داستان های تاریخی - فصل شیرین و فرهاد

توضیحات لازم:

خسرو پرویز کیست؟ 
گویا یکی از شاهان فیلان بیسال بوده که کلن کیرم دهنش ولی چیزی که مهمه اینه که خسروپرویز یه نفره، فکر نکنید منظورم از خسرو پرویز اینه که اینا دو نفر هستن که یکیشون خسرو هستش یکی هم پرویز، نه این اسم یه نفره که متاسفانه دیگه ببخشید شما. ولی کامران هومن قضیه شون فرق میکنه اونا واقعن دونفرن 


خسرو پرویز بعد از دوستی با شیرین روزی خانه را مکان می کند و شیرین را به خانه خود دعوت می کند خسرو پرویز می خواهد پرده شیرین را بزند ولی شیرین می گوید نه اگه پردمُ بزنی دیگه نمی تونم ازدواج کنم بیا برات بخورم، ولی خسرو پرویز میگه نه می خوام بکنم، شیرین که بسیار خسرو را دوست میداشت گفت باشه پس بیا از عقب بکن، خسرو پرویز که بسیار وسواسی بود گفت من کیرمُ جایی که ازش عن در میاد نمی کنم و قهر کرد

شری: عزیزم بیا از عقب بکن دیگه 
خُسی: نوموخام ، اصن قهلم 
شری: اگه پردمُ بزنی نمیتونم ازدو اج کنم 
خسی: من تورو دوس دارم به همین راحتیا ولت نمی کنم 
شری: من باید مطمئن باشم که تو باهام ازدواج می کنی
خسی: قول میدم هفته دیگه بیام خاستگاریت 
شری: خب پس همون هفته بعد بیا منُ بکن 
خسی: دخترا خیلی بد شدن شاید تا هفته دیگه یکی بیاد بهم بده دلمُ ببره 
شری: اگه پردمُ بزنی بعد نخوای منُ بگیری من میمیرم 
خسی: تو یه لحظه تو زندگیم نباشی من میمیرم 
شری: جدی؟ 
خسی: آره تازه یه شعرم برات گفتم
شری: بوخون
خسی: منُ دیدی تازگیا؟ که پیشونیم خط افتاده موهام کم پشت، دوستام همه خسته شدن از فحش ^_^ 
شری: خیلی قشنگ بود الان مطمئن شدم واقعن عاشقمی 
خسی: جدی؟ 
شری: آره عزیزم بیا پردمُ بزن، کاندوم داری؟
خسی: نه هنوز اختراع نشده 
شری: اوکی پس بی کاندوم بکن اصن بریز توش 

خسروپرویز شیرین را کرد ولی موقع آمدن آبش کیرش را بیرون کشید و آبش را روی شکم شیرین ریخت، شیرین از این حرکت حس بدی بهش دست داد و فکر کرد خسرو پرویز می خواهد او را بپیچاند ولی خسرو پرویز به او گفت که برای این بیرون کشیده است که زیرا برای بچه دار شدن آمادگی ندارد و بچه خرج دارد و هزینه پوشک و شیر خشک و سزارین سر به فلک می کشد، شیرین هم خوشحال شد و بعد از اینکه حسابی داد به خانه رفت، ولی خسرو پرویز دیگر به او زنگ نزد و خطش را واگذار کرد، حتی وقتی شیرین درب منزل ایشان رفت دید که آنها از آن محل اسباب کشی کرده اند و جای آنها خونواده کمال الملک در آن خانه زندگی می کنند، شیرین آن دیار را ترک نمود و به بیستون رفت، یا بیستون یا چلچراغ یا یه جایی تو این مایه ها. الان دقیق داستان یادم نیست، خواست در آنجا بنایی بسازد پس به کلفت نوکراش گفت برید یه کسکشی رو پیدا کنید بیاد برامون یه خونه بسازه کُس همه فر بخوره، یکی از آشنایان اصخر را معرفی کرد، اصخر مهندسی معماری خوانده بود ولی چون سرش بسیار شلوغ بود و در مترو تهران کار میکرد کار را رد کرد و یکی از دوستان خودش به نام فرهاد را معرفی کرد، آنان به فرهاد پیشنهاد کار دادند ولی فرهاد که هنرش را به پول نمی فروخت کار را قبول نکرد، شیرین از نوکرانش خواست فرهاد را به خانه او ببرند و فرهاد هم قبول کرد و به خانه شیرین آمد
شری: خوش آمدی معمار 
فری: منُ فرهاد صدا کنید بچه های محل فری هم بهم میگن 
شری: شنیده ایم که شما پیشنهاد کار برای ما را رد کرده اید 
فری: درسته 
شری: با پول دو برابر هم راضی نمی شوید؟ 
فری: من هنرم را به پول نمی فروشم، زیرا پول چرک کف دست است 
شری: سه برابر
فری: پول است که زندگی انسان ها را خراب کرده است
شری: چهار برابر
فری: همه چیز را با پول نمی شود خرید
شری: هر چقدر بخوای 
فری: قبوله 

