سوالات غیر شرهی - فصل دهن لق

مشکلم اینه که دهنم خیلی لقه :( حتا جلو فامیل و خانواده یهو یچیزه ناجوری از دهنم میپره، مثلا یبار بابام پرید وسط حرف یهو از دهنم پرید گفتم دهنتو گاییدم حرفمو قطع نکن :| یا عمه م یبار نظم اتاقمو ریخت بهم بش گفتم خارکسه، خواهر نداشت نمیدونم چرا نارحت شد  ( محمد از کابل ) 

با سلام به برادر افغان

یه چیز عجیب اینه که افغانیا به خودشون می گن افغان ولی ما ایرانیا به خودمون نمیتونیم بگیم ایران . اصن بگیم کسشر می شه ( چقدر عجیبه کُس شدم O_o) 

دهن لقی یکی از مشکلات جوانان این مرز و بوم می باشد ، خودم چند وقت پیش خاله ام فوت شده بود سر قبر بچه هاش نمیذاشتن خاک کنن بدبختُ، ما هم مثل کیر اسب وایستاده بودیم اینا هِی جسدو میگرفتن بغل می کردن که خاکش نکنن، دوساعت تو گرما بودیم منم اعصابم خورد شد گفتم: خارتونُ گاییده این جنده رو خاک کنید از گرما خالمون گاییده شد . متاسفانه پسر خاله هام و دختر خاله هام شرایط بد منُ توی اون لحظه درک نکردن و با ما بطور کلی قطع رابطه کردن ، واسه همین این چیزی که گفتی راه کاری  نداره دوست کسمغز خودم :( 

من میگم ما که نمی تونیم با ادب بشیم باید جامعه رو بی ادب کنیم و با این تلاش خودمون رو برای دیگران معمولی کنیم ، مثلن هر کس باید از خونواده خودش شروع کنه و فحش رو در خونواده خود نهادینه کنه به شکلی که چند سال بعد مثلن در هر خونه ای بشنویم پدران به فرزندان خود بگویند: مادرتوگاییدم بگیر بخواب فردا واسه مدرسه خواب میمونی اون موقع خودم می کنمتا ، این نوع حرف زدن با فرزندان نه تنها شور و علاقه و صمیمت را در خانواده بیشتر می کند بلکه نمیدونم دیگه چی کار می کنه ، خلاصه اینکه خوبه دیگه 

البته یه کاره دیگه ی تونی بکنی دوست افغان، می تونید با چیز های بدتر فحاشی رو توی خونه طبیعی کنی ، مثلن وقتی دوس دختر خود را در خانه جلوی مهمان ها بُکنی و یا سر سفره برینی یا درون دهن برادر خود بشاشی یا کار هایی از این قبیل کنی می توانی به راحتی در خانه فحش بدهی و کسی هم چیزی نگوید زیرا آخره لجن بودنتُ دیدن دیگه فحاشی چیزی نیست 

مثل همیشه بهترین و آخرین راه که برای همه نجات بخش بوده و هست تجاوز ( ص) می باشد ، شما می توانید با تجاوز به فامیل - پدر و اقوام دور و نزدیک کاری کنید که همه از شما حراس داشته باشند و وقتی فحاشی می کنید کسی تخم نکند به شما چیزی بگوید ، اینگونه شما در فحش قوطه ور می شوید و کسی هم چیزی به شما نمی گوید ، با اجرای این کار شما هم به فحاشی ادامه میدهید هم سکس دارید و جق را ترک می نمایید 

یه ضرب المثل هست که میگه : 
فحش که از سر گذشت چه کیر چه کُس نت ! 

