داستان های تاریخی - رستم و سهراب

رستم یکی از شاخای ایران و یکه بزن های دوران خودش بود، او برای ایران بسیار جنگ نموده بود و بسیار افتخار آفریده بود، تا روزی با یک کشور وارد جنگ می شوند آن کشور را میگیرند و او به زنی به نام تهمینه در آن کشور تجاوز می کند و در عین ناباوری بعد از تجاوز به سمت ترکیه فرار نمی کند زیرا ترکیه هنوز اختراع نشده بود، تهمینه حامله می شود و با کلان میرود در خونه رستم اینا و رستم رو خفت می کنن و مجبورش می کنن تهمینه رو بگیره، تهمینه بعد از روز ها که رستم می کنش بالاخره حامله می شه و نتیجه سونوگرافی میگه دختره همین وسط مسطا یه جنگ پا میده و رستم که پایه همیشگی جنگ بوده قمه و چاقو دسته زنجانشُ ، دستمال یزدی و پنجه بُکسشُ بر میداره به همراه اسبش به نام زوالجناح میره جنگ (زوالجناح که اسب فردوسی بود :| نه اسم اسب رستم یه چیز دیگه بود واسه اینکه من یادم نیست چی بود بهش میگیم احسان علیجانی - دقت داشته باشید که ما قصد توهین به کسی رو نداریم احسان علیجانی با احسان علیخانی فرق داره. البته فرقشون یه نقطه است ولی بالاخره فرق دارن) رستم سوار احسان علیجانی شد تا به جنگ برود ولی ناگهان پیاده شد و یک لیوان آب خورد و سپس دوباره سوار احسان علیجانی شد، چند قدم که دور شد یادش آمد که یادش رفته با تهمینه خداحافظی کند پس سره خره احسان علیجانی را کج کرد و بازگشت به خانه تا از تهمینه خداحافظی کند... 
رسی: ضعیفه بیا من دارم میرم جنگ 
تهی: کسکش من حامله ام منو ول نکن 
رسی: ول چیه؟ میگم جنگه اگه نرم اسرائیل کسکش کشورو میگیره 
تهی: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند 
رسی: آمریکا نه اسرائیل 
تهی: چه فرقی می کنه ؟ 
رسی: فرقشو بیا بکنم تو کونت (و سه دور از کون تهمینه را کرد)
تهی: باشه برو دست علی به همرات 
رسی: نه تنها میرم دست و پای کسی رو نمی تونم با خودم ببرم 
تهی: خب پس تنها برو ولی دخترمون که به دنیا اومد بیا 
رسی: حله . بهت زنگ می زنم بعد از جنگ 
تهی: همه همینو میگن ولی زنگ نمی زنن 
رسی: نه من فرق دارم ( فرق از وسط باز کرد و به تهمینه فرقش را نشان داد) 
تهی: پس یه چیزی بگو من به دخترت بگم از طرف تو 
رسی: بهش بگو همین که زنده بگورت نمی کنیم راضی باش دیگه ازمون شوهرو جهیزیه نخواه 
تهی: نه یه چیز خوب بگو 
رسی: یه جمله از بزرگان انتخاب کن خودت از طرف من بهش بگو 
تهی: نمی شه بزرگ می شه می فهمه 
(رستم شورت خود را که قرمز رنگ آدیداس اصل بود در آورد و جر داد و به 5 قسمت تقسیم کرد) 
رسی: این 5 تا تیکه از شورتمو بهش بده بگو ببنده به پای راستش ، پای چپش ، بازوی راست و بازوی چپ و چوچولش که اگه یه وقت دیدمش و خواستم بکنمش بفهمم دخترمه تا نکنمش 
تهی: ولی این بو میده 
رسی: بوی کیرمه 
تهی: خب کثیفه 
