پولدارشدن

من از اون لحظه تولدم همیشه آرزو داشتم پولدار بشم و برای این کار زحمات بسیاری کشیدم، من نمونه بارز یک آدمی هستم که روی پای خودم وایستادم، چون بنا به روایات در سن 7 ماهگی روی پای خودم ایستادم و راه رفتم. یه همچین آدم خفنی هستم. اما بعد از روی پای خود ایستادن وسوسه پولدار شدن در من شعله ور شد و من در همان سن 7 ماهگی دنبال کار رفتم تا پول در آورده کم کم جمع کنم و مایه تیله شوم. ابتدا رفتم یک روزنامه همشهری بخرم ولی چون پول نداشتم یک روزنامه از دم روزنامه فروشی برداشتم و خواستم فرار کنم، حدود یک ساعت دویدم تازه دیدم دو متر از دکه روزنامه فروشی دور شدم، همان موقع صاحب روزنامه فروشی من را دید و اومد روزنامه رو از دست من گرفت، بعدم فکر کرد گم شدم منُ تحویل پلیس داد یه چند روزی هم طول کشید که مادرم اینا منُ پیدا کنن خلاصه چند روز از پولدار شدن عقب افتادم، هر چه در اون روزها به کسانی که من را نگه میداشتند فحش خار مادر میدادم آنها قربون صدقه من می رفتند، حتی یک سری آدم کسخل و بی کار هم بودند که ساعت ها با من دالی بازی می کردند، منم به پدرشون می خندیدم اونا فکر می کردن من خوشم اومده، بعد از اینکه پدر مادرم من را از پاسگاه به خانه آوردند من در همان زمان به فکر ساختن یک کیر مصنوعی افتادم و می خواستم با ساختن کیر مصنوعی و صادر کردن آن پولدار شوم، برای شروع شب همان روز به رختخواب پدرم رفتم و کیر پدرم را چسبیدم، پدرم بیدار شد و لگدی به من زد ولی من دست از تلاش برنداشتم، زیرا برای ساخت یک کیر مصنوعی نیاز به الگو و نمونه داشتم و چه نمونه ای بهتر از کیر پدرم، دوباره به سمت کیر پدرم حمله ور شدم مادرم هم بیدار شد، آنها فکر کردند من سراغ کیر پدرم آمده ام چون گشنه هستم، مادرم شروع کرد به شیر دادن من، من هر وقت می توانستم دهان خود را جدا می کردم و به سمت کیر پدرم حمله می کردم، پدرم فکر می کرد از این دنیا خسته شده ام و می خواهم به درون کیرش باز گردم، زیرا آنها زبان کودکانه و معصوم مرا نمی فهمیدند، خلاصه در آن روز ها هر کاری کردم نتوانستم کیر پدرم را از جا در بیارم و به عنوان نمونه استفاده کنم، حتی دیگر پدرم تلاشی برای منصرف کردن من نمی کرد، به خاطر دارم دو روز من از کیر پدرم آویزان بودم و همراه با او به این طرف و آن طرف می رفتم، خلاصه از این کار نا امید شدم، به این فکر کردم که از کیر خود استفاده کنم به عنوان نمونه، ولی در آن سالها انقدر کیرم کوچک و ناچیز بود که حتی با اینکه خیلی هم تپلی نبودم کیرم را نمی توانستم ببینم، این کار را بی خیال شدم و دنبال ایده دیگری رفتم، چند روز بعد به این فکر کردم که دستگاهی برای بزرگ کردن کیر بسازم و در راه خوشبختی زنان این سرزمین گامی موثر بردارم و از راه بزرگ کردن کیرِ مردم نون بخورم و پولدار بشم، همانا میگویند پولی که از کیر بدست بیاد نوش جونه آدمه، من با خلاقیتی که داشتم دستگاهی را ساختم که باید آن را به کیر خود آویزان میکردید تا آن بزرگ میشد، ولی قبل از تولید انبوه باید روی یکی آن را امتحان می کردم، روی خودم که نمی خواستم امتحان کنم زیرا اگر جواب نمیداد و یا اتصالی می کرد کیرم بگا میرفت، روی پدرم هم نمی توانستم امتحان کنم زیرا اگر خیلی بزرگ میشد مادر خودم ... اهم اهم ... بالاخره آدم با خونواده خودش از این کارا نمی کنه، بعد از چند وقت یک گربه پیدا کردم آن دستگاه را به کیر او زدم ، کیر این بیچاره انقدر بزرگ شد که همه تو محل فکر کردن این گربه از عجایب خلقته 5 تا پا داره بردنش جر واجرش کردن روش تحقیق کنن، منم ترسیدم گفتم اگه این دستگاه وارد بازار بشه همه مردا سه پا میشن همه شون بگا میرن، از همون بچگیم به فکر انسانها بودما کسکشا حال کنید- خلاصه بسیاری سختی من در زندگانی کشیده ام که نگو، در همان کودکی ایده هایی مثل:
گوشی تاچ
بنز کلاس 6
فضا پیما
تولید گوسفند با لقاح مصنوعی
تولید کیر خر واقعی با علوفه
ماریجوانا
تبلت گوگل
پاستیل ماری
شورت خطی
سوتین اسفنجی
نوار بهداشتی بالدار (البته با بال های هواپیما)
نوار بهداشتی هوشمند (خودش بدونه چه روزی باید بره سرجاش)
تولید انبوده چوب پنبه که بتونه بجای نوار بهداشتی استفاده بشه، یعنی زنا بزارن تو سوراخشون دیگه خون ریزی نکنه بیرون
جق زدن با ماست
توییتر
چوب شوره شیرین
کاندوم خار مادر دار
کاندوم ایر بگ دار
سکس وحشی
را در ذهن داشتم که ناگهان شبی از خواب بیدار شدم دیدم پدرم روی مادرم است و کار هایی دارن می کنن که اگه نگم بهتره، بالاخره میدونید دیگه، از اون روز دپرس شدم تا 17 سالگی دپرس بودم و دائم جق میزدم تا اینکه دیگه از سن ایده گذشت و من افتادم تو کُس بازی که همانا پولساز ترین شغل دنیاست، خلاصه من پولدار نشدم ولی کیرمم نیست چون پول چرک کف دسته 

بعد از نوشتن اون جمله آخر دارم گریه می کنم، 23 روزه این پستُ نوشتم به خاطر اون جمله آخر دلم نمیاد بزنم بخونیدش، گه خوردم پول چرک کف دست نیست. من هنوزم دنبال پولدار شدنم، دارم این وبلاگُ ادامه میدم تا زمانی که در آمد این وبلاگ برسه به روزی 300 هزار دلار. البته الان بعد از 5 سال هنوز در آمدش صفره، باید بفرستمش سر کار کسکشو، داره همینجوری بزرگتر میشه و بی کارو الاف نشسته اینجا

پولدار باشید و کیر تو کون همه تون پولدارای کسکش ^_^ 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام

^_^ مواظب فرزندان خود باشيد ، آنها را از مانيتور دور كنيد محتواي وبلاگ تخمي مي باشد o_O