فحش محدودیت نیست ، مصونیت است  ^_^

اصخر - بیوگرافی 2 (به درخواست امیرحسین)

اصخر پس از کلاهبرداری از خانوم گوگوش بسیار پولدار شده بود، او که تازه از زندانِ کون آنتانامو آزاد شده بود تصمیم گرفت تمام سرمایه زندگی خویش را در کاری سرمایه گذاری کند ، برای همین دنبال کار پول در آوری گشت و از آنجا که اصخر از کیر کوچکی برخوردار بود شرکت تولید لارجر باکس اصخر را راه اندازی کرد - استقبال از دستگاه های کیر کلفت کن او به حدی شدت گرفت که شرکت گوگل ورشکست شد ( شاید بگید چه ربطی داشت ؟ ولی ربط داشت شما نمی فهمید من می فهمم ) اصخر که بسیار مایه دار بود و هنوز از زندگی ننگین بار خود با الهام چرخ دنده ناراضی بود ، به دنبال عشق خود میگشت تا با پولی که دارد او را خوشبخت کند ، روزی اصخر در خیابان آنجلیکا جوکی را دید ، آنجلیکا جوکی که بازیگر معروفی بود به اصخر محل سگ نداد برای همین اصخر یک دل نه صد دل عاشق او شد و شب  که به خانه رفت ساعت ها با عکس های آنجلیکا جق نمود ، بعد ها در روزنامه خواند که انجلیکا جوکی با پسری به نام دره پیت ازدواج کرده و بچه دار هم شده اند ، اصخر که کُس سیاه پوست دوست داشت با دختری به نام نیکی مینانج دوست شد و تمام ثروت خویشتن را به پای ممه های بلورین او ریخت ، اصخر انقدر با سیاه پوستان آمریکا رفیق شده بود که به آنها کاکا سیاه می گفت و آنها هم ناراحت نمی شدند زیرا اصخر فکر می کرد بامزه است ولی آنها اصخر را یک کسخل به تمام معنا می پنداشتند برای همین کاری با او نداشتند ، نیکی مینانج مادرجنده تمام ثروت اصخر را در صنعت موزیک سرمایه گذاری کرد و شکست تجاری خورد و اصخر را ترک کرد ، اصخر که کیری ترین ضربه روحی تاریخ را خورده بود دست از پا کیری تر به وطن عزیزمان ایران بازگشت ، بعد از بازگشت به ایران به خانه مادری خود رفت و با اخلاق تخماتیکی که داشت لقب حرومزاده ترین آدم محل را از آن خود کرد ، او هم اکنون در خانه پدری زندگی می کند و بادیگارد خواهران ترشیده خود است ، اصخر در هیئت های مذهبی شرکت می کند و شایعه شده است که توبه کرده است ، او محرم ها در هیئت محل تبل میزند، در شورای ارازل و اوباش محل سر دسته است ، او نماد کیری بودن محل است ، بد نام ترین آدم تاریخ می باشد ، در قحبه خانه های کشور اسم او را اصخر دو سیب آلبالو گذاشته اند ، او به تازگی مداح اهل بیت شده و برای حضرت اصخر نوحه سرایی می کند جوری که دل سنگ خارش گاییده می شه چه برسه به دل ما که عاشق انبیاء هستیم ، او در کلاس های گیتار شرکت می کند و اساتید را خفت می کند ، ایشان به تازگی به فیسبوک آمده اند و پروفایلی ساخته و از آن صفحه سعی در مخ زنی دارد که تا به حال در این کار ناموفق بوده با اینکه عکس تام کروز را برای پروفایل خود انتخاب نموده ... اصخر و خانواده اش ایده آلیست هستن و دنیا را کیری تر از بیش می خواهند و تا به ایده آل خود نرسند دست از تلاش بر نمیدارد ، آنها به تازگی جنبشی به نام اصخریزم راه اندازی نموده اند که هنوز مشخص نیست قراره چه گهی بخورن توش ولی مطعنن قراره بگا بریم ... 

