داستان هفته - هفته چهارم

روزی از روزها در لندن شهر کوچکی بود به نام پاریس که پادشاهی در آن میزیست ( میزیست به معنای زندگی کردن نه اینکه فکر کنید میزیست یعنی میز است) پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در نوار غزه از دست داده بود. او تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند. پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند. اصخر یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد( حالا اینکه اصخر تو پاریس چی کار می کرده خودش یه داستان کیری و بلنده )  بنابراین اصخر با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. زیرا اوایل دانه را در گلدانی کاشته بود و برای اینکه آن را بیشتر تقویت کند بجای آب پای آن شیر موز میریخت ولی جواب نداد و کیرشد ، او حتی اسپرم خویش را امتحان کرد ولی باز هم کیر خورد و چند روزی بخاطر جق زدن زیاد کمردرد داشت، به این فکر افتاد که دانه را در آب و هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل  دانه را از خاک از میان اسپرم های خود در آورد و بدون اینکه دست نجسِ خود را بشویید به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمایش کرد ولی باز هم کیر شد. اصخر حتی با کشاورزان و جنده های دهکده های اطراف شهر مشورت کرد ولی همه این کارها بی فایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد. اصخر که به کلی دانه را بگا داده بود پس آن دانه که از فرط خوردن اسپرم بوی وایتکس گرفته بود و نوچ شده بود را دور انداخت و یک دانه دیگر انتخاب کرد ولی از شانس تخمی اصخر آن دانه هم رشد نکرد، در آخر اصخر به یک گل فروشی رفت و یک گلدان بزرگ خریداری کرد تا به پادشاه بدهد و پادشاه کسمغز پاریس را گولش بزند و دست به دولش بزند، بالاخره روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند. اما از شانس کیری اصخر صبح مادرش از خواب بیدار شده گلدان را دیده و آن را برای ختنه سورونه بچه صفورا خانوم برده بود بخاطر همین اصخر باهمان گلدان خالی آمده بود، پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد. وقتی نوبت به اصخر رسید، پادشاه از او پرسید: پس گیاه تو کو؟ اصخر با کمی خارکسته بازی و کمی هم از حس ایرانی بودن خود استفاده کرد و دروغی در خور نام ایران و ایرانی تحویل داد و گفت: من زحمات بسیاری برای این گلدان کشیدم، از کود انسانی و حیوانی گرفته تا آب معمولی و آب غیر معمولی را به او خوراندم ولی رُشد نکرد مادر سگ ... در این هنگام پادشاه دست اصخر را بالا برد و او را جانشین خود اعلام کرد! اصخر از تعجب در خود رید و همه جوانان به این انتخاب پادشاه اعتراض کردند. پادشاه روی تخت نشست و گفت: این جوان درستکارترین جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از دانه ها نمی بایست رشد می کردند. پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهی نیاز دارند که در عین راستگویی و درستکاری با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ریا کارانه ای بزند!

بنابراین اصخرِ درستکار سالها پادشاه پاریس بود و همیشه به ریش آن پادشاه قبلی می خندید و به او فحش مادر میداد که انقدر احمق است ، اصخر تمام عمر خویش را صرف رشد دادن یک دانه گندم کرد و در آخر عمر بدون اینکه موفق به انجام این کار شود در توالتی در پاریس موقع ریدن جان به جان آفرین تسلیم کرد 

روحش شاد یادش به کیرم  -_-

سوالات غیر شرهی - فصل دوست معمولی

چگونه دوست معمولی خود را بکنیم؟ ( مملی )

برای این کار ابتدا باید دوست معمولی پیدا کنید ، حالا گیریم که دختری حاضر شد با شما دوست معمولی باشد 

روش های بسیاری برای گاییدن دوست معمولی هستند که به چند مورد اشاره می کنم

1 - می توانید از حس ترحم دوست خود استفاده کنید ، مثلن سعی کنید سرطان ریه بگیرید و بگویید 2 ماه بیشتر زنده نیستید و دوماه هر روز طرفُ بکنید 

