29 سال عید تحمیلی

عیده می خوام در مورد عید براتون بگم، یکی از پسندیده ترین و کسشر ترین سنت های ما ایرانیا عید می باشد که کیر خودمون تو دهن خودمون واقعا با این سنت هامون، یه سری کسکش که تا حالا ندیدیشون میان خونتون مثل زالو می افتن به جون آجیل و میوه ها و بعد میرن،  بعد این سنت ماست، ریدنِ یه سری آدم گشنه به حاصل زحمات دیگران از سنت های پسندیده ما ایرانیاست، ای ایرانی بودنتونُ گاییدم - حالا کاری نداریم که این سنت پسندیده است یا نه ولی مثلا تو فامیل ما جریان اینجوریه که مثلا همه پول مارو خوردن یه آبم روش بعد جواب تلفنمونم ندادن، بعد هر سال با یه دسته گل با گریه و زاری و لباس نوهاشون میان خونمون  میشینن آجیل می خورن باز میرن دیگه جوابمونُ نمیدن، رسما یه مشت دزد تو فامیلمون دارن رشد می کنن ما هم قادر نیستیم بگاییمشون، مورد دیگه اینکه خجالت نمی کشید مثل بچه دبستانیا که روز اول مدرسشونه لباس نوهاتونُ می پوشید میرید خونه فامیلاتون؟ یعنی چی؟ همه خوشتیپ می کنن میرن خونه فامیلاشون مگه عروسیه؟ یه بار یکی اومد خونمون با لباس نوهاش بعد چایی ریخت رو لباسش از اون به بعد باهامون قطع رابطه کرده، خب مادر جنده خونه ما مثل زمین گلفِ بعد از بارون میمونه ما خودمون توش می خوابیم صبح که بلند میشیم باید سه بار غسل کنیم تا پاک بشیم بعد حرومزاده لباس نو می پوشی میای اینجا؟ الهی به حق پنش تن عال عبا تو عن خودت قوطه ور بشی، زجه های مادرتُ بشنوم با همین گوشام بعد بلند بلند بخندم دستمو بگیرم به کیرم به مادرت نشون بدم تو اون حال، بعد اینکه تو فامیل ما اینجوریه که همه دو روز اول میان میریزن رو آجیلامون همه رو می خورن بعدم میرن شمال :|
قشنگ یه مشت مادر جنده حرومزاده
از قدیم گفتن تلمبه باید رفت و برگشت باشه - ضرب المثل دقیقش یادم نیست ولی خب جمله ای که من استفاده کردم فکر کنم کاملا گویا بود - ده ساله عید ما هر وقت گشنمون شد خواستیم بریم خونه یکی از فامیلامون رفته بودن شمال - حالا با مادرم هماهنگ کردم امسال کلی آجیل بخریم بزاریم پشت پنجره که هر کی میاد ببینه با ذوق بیاد زنگ بزنه، بعد به دکمه زنگمون برق 3000 ولت وصل کنیم نسل خاندانمون بگا بره یه ملت نجات پیدا کنن

یه سری دیگه از فامیلامون هستن از شهرستان میان پسر عموهای مادرم، اینا خیلی دیگه جاکشن - ما نه زبونشونُ می فهمیم، نه میشناسیمشون - نه میدونیم کجا زندگی می کنن - نه باهامون برخورد خوبی دارن - نه آداب معاشرت بلدن- انقدر کسشرن که مادرم پارسال شک کرده بود فامیلاش باشن، من حدسم اینه که توی یه سری شهرستانای کشور این خبر پخش شده که ما آجیل داریم، اونام راهو کج می کنن هر سال عید میان آجیل کل سالشونُ تامین می کنن میرن - بعد ما زبونشونم نمی فهمیم فقط موقع رفتن که مثلا میگن پیش ما بیاید ما می فهمیم چی میگن، اون سری گفتن پیش ما بیاین من گفتم خونتون کجاست ؟ گفتن روستای نجف آباد سفلا - گفتم کجاست ؟ گفتن از راست بیا - یعنی آدرسش از تهران پلاک 2 هم سر راست تره، قشنگ معلومه یه سریا تو این کشور هستن که سوژمون کردن هر سال میان آجیل و میوه خونمونُ غارت می کنن میرن