رسی: دختره از تو کُس تو در میاد کثیف نیست حالا شورت من بوی کیر میده کثیفه؟ 
تهی: قانع شدم 
رسی: تا حالا اینجوری قانع نشده بودی؟ 
تهی: خیلی قانع شدم 
رسی: نمی خوای بری سمت افق؟ 
تهی : نه دیگه در این حد جلف نیستم، بغل موخام 
(رستم یه ذره تهمینه را بغل کرد و سریع فرار کرد - او سوار احسان علیجانی شد و رفت سمت میدان نبرد، سالها با سپاهیان دشمن جنگید و دو دست و دو پای خود یک کلیه سمت راست، مغز و چشم چپ را از دست داد و سواخ دماغ هایش کیپ شد. سالها از جنگ ایران و اون کشوره که با ایران دعوا داشت گذشت و رستم به خوبی خوشی به زندگی خود ادامه داد تا مسابقات کُشتی جام رمضان در کشور برگذار شد، از همه نقاط جهان بلکه کهکشان برای مسابقات جام رمضان آمدند و ثبت نام کردند، رستم هم که خوراکش کُشتی بود و در رشته کشتی آزاد صد بار در یک روز رسول خادم و علیرضا دبیر و جواد رضویان را در برده بود با اقتدار به مسابقات رفت. او مسابقات انتخابی را به آسانی رد کرد. در بعضی از مبارزات او حتی دستش به حریف هم نمی خورد و فقط چِخه میگفت و حریف ضربه فنی میشد، در یک مسابقه هم مقابل عبدولی افتاد ، عبدولی مادرش را گایید ولی تیم داوری تشخیص دادند که عبدولی از گردن رستم گرفته و بازی به نفع رستم تمام شد، رستم همینطور کیری کیری مسابقات را با موفقیت رفت تا به فینال رسید، شب فینال به مسجد رفت تا دعا کند، در مسجد بین قسمت آقایان و خانم ها چادر کشیده بودند، رستم عادت داشت همیشه پرده را از روی کنج کاوی کمی کنار میزد و یواشکی قسمت خانم ها را نگاه می کرد و از روی کنجکاوی دستش را توی شورتش می کرد و یه کارایی می کرد که من نمیدونم چیه چون من که اونجا نبودم چرا گناه مردمُ بشورم؟ هر کاری کرده پای خودش به ما ربطی نداره، رستم آنشب رفت پرده را کنار زد دستش را توی شورتش کرد، زنی را دید که داشت دعا می کرد، رستم شنید که زن می گوید: خدایا فردا پسرم مسابقه کُشتی داره و میگن قراره جلوی خفن ترین و هولناک ترین کُشتی گیره شهر کُشتی بگیرد، از تو درخواست می کنم فرزندم را بعد از این کُشتی فلج کنی تا دیگر نتواند کُشتی بگیرد و برود پیش عمویش در مغازه بقالی مشغول کار شود و برای ما نان بیاورد، رستم از شنیدن این حرف بسیار ناراحت شد و دستش را از شورتش در آورد و مایه سفیدی که روی دستش چسبیده بود را با فرش مسجد پاک کرد، او تصمیم گرفت فردا جلوی پسرک ببازد تا او قهرمان شود و مدال طلا را بفروشد و نان برای خانواده ببرد، فردای آن روز در میدان مسابقه با شخصی به نام افراسیاب که کُشتی گیری مجار بود مسابقه داشت، به میدان رفت اولش شُل گرفت که پسرک ببرد ولی پسرک یه بار که رستم را فیتیله پیچ کرد بلند شد و به سمت تماشاچیان دوید و مثل علی دایی از این حرکتا که با مشت دستشو می آورد جلو یعنی سوراخشون کردم بعدم میگفت یازهرا  از اون کارا کرد و لج رستم را در آورد، رستم دیگر جدی گرفت ولی باز هم افراسیاب او را بارانداز کرد و بلند شد به رستم مادرتو گاییدم نشون داد. رستم عصبانی شد چاقوی دسته زنجانش را در آورد و با چاقو چند ضربه به افراسیاب زد، افراسیاب مثل لشه سگ روی زمین افتاد، رستم از کار خود پشیمان شد) 