به عنوان همسایه ایشان می گویم که حُبِ اصخر در دل من رخنه کرده و خاره دلمو گاییده . اصخر :* 

اصخری باشید ^_^ 

سوالات شرهی - فصل زدن مخ دختران مایه

سلام با عرض تجاوز به درزت ، میگما چطوری وقتی وضع خودت خوب نیست مخ یه کس پولدارو بزنی؟ مثلا دیدی پسره از مدفوع خودش تغذیه میکرده از فقر بعدش با یه سلبریتیه دوس شده؟ حالا من سلبریتی نمیخوام ولی پولداار میخوام، ماشین - قیافه - بدنم ندارم؟ ( اسمت یادم رفته جون من بیا تو کامنتا خودتو معرفی کن اضافه کنم به پست) 

با سلام و عرض سپاس یا حتی بیشتر، چهارپاس

مهم نیست چندپاس مهم اون پای وسطه که باید مثل همیشه سرزنده باشه که هست به لطف ایزد یکتا 

راه کار های متفاوتی برای این راه وجود دارد که عمرن بتونی انجام بدی ، اولن که تو نه قیافه داری نه پول داری نه بدن گه می خوری دختر بازی کنی برو جقتُ بزن جاکش :| 

برای زدن مخ دختران پولدار چند قانون هست که باید رعایت کنید 
آنها پول دارند پس به پول شما نیاز ندارند الان البته جنده سراغ دارم خونه الهیه دارن 6 میلیارد پولشه ولی بازم میده پول میگیره ، بد کوفتی شده این پول 

پس با پول نمی توانید آنها را گول بزنید و دست به دولشان بزنید ، بنابر این باید روی چیز های دیگه کار کنید ، خدارو شکر قیافه هم که ندارید پس این هم کنسل ، ولی تا می توانید روی قیافه خود کار کنید ، آپشن بعدی اسستیل سکسی می باشد که خدارو صد هزار مرتبه شکر اونم ندارید ( رسمن همه راه هارو بستی ) 

با توجه به خصوصیات خوبی که نداری یه سری راهکار هست بهت میگم رعایت کن ببین می شه یا نه 

- با یک دختر پولدار ازدواج کنید ( شاید بگویید وقتی باهات دوس نمی شن چطوری باهات ازدواج می کنن، تو گه نخور همینی که من میگم درسته، الان تو سر سگ بزنی ازدواج می کنه ، تو بگو می خوام ازدواج کنم حتی قیافت شبیه جبارسینک باشه بازم به چشم دخترا آمیتاچاخانی ) 

- از حقه های سینمایی استفاده کنید : یک دختر خرمایه گیر بیاورید با دوستان خود هماهنگ کنید که روزی در خیابان با ماشین به سمت او بروند و شما با رشادت تمام او را نجات دهید و در همان هنگام که نجاتش دادید نگاه عاشقانه در چشمانتان موج بزند تا او خر شود ( مورد داشتیم دوستاش شوخی خرکی کردن زدن دختره رو واقعن کشتن همه شون به جرم قتل عمد افتادن زندان بگا رفتن )  

- دختر بازی را فراموش کنید: با توجه به قیافه ، استیل  و وضع مالی شما ، توصیه من این است که ادامه تحصیل دهید و قصد هیچ کاری را نداشته باشید ولی اگه راست کردی دیگه ازدواج کن 

- در شرکت های حرمی سرمایه گذاری کنید و پولدار شوید ، وقتی شما پولدار باشید قیافتون شبیه احمد خاتمی هم باشه باز دخترا باهاتون می خوابن 

- خود را جلوی ماشین یک دختر پولدار بی اندازید ، وقتی ماشین به شما خورد سعی کنید زنده بمانید چون اگر بمیرید نقشه کنسل می شود - بعد از زنده ماندن مرحله بعدی این است که به دختر بگویید من عاشق شما بودم و می خواستم با ماشین شما بمیرم ، بعد دختر با خود بگویید چقدر کسخله منه ، بیاد باهاتون مزدوج بشه ( البته دختر مایه دارا خیلی گوسفندن ، مورد داشتیم خودشو انداخته جلو ماشین دختر پولداره ، دختره زده بهش از روش رد شده بعد دنده عقب گرفته دوباره از رو پسره رد شده ، چون پشت ماشین داشته ناخوناشُ لاک میزده اصن متوجه نشده بنده خدا ) 