حالا اون به کیرم - یه بار فکر کنم دوسالم بود، آره اگه اشتباه نکنم آخرین مهمونیی که رفتم در سن دوسالگی بود اونم بخاطر اینکه مادرم اینا منو از شیر گرفته بودن من بیتاب ممه بودم بعد گفتن بیا بریم خونه زن دایی مادرم، منم یادم اومد زن دایی مادرم از اون ممه گنده هاست و فکر می کردم هر کی ممه اش بزرگتر باشه شیرده تره (مگه گاوه؟) خب انسانیزاده دیگه (انسانیزاد یه کلمه است مثل آدمیزاد که من خودم اختراعش کردم چون من مخترع هستم) میگفتم: انسانیزاده بالاخره وقتی کودک است فکر می کند که ممه برای شیر خوردن است و مادرش را به چشم گاو ماده ای می بیند که فقط به او شیر میدهد البته مادر من لطف می کرد کود حیوانی هم رو سرم میریخت واسه رشد کردنم، ولی خب وقتی بزرگ میشی می فهمی انسانیزاد اشتباه کرده، احترام والدین واجب است و مادر فقط بدرد این نمی خورد که از ممه هایش آویزان شده و شیر میل کنید، بلکه برای این کار دختران مردم مناسب تر هستند و حتی زن گرفتن یک روش خوب برای رسیدن به این مقصود میباشد، در این سن از زنان خود به عنوان گاو ماده استفاده کرده و تا آخرین قطره شیر او را می خورید، نوش جونتون - چی داشتم می گفتم بحث کشید به شیر تازه؟ آهان رفتم دوسالگیم مهمونی در تمام مدت به ممه های بلورین زن دایی مادرم خیره گشته بودم در آن مهمانی من فهمیدم این مهمونی یه توطئه است که منُ بگا بدن، نگو شوهر زن دایی جنده مادرم دکتره کیره، دکتر کیر یعنی مادرجنده تو کار قاچاق کیر بود، قاچاق سره کیر، یعنی سر کیر مردمُ می برید صادر می کرد به خارج و مایه دار شده بود، در کل تو کار ختنه بود دیگه، این کسکش سره کیر بچه های مردمُ می کند بعد می برد ترکیه با لباس و آبجو های ترکیه ای و گهگاهی با شمش های طلا تعویض میکرد، اینجوری که شنیدم کیلویی 200 ترکی ازش می خریدن، ترکی واحد پول ترکیه است مثل افغانی که واحد پول افغانیاست، فکر کنم واسه منُ 600 ترکی فروخته. بله. گنده است. هر کی شک داره پیام بده بیام بکنمش. هیچی دیگه چشمتون روز بد نبینه، نه تنها ممه ندادن بخوریم کیرمونم بریدن رفتن از کیر ما واسه خودشون خونه خریدن الان پسرش پورش سوار میشه . کلا کیر من خیرو برکت داره، هر کی خورده یا شوهر کرده یا مایه دار شده -یه موردم داشتیم تو کنکور قبول شد بعدم رفت دانشگاه به من محل نداد جاکش


یه خواهر برادر دو قلو تو جنین مادرشون 9 ماه بکن بکن راه میندازن بعد میان بیرون می فهمن خواهر برادرن خیلی شرمنده میشن، من از نزدیک میشناسمشون خیلی بگا رفتن سر این قضیه، روشون نمی شه تو صورت هم نگاه کنن (این همینجوری وسط این ماجرا یادم اومد خواستم باهاتون در میون بزارم، دردل کردم باهاتون به کسی نگید تا آبروی این خواهر برارد حفظ بشه، ممنون هموطن کسخل خودم، کیرم تو خون آریاییت)

رسمن 8 سال جنگ تحمیلی پیش این 29 سال عید تحمیلیی که من تحمل کردم کسشری بیش نیست ، انقدری که من جانباز شدم جنگ ایران عراق جانباز نداشت، هم شیمیایی شدم هم فلج شدم، قطع نخاع، قطع کیر، قطع شیر، قطع رابطه، از کُس های خوشگل توی خیابون محروم شدم، در پاره ای از مواقع هم شهید شدم، بعد یه هفته جاکش مقدس برام نمیگیرن (بی عدالتی بیداد می کنه)

عیدی دادن و این حرفام که دیگه مکافاتیه، مثلا همه از ما توقع دارن بهشون عیدی بدیم ولی یکی به ما عیدی نمیده، دخترای وبلاگ ترو خدا امسال برای ثوابشم شده بیاید عیدی به من بدید، ثوابش حالا به جهنم، این کار سنت ما ایرانیاسنت، برای زنده نگه داشتن این سنت پسندیده بیاید عیدی بهم بدید - ممنون :*

اینم از رسومات کسشرمون
خب دیگه زیاد پای کامپیوتر بودم حالم بد شد، دیگه حالم از دنیای مجازی بهم می خوره، راستی اینم بگم: امروز بعد از چند وقت اومد نشستم پای کامپیوتر یه ذره باهاش کار کردم دیدم چه بچه خوبیه ، هیچی دیگه کلی با هم کیر کیر کیر

تا درودی دیگر شمارو به کیر خداونده کیر بزرگ می سپارم ^_^

۱ نظر:

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O