رسی: آخ آخ پسر ببخشید من می خواستم بهت ببازم ولی تو خودت مادر جنده بازی در آوردی 
افرا: اگه بابام پیدات کنه کونت میذاره 
رسی: کیرمم نمی تونه بخوره 
افرا: بابام قویه 
رسی:  کیر منم نیست 
افرا: پس هیچی بزن منو بکش .
رسی: من نمی تونم بکشمت. مادرت ناراحت می شه. بزار برات ساک بزنم شاید خوب بشی
افرا: ساک می گن واسه خون ریزی بده 
رسی: نه بابا ساک خیلی حال میده 
(رستم شلوار افراسیاب را  پایین کشید تا برایش ساک بزند یک دفعه دید که روی کیر افراسیاب شورتش بسته شده است) 
رسی: کُس ننه تو دختر منُ کردی ؟ 
افرا: دختر تو بود ؟ 
رسی: آره . بعدم تیکه شورت منو بستی به کیرت؟ 
افرا: این تیکه شورت پدرمه که داده بود به مادرم ببنده به کیرم 
رسی: چرا کسشر میگی مادر به خطا ؟
افرا: جون داداش راست میگم . پدرم رستم رفت به جنگ و این تیکه شورت رو داد به مادرم که ببندم به کیرم 
رسی: گه نخور لاشخور من 5 تا تیکه داده بودم 
افرا : خب 5 تا ست دیگه رو بازوهام رو پاهام و کیرم 
رسی: اخ راستی میگی داداش اصن ندیدم . شرمنده :* 
افرا: چش و چالی  3>
رسی: آخه تهمینه جنده میگفت بچه دختره که 
افرا: آره تو لحظات آخر تغییر ژنتیکی اتفاق افتاد 
رسی: کیرم تو ژنتیک. پس اون که دیشب تو مسجد داشت دعا میکرد تهمینه نبود؟ پس کی بود ؟ 
افرا: نمیدونم به جون داداش، تهمینه اصن ایران نیست مجارستانه اونجام مسجد نمیره، جنده شد بعد از رفتنت. بخاطر خرج و این چیزا کار می کنه تو فیسبوکم پروفایل داره 
رسی: به چه اسمی؟ 
افرا: تهمینه جووووووووون 
رسی: پس تو پسر منی ؟ 
افرا: آره :( 
رسی: پس چرا نشناختی منو ؟
افرا: از کجا بشناسم؟ خیلی عوض شدی 
رسی: پشت بلند گو گفتن رستم باید می فهمیدی منم دیگه ، تازه زیاد عوض نشدم بچه ها می گن تکون نخوردم 
افرا: اصن دقت نکردم 
(افراسیاب در حالی که داشت جان میداد به پدر خود گفت : من یه میلیارد گذاشتم .... و مُرد. رستم بسیار گریه کرد، داد زد که بگو کجا گذاشتی اون یه میلیاردُ مادر جنده و افراسیاب را در آغوش گرفت، او را بغل کرد و دور میدان دوید، مسئولین مسابقات سریع او را گرفتند و گفتند بیا از این کارا نکن زشته، خواستند او را تحویل پلیس دهند که رستم در یک چشم به هم زدن سوار احسان علیجانی شد و فرار کرد، رستم چند سال بعد در طرح  جمع آوری ارازل و اوباش دستگیر شد و به زندان افتاد و در زندان جان به جان آفرین تسلیم کرد - روحش شاد یادش گرامی) 