- با زن پولدارها ازدواج کنید ، زنانی که مطلقه هستن و پولدار هستن تمایل زیادی به ازدواج با پسران کم سن و سال دارند ، شما می توانید با این ازدواج هم کُس کپکی بکنید هم از پول خوبی برخوردار باشید ، اگر شانس بیاورید و زن زود بمیرد شما پول ها را به جیب میزنید و می توانید تمام دختران این مرز و بومُ را بگایید 

- در شرکتی استخدام شوید و عاشق دختر رئیس شرکت شوید و انقدر خود را محمد امین نشان دهید تا پدر دختر شمارا به دامادی برگزیند ( این کار نیاز به سالها کسکش بازی دارد که شما مال این حرفا نیستید - اصن  موردم داشتیم رفته تو یه شرکت کار کرده رئیسه نه تنها دختر نداشته بلکه از خواهر پسره خوشش اومده گرفته خاهره پسره رو گاییده ) 

- می توانید با قرض گرفتن پول از دوستان و آشنایان چند وقتی به پولدار بازی بپردزید و مخ پولدار بزنید که بعد از پول دختر بدهکاری های خود را بدهید ولی اگر نتوانستید مخ پولدار بزنید باید خود را به زندان اوین قسمت کلاهبرداران اقتصادی معرفی کرده و در آن بند روزگاری خوبی را سپری کنید 

- زدن مخ دختران نه پول می خواهد نه قیافه نه پول نه حرومزاده بازی ، فقط کافیه با اونا صادق باشید و به آنها صادقانه بگویید عاشقتونم . اونام انسانن بالاخره می فهمن 

- مورد بالا کسشر محض بود و فقط برای کیر کردن شما نوشته شده بود ، برای زدن مخ دختران باید هر چی لاشی بازی بلدی رو کنی 

- اما مثل همیشه بهترین راه و سریع ترین راه رسیدن به موفقیت در ایران همانا تجاوز می باشد - شما با تجاوز به دختران پولدار هم به قصد خود می رسید هم کُس کرده اید هم دختر پولدار کرده اید و امکان این هست که وسط تجاوز دختر پولدار کسخلی عاشق شما شود --- خدارو چه دیدی . شاید وسط این تجاوزا قسمت تو خوابیده باشه . خودتُ بسپار دست خدا و تجاوز کن . خدا ارحم و راحمینه . التماس دعا هموطن :(

دختر پولدار نعمته ، برکته - تمام دختران پولدار کشورم را دوست میدارم ^_^

روایت های آموزنده - فصل فقر

روزی اصخر که بسیار ثروتمند شده بود، پسر بچه کوچکش را به ده برد ( منظور از ده - روستا می باشد نه 10 ، اصخر با بچش به دَه رفت ؟ اصن با عقل جور در میاد ؟ پس رفت به دِه ) تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. زیرا اصخر از کتک زدن فرزندان بیزار بود و همه چیز را عملی به فرزندان خویشتن نیشان میداد

آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، اصخر از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ اصخر جونیور پاسخ داد:عالی بود پدر! 

اصخر پرسید:  آیا به زندگی آنها توجه کردی؟ 
اصخر جونیور پاسخ داد: بله پدر! 
اصخر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟ 

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! 

با شنیدن حرفهای پسر، زبان اصخر بند آمده بود و کُس کونش چسبید. 

بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم. 

اصخر گفت: پسرم همینجا بنشین می خواهم چیز دیگری به تو نشان دهم ( ناگهان اصخر زیپ شلوارش را باز کرد و کیر خود را به سرو صورت پسرش فرو کرد - اصخر کمربند خود را در آورد همانطور که زیر لب می گفت مادرتو میگام بچه را ساعت ها با سگک کمربند زد و به فرزند خود یاد داد که گه خوری هم حدی دارد ) 

اصخر با این کار در تربیت فرزند خود تاثیر بسزایی داشت و الان بچه اش پورش سوار می شه ولی اونایی که از پدرشون کتک نخوردن کیرم سوار نمیشن


سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O