فرهاد قبول کرد و مشغول کار شد در این رفت و آمد ها فرهاد فهمید که شیرین خوب کُسی است و برای کردن شیرین راست کرد، شیرین هم از بامزه بازی های فرهاد خوشش آمده بود زیرا فرهاد همیشه در هنگام کار مسخره بازی در می آورد ملات اضافه درست میکرد و با آن کیر بتونی میساخت، از طرفی یک بار از لای پرده فرهاد دید که شیرین با شوکر الکتریکی دارد خود ارضایی می کند و دید که عجب کونی دارد، برای همین یک دل نه صد دل عاشق او شد، به این فکر اوفتاد که مخ شیرین را بزند، روزی داشت با ملات های اضافه ای کیر نادرشاه افشار را باز سازی می کرد که ناگهان شیرین وارد شد 

شری: سلام اوستا 
فری: سلام بانو مرا فری صدا کنید 
شری: فری؟ نه همین اوستا خوبه 
فری: فرهاد 
شری: فرهاد باز یه چیزی 
فری: چه خبرا؟ 
شری: دسته تبرا 
(این تیکه کلام چون در زمان خسرو پرویز هنوز خز نشده بود پس بنابراین خنده دار بود و آنها به این تیکه خندیدن) 
فری: بانو من قصد ازدواج دارم 
شری: با چه کسی؟ 
فری: با شما 
شری: من یک بار از پسران ضربه عشقی شدیدی خورده ام 
فری: من با همه فرق دارم 
شری: همه تون همینُ میگید 
فری: کُس نگو مومن 
شری: جان؟ 
فری: میگم اشتباه میکنید، همه را به یک چشم نگاه نکنید 
شری: پس چی؟
فری: با دو چشم نگاه کنید 
شری: خلاصه جواب من منفی است 
فری: هر کاری بخواهید برای رسیدن به شما می کنم 
شری: برو برایم کوهای آلپ را بکنید 
فری: بُکنم؟ 
شری: نه بِکن 
فری: یعنی چی بِکنم؟ 
شری: یعنی با تیشه به جان کوه بی افت و او را تخریب کن 
فری: یه کُسی بگو بِگُنجه 
شری: نمی خوای؟ 
فری: نه مرسی همون جقمُ میزنم 
شری: خب رشته کوه های زاگرس 
فری: هنوز انقدر تو کف کُس نموندم که برم رشته کوه های زاگرسُ بگا بدم 
شری: کوه بینالود 
فری: از اسمش خوشم نمیاد 
شری: یه سوراخ کوچیک تو یه کوه بِکن 
فری: یه جا هست با بچه ها میریم هر هفته لش می کنیم علف می کشیم، توی کوه یه غار درست شده می خوای ببرمت اونجا؟ 
شری: آری خوب است برو همانجا و اسم من را روی دیوارش بنویس که همه فکر کنند تو برای من آن غار را کنده ای 
فری: حله ، تا من میام به بدنت لوسیون بزن 
شری: چشم آقا 
فرهاد به سمت کوه رفت تا اسم شیرین را با خط نستعلیق توی غار بنویسد، مشغول نوشتن شد که دید یکی از خدمتکاران خانه شیرین پشتش ایستاده، از او پرسید چرا آنجا امده، خدمتکار گفت که دلش برای فرهاد سوخته و آمده حقیقت را در مورد شیرین به فرهاد بگوید، فرهاد گفت حقیقت را بگو کُس ننه، خدمتکار گفت که شیرین اوپن است و حتی برای خسرو پرویز ساک زده، فرهاد هم با خود فکر کرد سال ها باید لبی را ببوسد که کیر خسرو پرویز در آن رفته سپس کار را گذاشت کنار و از عشق شیرین مُرد اما قبل از اینکه جان بدهد خدمتکار به او گفت: فرهاد حالا که ته داستانه یه جمله خفن بگو همه عاشقا وقتی میشنون بگا برن 
فری: کیر تو عشق، فقط کُس 
خدمتکار: کسکش تو قراره الگو بشی واسه همه این چه حرفیه میزنی؟
فری: چی بگم؟ 
خدمتکار: یه حرف خوب بزن که هر کی خوند کف کنه دیگه 
فری: اون ....
(فرهاد حرفش را نزده مُرد و تنها جمله ای که ازش باقی ماند این بود: کیرتو عشق فقط کُس، شیرین بعد از شنیدن خبر مرگ فرهاد بسیار دپرس شد و در حال خرابی که داشت خدمتکار از او در خواست ازدواج کرد و شیرین هم قبول کرد، آنها بعد از ازدواج اسم پسر اولشان و دختر سومشان را فرهاد گذاشتند، به یاد آن مرحوم یک جنده خانه به اسم جنده خانه فرهاد راه اندازی کردند و در آن جنده خانه هر شب جمعه برای شادی روح فرهاد مشغول کون کونک بازی شدند، شیرین و خدمتکار تا آخر عمر به خوبی و خوشی با هم زندگی نکردند زیرا بعد از چند سال شیرین در فیسبوک با یک پسر فیتنس کار دوست شد و با او به پایتخت رفت و آنجا خونه مجردی گرفت و کاسب علف شد)