آموزش های زندگی - خواستگاری ( مخصوص بانوان)

فکر نکنید چون دخترید باید دست به خایه بشینید تا یکی بیاد بگیرتون، کور خوندی اینجوریا نیست، باید آستین ها را بالا زده پسر مناسب را گیر بیاورد و برایش تنگ بازی در آورید تا او به خاستگاری شما بیاید، حالا گیریم که یکی خر شد خواست شمارو بگیره و شما هم خر شدید خواستید بهش بدید که البته باید بگم تو این بی شوهری از خداتونم باشه یکی بیاد بگیرتون 

اما کارهایی که باید انجام دهید به شرح زیر می باشد :
نکته مهم: حتمن از چادر سفید بجای مانتو و یا چادر مشکی یا هر کسشر دیگه ای استفاده کنید زیرا چادر سفید به خودی خود تحریک بر انگیز است و داماد را تحریک می کند 

1 - شب قبل از خواستگاری انگشت سبابه خود را تف بزنید و درون کُس خود فرو کنید و حسابی خود ارضایی کنید تا موقع خاستگاری یه وقت حشری نشوید و به کیر خایه داماد نگاه کنید 

2 - هر چقدر که جنده هستید خود را سر به زیر نشان دهید، مثلن موقعی که گفتن دختر و پسر برن تو اتاق حرف بزنن بزارید سه بار بهتون بگن بعد بلند بشید برید 

3 - مراقب باشید - مراقب باشید زیاد چسی نیایید که خانواده پسر شاکی شوند و بگذارند بروند و شما بمانید و یک کُس که آرزوی کیر را با خود به گور می برد 

4 - حتمن خودتان چای ببرید : اگر کس دیگری چای ببرید شما فرصت حشری کردن داماد را از دست میدهید، پس خودتان چای را ببرید تعارف کنید - هنگام تعارف چای چادرتان را سفت بچسبید ولی موقعی که جلوی پسر رسیدین چادر از دستتان ول شود و لایش باز شود تا پسر ممه ها و پرو پاچه را ببیند که حشری شود (این روش تضمینی است و خواستگارِ زورکی را راضی کرده است) 

5 - اگر از چادر استفاده نمی کنید و می خواهید مانتو بپوشید حتمن سوتین اسفنجی تن کنید تا ممه ها بزرگ تر نشان داده شوند و اگر با شلوار بلوز هم قرار است بنشینید با شلوار کتان روشن جلوی پسر ظاهر شوید و حتمن یک نوار بهداشتی جلوی کُستان در شورتتان بگذارید تا وقتی می نشینید وسط پاتون قلنبه بزنه بیرون پسر که می بینه شق کنه (این روش ها همه جواب خود را پس داده اند و بیش از 200 هزار زوج که امروزه با هم زندگی می کنند با همین روش ها ازدواج کرده اند) 

6 - سعی کنید مادر داماد و پدر داماد را از بدو ورود پدر مادر صدا کنید که خود را در دل آنها جا کنید - می توانید برای خایه مالیِ بیشتر چایی را اول به آنها تعارف کنید یا برایشان خرما و توت و کیشمیش و این کسشرا بیارید که کیر تو کونشون آب بشه. از جمله "هر چی شما بگید" در برابرشان استفاده کنید (البته همه مون میدونیم این قضیه فقط روز خاستگاری اتفاق می افته و از فرداش شما کون خوانواده دوماد میذارید)

7 - اگر خانواده داماد مذهبی هستند سعی کنید  اجازه بگیرید و جلوی آنها نماز بخوانید ولی چون خانه خودتان است باید بروید در اتاق پس از قبل با خواهری مادری کسی هماهنگ کنید که ازتون بپرسه چرا داری جلوی مهمونا نماز می خونی برو تو اتاق. بعدم شما با ناراحتی جواب بدید متاسفانه قبله از تو اتاق آنتن نمیده مجبورم اینجا بخونم. سعی کنید یه جوری به ایستید که کونتان به سمت خونواده دوماد و مخصوصن دوماد باشد و حتمن سعی کنید سجده و رکوع های طولانی بروید. موقع سجده حسابی قنبل کرده جوری که کونتان بزند بیرون و حسابی داماد را برای کردن خود جریح کنید، موقع بلند شدن از زمین برای خاندن رکعت بعد حتمن توجه داشته باشید که پرده لای در شود ...

پرده لای در چیست ؟ 
هنگامی که چادر لای کون یک زن گیر می کند و ابعاد کونش تمام و کمال مشخص می شود را پرده لای در گویند 

پس از تمام شدن نماز کمی گریه کرده و حتمن با صدای بلند برای پدر مادر داماد تقاضای عمر طولانی کنید ولی حتمن در دلتان بگویید خالی بستم که خدا جدی نگیره یه وقت پدر مادره پسره 50 سال بیشتر زنده بمونن که کونتون پاره بشه 

8 - اگر خانواده داماد غیر مذهبی بودند دیگر چه بهتر موها را بلوند کرده چاک سینه را بی اندازید بیرون و ساپورت زرد بپوشید ولی در این صورت بازم از نوار بهداشتی استفاده کنید که لای پاتون قلنبه بشه 

