همین سادگی آن را مخفی کرد ، ولی راه های بسیاری برای این کار ابداع شده 

- مثلا دختری را می شناسم که همیشه با همه دوس پسرانش روز آخر پریود سکس می کند و از خون پریودش مایه گذاشته و می گوید پرده داشتم ، این کار عنده مادر جنده بازی بوده و حتی خود این جانب یک بار گول این حرکت را خوردم ولی از آنجا که من کسته خاره این کارام بعد از چند وقت فهمیده و کون دخترک بی نوا گذاشتم 

- در روشی دیگر شما دکتری آشنا پیدا می کنید و می گویید برای شما نامه ای بنویسد مبنی بر این که شما پرده خود را در طوفان های اخیر تهران از دست داده اید ( اگر در تهران نیستید پس صبر کنید تا در شهرتان طوفان بیاید ) 

- خود را حلقوی جا بزنید ( الان همه حلقوی ان - الان نون تو حلقوی بودنه) 

نکته : من قدیما هر کی بهم می گفت حلقوی ام نمیدونستم یعنی چی فکر می کردم بدبخت حلقش مورد داره ، یه بارم به یکی پیشنهاد دادم که ببرمش دکتره گوش و حقل و بینی!

- یک ماده دیگری در بازار هست که چسب مانند است آن را درون خود فرو می کنید و وقتی که آلت تناسلی پسر درون شما فرو رفت از شما ماده قرمزی بیرون می ریزد که همانا زن امامم فکر کنم از این ماده استفاده کرده بود. ( کسکشا این چینیا واسه پرده دخترام کسشر ساختن ) 

اما پیشنهاد بنده این است که با همه رو راست باشید و از آنجا که صادق بودن تاوان دارد ، تاوان شما این است که تا آخر عمر شوهر گیرتان نمی آیند، زیرا پسران ایرانی خودشان دوست دارند با همه رابطه داشته باشند ولی موقع ازدواج دنبال میوه در بسته می گردند و این عنده کُس ننه بازی می باشد (جا داره متذکر بشم بنده این گونه نمی باشم اگر کسی را دوس داشته باشم خودم بهش کون میدم - البته کو تا ما یکی رو دوس داشته باشیم) پس بنابراین از من می شنوی شرف خود را با صداقت حفظ کن و تا آخر عمر بمان و بترش و بگا برو 

بی پرده باشید و رو راست ^_^

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O