جواب هوشمندانه

جواب پسرا به سوال حساس دوس دختر داری؟


- دوس دختر داری؟ 
+ نه ( دارم ولی نمی گم تا بتونم مخ تورم بزنم) 

+ دارم جدا میشم (اگه قبول کنی همزمان که اونُ می کنم تورم بکنم خیلی خوبه)

+ دارم ولی مشکل داریم (اگه تو بتونی بهم بدی راضی ترم چون اون تکراری شده)

+ تا حالا نداشتم (زود انزالم اگه دیدی زود میاد بزار پای اینکه تا حالا دوس دختر نداشتم)

+ با یکی بودم بهم بدی کرد دیگه با کسی دوست نشدم (من آدم مظلومی هستم که دخترا می تونن منُ اذیت کنن پس اگه تو هم مثل همه دخترا دنبال پسر خر میگردی با من دوست شو و بهم بده)

 + اهل دختر بازی نیستم (معمولن با دخترا دوست نمیشم بیشتر می کنمشون اگه پایه ای خونه رو مکان کنم)

+ فقط اهل کردنم (کُس از نزدیک ندیدم)

+ اگه رابطه جنسی نبود من سمت هیچ دختری نمیرفتم چون از جنسشون بدم میاد (اصلن نمیدونم دختر چیه به بار کُس دیدم فکر کردم قُلکه توش سکه انداختم)

+ آره یه دوس دختر خوشگل دارم (اگه حس می کنی بهتر از دوس دخترمی منُ به دست بیار و بهم بده تا من مال خودت بشم - این نقشه همیشه به کیر برخورد می کند)

+ آره (خیلی دوست دارم با یه دختر دوست بشم ولی کسی بهم آمار نمیده)

جواب دخترا به سوال حساس دوس پسر داری؟

- دوس پسر داری؟ 

از اونجایی که دخترا هر کلمشون 200 تا معنی داره مجبورم واسه چند مورد از کلماتی که استفاده می کنن چندتا مورد بنویسم 

+ نه  (این نه یعنی میدم ولی دوس ندارم تو بدونی)

+ نه (این نه یعنی متاسفانه تا حالا قسمت نشده بدم ولی خیلی دوست دارم)

+ نه (اگه به تو بگم دارم خب تو دیگه باهام دوست نمیشی که. علی و فرهاد و رامین و خشایار واسه تفریحن من دونبال یه کیس خوب میگردم)

+ نه (میخوام بهت بدم - چون هیچوقت مثل آدم حرفشونُ نمیزنن این مشکلات پیش میاد دیگه همه کلماتشون 200 تامعنی داره)

