جق سال نو

شنیدین یه سری کسمغز یه سری خرافات رواج میدن مثل اینکه اگه موقع سال تحویل خواب باشی تا آخر سال خوابی یا اگه روز 5 فروردین بخوابی پنجک بهار میگیرت تا آخر سال خوابی یا از این کسشرا، در زمان های بسیار دور، تقریبا زمان داییناسورا، من کودکی بیش نبودم، وقتی میگم کودکم فکر نکنید هنوز داشتم شیر می خوردماااااا، انقدری گنده شده بودم که شومبولم تو دستم جا بشه و دستم انقدر قوی شده بود که بتونم 5 دقیقه بگیرم دوره شومبولم و ایشان را بالا پایین کنم، ولی هنوز آبم نیومده بود و وقتی جق مینمودم آخرش یه لرزه ای به جونم می افتاد و این اسمش جق بود، پسرا بهتر میدونن چی میگم، ما بهش میگیم جق دوران نوجوانی، اینکه میگم آبم نیومده بود بعضی از بامزه ها شاید بیان بپرسن آبت مگه کجا رفته بود که نیومده بود؟ نه خیر کیریا منظورم اینه که هنوز بدنم اسپرم تولید نمی کرد چون به سن بلوغ نرسیده بودم، حالا دخترا نمیدونن چی میگم ولی پسرا کلی خاطره از اون دوران دارن، انقدر حال میداد، جق میزدیم بدون کثیف کاری، هر جایی می خواستی می تونستی این کارو بکنی، تو خیابون، پشت بوم، پشت پنجره، پشت میز ناهار خوری، دم یخچال، روی نردبون، الان جق میزنیم باید یه پاکت دستمال کاغذی بگا بدیم، بعد یه وقتایی دیر اقدام می کنی جلوشو بگیری می پاشه رو فرش و درو دیوارو، میزو مانیتور، یه بار واسه من ریخت تو چاییم، اون اسپرمی که رید به چاییمُ هیچوقت نمی بخشم هیچوقت، بحث در مورد چی بود؟ آهان ببخشید منحرف شدیم، آره خرافات خلاصه در این موردا زیاده و منم وقتی بچه ای بیش نبودم یه بار اشتباه کردم و دم سال تحویل رفتم حموم،  تو اون سن پسرا به یه سری چیزا حساسن که تا می بینن باید جق بزنن، حموم، زن همسایه، مجری زن تلوزین، موزیک ویدئو که توش زن داره، دخترای فامیل، پسرای فامیل، عکسای توی آلبوم، دختر بچه های همسایه ها، دستشویی، خونه خالی، راه پله خلوت، کوچه تاریک، خیابون کم رفت و آمد، پل هوایی متروک، عکس رو جوراب پارازین، خاطرات کودکی، آینده نگری در مورد زن گرفتن، آینده نگری در مورد کُس کردن، پریز برق، لیوان، لوله جارو برقی و غیره ... و از اونجایی که من تو اون سن بودم تا رفتم حموم تحریک شدم و مجبور شدم جق بزنم، در همون هنگام صدای ترکیدن اون توپ کسشری که تو تلوزیون نشون میده رو شنیدم و سال تحویل شد، آقا منم که خرافات در جونم رخنه کرده بود با شنیدن اون صدا بگا رفتم ولی دست از جق نکشیدم (چون نمیشه وسطش قطع کرد، مگه دختریم که وسط سکس بلند شیم بریم؟ مگه کسمغزیم؟) جق خود را ادامه دادم و تموم کردم و در عذاب وجدان نوجوانی غرق شدم و در همون هنگام به این فکر می کردم که یا بیت المقدس باید تا آخر سال جق بزنم. دیدین می خوای یه کار بدی بکنی مثلا از درو دیوار صدای اذان میاد؟ من یه دوست دختر داشتم همیشه غروبا می اومد میداد، بعد اون موقع خونمون کنار مسجد بود، فکر کن ما تا اوج میگرفتیم یه دفعه صدای اذان می اومد بگا میرفتیم، بدترین خاطرات سکسم واسه همون زمانه، ما هم هی ساعت سکسمونُ عوض می کردیم این کسکشام فهمیده بودن ما عوض می کنیم اونام ساعت پخش اذانُ عوض می کردن، یه بار نصفه شب داشتیم سکس می کردیم یه دفعه دیدم صدای اذان داره میاد همونجوری لخت رفتم دم مسجد داد زدم چرا چرا چرا؟ ساعت 2 نصفه شبه چرا باید الان اذان بگید؟ یارو گفت واسه موذنا کلاس تقویتی گذاشتیم، منم که کیرم حسابی خوابیده بود برگشتم خونه، از این موضوع بگذریم بریم سراغ بحث خودمون، من که حسابی پشیمون بودم برگشتم از حموم بیرون و با همون دست جقی با همه خونواده دست دادم و بهشون عیدو تبریک گفتم و چون درگیر این قضیه بودم خودمُ نفرین شده میدونستم رفتم تو اتاق یه راند دیگه جق زدم، خلصه اون عید ما هر جا میرفتیم من میرفتم تو دستشوییشون یه جق میزدم، یه بار یادمه رفتیم خونه داییم نتونستم جق بزنم موقع برگشتن تو راه خونه توی نیسان دامادمون جق زدم، به شکل عجیبی نفرین شده بودم و چون ایمان داشتم که امسال همش باید جق بزنم اصلا خود داری نمی کردم و هر جا پا میداد جق میزدم، اون سال دروان اوج جق من در تمام سال های زندگیم بود همه چیز تحریکم می کرد یه بار یه دختره تو خیابون ازم آدرس پرسید جلوش کشیدم پایین شروع کردم جق زدن، زن چادری میدیدم تحریک می شدم، یه مجسمه زن داشتیم تو خونمون که در حال رقص بود شاید باور نکنید من اون مجسمه رو یه چیزی حدود 2 هزار بار کردمش تو اون سال، کلا این قضیه خرافات عیدو اینا در من نهادینه شده بود، میدونید کجا فهمیدم این قضیه خرافاته و کسشری بیش نیست؟ اون سالی که موقع سال تحویل با خوشحالی داشتم یکی رو می کردم و بعدش با خیال راحت باهاش بهم زدم به خیال اینکه تا آخر سال یه سره کُس می کنم ولی تا آخر سال مجبور شدم جق بزنم چون هیچکسُ پیدا نکردم بکنم، تازه اون مجسمه خونمونم شکسته بود، هیچی دیگه بگا رفتم کلا، پس نتیجه میگیریم عید کسشره نباید بهش محل  بزاریم، ایشالله یکی از فامیلاتون هر سال قبل از عید بمیره تا عیدتون عزا بشه .

تا برنامه آموزنده بعد شمارو به کیرخدا میسپارم ^_^ 

۲ نظر:

  1. اون قسمت که می گفتی پسرا تو نوجوانی حساسند تا میبینند باید جغ بزنند مردم از خنده ، واقعا که راسته.

    پاسخحذف

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O