2 - همیشه سعی کنید از کیر خود تعریف کنید و کیر خود را بزرگ جلوه دهید ، مثلن در شورت خود بالش بگذارید که وقتی میشینید شورتتات قلمبه شود، دختران عاشق این حرکات هستند ( این کارو بکنی تضمینی میاد بهت میده - فقط مواظب باش بالشی که انتخاب می کنی خوب باشه من یه بالش گذاشته بودم که مادرم بجای اینکه گوشه هاشُ بدوزه سنجاق زده بود ، سر قرار سنجاقا باز شد همه رفت تو کیرم بگا رفتم ) 

3 - شعر بگویید: دختران کسمغز ایرانی گرایش شدیدی به شاعران دارند ، شما می توانید با چند سطر شعر مزخرف که از اینترنت میدزدید مخ فرد مذکور را بزنید و بکنیدش 

4 - به او سگ محل کنید - سگ محل نه تنها روی همه دخترا جوب میده بلکه رو خدا هم جواب میده ، 10 روز به خدا سگ محل کن ببین چه میاد سمتت، دخترام عقده ی توجه دارن وقتی سگ محل میکنی میان بهت میدن که توجه کنی بهشون

5 - سعی کنید خود را لخت به او نشان دهید ، مثلن روزی او را به خانه خود دعوت کنید و یک دفعه کش شلوارتان در برود و شلوارتان از پایتان بیوفتد 

6 - صادقانه برخورد کنید: بروید به او بگویید می خواهم تو را بکنم ( این روش اصلن جواب نمیدهد ، همه دخترا فازه صداقت دارن ولی جنبه صداقت نه ) 

7 - جلوی او در مورد ازدواج حرف بزنید و خود را مشتاق ازدواج نشان دهید، الان جلوی هر دختری از ازدواج حرف بزنی میاد بهت میده که بگه بیا منو بگیر 

8 - منصرف شوید: من به شما انصراف دادن از این کار را پیش نهاد میکنم ، شما برو دوستای غیر معمولیتُ بکن بعد بیا سراغ دوست معمولیات کسکش 

9 - مثل همیشه بهترین و آخرین راه تجاوز است ، ولی سعی کنید به دوستان معمولی خود خیلی معمولی تجاوز کنید و خلاقیت به خرج ندهید ، زیرا لیاقت آدمی که میگه بیا دوست معمولی باشیم یه تجاوزه معمولیه 

نکته مهم : 
دوست معمولی چیست ؟ 
دوست معمولی به نوعی از دوستی میگویند که در آن سکس جایی ندارد، این نوع دوستی ابداع دخترانی است که یا بُکن دارند ، یا این لقب را به پسرانِ کیریی اطراف خویش میدهند که آنها را از خود دور نگه دارند - تحقیقات نشان داده دوست معمولی وجود خارجی وجود ندارد و ساخته ذهن بیمار دختران می باشد 

وقتی یه دختر به یه پسر میگه دوست معمولی معنیش چیه ؟ 

1 - من دارم به چند نفر میدم واقعن نمیرسم به تو بدم ، ایشالله باشه یه وقت دیگه که سرم خلوت تر باشه 

2- تو قیافت کیریه من نمی تونم بهت بدم پس همین که گذاشتم اطرافم باشی راضی باش

3 - ماشین نداری پس در همین حد کافیه 

4 - درسته تو خیلی خوشتیپ و خوشگل و پولداری ولی من پولدار از تو سراغ دارم 

5 - هر وقت رفتی باشگاه بدنسازی بعد بیا گه بخور 

محققان در تحقیقی دیگر دریافتند که پسران به هیچ دختری دوست معمولی نمی گویند چون آنها می خواهند همه را بکنند و به زشت و زیبا و فقیر رحم نمی کنند 