+ نه (بیا منُ بکن)

+ نه (تازه دادم خسته ام برو سر به سرم نذار)

+ نه (آره دارم)

+ آره دارم (ندارم چون زشتم کسی باهام دوس نمیشه)

+ آره معلومه (ندارم چون پسرا همه دنبال سکس هستن تو دوستی ولی من دنبال غنی کردن اورانیوم هستم تو دوستی)

+ آره یه دونه دارم (به چند نفر میدم ولی یکیشون برام جدیه بقیه تفریحی هستن)

+ آره یکی تو زندگیم هست (نه بابا کی با من دوست میشه)

+ آره ( نه)

بنابراین هیچ آره ای معنی آره و هیچ نه ای معنی نه نمیده، یعنی این موجودات از کهکشان راه کیری پیچیده ترن 

تا آمورشی دیگر شما را به خالق کُس می سپارم ^_^ 

سوالات شرهی - فصل در اومده

با سلام،عرزم به درز گرامیت که من دوس دخترم خاله از آب درومده و به شدت اعسابم کیریه، بهش ام نگفتم که میدونم، چیکار کنم که هم دلم خنک شه هم یه مادری از اون گاییده باشم؟ ( آقا صینا )

با نام خداوند خاله 

نکته: 
سعی کنن دوستان از تکریر کردن مکررات پرهیز کنن تا من هم نیوفتم به اکرار در مکررات تا در وبلاگ موضوعات تکریری به صورت مکرر نباشه (همینطور که از جمله بندی و کلماتی که در این جمله استفاده شده پیداست موقع نوشتن این جمله کیرم لای فرهنگ دهخدا بوده)

اولن که یعنی چی دوس دخترت خاله از آب در اومده؟ یعنی دوس دخترت خالته؟ یعنی مخشو زدی بعد از چند ماه که کردیش تازه فهمیدی خالته؟ کسخل مگه کوری؟ یعنی خالتو نمی شناسی؟ یا مثلن بردی معرفیش کنی به خونوادت یه دفعه مادرت گفته عه؟ این که خالته بعد تو دوزاریت افتاده؟ از آب در اومده چیه؟ شماها مگه دوس دختراتون از آب در میان؟ خونتون شماله؟ یا انقدر آب داری که میریزی رو یه سری دختر هر کی تونست از آبت در بیاد اونو به دوس دختری بر می گزینی؟ یا منظورت از اینکه میگی خاله از آب در اومده اینه که دوس دخترت جنده است یا جنده فروشه؟ اگه منظورت اینه داداش بگو چندتا از دختراشُ برام مجانی بفرسته دمت گرم . خب اگه این باشه چندتا راه هست که بهت توصیه می کنم یکی رو انتخاب کنی 

- کسخلی؟ (در این روش شما لازم نیست هیچ کاری بکنید این فقط یه سوال بود ) 

- خب چرا وقتی میخوای با یکی دوس بشی چشماتو باز نمی کنی که طرف جنده نباشه؟ البته الان همه جنده دوس دارن ولی شما که دوس نداری قبلش باید تحقیقات محلی کنی تا با جنده ها دوس نشی 

- میتونی خودتم بزنی تو این کار و به کسکشی بیوفتی. چیه؟ درسته اسمش خوب نیست ولی در آمدش عالیه . من به شخصه دنبال همچین موردی هستم که بزنم تو این کار 

- اگه از دوست دخترت خوشت نمیاد بوعر بزن دست به دستش کن برسه دست خودم ازش استفاده کنم. من نمی خام بکنمش فقط می خام ازش در آمد زایی کنم. یه سری دختر میریزم زیر دستش اجاره بده به من دونگ بده (آقا راستی از اونجایی که من رو تمام دختران ایرانی سهم دارم باید دولت سریع سهم جنده هایی که این چندساله جندگی کردن و به من بپردازه گرنه شکایت می کنم کونشون میذارم) 

- میتونی بکنیش تا بگاییش (از اونجایی که طرف خاله است و احتمالن قبلن خودش جنده بوده و با تلاش بسیار تونسته ترفیع بگیره تا به این مقام برسه پس حتمن پاره پوره است و با کیر شما حتی ارضا هم نمی شه چه برسه اینکه پاره بشه پس بیخیال این گزینه)