9 - اگر به هر دلیلی از داماد و خانواده اش خوشتان نیامد سکوت کنید چون شاید دیگه شوهر گیرتون نیاد پس به همین خری که اومده خاستگاریتون کفایت کنید 

11 - بنظرم وقتی هم تو اتاق رفتید جنده بازی در نیارید مثلن واسه پسره بخواید ساک بزنید و این حرفا، نه ولی از خواسته های اضافیتون کم  کنید و به پسر بگید: من فقط بغل و بوس موخام :( 

10 - موقع رفتن خانواده داماد حسابی تحویلشان بگیرید و حتی از من می شنوید میوه و غذا بذارید تو مشماء ببرن و جوری که متوجه نشوند پشت سرشان آب بریزید که دوباره برگردند 


به امید روزی که هیچ دختری بی شوهر نمونه و همه یه کیر داشته باشن وقتی دلشون خواست بزارن تو کُسشون ^_^ 

سوالات غیر شرهی - فصل تک سکسی

سلاااام خدمت دومین باعث و بانی فراموشی هام بعد از جق ، یه دوس دختر دارم هم کصه هم کصش خله ،اب دهنتو قورت بده اومدم اینجا مشکلم رو حل کنی نه دوس دخترم و خودمو بکنی حشری ،من میخوام از دست دختره فرار کنم چون خیلی فاز ازدواج داره میخوات هرچی که تو این مدت کردمش رو یه جا حساب کنه ولی هر دفه ولش میکنم باز تا کیرم پا میشه زنگ میزنم بش دوباره بر میگرده میکنمش روز از نو روزی از نو .این قدر جق زدم که نقش کف دستم رو کیرم فسیل شده ولی باز نمیتونم جلو خودمو بگیرم لطفا کمکم کنید تا نشده زنم ، روم نشه بیام اینجا از ترس این که بگید سلام خانوم بچه ها رو هم برسونید

با نام خالق چوچول 

کیرم تو وضع سوال پرسیدنت، کسکش من آب دهنم کجا بود؟ من هرچی بزاغم تولید می کنه میریزم کف دستم باهاش جق میزنم، این مشکلی که تو داری همه پسرای بی عرضه و کم دوس دختر دارن و این مشکل از چند جا باعث می شه یا سکس طرف خیلی بهت جواب میده یا تو عرضه نداری بری یکی دیگه رو پیدا کنی، اگه موضوع اول در میونه که به کیرم اگه دومین موضوع هم هست که به کیرم، کلن کیرم دهنت، اما راه هایی که می تونم بهت پیشنهاد کنم به شرح ذیل میباشد است : 

- با او ازدواج کنید: اگر نمی توانید کسی را گیر بیاروید بکنید و جق هم جواب نمیده خب کسکش این بهترین گزینه است، ولی اگه زشته یا گشاد شده توصیه من به شما این است که جق را ادامه دهید 

- او را در حال ریدن ببینید: وقتی به توالت رفت که بریند در را باز کنید و او را در حال ریدن ببینید، شاید بگید چه ربطی داره ولی گه می خورید بگید چون شما شعورتون نمی رسه و فقط من شعورم میرسه، وقتی شما دختری را در حال زور زدن و ریدن می بینید نه تنها دیگر دلتان نمی خواهد او را بکنید بلکه احتمال اینکه روی او استفراغ کنید با رویش بشاشید هم هست (این قضیه در مورد پسرا فرق داره پسرا موقع ریدن سکسی تر میشن و اگه دختری مارو تو اون حالت ببینه میاد میشینه رو کیرمون که بشاشیم تو کُسش) 

- کون لخت از خانه بیرون بروید - حتمن از خودتون می پرسید این کار چه کمکی می کنه، میگم شعورت نمی رسه همینه ها، من یه رفیق داشتم هفته پیش علف زده بود کون لخت رفت بقالی سر کوچه یه دختره تو راه خفتش کرد بردش خونه بهش داد الانم با هم دوس شدن رفیق ما زرتو زرت میره اینو می کنه تازه دیشبم از کُس دختره عکس گرفته بود جاکش به ما نشون داد ما دیدیم دختره چه کُس چاقی داره - خلاصه جاوتن خالی واویلا واویلا کُسش خیلی تُپل بود (این راه را هم امتحان کنید بالاخره از قدیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت) 