چون آدم معمولیی نیستم واسم اُفت داره دوست معمولی باشم با کسی ^_^ 


اصخر - فرزند طلاق

اصخر که در دوران کودکی سختی های بسیاری را تحمل کرده بود در همان کودکی شاهد جدایی پدر و مادر خویش بود ، این جدایی ضربه بسیاری به اخلاقیات کیری اصخر زد ، بعد از جدایی مادر ایشان از خانه رفت و به شهری دیگر نقل مکان کرد ، اصخر که دلش پیش مادرش بود همچون مثاله هاچ زنبور عسل به دنبال مادر خویش  رفت تا او را پیدا کند ، او در این راه مشقات زیادی را تحمل نمود ولی خوشبختانه در آخر کار بعد از تحمل تمام مشکلات، مادر خود را پیدا نکرد و باز هم در زندگی کیر خورد ، اصخر به شهر خود باز گشت و در یک مکانیکی مشغول کار شد ، او اوایل که به شهر خود باز گشته بود در روزنامه ها دنبال پست مدیریت می گشت ولی هر جا برای مصاحبه می رفت به او میریدند و میگفتند تو بی سواد و کسخل هستی ، اصخر که مادر زاد بی سواد بود ( البته همه مادر زاد بی سوادن ولی این خیلی بی سواد بود ) به دنبال تحصیل رفت تا با تحصیل علم برای خود کسی شود و انگل جامعه نشود ولی متاسفانه چون از قیافه کیریی برخوردار بود در مدارس بچه ها او را سوژه می نمودند، او بعد از مدتی مجبور شد مدرسه را به قصد مکانیک شدن ترک کند، با مدرک سیکل ردی به مکانیکی شغل مورد علاقه اش رفت و سالها در مکانیکی با زحمت و تلاش و کوشش بسیار کار کرد تا در مکانیکی هم هیچ گهی نشد و باز هم کیر خورد ، اصخر تمام مشکلات و بدبختی های زندگی خود را به جدایی پدر و مادرش نصبت میدهد و همیشه از آن حادثه به عنوان تخمی ترین خاطره زندگی خود نام می برد ، او که اکنون بسیار بزرگ شده و شرایط مالی خوبی دارد هر ساله به کودکان طلاق و شیر خوارگاه آمنه کمک های بسزایی نمی کند زیرا کسکش خیلی خسیس است ، اصخر که بچه طلاق است از شنبه تصمیم گرفت دیگر بچه طلاق نباشد و از شنبه بعد هم نماز بخواند و شاید از شنبه بعدش به باشگاه هم برود - با آرزوی موفقیت برای اصخر در زندگی ننگین بارش 

سوالات شرهی - فصل تجاز ( آرمانهای وبلاگ )

با سلام و عرض کیر خر بای ، حاجی تو که انقد تجاوز تجاوز میکنی ، یه چندتا روش برای تجاوز بگو خو ( محران )

من کوچیک تر از اونی هستم که در مورد تجاوز چیزی بگم ، ولی میگم کیرمم نیستید

راه های صحیح تجاوز: 

1 - راه سنتی : شما دختری را گوشه ای خفت کرده و او را به زور همانجا می کنید 

2 - راه مدرن : شما دختری را راضی کرده به خانه می برید یکبار او را می کنید و دیگر به او زنگ نمی زنید ( شاید با خودتم فکر نمی کردی این تجاوز باشه ولی هست لاشخور هست ) 

3 - حرفه ای : ماشینی جور کرده دختر مورد نظر را سوار می کنید اورا جای خلوتی می برید و ترتیب او را میدهید 

4 - رفاقتی : با چند تن از دوستان شق درد گرفته خود هماهنگ کرده دختری را نشان می کنید او را به زور به جایی می برید و او را می کنید 

5 - نوستالوژی: این نوع تجاوز بسیار خاص است ، مثلن شما به خاله یا مادر بزرگ خود تجاوز می کنید و لذتش را می برید 

6 - زن همسایه : همیشه یکی از گزینه ها برای تجاوز زن همسایه است که ذهن تمام پسران ایرانی را درگیر خورد کرده است