- با دوستات بریز سرش بزنش (این کار هم جرمه هم کار خوبی نیست ولی خب ما پدر مادرتون نیستیم که کارای خوبو بهتون بگیم که، ما همه جوانب رو می سنجیم و بهترین روش هارو در اختیارتون میذاریم)

- او را به پلیس بفروشید و مادرش را بگایید (با این کار هم مادر او گاییده میشود هم یه سری از مشتریاش از شق درد میمیرن و جامعه پاک تر از قبل میشه)

- گوشی او را بدزدید و در چاه توالت بندازید تا مشتریاش شق درد بگیرن بمیرن و او ورشکست بشه تا دل شما خنک بشه 

- با او ازدواج کنید (این روش نمیدونم چه جوری میتونه دهنشو سرویس کنه ولی این گزینه رو فقط بخاطر این نوشتم که این وبلاگ آموزنده است و تشویق کردن جوانان به ازدواج امر پسندیده ای است - یه همچین آدم دست به خیری هستم، دستم تا زانو تو کاره خیره)

- مثل همیشه بهترین و آخرین گزینه تجاوز است که البته در مورد شما فکر کنم جواب نده، چون شما عرضه همچین کاری رو ندارید و اگه داشته باشیدم طرفتون جنده است، البته تجاوز خیلی راه داره که طرفو بگایید ولی شما چون تجربه ندارید نمی تونید یه جنده رو بگایید پس یا یه پولی بریز به این حساب : 92874924914 بانک پاسارگاد به نام اصخر اصخری نسب که بدم اصخر این عملیاتُ انجام بده یا بی خیال شو، از قدیم گفتن راه های رسیدن به تجاوز به تعداد آدماست. انقدر این تجاوز گسترده است، درباره تجاوز 2394802834 کتاب چاپ شده که بنظرم هنوز همه چیز در موردش گفته نشده من توصیه می کنم کتاب "تجاوز حرفه ای" نوشته دکتر اصخر اصخرپور رو تهیه کنید و مطالعه کنید

خاله کیست؟ 
واسه بعضیا شاید سوتفاهم ایجاد بشه واسه همین سعی  می کنم یه توضیحی در این مورد بدم، خاله به خواهر مادرتان گفته میشود ولی این خاله مورد نظر خواهر مادرتان نیست (البته شایدم خواهر مادره بعضیاتون اینکاره باشن ما که نمیدونیم شما چه جور خونواده ای هستید) چون این خاله به کسی گفته میشود که سرپرست یک مشت زن است که کار آنها دادن است و وظیفه خاله پخش این دختران بین مشتریان است، که همانا ایشون تو کار پخش هستن و نونشون حلاله، مثلن یه جور وکیله، یه جور منشی، دیدین این هنرمندا مدیر برنامه دارن؟ جنده هام همچین کسشری دارن ولی اسمش خاله است نه مدیر برنامه، البته اگه زن باشه میشه خاله اگه مرد باشه میشه کسکش، همه چیزای خوب واسه زناست کیرم تو فمنیست، همه چیزای خوبو زنا دارن، کُس مثلن . ممه مثلن. همین که کسکشی می کنن ولی بهشون کسکش نمی گن میگن خاله، کیرم تو عدالت دنیا 