نکته مهم: 
دوستان توجه داشته باشید اگر به هر دلیلی احتمال ازدواج هست بین شما و دوس دختر یا دوس پسرتان، در مورد آنها در این وبلاگ سوالی مطرح نکنید زیرا اینجوری که من جواب میدم و طرفُ جنده می کنم فردا که شما باهاش ازدواج کنید میاید اینارو میخونید بگا میرید، فکر کن من این همه کسشر پشت سر زنت گفتم بعد تو اینو داری می خونی چه حالی میشی؟ عمرن اینارو پاک نمی کنم، اصن من اینارو آرشیو می کنم که همه تون وقتی ازدواج کردید بیاید اینارو بخونید زندگیتون بگا بره، بر اثر تحقیق محققان این وبلاگ بزرگترین عامل طلاق در کشور معرفی شده و همینجوری هم داریم سطح فعالیتمونُ گسترده تر می کنیم کم کم می خوایم به کودک آزاری و پایمال کردن حقوق زنان و حتی مردان روی بیاریم تا جامعه ای بگاییم که هیتلر نگایید - همینی که هست 

- من یه بار با یه دختره دوست بودم ازش لب گرفتم فرداش عموش مُرد، از کون کردمش خاله اش مُرد، از کُس کردمش باباش مُرد، خواستم حامله اش کنم گفتم این دفعه خودش می میره پای ما هم گیر میشه واسه همین باهاش قطع رابطه کردم، اینا کلن معلوم بود رو سکس خیلی حساس بودن - میدونی چرا اینو تعریف کردم؟ والا خودمم نمی دونم یه دفعه یادم افتاد گفتم شاید کمکی بکنه 

- اگر برادر داری برو این دختره را برای برادر خودت بگیر، اینجوری او زن داداشت می شه و تو دیگه نمی تونی بکنیش واسه همین میری سراغ یکی دیگه (اگه از این آدما هستی که زن داداششونم می کنن که کیرم دهنت واقعن. خیلی بی شعوری. خیلی نجسی. آب کیرم واسه تو آب زمزمه. آب دهن سگ یزید از خون تو پاک تره. اون خوکه که تو اون فیلم سوپره زنه رو می کرد از تو آدم تره - البته شما اون فیلمُ ندیدین ولی خیلی کیری بود) 

- اگه عکس دستت رو کیرت فسیل شده داداش شما از آثار باستانی این مملکت به حساب میای خیلی مراقب خودتُ کیرت باش - مورد داشتیم تا آخر عمرش جق زده کیرش یه خراشم برنداشته تو خیلی کارت درسته 

- یک قاتل استخدام کنید که این دختر را بُکشد که شما مجبور شوید برای سکس سراغ کس دیگری بروید و اینجوری شاید دوس دختر جدیدی پیدا کردین و نجات یافتین (اگه از این آدمایی هستی که طرف بمیره ام میری با جسدش سکس می کنی که کیرم دهنت واقعن. تو عن از تر عنکبوتی. حقش بود لاشخور میشدی، لاشخور با همه لاشخوریش مُرده رو نمی کنه مُرده رو می خوره، سیاره مشتری تو کونت، واسه خودت اسفند دود کن حشری) 

- مثل همیشه بهترین و آخرین راه تجاوز است، که در این مورد بسیار جواب میده، البته تجاوز همیشه جوابه. شما با تجاوز به دختر مورد نظر کُس و کون او را جوری جر دهید که دیگر بدرد کسی نخورد و سریع به سمت مرز ترکیه فرار کنید، اونجا دوستانی که تجاوز کردن و فرار کردن زیادن، با اونا تیریپ رفاقت بریزید و از وبلاگ حرف بزنید، اکثر اونایی که تجاوز کردن از ایران فرار کردن رفتن ترکیه از خوانندگان وفادار این وبلاگ هستن و جاشون روی چشم ماست البته الان ترکیه ان و دستشون از این دنیا کوتاهه . خلاصه سلام برسون به بچه ها 