7 - کودکانه : به کودکان محل تجاوز کرده و لذتش را می برید در اکثر مواقع کسی هم نمی فهمد

8 - به خود : به خود تجاوز می کنید - اینجوری هم تجاوز کردید و هم لذت می برید 


شرایط لازم برای تجاوز ( مهم ) 

- یک قطعه عکس 
- کپی صفحه اول شناسنامه 
- مقداری پول برای خرید کاندوم
- باید از وحشی گری خوبی برخوردار باشید 
- باید به سن قانونی رسیده باشید اگر نرسیده باشید کسی جدی نمی گیرتون واسه همین نمیذاره بهش تجاوز کنید 
- باید از کیر برخوردار باشید ، این یعنی دخترا نمی تونن تجاوز کنن 
- باید بلافاصله بعد از تجاوز به ترکیه فرار کرده و دیگر برنگردید وگرنه کونتون پاره است 

تجاوز دروازه بهشت است ( یکی از اماما گفته ) 

حتی روایت داریم هر کس در این دنیا یک بار تجاوز کند در آخرت آقامون ابوموسی عشعری ضامنش می شه 

اونواع تجاوز : 
 تجاوز به اُنف  - تجاوز به جنده - تجاوز به خاکت -  تجاوز به مادرت - تجاوز به پدرت  - تجاوز به خودت 

تجاوز به اُنف چیست؟ 
خفت کردن و گاییدنِ دختری که با او محرم نمی باشی را تجاوز به اُنف می گویند - البته در قدیم به این نوع تجاوز تجاوز به اُف هم می گفتند یعنی اُف بر کسی که این کارو کرده  - ولی یه نوع دیگه تجاوزم بوده که بهش میگفتن تجاوز به عووووف ، یعنی چه تجاوزه باحالی کرد دمش گرم ، عووووووف - که این جمله بیشتر تشویقی بود ولی در طی سالیان سال همه اسمشون شد اُنف

تجاوز به جنده چیست؟ 
کردن جنده پولی و ندادن پول آن را تجاوز به جنده می گویند  ( این کار با اینکه بسیار فرح بخش و لذت بخش است ولی عنده کسکشی می باشد چون از قدیم گفتن : پول بچه یتیم و دختر جنده خوردن نداره ) 

تجاوز به خاکت چیست؟ 
شاید فکر کنید که دست اندازی به خاک کشوری را تجاوز به خاک می گویند مثل کاری که عراق با ایران کرد ولی جا داره بگم ریدین، تجاوز به خاک به وقتی که آدم از شق درد موقع خواب کیر خود را به سمت زمین فشار میدهد و قصد سوراخ کردن زمین و تخت خویش را دارد گفته می شود 

تجاوز به مادرت چیست ؟ 
دست بلند کردن روی مادرت حتی به جرم جندگی تجاوز به مادرت محسوب می شه حروم لقمه 

تجاوز به پدرت چیست ؟ 
ندارم نمیدونم چی بنویسم :( 

تجاوز به خودت چیست ؟ 
وقتی سوراخ کونت می خارد جوری انگشت خود را درون سوراخ خود کرده و می چرخانی - وقتی ارزش خود را نمیدانی - وقتی منت هر کُسی را می کشی - وقتی نا امیدی - وقتی جق میزنی عذاب وجدان میگیری - وقتی کُس نمی کنی فکر می کنی بازنده ای - وقتی خونوادتُ داری فکر می کنی تنهایی - وقتی احسان علیخانی رو می بینی و خدارو شکر نمیکنی - وقتی می تونی بگوزی ولی نمی گوزی - وقتی عن دماغ از تو دماغت در میاری بجای اینکه گوله اش کنی میذاریش لای دستمال - وقتی یه رفیق فابریک نداری که برات جون بده - وقتی به حضرت اصخر اعتقاد نداری - وقتی از این وبلاگ ایراد میگیری - وقتی حس می کنی از من بهتری درست تو همین لحظه ها به خودت تجاوز کردی و خودتُ گاییدی 

متجاوز باشید ^_^ 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O