خیلی عصبانی شدم . خدا حافظ برای همیشه :* 

صمیمیت

صمیمیت تو همه جای دنیا یه حسه ولی تو ایران چون آدما نمی تونن حس خودشون رو بگن پس مجبور می شن حس خودشونُ نشون بدن مثلا شما می خواید با دوستانتون صمیمیت خودتونُ نشون بدین راهش اینه که بهشون بگید: عمتو گاییدم، بعضی وقتا برای صمیمیت بیشتر لازمه که عمه طرفُ واقعن بگیرید بگایید، البته صمیمیت انواع مختلف داره مثلن تو خارج میرن با هم رستوران غذا می خورن یا خرید میرن یا شب میرن بار باهم یه پیک مشروب میزنن ولی اینجا پس گردنی زدن یکی از نشانه های صمیمته، مثلن اگه با چندتا از رفیقات بریزی سر یکی از دوستات بزنی بندازیش رو زمین بعد چندتایی بشاشید روش یعنی شما خارصمیمتُ گاییدید و درواقع از رفاقتم فرا تر رفتید میشه گفت شما دیگه برادرید با هم کسکشا، در دختران ایرانی هم صمیمت معنی خاصی داره که در هیچ جای دنیا به این نوع از رابطه حتی دوستی هم نمیگن ولی در ایران اسمش صمیمیته، مثلن آزاده زنگ میزنه به سارا باهاش یه ساعت راجب دوس پسرش و اینکه چه جوری بهش میده درد و دل میکنه بعد که قطع می کنن سارا زنگ میزنه به نگار میگه بابا این دختره جنده شده رفته داده بعد نگار زنگ میزنه به رویا میگه این آزاده جنده شده ولی از اون بدتر میدونی چیه؟ سارا که خودش به همه میده به آزاده میگه جنده تو عمق ماجرا رو ببینی میری جنده میشی بعد رویا زنگ میزنه به خوده آزاده میگه فردا چی کاره ای؟ وقت ناخون دارم بیا بریم بعدم فردا باهاش میره آرایشگاه دنبال قرو فره خودشون به آزاده میگه که همه میگن جنده شدی ولی من باور نکردم بعد از زیر زبون آزاده حرف می کشه میره به بقیه میگه فرداشم وقت اپلاسیون میگیره میره تو آرایشگاه تعریف می کنه خار مادره آزاده رو میگاد و آزاده رو جنده معروف تهران می کنه، این دخترا یه مشت پشمالوی بی مغزن، شما با یه نگاه به این آرایشگاها درمیابی که همه وقتای اپلاسیوناش پره می فهمی چه دخترای پشمالویی تو ایران زندگی می کنن، بعد وزیر اقتصاد گفته بود در سال گذشته فروش واجبی در کشور دو برابر شده که این نشان از گوریل بودن دخترای این مرزو بوم داره، حالا بریم سراغ بحث صمیمت، بعد مثلن یه نوع از صمیمت تو ایران داریم طرف با دوستش شوخی مادری داره، یعنی تو خیابون راه به راه به یارو میگه مادرتُ گاییدم بعد من نمی فهمم این نوع رابطه اصلن اسمش دوستیه؟ تو داری با یکی که مادرتُ گاییده یا بهتره بگم دوستت که حتی به مادرت رحم نمی کنه تیریپ رفاقت میریزی؟ خب معلومه دیگه رابطتون کیریه این فردا خاهرتو ببینه تو خیابون بهش تجاوز می کنه، بعد یه نوع دیگه از صمیمت اینه که پسرا می خوان ثابت کنن با هر کی صمیمی ان انگشتش می کنن، خب نشون دادن صمیمت اونم از جایی که ازش عن در میاد بنظرتون درسته؟ دوستی دخترا با پسرا یه فرقایی هم داره ها، مثلن دخترا با دوست صمیمیشون درد و دل می کنن در مورد آرایش حرف می زنن ولی خدایی نکرده بفهمن طرف خوشگل تره یا موفق تره یا دوس پسرش شاخ تره اون فرد دیگه نه تنها دوست به حساب نمیاد بلکه مادر جنده است ولی پسرا اینجوری نیستن واسه پسرا همه از اول مادر جنده ان چون ما صداقت داریم کسکشا ما مثل شما فیلم بازی نمی کنیم ما ادای آدمایی که پارک دوبل بلدنُ در نمیاریم ما تو خیابون وقتی راه میریم نگاه نمی کنیم ببینیم کدوم پسر گرمکن پوشیده تا کیرشُ از رو شلوار دید بزنیم، من به شخصه هیچوقت به کیر یه دختر نگاه نکردم چون مثل شما هیز نیستیم. اما در مورد صمیمت باید بگم که صمیمیت به این نیست که شما کیرتُ به دوستت نشون بدی به عنوان خصوصی ترین جای بدنت، بلکه اینه که همون کیرو بکنی تو کُس و کونش البته دخترا چون کیر ندارن نمی تونن با کسی صمیمی بشن پس همون معمولی باشید با همه 

چرا میای وبلاگُ می خونی خوشت میاد بعد کپی می کنی کُس ننه ^_^ نکن آقا نکن

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O