اگر کُس کُن نیستید حداقل کُس ها را هدر ندهید  ^_^ 

ما پسرا خنگیم ، همه مون خنگیم

تو میدون هفت تیر جلوی فروشگاه یاس وایستاده بودم منتظر یه دختره که بیاد بریم بکنمش، دختره رو تا حالا ندیده بودم و تو فیسبوک باهاش آشنا شده بودم و بهش قول ازدواج داده بودم تا بکنمش، اسم مجازیش دختر وحشی بود، بعد یه دختره اومد جلو...
دختر: سلام 
من: سلام خوبی؟ 
دختر: مرسی شما خوبید؟ 
من: دختر وحشی تویی؟ 
دختر: وا کی گفته وحشی ام؟ 
من: خودت میگفتی 
دختر: من اصلا شمارو نمی شناسم 
من: نمیشناسی؟ این همه راه اومدی بگی نمی شناسی منو؟ 
دختر: بخدا نمیشناسم ( تازه فهمیدم این اون نیست چون خیلی مودب بود) 
من: خب نمی شناسی گه می خوری میای سلام علیک میکنی 
دختر: می خواستم آدرس بپرسم 
من: واسه آدرس پرسیدن که سلام علیک نمی خواد 
دختر: حالا یکی ام بهت احترام گذاشته ناراحتی؟ 
من: میزنم دهنتُ پرِ خون می کنما 
دختر: بی خود می کنی بیشعور ، میدم داداش دوستم بزن لهت کنه 
من: چرا داداش دوستت مگه خودت داداش نداری؟ 
دختر: نه 
من، بابا هم نداری ؟ 
دختر: نه فوت کرده 
من: دایی چی؟ 
دختر: مادرم تک فرزنده 
من: عمو چی؟ 
دختر: عموم کاناداست 
من: دوس پسر چی؟
دختر: نه ندارم 
من: نمی خوای؟ 
دختر: چی؟ 
من: دوس پسر 
دختر: نه ، آدرس می خواستم که از یکی دیگه میگیرم 
من: خب مگه من مُردم بری از یکی دیگه بپرسی؟ 
دختر: چرا غیرتی بازی در میاری؟ 
من: آخه بی کَس و کاری آدم دلش برات میسوزه 
دختر: بی کس و کار عمته 
من: خب کجا می خوای بری؟ 
دختر: از یکی دیگه می پرسم 
من: نذار با لگد محکم بزنم در کونتا 
دختر: چی میگی تو ؟ 
من: آدرس ازم بپرس 
دختر: می خوام برم فروشگاه یاس از کجا برم ؟ 
من: کوری جنده؟ یه ساعته جلوش واستادی تابلوئه به این گنده ای رو نمی بینی؟ 
دختر: میدونم فروشگاه اینه می خواستم ببینم میشه رفت توش خرید کرد؟ 
من: نه ولی می تونی دست بزنی به جنساشون 
دختر: ایش ایش چقدرم چندشی 
من: 10 هزار تومن منُ بده 
دختر: چی؟ 
من: من عادت دارم کار خیر می کنم پاداش میگیرم 
دختر: کار خیر چیه؟ تو که همش بهم فحش دادی 
من: شانس آوردی نزدمت، معمولن اونایی که ازم سوال می کننُ نیم ساعت میزنم 
دختر: سبک جدید گداییه ؟ 
من: گدا اون عموی کسکشته که تو کاناداست 
دختر: بی شعور 
( همینجوری داشتیم دعوا می کردیم یه زنه با یه پرشیا که یه بچه ام کنارش بود اومد پرسید : ببخشید آقا می خوام برم فروشگاه یاس دور میدون هفت تیر، گفتم: آهان اون فروشگاه زیر پل سید خندانه، خیابون اولُ سمت راست برید بیوفتید تو شریعتی رسیدین سید خندان بپرسید بهتون نشون میدن، گفت مرسی و رفت. دختره که کنارم وایستاده بود و صحنه رو دیده بود معذرت خواهی کرد گفت خدا صبرتون بده رفت و ما با هم تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی نکردیم چون اصن دیگه همدیگرو ندیدیم ) 

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O